eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
شعر در مورد پایان سال تحصیلی نامه ام آغاز شد با نام او جمله محتاجیم بر اِکرام او لطف او شد شامل احوال ما خوب از آن شد روز و ماه و سال ما سال خوبی بود، امّا زود رفت تلخ اگر، یا این که شیرین بود، رفت آمد و شد ماندنی نام ششم خاطرات خوب ایّام ششم اوّلین بودیم ما در این مسیر سعی بنمودیم ما، در این مسیر از خدای خویش یاری خواستیم سعی خود را با دعا آراستیم پس موفّق ما شدیم و شادکام هم در این تغییر نیکو پیشگام شاد باشید ای عزیزان، دوستان همچو گل های قشنگ بوستان لحظه ی آخر معلّم شاد نیست هم دلش از بند غم آزاد نیست چون معلّم هست دلتنگِ شما می نوازد این دل آهنگِ شما دانش آموزانِ خیلی خوبِ من جملگی هستید هم محبوبِ من مصطفی بارحم، آن شیرین زبان بامحبّت، باصفا و مهربان دیگر آن بانور خوب و نازنین او که مظلوم است و کم حرف و متین نام باهیئت بُوَد عبدالحکیم با ادب باشد، و پرمهر و حلیم آن که ممتاز است و هم دانا بُوَد درس خوان و باادب، سینا بُوَد دیگری نامش علی و هم رضا آن دگر قاری قرآن، مرتضی اوّلی آسان بگیرد کار را هردو خوش سیما و خیلی خوش صدا مصطفی تیموری را داریم دوست نیز آرش را که هم فامیل اوست گرچه ساکت هست، باشد تیزهوش پیر هم گردد، جوان مانَد سروش هم رضایت که محمّد نام اوست شیطنت ها می کند، هم خنده روست دوست می دارم رفیعی پور را چون که او نَپذیرد حرف زور را هست روشن گرچه قدری گوشه گیر نیز باشد باوقار و سر به زیر درس خوان و باادب باشد مُبین هست باانصاف و آرام و متین اهل دعوا نیست، می دانم علی اهل درس و تربیت باشد، بلی! عیدخانی دوستدار فوتبال شوخ طبع و درس خوان و باکمال هم قرائی را که حجّت نام اوست همچو دیگر دوستان داریم دوست حرف، خیلی دارد این گُلکار ما فوتبالیست و نیز ورزشکار ما کس ز مُضطر هیج آزاری ندید جز کمک کردن و همکاری ندید آن که باشد بهترین دروازه بان هست مهران، آن عزیز مهربان هم مُطهّر را که باشد خوش زبان درس خوان و قاری قرآنمان حافظ قرآن همان نطّاق ماست درس خوانِ خوبِ خوش اخلاق ماست نیز رامین نوازنده بُوَد یار بانور است و خوش خنده بُوَد شیطنت ها می کند این پوریا هست چون سینا ریاضیدانِ ما دیگری مسعود، آن نقّاشمان او که خلّاق است و خیلی مهربان بعد از آن ها کیست؟ طاها وحدتی گویمش: بس جدّی و باهمّتی درس خوان و بانمک، عرفان بُوَد فوتبالش خوب و از خوبان بُوَد این سخن ها را خلیلی پور گفت با دلی از هجرتان رنجور گفت دانش آموزانِ محبوب و ملیح پایه ی شش در دبستانِ فصیح با خدا باشید ای یاران؛ شما پیرو قرآن و باایمان شما ای عزیزانم؛ خدا همراهتان همرهِ هر روز و سال و ماهتان شعر از: ابوالقاسم محمّد خلیلی پور
