eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
❁﷽❁ ❣️✨✨✨✨ ✨⭐️🍃 ✨🍂🌺 ✨ 🔷 السَّلامُ عَلَیْكَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ.. 🔷 من از چشم تو افتادم غمی بالاتر از این هست؟ رهایم کردی آزادم غمی بالاتر از این هست؟ گذشتم از تو و اما شکستم پای هر عشقی که دل بر غیر تو دادم غمی بالاتر از این هست؟ دلی که از غمت ویران شده آبادِ آباد است من از غیر غمت شادم غمی بالاتر از این هست؟ تو درس عاشقی را یاد من دادی ولی حالا شده بیگانه استادم غمی بالاتر از این هست؟ تو شیرین تر ز شیرینی کجا من مثل فرهادم کجا پیچیده فریادم غمی بالاتر از این هست؟ مرا از آتش دوزخ نترسان که نمی ترسم من از چشم تو افتادم غمی بالاتر از این هست؟ سجاد احمدیان فراق امام زمان علیه السلام 🌴
شهادت امام جعفر صادق ع -(مزارت مهبطِ افلاکیان است تجلیگاهِ قلبِ عاشقان است) سلام ای مصحفِ توحیدِ سرمد سلام ای صادقِ آلِ محمد (ص) سلام ای آنکه نورِ راستینی به جانها قبله ی اهل یقینی لسانِ حکمتت موجی خروشان زلالِ چشمه ات جاری و جوشان لبت مملوِ تسبیحِ خداوند دلت با مهرِ شیعه خورد پیوند طنینِ عشقِ تو پیچیده در جان به اوجِ عزت آمد عقل و عرفان تویی پایه گذارِ مکتبِ عشق شکوه و اقتدارِ مکتبِ عشق حضورت جلوه ی تفسیرِ روشن نگاهت عطرِ نابِ باغ و گلشن طلوعِ صبحِ زیبای جهانی مباهاتِ تمامِ شیعیانی دو چشمانت زلالِ نور و دانش تو دستانت پُر از شوقِ نوازش تمامِ علم سیراب از کلامت بلند آوازه‌ی شیعه به نامت طلوعِ فجرِ تو چه صادقانه است سراسر دلربا و عاشقانه است تو در باغِ ولایت ریشه داری زلالِ نور در اندیشه داری مزارت مهبطِ افلاکیان است تجلیگاهِ قلبِ عاشقان است شعاعِ پُر فروغت تا به خورشید حدیثِ ماندگارت باغِ توحید دریغا که تویی از عشق محروم تمامِ عمرِ خود مظلومِ مظلوم فراخِ سینه‌ات سرشار از نور به چشمانِ جهالت لیک محصور اگر چه عشقِ دریا جاودان است گلستانِ دلت امّا خزان است طلوعت سبز ای والفجرِ صادق کلامت نور ای قرآنِ ناطق تو کوهِ با وقاری تا همیشه به دلها ماندگاری تا همیشه صمیمانه تو را می خوانیم ای نور به پای عشقِ تو میمانیم ای نور زمین از داغِ تو گشته سیه پوش بقیع در ناله های سرد و خاموش کبوتر ها مقیمِ خانه ی تو تو شمعی و دلم پروانه ی تو مدینه ای دیارِ زخمِ دیرین شرارِ شعله های آتشِ کین تمامِ کوچه هایت بوی دود است به بستر مادری رویش کبود است اگر چه در میانِ خون نشسته است ولی قبرِ تو را با اشک شسته است بگو آن ماهِ خفته زیرِ گِل را به آتش می کشد داغِ تو دل را شاعر:
🍃🌺 نذر رأفتِ بی انتها؛ 🍃🌺 سلام عشق قدیمی؛ سلام، ضامنِ آهو سلام یار دلم، با مرام! ضامن آهو اسیر پنجۂ صیّاد نفْسم آقاجان شده ست ذکر لبانم مدام؛ ضامن آهو بر این دو پایِ شکسته، بر این تنِ خسته نگاه با کرَمت مستدام، ضامن آهو به دست پنجره فولاد خود مرا بسپار به زائرت برسان التیام، ضامن آهو ببخش اگر تبِ دنیا فراری ام داده از آن زیارتِ والا مقام، ضامن آهو خدا کند که دوباره مرا بیندازی- کنار بابِ جوادت به دام، ضامن آهو خدا کند که نگاهی کنی...صدا بزنی غلام ِ خانۂ خود را به نام، ضامن آهو چراغ خانۂ قبرم تویی امام-رضا(ع) شوَد به شوق تو عمرم تمام، ضامن آهو میایی و به هوایت دوباره میگویم: سلام قبلۂ هشتم! سلام؛ ضامن آهو! 