هدایت شده از تاوان | پژوهشهای حدیثی
🕌 خدمت به زائران مشهد در ۱۱۰۰سال پیش
کهنترین گزارش در مورد خدمت به زائران امام رضا علیه السلام، گزارشی است در کتاب عیون اخبار الرضا اثر شیخ صدوق (درگذشته ۳۸۲ق). این گزارش باواسطه و به نقل از ابومنصور محمد بن عبد الرزاق (کشتهشده در ۳۵۰ق) است. ابومنصور، سپهسالار مشهور خراسان در دورۀ سامانی، حاكم طوس و بانیِ شاهنامهای منثور، معروف به شاهنامۀ ابومنصوری است. این شاهنامه به بیان داستانهای ایران باستان پرداخته است که شوربختانه، جز مقدمۀ آن باقی نمانده است. شاهنامۀ ابومنصوری خیلی زود چنان شهرت و اعتباری یافت که دقیقیِ شاعر، تصمیم گرفت آن را به نظم درآورد. هرچند کار او ناتمام ماند، اما همان بخشِ نیمهتمام به مهمترین منبعی بدل شد که فردوسی بر پایۀ آن، شاهنامۀ منظوم خود را پدید آورد.
ابومنصور به دلیل کرامتی که از مزار امام رضا دیده بود، متحول شد و از دشمنی با ایشان و زائرانشان دست کشید و خود را بر خدمت به زائران این حرم پایبند کرد.
🔻گزارش به این شرح است:
شیخ صدوق نقل میکند که ابوالفضل محمد بن احمد بن اسماعیل سلیطی برای ما از حاکم رازی که همدم و مصاحب ابوجعفر عتبی بود روایت کرد که روزی، ابوجعفر عتبی مرا برای رساندن پیغامی نزد ابومنصور محمد بن عبدالرازق فرستاد. وقتی روز پنجشنبه فرا رسید، از او اجازه خواستم تا به زیارت حضرت رضا (علیهالسلام) مشرّف شوم. او گفت: پیش از رفتنت، از من سخنی بشنو که خود در ارتباط با این مزار مقدس تجربه کردهام.
در جوانی بر اهالی این مشهد سخت میگرفتم و در مسیر، متعرض زائران میشدم، لباسها و خرجیشان را میگرفتم و اموالشان را غارت میکردم. تا اینکه روزی برای شکار بیرون رفتم و آهویی را دیدم. یوز شکاری خود را به تعقیب آن فرستادم. یوز پیوسته در پی آهو میدوید تا آنکه آهو به صحن این مشهد مقدس پناه آورد. در آنجا ایستاد و یوز نیز ایستاد، نزدیک آهو نشد. هرچه کوشیدیم تا یوز به سوی او حمله کند، نرفت. هرگاه آهو از جای خود حرکت میکرد، یوز دوباره به تعقیبش برمیخاست؛ اما همین که به حریم مشهد پناه میآورد، بازمیایستاد.
سرانجام، آهو وارد یکی از حجرههای صحن شد. من نیز به صحن آمدم و از ابونصر مقری پرسیدم: «آن آهویی که همین الآن به اینجا آمد کجاست؟» گفت: «من او را ندیدم.» وارد آن مکان شدم و تنها فضله و اثر پای آهو را دیدم، اما خود او ناپدید شده بود.
در همان لحظه نذر کردم که دیگر هیچگاه زائران را نیازارم و جز به نیکی و خدمت به آنان برخورد نکنم. پس از آن، هرگاه مشکلی برایم پیش میآمد، به این مشهد شریف پناه میآوردم، با گریه و تضرع زیارت میکردم و حاجتم را از خداوند میخواستم و حاجتم برآورده میشد.
یک بار از خداوند خواستم که پسری به من عطا کند. خداوند دعایم را مستجاب کرد و فرزندی به من بخشید. وقتی او به سن بلوغ رسید، کشته شد. بار دیگر به این آستان بازگشتم و از خدا فرزند دیگری خواستم و باز خدا پسر دیگری به من عطا کرد.
هیچ حاجتی را در این مکان از خدا نخواستم جز اینکه برآورده شد. اینهاست آنچه من از برکت این مشهد شریف مشاهده کردهام. درود بر صاحب این آستان.