شعر درباره ی پایان سال تحصیلی باز هنگام وداعی تازه است غصه ها در سینه بی اندازه است بغض تلخی در گلویم مانده است سد راه گفتگویم مانده است ناله هایم ناله های درد نیست ناله ای جز ناله یک مرد نیست قبل از این در سینه ی ما غم نبود در دل ما شور و شادی کم نبود روزهای شادمانی سر شدند لحظه های دلخوشی آخر شدند فرصتی دیگر برای کوچ نیست انتظارم جز خیالی پوچ نیست هر چه گفتیم از کویر و دشت بود راه رفته راه بی برگشت بود تو چه می دانی زداغ زنجره؟ مرگ پروانه کنار پنجره خاطرات خوب ما پر پر شدند سهم میز و تخته و دفتر شدند وبخوان در چشمهایم درد را قصه تنهایی یک مرد را لحظه رفتن به یادم گریه کن قطره اشکی برایم هدیه کن سهم ما حالا فقط تنهایی است خالی از هر عشق و هر زیبایی است کاش می شد درد را تفسیر کرد خواب چشمان مرا تعبیر کرد سرنوشتم سخت مبهم می شود طرح نامعلومی از غم می شود روزهامان بوی خوب یاس داشت عطر سیب و طعمی از گیلاس داشت ای کویر ای شاهد غمهای من در تو گم گشته دل شیدای من سینه را با آتش غم گر زدند آرزوهای مرا آجر زدند گر چه شعرم خالی از احساس بود خالی از بوی ترنج یاس بود چون که از ژرفای غم جوشیده بود عیب بی وزنی آن پوشیده بود در شما دیدم محبت را بسی از شما بهتر نمی دانم کسی دوستانی مهربان و بی ریا خالی از هر نوع غرور و ادعا گوش کن تا با تو گویم یاورم از همان ناگفته های آخرم بر سر هر کس اگر دادی زدم در کلاس درس فریادی زدم ازبزرگی دوستان عفوم کنید مهربخشش برخطاهایم زنید شعرهایم گر چه از درد دل است لیک در توصیفتان ناقابل است آرزو دارم که هر جا می روید این نصیحت را زشیخی بشنوید نیست در دنیا بجز نیکی اثر غیر از این باشد برایت دردسر مدرسه لبریز از بوی شماست شعر من شرمنده روی شماست در امان باشید از رنج وبلا خرم ومسرور بایادخدا شعر از: محمد علی شیخی
بسم الله الرحمن الرحیم ✧✾═════✾🔶✾═════✾✧ بر روی پیکره توچه شلاق ها زدند اینجامیان کوچه تورا بی هوا زدند درنیمه های شب به سویت حمله کرده اند شلاق برتن وبدنت ازجفا زدند واردشدند از در و دیواروپشت بام قومی چنین تورا سر سجاده ها زدند آن پیرمرده محترم سالخورده را پای برهنه دروسط کوچه ها زدند قومی کمال بی ادبی رانموده اند اورامیان کوچه بدون عبازدند تکرارشدحدیث درودود وشعله ها اوراچنین میان درو شعله ها زدند دستش طناب بود و دوپایش برهنه بود اورا غریب چون علی مرتضی زدند ای دل بسوز وگریه وآه وفغان نما اورابه ضرب طعنه ای بس ناروا زدند اینجاتمام حرمت آل علی شکست باقصدکشتنت وسط کوچه هازدند ابن ربیع رسیدوتوراتازیانه زد با اذن او تورا وسط شعله ها زدند چون جدخودعلی.توغریبه مدینه ای شلاق برتن وسرو روی شما زدند بازهرکینه عاقبت ازپانشسنه ای برکشتن تو حیله به زهرجفازدند امادگرسرت به روی نیزه ها نرفت بی غیرتان تورا وسط, ناله ها زدند شعر.آرمین غلامی(مجنون)... اشعار مجنون کرمانشاهی:: .________.. جدیدترین اشعاروسبکها
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