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مدح_امام_حسین دنیاده فقط عشق حسیندور منه ثروت بو عشقیله سالام باشما تاج شرافت هر پیشه ده اولسام آقامون نوکریم من گوز یاشیمه پای ویردی جواز در جنت نالایقدیم درگهینه نوکر اولام من دست کرمون چکدی ولی باشیمه حضرت نوکردی آدیم گرچه بو دنیاده ولی من عشق عالمی شاهم ائدورم خلقه حکومت هر کیمسه آلار حاجت و مقصودینی حقدن خالق منه ویردی اقامون عشقینی نعمت چوغ نابغه لر ایلدیر دهریده غوغا اصغر کیمی سربازه قالیب نابغه حیرت هر کیم ویرا بیلمز دوداقین باده عشقه تا چکیمه بو یولدا بلاییله مصیبت تسخیر ائلین عشقیله سر قله ی قافی آفاقه چکیب گورنجه تصویر ولایت
غریب تنها ای سایه ات فتاده به روی سرم   معنای واقعی اصول الکرم   یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند  تسکین دردهای دل مضطرم   "یادم نمیرود که همه عزتم تویی" من پای سفره تو شدم محترم   لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد  ای مهربان تراز پدرومادرم حسین  من سالهاست دربه در روضه توام  داغ تو را به جان ودلم میخرم   در کوچه های سینه زنی سالیان سال  در حسرت هوای حرم می پرم   کابوس من شده غم دوری کربلا  در خواب هم ذکر لب من   تا گفتم اسم کرب و بلا را دلم گرفت  مانند خواهری که صدا زد دلم   اینجا کجاست؟ خواهرت افتاد از نفس  رحمی نما به سینه شعله ورم   اینجا عجیب بوی فراق تو میرسد  یک دم نگاه کن تو به چشم ترم   زینب کجا و مجلس نامحرمان کجا  یک ذره حق بده نشود باورم   مجموع حرف های من اینجا خلاصه شد  در یک کلام ای همه باورم  
. وام گرفته از غزل استاد لطیفیان اشک ما وقف عزای پنج تن بچه های ما فدای پنج تن رونقی این سفره هامان دارد از برکت و لطف و عطای پنج تن بالهای ما, خدا هم شاهد است پر نزد غیر از هوای پنج تن رفت و آمدهای ما در روضه ها هست مرهون دعای پنج تن نسل ما یا نوکرن, یا عاشقند ایل ما اصلا گدای پنج تن ما مریض معصیت هستیم, پس آمدیم دارالشفای پنج تن با دعای فاطمه قد می کشیم روز و شب تحت لوای پنج تن سینه ی ما گنج علم اهل بیت دیده ی ما خاک پای پنج تن هیئتی که فاطمه دارد نظر می شود غار حرای پنج تن مادرم در روضه ها فریاد زد زندگیِ ما برای پنج تن می رسد هر روز رزق ما از آن عطر ناب ربنای پنج تن پای میزان عمل که می شود خوش به حال آشنای پنج تن با دمِ مظلوم بر پا می شود کربلا در روضه های پنج تن می شود شبهای جمعه, کربلا غرق آه و نینوای پنج تن چشم من دارد خجالت می کشد اشک می خواهم خدای پنج تن با نوای (یابُنَیَّ) می شود نینوا در کربلای پنج تن روضه خوان می گفت زینب پیر شد در کنار ماجرای پنج تن آه, از گودال دارد می رسد گریه های, های هایِ پنج تن این صدای وای وایِ زینب است یا صدایِ وای وایِ پنج تن کاش عاشورا بمیرم از غمِ زخم های ناخدای پنج تن رضاباقریان
