eitaa logo
مطرود🇮🇷
161 دنبال‌کننده
836 عکس
171 ویدیو
38 فایل
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره تلگرام: t.me/matroud77 بله: https://ble.ir/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بزم قدسیان
🔹تحقیقات بدیع و دقیق و بی‌سابقه چندین ساله، و نسخه شناسی تحریفات نسخه چاپی کتاب «کامل بهائی» در واقعه کودک چهارساله، با بررسی بیش از 20 نسخه خطی از آن، و دستیابی و نشر نسخه خطی کهن دو کتاب «السنی فی قتل اولاد النبی» و «کنز الغرائب» و چند منبع کمترشناخته شده دیگر، و نیز نقد و بررسی و پاسخ به تمام کتب و مقالات تحقیق نما، سالهاست که در کانال تلگرام حقیر منتشر، و بحث و تنقیح و تتبع و تحقیق در این مطلب به سرانجام و نتیجه و اتمام رسیده، و دیگر انگیزه‌ای برای طرح مجدد آن و بحث دوباره با مدعیان بخصوص در این فضا ندارم. برای تفصیل مطلب به کانال تلگرام رجوع شود. والسلام خیر ختام. @bazmeghoodsian
هدایت شده از بزم قدسیان
🔸آنچه گذشت... گزارش یک تحقیق بدیع ✍️ رحیم قاسمی خلاصه تحقیقی بدیع و جامع که طی چند سال به سرانجام رسید: 1. با نسخه‌پژوهی دقیق نسخ خطی کتاب‌های: «کامل بهائی» عماد طبری ، «احسن الکبار» علوی ورامینی ، «لوامع الانوار» زواره‌ای و کتاب «السَنیّ فی قتل أولاد النبی (ص)» مأمونی صاحب «الحاویة» نشان دادیم که: نویسندگان فوق، و تنها منبع نقل آنان - یعنی کتاب مأمونی - ، هیچ یک ، واقعه دختر شهیده شام را به عنوان بنت ‌الحسین(ع) نقل نکرده‌اند. 2. علاوه بر آن، هم عماد طبری صاحب کامل بهائی ، و هم مأمونی صاحب الحاویة ، در ذیل عنوان اولاد امام حسین(ع) صراحتاً دختران حضرت را در «دو دختر» منحصر کرده، و دختر سوّمی برای حضرت قائل نبوده‌اند. 3. با به دست‌آوردن و نشر نسخه خطی کتابی به نام کنز‌الغرائب نشان دادیم که تنها منبع انتساب واقعه خرابه شام به دختر امام(ع) همین کتاب بی‌اعتبار و مملو از اکاذیب است؛ که کاشفی سبزواری صاحب روضة الشهداء با نقل حکایت مزبور از آن، باعث انتشار و اشتهار این نسبت گردیده است. 4. و برای اولین بار اثبات کردیم که در نسخه چاپ هند کتاب کامل بهائی تحریف‌گران در متن کتاب دست برده و با افزودن کلمه «حسین» - که در هیچ یک از نسخ خطی متعدّد کهن و متأخّر کامل بهائی وجود ندارد - کتاب کامل بهائی را به عنوان منبع انتساب آن حکایت به دختر امام (ع) قلمداد کردند ، حال آن‌که صاحب کامل بهائی صراحتا دختران امام را منحصر در دودختر دانسته ، و آن حکایت را به عنوان دختر یکی از شهدای کربلا - که طبق نسخ متأخر کتاب کامل بهائی از خاندان نبوّت است - نقل کرده است. 5. پس از پژوهش‌های دقیق فوق - که همه اسناد و مدارکش در کانال بزم قدسیان ارائه شد - نویسندگانی که کتابهایی با نام رقیة بنت الحسین (ع) منتشر می‌کنند ، زین پس نباید برای اثبات ادعایشان به دو کتاب کامل بهائی و حاویه مأمونی استناد نموده و مخاطب را به اشتباه بیندازند. تنها مستندی که برای نویسندگان فوق باقی می‌ماند کتاب بی‌اعتبار روضة‌الشهداء کاشفی، و تنها منبع آن - یعنی کتاب بسیار بی‌اعتبار کنزالغرائب - است. (منبع برخی از کتب عربی مثل کتاب منتخب طریحی ، و کتاب تظلّم‌الزهراء (س) - که از طریحی گرفته - نیز به همان کتاب بسیار بی اعتبار برمی‌گردد). پ.