.در فراق امام زمان،،، سید رضا نریمانی .. معصیت کارستمو وحجب وحیایم کم شده غرق در دنیا شدم حال دعایم کم شده چشم من از بس به دنبال هوس رفته ببین در میان روضه آقا گریه هایم کم شده غیبت و تهمت شده ورد زبانم روز و شب این چنین بودم که سوزِ درصدایم کم شده بر سر قول و قرارم با همه ماندم ولی پای تو تا که میان آمد وفایم کم شده نیمه شب ها دائما در خواب غفلت هستم و خلوت و نجوای باتو در سرایم کم شده کاش اقاجان نبینم با وجودی که بدم آن زمان را که دعای تو برایم کم شده یک نگاهی از سر لطفت به من شد باعثِ اینکه بعد از روضه ها جرم و خطایم کم شده راهی ام کن بار دیگر یک سفر کرببلا گوشه ی صحن حسین درد و بلایم کم شده @majmaozakerine دختری در بین صحرا هه ی دوید و ناله زد @majmaozakerine عمه جانم قوت بر دست و پایم کم شده
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
4_5915484797815230328.mp3
3.21M
. 🔊 فوق العاده زیبای بی‌بی فاطمه معصومه(س) ⭕ 🎙️ کربلایی 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 روی لبام مزهٔ سوهانه شادیِ ما، دیگه بی‌پایانه تولد زینب ایران و تولد خواهر سلطانه بانوی گل‌ها، سلام/لبخند دریا، سلام هم اسم زهرا، سلام/سلام، سلام اول ماه ذی‌القعده اومده به گوش دلها این زمزمه رسید جا داره باز کوثر نازل بشه چون فاطمه از نسلِ فاطمه رسید بانوی گل‌ها، سلام/لبخند دریا، سلام هم اسم زهرا، سلام/سلام، سلام 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 رو لب سلطان تبسم اومد که شادی تو دلِ کردم اومد یک علی که نصیب مشهد شد یا فاطمه اگه تو قم اومد بانوی این آب و خاک/هستم براتو هلاک روحی و نفسی فداک/فداک، فداک بانوی گل‌ها، سلام/لبخند دریا، سلام هم اسم زهرا، سلام/سلام، سلام اول ماه ذی‌القعده اومده به گوش دل‌ها این زمزمه رسید جا داره باز کوثر نازل بشه چون فاطمه از نسلِ فاطمه رسید بانوی گل‌ها، سلام/لبخند دریا، سلام هم اسم زهرا، سلام/سلام، سلام یا حضرت معصومه مدد، مدد، مدد، مدد... @ewwmajmamolodi
به یاد پدرهای از دست رفته همه ی زندگیم بودی ورفتی، پدرم هرکجا می نگرم روی تو آید نظرم زندگی بی تو دگر گشته مرا بی معنا خانه بی نور شده بعد تو زیبا قمرم گل بی خار همه دوره عمرم هستی دست گل چین اجل کرد مرا بی پدرم مانده از کودکیم خاطره هایی یادم مهربانانه تو بودی به سفرها به برم رنجها برده تو،تا راحتی ما بینی بوده ای مایه ی فخرم،به تو من مفتخرم مهربانی وصفایت نرود از خاطر بودی همواره به سختی وبلاها سپرم زندگی بی تو بدادست صفا را از دست توبدان،بی تو دگر مرغک بی بال وپرم باز هم با تو کنم درد دل ای سنگ صبور هرزمانی که بیفتد به مزارت گذرم @khatmkhanimajma
┈•‌‌‌‌‌‌꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈ •|⇦لب تشنه بودُ.. و توسل به ابن الرضا حضرت جوادالائمه علیه السلام به نفسِ حاج حسن خلج•✾• ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ لب تشنه بودُ تشنۀ یک جرعه آب بود مردی که دردهایِ دلش بی حساب بود *هی صدا می زد ؛ امُ الفَضل جگرم داره می سوزه .. کنیزکِ دلُ زد به دریا ، گفت هر چه بادا باد .. آب رو می برم ، این آقای منه عمری بهم محبت کرده.. ظرف آب رو برداشت .. جلوش رو گرفت ، کجا داری میری؟ امُ الفَضل مگه نمی بینی پسر پیغمبر داره میگه جگرم .. گفت آب رو بده خودم می برم .. آخه من همسرشم .. آب رو آورد تو حجره ، گفت ببین آب هست ..* پا می کشید گوشۀ حجره به روی خاک فریاد استغاثۀ او بی جواب بود اما فدای بی کفن دشتِ کربلا آن کس که زخمِ تنش بی حساب بود * شمشیردار با شمشیر می زد .. نیزه دار با نیزه می زد .. هم نعل تازه بر بدنش ردِّ پا گذاشت هم داغديدۀ شرر آفتاب بود .. شاعر: يوسف رحيمی
مثل شب های قدرِ بس که امشب مهمه بی قرارا بخونید یا جوادالائمه .. خسته دل از غمُ با زهرِ جفا حاجت روا شد عطش به جونش اُفتاد حال و هوا کربلا شد سه روز شبیه جدش ابن الرضا جسمش رها شد امشب از عطش می خونن روضه خونا تو کاظمین می خونه ضریح جواد السلام علی الحسین ــــــــــــــــــ نیت دشمن این بود بشکنه حرمتش رو آسمونا شنیدن قصۀ غربتش رو قصۀ غربتش رو گفت پیکری که رویِ بامه قصۀ غربتش از کربُبَلا داره ادامه حرمتِ پیکرِ عشق بالاتر از بیت الحرامه از غم جسم بی کفن خونه چشمایِ عالمین بوریا آوردن براش السلام علی الحسین ــــــــــــــــــ یا جوادِ کلید رزق و روزی عالم ما از این در می گیریم رزق اشک محرم خدا می بخشه امشب رزق دل سینه زنا رو خدا نگیره از ما این شور و این حال و هوا رو عزت نوکری تو مجلس خون خدا رو ای تمام دنیای ما عهد روز ازل حسین السلام علی الغریب السلام علی الحسین
حسین طاهری۱۴۰۰ نوحه شب سوم محرم واحد دلم آغوش گرم تو رو میخواد خرابه سرده و دارم میلرزم هوا سرده ولی عیبی نداره من از تاریکیا خیلی میترسم از اونی که سر تو رو رو نیزه بست بدم میاد از اون که دندون تو رو با سنگ شیکست بدم میاد بابا بابا بابا حسین **** یه شب جا موندم و اومد سراغم همون مردی که با من خیلی بد بود الهی که دلش آتیش بگیره که دل سوزوندنو خیلی بلد بود همش میگفت عموت کجاست حال تو رو نیگاه کنه بگو از علقمه بیاد دست بستت رو وا کنه بابا بابا بابا حسین **** یه جور میزد که انگاری گرفته منو با مرد جنگی اشتباهی یه چیزایی میگم عمه نفهمه از اون شب میره چشم من سیاهی از اونی که سر تو رو رو نیزه بست بدم میاد از اون که دندون تو رو با سنگ شیکست بدم میاد بابا بابا بابا حسین
تموم زندگیم فدای رقیه من هرچی دارم از دعای رقیه ایشالله یه روزی جلوی ضریحش میمیرم جون میدم به پای رقیه سرم نذر سر بی بی تا جون دارم میگم عالم بدونه که دوسش دارم سایه روی سرمه خیلی محترمه رقیه ماه زیبای حرمه اوج باورمه رقیه ذکر لب مادرمه رقیه یه عمره که میگم مدیح رقیه دم معجزه مسیحه رقیه انشا الله میشه قسمت روضه بگیریم یه روزی جلوی ضریح رقیه منم بنده این بانو سر دارم میگم عالم بدونه که دوسش دارم چقدر مثل علیه رقیه دل خوشی هر دلیه نور منجلیه رقیه رقیه هم جان و جانانه رقیه مثل کل اهل حرم   ابوفاظلیه اونی که به دلم پناهه عباسه تموم حاجتم نگاه عباسه هر آن کس نوکر رقیه میبینه تو محشر که توی سپاه عباسه مرید کوی عباس عباس علمدارم میگم عالم بدونه که دوسش دارم همه تاب و تب من ذکر رو لب من عباس نوکریشه منصب من خواب هر شب من عباسه راه و رسم اون بخدا شده مذهب من عباس
