هدایت شده از پژوهشهای تاریخ اسلام
📜معرفی کتاب
🔸افزون بر راویان وقایع رویداد عاشورا نظیر امام سجاد(ع) و امام باقر(ع)و بانوان خاندان اهلبیت و دیگر بانوان، افرادی از سپاه دشمن نیز راوی رویداد عاشورا بودند اما اغلب شفاهی بود و گاه همه رویدادها احصاء نشد.
🔸اولین مقتلی که به عنوان اثر مکتوب در مورد رویداد عاشورا نگاشته شد مقتل ابومخنف(متوفای ۱۵۷ق) بود که سند اصلی باقی نماند و در کتب تاریخی متقدم نکاتی ذکر شده که اشاره به این اثر دارد.
🔹نکته مهم این است که محتوای کتاب منتسب به ابو مخنف با نام مقتل الحسین که اکنون در دسترس عموم است، قابل اعتماد نیست، اما استاد یوسفی غروی، گزارشهای قابل اعتماد ابو مخنف را بر اساس منابع معتبر، به زبان عربی، بازسازی و احیا کردهاند و این اثر با نام "وقعه الطف" منتشر شده و در سالهای اخیر در زمره منابع اصلی واقعه عاشورا قرار گرفته است.
🔸"وقعه الطف" کهنترین گزارش مکتوب از واقعه کربلا ست و استاد، با این کتاب به گزارشی تاریخی از واقعه عاشورا، بدون افزودههای متأخر دست یافته است. در این کتاب، همه نقلهای بازمانده از کتاب ابو مخنف گردآوری شده و میتوانیم بگوییم اکنون ساختار اصلی کتاب مقتل الحسین را در اختیار داریم.
📚کتاب "وقعه الطف" استاد یوسفی غروی توسط محمد صادق روحانی ترجمه شده است.
@chsiqs
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَحِمَهُ اَللهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اَلرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ اَلْمُحَرَّمِ؛
ريان بن شبيب مىگويد: روز يكم ماه محرم نزد امام رضا عليه السّلام رفتم.
... ثُمَّ قَالَ يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنَّ اَلْمُحَرَّمَ هُوَ اَلشَّهْرُ اَلَّذِي كَانَ أَهْلُ اَلْجَاهِلِيَّةِ فِيمَا مَضَى يُحَرِّمُونَ فِيهِ اَلظُّلْمَ وَ اَلْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ اَلْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لاَ حُرْمَةَ نَبِيِّهَا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا اَلشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ اِنْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلاَ غَفَرَ اللهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً
... آنگاه حضرت رضا(عليه السّلام) چنين فرمود: اى پسر شبيب! بىگمان محرّم ماهى است كه مردم عصر جاهليت ستم و كشتار را در آن حرام مىشناختند و بدان حرمت مىنهادند؛ اما اين امت نه حرمت محرّم الحرام را رعايت كردند و نه حرمت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را. در ماه محرّم نسل او را به قتل رساندند و زنان او را به اسارت بردند و دارايى او را به غارت بردند. خداوند هرگز اين ستم را نخواهد بخشيد.
يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ اَلْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلاً مَا لَهُمْ فِي اَلْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ اَلسَّمَاوَاتُ اَلسَّبْعُ وَ اَلْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى اَلْأَرْضِ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ أَرْبَعَةُ آلاَفٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ اَلْقَائِمُ فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ يَا لَثَارَاتِ اَلْحُسَيْنِ
اى پسر شبيب! اگر براى كسى مىخواهى اشک بريزى، براى حسين(عليه السّلام) اشک بريز كه مانند گوسفند سر او را از تن جدا كردند و نيز هجده تن از خانوادهاش همراه با او به قتل رسيدند كه همانندى نداشتند. آسمانهاى هفتگانه و زمين در سوگ او اشک ريختند و نيز چهار هزار فرشته براى كمک به حسين(عليه السّلام) روانهٔ زمين شدند و ناگاه حسين عليه السّلام را شهيد ديدند. آنان بر مزار حسين(عليه السّلام) پريشانحال بمانند تا آنگاه كه قائم آل محمد(عج) ظهور كند و حسين(عليه السّلام) را مدد برساند. شعار آنان «يا لثارات الحسين» است.
يَا اِبْنَ شَبِيبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ جَدِّي صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ مَطَرَتِ اَلسَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ
يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلاً كَانَ أَوْ كَثِيراً
يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ
اى پسر شبيب! پدرم از پدرش و او از جدش برايم فرمود: آنگاه كه جدّم حسين(عليه السّلام) به قتل رسيد، آسمان خون و خاک سرخ باريدن گرفت.
اى پسر شبيب! اگر بر حسين(عليه السّلام) اشک بريزى تا آنكه قطرههاى اشک تو بر گونههايت جارى شود، خداوند گناهان تو را از كوچک و بزرگ و كم و بسيار خواهد آمرزيد.