ن: 1. پیش از این نظر 45 نفر از علمای بزرگ فن تاریخ و انساب و حدیث فریقین، درباره عدد اولاد حضرت سیدالشهداء(ع) و بنات الحسین‌(ع) را نقل کردیم. 2. حتی کاشفی صاحب روضة الشهداء که آن گزارش را از کتاب بی‌اعتبار کنزالغرائب نقل کرده، در بخش اولاد امام (ع) از کتاب روضة الشهداء فقط دودختر برای حضرت قائل است. 3. علامه مجلسی نیز با آن که از طریحی اجازه روایت داشته و کتاب منتخب او را در دست داشته و در بحار از آن نقل کرده، اما این حکایت را نه در بحار الأنوار و نه در جلاء العیون فارسی خود نیاورده و برای آن اعتبار قائل نشده ، و در اظهار نظر نهایی خود، فقط دو دختر برای امام ذکر نموده است. @bazmeghoodsian
مطرود🇮🇷
🔹تحقیقات بدیع و دقیق و بی‌سابقه چندین ساله، و نسخه شناسی تحریفات نسخه چاپی کتاب «کامل بهائی» در واقع
مطالب مربوط به پژوهش ایشون، توی کانالشون (تلگرام و ایتا) موجوده. حقیر هم چند بار به مسئله ورود داشتم، که گمان می‌کنم آخرین بار (با نگاه به پژوهش ایشون)، اینجا بود: https://eitaa.com/matroud77/308 در صورت تمایل، می‌تونین ملاحظه کنین.
توی کتابخونهٔ مؤسّسه دیدمش. با توجّه به حجم زیادش، حدس می‌زنم که شاید مجموعهٔ کتاب‌های مرحوم ابوالحسنی دربارهٔ شیخ فضل‌الله باشه؛ چون ایشون چند جلد کتاب دربارهٔ شیخ فضل‌الله داشته که مؤسّسهٔ مطالعات تاریخ معاصر ایران چاپ کرده. شاید توی مقدّمه توضیح داده باشن؛ اما امشب فرصتی نشد که مقدّمهٔ کتاب رو ملاحظه کنم.
لبخندت به گل ها جان می بخشد...
مطرود🇮🇷
لبخندت به گل ها جان می بخشد...
به خیر می شود این صبح‌های دلتنگی ببین که روشنم از یادِ خوبِ لبخندت...
فردا اولین امتحان پایان سالمه و امروز این کتاب رو خوندم. البته درس رو هم مرور کرده‌م.
مطالعهٔ این کتاب هم از چند روز پیش شروع شده بود و امروز تموم شد. لابه‌لای کتاب، مطالب جالبی دربارهٔ ادیان شرقی (هندو، بودا، سیک، جینه، زرتشتی، شین‌تو، تائو، کنفسیوس) داشت؛ اما چون نظم و ترتیب خوب بر مطالب حاکم نبود، زیاد نچسبید.
🔻اصلاح یک توهّم سیّد قاسم رسّی یک زیدی متعصب است که ائمه اثناعشر را به رسمیت نمی شناخته و دو کتاب با عنوان «الرد علی الرافضة» و «الرد علی الروافض» دارد. یکی از آثار او «تثبیت الامامة» است. اول و آخر این رساله که دارای نسخه های خطی متعدد است کاملا مشخص است و در آن هیچ مطلبی در تعیین تاریخ ولادت و وفات دوازده امام وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد؛ چون او زیدی است نه دوازده امامی، و در زمان امامت امام دهم شیعیان از دنیا رفته و نمی توانسته تاریخ همه امامان (تا امام دوازدهم) را بیاورد. حدود 20سال قبل آقای صالح وردانی یک نسخه خطی از تثبیت الامامة رسّی را تحقیق و منتشر، و در پایان کتاب خلاصه ای از زندگی امامان شیعه را در سه صفحه ضمیمه کرد، البته با یک برگ فاصله که معلوم شود این سه صفحه جزئی از کتاب رسّی نیست. این چاپ به دست جریان مصرّ بر تکثیر روزهای عزاداری و اختصاص هفتم صفر به امام حسن (ع) افتاد، و آن سه صفحه ضمیمه کتاب را بخشی از کتاب پنداشته! و وقتی دیدند در آن ضمیمه، تاریخ وفات امام حسن روز هفتم صفر ذکر شده، آن را یک کشف مهم علمی و تاریخی پنداشته، و شایعه ای بی اساس به سید قاسم رسی نسبت دادند.