۲ آمده زائر رسول الله از کنار قبور آل الله زائر مکه است و بیت الله شده لبریز عشق با حسنات بر گل روی زائرش صلوات آمده از کنار بیت خدا داشته او همیشه حال دعا خورده از آب زمزم، آب بقاء او گرفته ز حق همه حاجات بر گل روی زائرش صلوات آمده از کنار پیغمبر شده غرق ولایت حیدر ز ولای علی زده ساغر چه بگویم ز بهترین کلمات بر گل روی زائرش صلوات او زیارت نموده بیت خدا دگر از رنج و غصه گشته رها دگر از او خدا بگشته رضا دیده از آل احمدی جلوات بر گل روی زائرش صلوات قدر او گشته در مدینه رفیع در کنار قبور و خاک بقیع گشته اند بر او ائمه شفیع لطف آنها به دین بداده حیات بر گل روی زائرش صلوات دگر از بند غم شده آزاد دیده قبر مطهر سجاد در کنار بقیع زده فریاد از نبی و حسن گرفته برات بر گل روی زائرش صلوات دیده قبر امام صادق را قبر باقر شمس حقایق را مجتبی آن امام لایق را همه باشند به شیعه باب نجات به گل روی زائرش صلوات یک طرف دیده قبر پیغمبر که بگشته مدینه را زیور یک طرف بی چراغ و بی اختر چه بگویم از این همه ظلمات به گل روی زائرش صلوات در مدینه بدیده غربت را دشمن دین شکسته حرمت را خاکی از کین بدیده تربت را سوخت، آتش گرفت در دفعات به گل روی زائرش صلوات گشت اما ندید قبر زهرا را نکرد زیارت، دخت طاها را در دلش نهاده کوه غم ها را یاد آن دختر فرشته صفات به گل روی زائرش صلوات یاد غم های دخت پیغمبر یاد اشک و غریبی حیدر گریه ها کرد و ریخت اشک بصر یاد آن دختر نبی مرآت به گل روی زائرش صلوات آمده، دل مدینه جا مانده بر لب زائرش نوا مانده یاد آن سوز و گریه ها مانده سوخت قلبش از آن همه نغمات به گل روی زائرش صلوات @atabataleyatmajma
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم شور سیاه پوشان سبک به سمت گودال ..... من رزق و روزی‌مو از شما می‌گیرم شالِ عزاتونو از زهرا می‌گیرم زندگیمِه روضه بندگیمه روضه یه روز پایِ روضه کربلا می‌میرم حسین حسین جانم ۴ از این شبِ اوّل تا شبِ عاشورا ذکرِ لبایِ ما یازهرا یازهرا مهمونِ این مجلس مادرشه امّا چی دیده این مادر واویلا واویلا حسین حسین جانم ۴ پیش دوتا چشماش خنجری آوُردن سرُ و بریدن بعد... برداشتن و بردن وقتی سر ُو خولی... با عجله می‌برد یه عدّه عبا و... پیراهن و بردن پیچیده تو گودال صدایِ یک مادر اسبایِ بی‌انصاف رد شدن از پیکر الهی امسال از غصّه‌یِ اربابم تو دهه‌یِ اوّل دِق کنه این نوکر حسین حسین جانم ۴ به‌سر می‌زد خواهر به معجرش چسبید یکی با خنجر رفت انگشتر ُو دزدید صدایِ واویلا تو خیمه‌ها پیچید زینب زیرِ لب هِی می‌گفت و می‌لرزید به سمتِ گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سرِ تو دعوا بود ناله کشیدم من سرِ تو رو بردن دیر رسیدم من دیر رسیدم من ۴