عاشقِ مشتاق تا آغوش هجران میرود پابرهنه در پیِ خارِ مُغیلان میرود شب به شب سر به بیابان طلب بگذاشتیم هر که عاشق میشود، شبها بیابان میرود کوچه ای خوبست که طی کردنش دردِسَر است میل دیوانه به استقبال طفلان میرود گردنِ معشوق می افتد گناه عاشقان گر زلیخا بد شود یوسف به زندان میرود بیشتر مهرِ پدر را میکند معطوف خویش طفل در نزد پدر هر وقت گریان میرود گر ازاینجا سردرآوردیم ما کار تو بود گَلّه هر جا میرود با میل چوپان میرود سفره مهمان ندیده نیست در شأنِ کریم اوّل ابراهیم ما دنبال مهمان میرود گیسوی معشوق را با خونِ دل باید گرفت آنچه آسان میرسد از راه آسان میرود دردِ عالم را درِ خانه مداوا میکند هرزمان که پرچمش استان به استان میرود من ترا با قیمت جانم بدست آورده ام هر کجا اسم تو می آید؛ زِ تن جان میرود آبروی فاطمه ما را کنارت راه داد طفل بازیگوش با مادر دبستان میرود من دوباره گیر کردم ؛ضامن آهوکجاست؟ من دلم تا گیر می افتد خراسان میرود معجزه یعنی همینکه در میان خانه ات هر که گریان میشود تا خانه خندان میرود علی اکبر لطیفیان
@shere_aeini حمزه که جان عالم و آدم فدای او لب باز می کنم که بگویم رثای او  مردی که در شجاعت و هیبت نمونه بود در غیرت و شکوه و شهامت نمونه بود  شیر خدا و شیر نبی فارس العرب در انتهای جاده ی مردانگی، ادب  هم یکه تاز عرصه ی جنگ و نبردها هم آشنای بی کسی اهل دردها  هنگام رزم و حادثه مردی دلیر بود خورشید آسمانی و روشن ضمیر بود  شب های مکه شاهد جود و کرامتش گل داشت باغ شانه ی او از سخاوتش  او صاحب تمام صفات حمیده بود دل را به نور حضرت حق پروریده بود  الگوی اهل سرّ و یقین بود طاعتش یعنی زبانزد همه می شد عبادتش  در آسمان مکه ی دلها ستاره بود بر قلبهای خسته امیدی دوباره بود 🔸شاعر : _____________________________ 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ع ریحانه ی من چه بر سرت آوردند صد بغض به آه همسرت آوردند غسل تنت از من چقدر وقت گرفت یعنی چه به روز پیكرت آوردند بی بی وصیت کرد: (یا علی غسلنی ولا تکشف انی..) منو از زیر پیراهن غسل بده، من رو شبانه دفن کن. امیرالمومنین فرمود: مشغول غسل دادن شدم به دستورات زهرا عمل کردم، یه وقت دیدن علی دست از کار کشید آی مادر.... غسل تنت از من چقدر وقت گرفت یعنی چه به روز پیكرت آوردند با دیدن جسمت بدنم می لرزد با شستن پهلوت تنم می لرزد با شستن زخم كوچه های نیلی ای فاطمه دارد حسنم می لرزد چشمم به غمه هماره ات افتاده بر چشم پر از ستاره ات افتاده وقتي كه رسيد دست من فهميدم در كوچه دو گوشواره ات افتاده امیرالمومنین بدن زهرا رو غسل داد، کفن کرد، وقتی خواست بنده های کفن ببندم، زینبین روصدا کرد، حسنین روصدا کرد بیاید از مادر توشه برگیریدآخه دیگه دیدارها میمونه برا قیامت ، روایته بچها خودشون رورو بدن بدن بی جان مادر انداختن،(وامصیبتاخیلی سخته داغ مادر ،مادر دارین قدر مادر بدونید ) دارن ناله میزنن، واحسرتا، وا حزنا، مادر مادر، مادر سلام ما رو به رسول خدا برسون، امیرالمومنین فرموددیدم صدای ناله ی زهرا بلند شد، بنده های کفن زهرا بازشد یه دست حسنین دربغل یه طرفم زینبین دارن از دل وعربت ناله میزنن یه وقت منادی بلند شد علی بچه ها رو از روی مادر بردار ملائکه ی آسمان به گریه شدن، ای بمیرم اینجا فاطمه زهرا حسنین تسلی داد، با امام حسن و حسین خداحافظی کرد، گذشت...