📚عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج۲، ص ۲۸۵و۲۸۶
@tavanerejal
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📱 توصیه صبح امروز رهبر انقلاب به اهالی رسانه، مردم و مسئولین:
👈 سپر پولادین #اتحاد_مقدس نباید خدشهدار شود
🖥 Farsi.Khamenei.ir
مطرود🇮🇷
📱 توصیه صبح امروز رهبر انقلاب به اهالی رسانه، مردم و مسئولین: 👈 سپر پولادین #اتحاد_مقدس نباید خدشه
پیرو سخنان دیروز رهبری، شایستهس نگاهی به آیهٔ ۶۵ سورهٔ انعام بندازیم:
آيهٔ ۶۵ انعام: عذابهاى رنگارنگ!
در اين آيه براى تكميل طُرُق مختلف تربيتى، تكيه روى مسئله تهديد به عذاب و مجازات الهى شده، يعنى همانطور كه خداوند «اَرحَم الراحِمين» و پناهدهندۀ بىپناهان است، همچنين در برابر طغيانگران و سركشان، قَهّار و مُنتَقِم نيز مىباشد.
در اين آيه به پيامبر(ص) دستور داده شده است كه مجرمان را به سه نوع مجازات تهديد كند: عذابهايى از طرف بالا و پايين؛ و مجازات اختلاف كلمه؛ و بروز جنگ و خونريزى، لذا مىگويد:
«بگو: خداوند قادر است كه مجازاتى از طرف بالا يا از طرف پايين بر شما بفرستد» (قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ).
«و يا اينكه شما را به صورت دستههاى پراكنده به يكديگر مخلوط كند و طعم جنگ و خونريزى را به بعضى بهوسيلۀ بعضى ديگر بچشاند» (أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ).
مسئله اختلاف كلمه و پراكندگى در ميان جمعيّت به قدرى خطرناک است كه در رديف عذابهاى آسمانى و صاعقهها و زلزلهها قرار گرفته است؛ و راستى چنين است، بلكه گاهى ويرانيهاى ناشى از اختلاف و پراكندگى به درجات بيشتر از ويرانيهاى ناشى از صاعقهها و زلزلههاست. كراراً ديده شده است كشورهاى آباد در سايۀ شوم نفاق و تفرقه به نابودى مطلق كشيده شده است و اين جمله هشدارى است به همۀ مسلمانان جهان!
و در پايان آيه اضافه مىكند: «بنگر كه چگونه نشانهها و دلايل مختلف را براى آنها بازگو مىكنيم، شايد درک كنند و بهسوى حق بازگردند» (انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ).
برگزیدهٔ تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۰۷-۶٠۸.
ما نسل اندر نسل و همیشه خادمان این بارگاهیم. ما کبوتران این صحن و سراییم. جَلدِ این گنبدیم. هر جا برویم، هر جا بِبَرَندِمان، دوباره برمیگردیم. به پای جان، به دو بال عشق. جسممان هم که خاکِ یک زمین دیگر باشد، جانمان پاگیر این خاک و آب است. خودِ مولا یک عمر آب و دانهمان داده، به مهرش.
📖 غریب قریب؛ سعید تشکّری
حرم مطهّر رضوی، ۱۴۰۴/۶/۴
در حال حاضر، توی مسافرت به سر میبرم؛ امّا برام سؤال شده که چطور بعضی از هیئتها، برای مراسم سالگرد درگذشت حضرت سکینه، از واژهٔ «شهادت» استفاده کردهن.
اگه کسی از دوستان، سند و منبعی دربارهٔ این زمینه رؤیت کرده، خوشحال میشم ذکر کنن.
این سه جلد رو توی #قم پیدا نکردم (البتّه ادّعای فَحص و جستوجوی کامل هم ندارم)؛ امّا توی مشهد پیدا کردم، اون هم توی پردیس کتاب، که لابد دوستان میدونن گرایش به افکار و نگرش حاکم بر اونجا ندارم. اگه به بخش مذهبی اونجا سر بزنین، میبینین که گرایش به روشنفکری دینی و اموری از این دست و بعضی نویسندههای خاصّ دارن، که در حال حاضر مَجالِ بازکردنش نیست.