اى پسر شبيب! اگر تمايل دارى خدا را ديدار كنى درحالىكه گناهى بر او نباشد، حسين(عليه السّلام) را زيارت كن.
يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ اَلْغُرَفَ اَلْمَبْنِيَّةَ فِي اَلْجَنَّةِ مَعَ اَلنَّبِيِّ وَ آلِهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَالْعَنْ قَتَلَةَ اَلْحُسَيْنِ
اى پسر شبيب! اگر دوست دارى در غرفههاى پيشساختهٔ بهشت همراه با پيامبر باشى، بر آنان كه حسين(عليه السّلام) را شهيد كردند، لعن كن.
يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ اَلثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اُسْتُشْهِدَ مَعَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ «يٰا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»
يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي اَلدَّرَجَاتِ اَلْعُلَى مِنَ اَلْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ اِفْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلاَيَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلاً تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللهُ مَعَهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ.
اى پسر شبيب! اگر مىخواهى پاداش شهيدان كربلا را به دست آورى، هرگاه ياد حسين(عليه السّلام كردى)، چنين بگو: «كاش با آنان بودم و به كاميابى بزرگ نايل مىگشتم»
اى پسر شبيب! اگر علاقه دارى همراه با ما اهل بيت در مرتبههاى بلند بهشت جاى گيرى، براى اندوه ما اندوهگين شو و براى شادى ما شادمان شو و همواره التزام قلبى و عملى به ولايت ما داشته باش [که همانا اگر انسان سنگی را نیز دوست داشته باشد، خدا در روز قیامت وی را با همان سنگ محشور میکند].
امام خمینی (س) در هفتم اردیبهشت ماه سال ۶۸ در نامهای خطاب به مرحوم آیتالله علی مشکینی (رئیس وقت مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم) بر عدم تندروی طلاب جوان تاکید کردند.
این نامه در پاسخ به نامهٔ آیتالله مشکینی دربارهٔ انتخابات حوزه علمیه قم بود. متن نامه امام به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ علی مشکینی، دامت افاضاته
پس از سلام و آرزوی موفقیت، إنشاءالله موفق و مؤید باشید. نامهٔ جنابعالی در مورد انتخابات حوزۀ علمیۀ قم رسید. از جنابعالی و سایر دستاندر کاران تشکر می نمایم.
شما از قول من به فرزندان انقلابیام بفرمایید که تندروی عاقبت خوبی ندارد. اگر آنان جذب حضرات آقایان جامعهٔ محترم مدرسین نشوند، در آینده گرفتار کسانی خواهند شد که مروّج اسلام آمریکاییاند.
من باز میگویم اگر طلاب انقلابی و مدرسین طرفدار انقلاب هماهنگ کار نکنند، هر دو شکنندهاند. باید تمام تلاش را نمود که به این نقطۀ مهم رسید. آقایان به روشنی دیدند که دشمن از نقاط ضعف چه ضربهای به اسلام و روحانیت زد. مؤمن از یک سوراخ دو بار نباید گزیده شود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
۱۳۶۸/۲/۷
روحالله الموسوی الخمینی
صحیفهٔ امام، ج ۲۱، ص ۳۶۷
اعتبار_سنجی_جمله_«مِثلِی_لا_یُبایِعُ_لِمِثلِه»؛_بررسی_منبع_شناختی.pdf
حجم:
595K
#مقاله
عنوان: اعتبار سنجی جمله «مِثلِی لا یُبایِعُ لِمِثلِه»؛ بررسی منبع شناختی
نویسنده: روح الله صمدی
سخن تاریخ، سال ۱۷، تابستان ۱۴۰۲، شمارهٔ ۴۲
چکیده:
گفتار و جملات شخصیتهای تاریخی گاه میتواند به مثابه بروز باورها و عقاید واقعی و درونی آنان تعبیر شود، در همین راستا برای فهم برخی از حقایق تاریخی میتوان از مسیر کشف مفهوم و تفسیر این جملات گذر کرد. در این میان، مداقه پیرامون جملاتی که به معصومین(ع) منتسب میگردد، به جهات مختلف دیگر اعم از علم و عصمت، ضرورتی دوچندان مییابد. این جستار با روش توصیفی-تحلیلی و با رهیافت های تاریخی، حدیثی و کلامی، بررسی جمله «مثلی لا یبایع لمثله» که به باور طیفی از علما در واقعه بیعتگیری از امام حسین(ع) در نزد حاکم مدینه و در مواجهه با تهدیدات مروان بن حکم بر زبان امام(ع) جاری شده و پیامدها و آموزهای که از دل آن جمله بدست میآید، را بر عهده دارد. بر اساس یافتهها و با توجه به گمانههای متفاوت در این زمینه، میتوان به صحت صدور این جمله کلیدی با دیده تردید نگریست بدون آنکه ملتزم به بیعت امامان(ع) با خلفا باشیم؛ زیرا پذیرفتن جمله، مستلزم توجیهات مختلف تاریخی و کلامی خواهد بود.