اما نمیدانم چرا هر وقت از یاس میخوانم کنار یاس قدری روضه عباس میخوانم یه وقت علقمه بوی یاس گرفت... مادر برات بمیره اباالفضل اباالفضل نمی دونم وقتی ابی عبدالله اومد کنار نهر علقمه آی بدن علمدارشو با اون حال مساهده کرد (یازهرا ) نه دستی در بدن داره عباسش ، فرقش شکسته دیگه اونجا دیدن حسین زهرا دست بر کمر گرفته ، فرمود الان دیگه کمرم شکست (داغ برادر نبینی صاحب ناله ) مدینه اباعبدلله پهلوی شکسته مادر دید در کربلاهم فرق شکافته ی برادر این نالتو بلند کن تسلای دل حضرت زهرا وفرزندش ابوالفضل العباس بگو حسین جان.... ای اهل حرم میر علمدار نیامد سقای حسین سید سالار نیامد امشب حرم آل علی آب ندارد رقیه شده بی تاب، علی خواب ندارد @roze_daftari
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده قرعه ی خونْ جگری بر جگرم افتاده معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده یک نفر نیست به دادِ من تنها برسد؟! آنقدر دام گنه دور و برم افتاده دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و وسط معرکه دیدم سپرم افتاده همه ی دار و ندارِ دل رسوای من است این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده حب زهرا من خسران زده را آدم کرد بر زبانِ همه، حالا خبرم افتاده دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم روزی ام دست خدایان کرم افتاده بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم به سرم شور نجف، شور حرم افتاده هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد باده ی نابْ هم آخر ز سرم افتاده روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا به سوی مجلسِ روضه گُذرم افتاده مادری مویْ پریشان به حرم آمد و گفت: خنجری کُند به جان پسرم افتاده چقدر چشمِ طمع بر زره و پیرهنِ تشنه ی در دلِ خونْ غوطه ورم افتاده
روضه جهت مجالس : نام تو را نوشتمُ پشت جهان شکست 2 آهسته ازغم تو،زمین و زمان شکست پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین گفتم که فاطمه،کمر آسمان شکست هجده بهار دیدی و درسوگ تو،دلم بعد ازهزاروسیصد وچندین خزان شکست ای دل بسوز و بشکن،تا باوارت شود حتما دری که سوخته را می توان شکست باهر دری که بعد نگاه تو باز شد انگار در گلویِ علی استخوان شکست2 *حسینِ،ثمرۀ وجود مادرِ،تو حدیث کساء وقتی ابی عبدالله اومد محضر بی بی،اجازه بگیره،سوال کرد کیا هستن؟* اِنّي اَشَمُّ رايَحَهَ جَدّي*بی بی وقتی فرستادش بااین خطالب:* یا ثَمَرَةَ فُؤادی * حسینشُ اینجوری صدا زد"و*یاقُرَّةَ عَیْنی*مادر همۀ بچه هاشو دوست داره، اما هر کدومُ یه جور دوست داره" همه رو یجور دوست داره همه رو یه اندازه دوست داره؛ اما بعضی دوست داشتنا فرق داره" من از مدینه می خوام *ببرمت کربلا ..* چند جا تو مدینه بی بی یادِ کربلا کرد" (حسینِ شش هفت سالِ هنوز نه کربلایی هست نه) اما بی بی یاد کربلا کرد، چند جا یاد کرد . کجاها یادِ کرد؟؟ اون وقتی که زینبش رو صدا کرد،کفن ها رو داد به زینب؛کفن اول مالِ منِ دخترم، میدی بابات علی، (تصور کن یه دختر چهارساله) کفن دوم مالِ بابات علیِ، میدی داداش حسنت یه روزی؛ کفن سوم مالِ برادرت حسنِ ؛ وقتی بقچه رو بست زینب مات و متحیّر(اینو من میگما : خوب خدا رو شکر حسینم سالمِ ... حسینم هست ، حتما من زودتر ازحسین میرم که کفنِ حسینُ به من نسپرده)اما یه مرتبه دید یه پیراهن رو داد تو بقل زینب .... زینبم یه روزی میاد کربلا .. الله اکبر .. حسینت ازت جدا میشه،به جایِ من پیراهنُ بهش بده ... زیر گلوشُ ببوس زینب ..." این یه جا یاد کربلا کرد ... یه جا دیگه ش رو بگم معطلت نکنم ... یه جا دیگه هم یاد کربلا کرد وقتی شبِ آخر همه حرف هاشو به علی زد ... همه وصیتاشو گفت ... مادرِ ما همه حرفاشو زد ... همه وصیت هاشو به علی گفت ... یه نفسی کشید ... یه آهی کشید ... صدا زد *لاتَنسی قَتیلِ الاعَدا ...* حسینمُ تشنه می کشن .... حواست به حسینم باشه علی ... از بابام شنیدم بین دو نهر آب ... هی صدا میزنه العطش ... حسین ... بریم کربلا ... میان عاشق ومعشوق رمز بسیاراست چو یار ناز نماید شما نیاز کنید ... مادر مدینه دو جا یاد کربلا کرد و یاد حسین کرد ... حسینشم تلافی کرد ... دو جا سراغ دارم یادِ مادرش افتاد ... یاد مدینه افتاد بگم یا نه؟؟ یه جا اون لحظه ای بود ... (یا صاحب الزمان من معذرت میخوام) یه جا وقتی پیراهن عربیش رو بالا زد .... وقتی تیر حرمله به قلبش خورد ...*فَرَمَاه حَرملَةُ سَهمٌ مَسمومٌ محدَّدُ ثَلاثُ شُعَبٍ*.... هر کاری کرد تیرُ از روبرو دربیارِ نشد .... کمرشُ خم کرد .... (حالا چرا حرف مدینه شد؟؟؟) وقتی سینه ش سوراخ شد ... مقتل میگه : فَجَرّدَ کَلمیزاب .... عین ناودون از سینه ش خون میریزه ..... دیدن دو دستی زیر خون ها رو گرفت ... هی میمالید به محاسنش .... (چی می گفت ؟؟) می گفت منُ مدینه کشتن .... اون روزی که مادرمُ تو کوچه ها زدن ..... وای ....... خدایا همین یه دونه آدمُ میکشه ... رحمت خدا به این ناله ها .... یه جا دیگه هم یاد مادرش کرد .....بگذریم ...بزار ادامه ش رو بگم هی محاسنش رو به خون خودش خضاب کرد ... اما دیگه نتونست رو اسب بمونه ... همچین که اومد از رو اسب بیفته دیدن زیر لب میگه :*بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ...* هوا زجور مخالف چو قیر گون گردید عزیز فاطمه از اسب ...... حسین ...... ای خدا به این مادرُ پسر ... به زائر پهلو شکستۀ کربلا فرج امام زمان را برسان .....
غزل مصیبت امام صادق علیه السلام با پیرمرد خسته که دعوا نمیکنند با دست بسته وارد بَلوا نمیکنند از پشت بام خانه به خانه نمیروند وقتی که نیمه شب شده غوغا نمیکنند بر خانهء امام که حمله نمیبرند اینگونه با بزرگ حرم تا نمیکنند در خانه ای که هست زن و بچه بین آن آتش به پشت خانه که برپا نمیکنند وقتی هنوز نالهء زهرا رسد بگوش تکرار داغ حضرت زهرا نمیکنند شاید زنی به پشت درِ خانه آمده در را که با فشار لگد وا نمیکنند شه را پیاده در پیِ مرکب نمیکِشند با کینه هتک حرمت آقا نمیکنند هفتاد ساله را که دگر هول نمیدهند یک ذرّه رحم ، یا که مدارا نمیکنند پیش امام پشت سرِ هم شراب خورد این رسم را به دِیر و کلیسا نمیکنند بزم شراب ریشه ز بزم یزید داشت یکجا بگو که ظلم در آنجا نمیکنند با خیزران زد و ز لبش خون دوباره ریخت یک عدّه چشم بسته ، تماشا نمیکنند دندان سنگ خورده دوباره شکسته شد خجلت ز جای بوسهء طاها نمیکنند تَه ماندهء شراب خودش را به طشت ریخت فکری به حال زینب کبری نمیکنند @majmaozakerine