بخش ادبیات فارسی پردیس کتاب #مشهد هم خوب و دیدنی بود.
🔹نُهمربیع مناسبتی برگرفته از فرهنگ غالیان
✍مهدی مسائلی
روز نهمربیعالاوّل نزد بعضی از شیعیان به روز کشته شدن خلیفهٔ دوم شهرت یافته است. اما با رجوع به کتابهای تاریخی به این مطلب میرسیم که تمامی آنها به اتفاق اواخر ماه ذیالحجه را بهعنوان ایام کشتهشدن خلیفه دوم معرفی نمودهاند و هیچ منبع تاریخی ماه دیگری را برای این واقعه ثبت نکرده است.
افزون بر این بسیاری از بزرگان و علمای شیعه نیز هنگام بحث از قتل خلیفهٔ دوم، تاریخ آن را در ماه ذیالحجه دانستهاند و حتی بعضی با صراحت قتل او در روز نهمربیع نادرست دانستهاند. (برای مطالعه بیشتر به کتاب نهمربیع جهالتها خسارتها مراجعه شود)
اعتقاد به کشتهشدن خلیفه دوم در روز نهمربیع مستندی جز روایتی معروف به «رُفعالقلم» ندارد. این روایت به یکی از اصحاب امام هادی(ع) به نام احمد بن اسحاق نسبت داده شده است و از طریق او و از قول امام فضیلتهایی را برای این روز بر میشمرد.
در ارزیابی این روایت باید گفت منبع نقل آن، کتابهای متأخر شیعه مربوط به بعد از قرن هفتم و هشتم قمری هستند که اتقان و اعتبار روایی ندارند. سند این روایت نیز از جهات مختلفی ضعیف و غیرقابل اعتماد است و افزون بر وجود راویان ناشناختهای که منحصر به این روایت هستند، افتادگی تعدادی از راویان نیز بر ضعف آن میافزاید.(رک: نهمربیع جهالتها خسارتها، ص۲۲-۳۷)
اما نکته مهم اینکه طبق تحقیقات انجام شده، روایت نهمربیع برگرفته از کتابهای غالیان نُصیریه است که امروزه به اسم علویون در سوریه شناخته میشوند. شواهدی در متنِ آن نیز این مطلب را تأیید میکنند. یادکرد از نهمربیع در منابع نُصَیریه مربوط به قرن سوم قمری و اوایل پیدایش این فرقه است. یکی از منابع متقدم نُصَیریه که به تفصیل به این موضوع پرداخته است، کتابی معروف به «مجموع الاعیاد» نوشته ابیسعید میمون بن قاسم طبرانی نُصیری( 358-426هـ / 970-1035م) است. وی در ابتدای این کتاب نهمربیع را در کنار نوروز و مِهرگان (جشنی باستانی در شانزدهم مهرماه) از اعیاد فارسی برمیشمارد و سپس در یک فصل مُجزا دو روایت و دو دعا درباره این روز میآورد. یکی از این دو روایت تقریباً همان روایتِ مشهورِ رُفِعَالقَلَم است که به کتب شیعه راه یافته است. روایت دیگر که اعتقاداتی همچون تناسخ در آن وجود دارد، نیز با اين روايت از جهت گزارشگری همسنخ است و از یک منشأ داستانپردازی برخوردار است. (طبرانی، مجموعالاعیاد، برلین: ۱۹۴۶، ص۱۳۱-۱۴۸)
به نظر میرسد کمرنگ بودن گزارههای غالیانه مربوط به خداباوری امامان یا اموری همچون تناسخ علت راهیابی روایت رُفِعَالقَلم از منابع نُصیریه به کتب شیعه بوده است. همچنین ناشناخته بودن اکثر راویان آن، و وجود یک راوی اهلسنت و یک راوی شیعه (احمد بن اسحاق)، نیز احتمالا در حساسیتزدایی از آن و راهیابیاش به منابع متأخر شیعه بیتاثیر نبوده است.