مطرود🇮🇷
#مقاله عنوان: اعتبار سنجی جمله «مِثلِی لا یُبایِعُ لِمِثلِه»؛ بررسی منبع شناختی نویسنده: روح الله ص
از اونجا که رهبر شهید در سخنانشون، از این جمله (مثلي لا یبابع مثله) استفاده کردن و ابن مقاله در نقد اعتبار این جمله هست، لازمه کلامی رو از رهبر شهید دربارهٔ اختلاف نظر با ولیّ فقیه بیان کنم.
این بیان، مطابق با نظری هست که بهصراحت در بعضی از منابع بحث ولایت فقیه بیان شده و خلاصهش اینه که ادلهٔ ولایت فقیه، دلالت بر لزوم التزام به نظرات ولیّ فقیه نداره، بلکه تنها بر لزوم «التزام عملی» دلالت داره؛ به همین علت هم در جمهوری اسلامی، «التزام عملی» به ولایت فقیه لازم دونسته شده، نه «التزام نظری».
به هر حال، بحث دامنهداریه.
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠دیدگاه رهبری پیرامون اختلافات علمی کارشناسان با نظر ایشان
🟢 رهبر شهید:
♦️گفته شد که بعضیها نظرات کارشناسی میدهند، با نظر رهبری مخالف است، میگویند آقا این ضد ولایت است.
🔷من به شما عرض بکنم؛ هیچ نظر کارشناسی ای که مخالف با نظر این حقیر باشد، مخالفت با ولایت نیست؛ دیگر از این واضحتر؟! نظر کارشناسی، نظر کارشناسی است.
🔷کار کارشناسی، کار علمی، کار دقیق به هر نتیجهای که برسد، آن نتیجه برای کسی که آن کار علمی را قبول دارد، معتبر است؛ به هیچ وجه مخالفت با ولایت فقیه و نظام هم نیست.
🔹البته گاهی اوقات میشود که این حقیر خودش در یک زمینهای کارشناس است؛ بالاخره ما هم در یک بخشهائی یک مختصر کارشناسی ای داریم؛ این نظر کارشناسی ممکن است در مقابل یک نظر کارشناسی دیگر قرار بگیرد؛ خیلی خوب، دو تا نظر است دیگر؛ کسانی که میخواهند انتخاب کنند، انتخاب کنند. در زمینههای فرهنگی، در زمینههای آموزشی - در بخشهای مخصوصی - بالاخره ما یک مختصری سررشته داریم، یک قدری کار کردیم؛ این می شود نظر کارشناسی.
👌🏻به هر حال هیچگاه اعلام نظر کارشناسی و نظر علمی، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائی از رهبری و ولایت و این حرفها به حساب نمیآید و نباید بیاید.
📲بیانات رهبری در دیدار دانشجویان؛ هفدهم رمضان المبارک ، ۱۴۳۳، ۱۳۹۱/۰۵/۱۶.
https://eitaa.com/sufi110
🔹چه کربلاست امروز؟
🔸در کتاب حزن المؤمنین منقول است که مقبل درعهد شباب جوانی بود ظریف، و در ظرافت به غایت لطیف. اتفاقا ایام محرم، به جمعی رسید که سینه زنان در عزای شاه شهیدان مشغول بودند. به طریق استهزاء چیزی خواند که جمع عزاداران را متالّم و نالان نمود.
🔹پس از چندی به مرض جذام مبتلا گردید، به حدّی که مردم از وی تنفّر جسته، در گلخن حمام قرار گرفت.
🔸اتفاقا سال دیگر شد. روزی در زاویه خرابه ای با دل شکسته نشسته بود که ناگاه جمعی از شیعیان سینه زنان و یا حسین گویان می خواندند:
چه کربلاست امروز!
چه پربلاست امروز!
سر حسین مظلوم،
از تن جداست امروز
🔹مقبل را آتش در نهاد افتاد، و به نظر حسرت در ایشان نگریست، و گریست و گفت:
روز عزاست امروز،
جان در بلاست امروز،
فغان و شور و محشر،
در کربلاست امروز
🔸در همان شب حضرت پیغمبر را در خواب دید. وی را نوازش فرمود و از تقصیرش گذشت.
🔹و گویند که مسمّی به محمد شیخا بود، و جناب ختم الرسل او را به مقبل ملقّب نمود.
🔸این بود که شروع نمود به ذکر واقعات و شرح حکایات سید الشهداء علیه السلام.
https://t.me/bazmeghodsian2