البته با دقت در متن این روایت، خصوصیات مربوط به غُلات نُصَیریه در آن مشهود است. زیرا در نقلی از آن آمده است که راویانش درباره ابوخطاب که یکی از بزرگان و اصحابِ سِرِ غُلات است، با هم اختلاف داشتند و از این جهت به احمد بن اسحاق مراجعه کردند. افزون بر این، میدانیم که غلات در کنار ترویج اعتقاد به خداباوری امامان، به ترویج فرهنگ گذر از شریعت و لااُبالیگری نیز میپرداختند. در فرازی از این روایت که نامگذاریاش به رفعالقلم نیز بدینخاطر است، به نقل از پیامبر(ص) به خدای متعال چنین نسبت میهد:
«به فرشتگان نویسندهٔ اعمال دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همهٔ مردم(خَلق کُلُّهُم) بردارند و هیچ چیزی از گناهان آنان را ننویسند، به کرامت تو و وصیت.»
بر اساس این فرازِ غالیانه قلم تکلیف از تمام خلق، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، سه روز برداشته میشود و هیچ کدام از گناهان و خطایای آنها ثبت نمیشود.
متأسفانه بعضی که به مناسبت پایهگذاری شده توسط این روایت دلبستهاند، تلاش زیادی در توجیه این تعبیر غالیانه دارند، و بدون توجه به منبعِ اصلی آن، گاهی آن را با عنوان مهلت در توبه توجیه میکنند و گاهی آن را با شفاعت تطبیق میدهند. مواردی که نه با ظاهر این فراز همخوانی دارد و نه با سایر نصوص قرآنی و روایی موافقت دارد.
در مجموع باید گفت از همان ابتدای پیدایش جریان غالیانهی نُصیریه، نهمربیع در میان آنها به عنوان یک عید معروف بوده است و سپس به مرور به کتب شیعه وارد شد. در زمان صفویه، با بالاگرفتن منازعات مذهبی شیعه و سنی، ترویج این مناسبت قُوّت بیشتری در شیعه پیدا کرد و با حمایت پادشاهی صفوی، بعضی از عالمان نیز به دفاع از آن پرداختند، به گونهای کمکم مناسبتی با عناوینی همچون عیدالزهراء،عُمرکشون و... در فرهنگ مذهبی شیعه نفوذ پیدا کرد. البته در سالیان اخیر آگاهی و هوشمندی جامعه شیعه جلوی تبلیغ بیشتر آن را گرفته است.
@azadpajooh
📋معجونی از جعل، جهل، عناد و تکفیر!
#مناسبات
این پروسهٔ تکراری و تأسفبار اینگونه کلید میخورد:
-اول با جعل یک سالروزِ رحلت، وفات و بزرگداشت( با انتساب به تاریخ) شروع میشود!
-بعد، کمکم و نهایتاً، همان «رحلت» به «شهادت» تحریف میشود!!
-و وقتی این اعتقاد (شهادت) در بین برخی کمسوادِ هیأتی جا افتاد، کار به آنجا میکشد که:
بر «منکر شهادت»... لعنت...!
👈 حال آنکه:
1⃣در متون متقدم و قابل اعتناء، نه تنها هیچ تاریخ معینی برای روز درگذشت حضرت نرجس (سلام الله علیها) وجود ندارد! بلکه میان متقدمین از مکتب تشیع اختلاف است که اصلا ایشان قبل از حضرت عسکری (ع) از دنیا رفته یا بعد؟!
(مثلا شیخ صدوق(قرن۴)، طبق روایتی، رحلت ایشان را در زمان حیات حضرت عسکری علیه السلام دانسته اما در مقابل، شیخ طوسی (قرن ۵) قائل است که ایشان پس از امام، مدت زیادی زنده بوده و سپس رحلت نموده اند!)
2⃣ در کتب و میراث شیعی، از متقدمین تا متأخرین ( تا علامه مجلسی/قرن ۱۱) هیچ گزارشی مبنی بر شهادت ایشان وجود ندارد! بلکه بالاتفاق معتقدند ایشان مقتول نبوده و به مرگ طبیعی از دنیا رفتهاند!
فأین یذهبون...!
https://t.me/makzoubat