کتاب «حدیثپژوهی» که حاصل یک دوره آموزشی در سال ۱۴۰۲ به همت آکادمی حکمت است، عرضه شد.
دو ارائه نیز به عهده بنده بود که نکاتی را در سطح عمومی بیان کردم.
👈تهیه کتاب:
https://hekmat.academy/product/hadith-book/
@tavanerejal
تاوان | پژوهشهای حدیثی
📜 جلسه سوم الکافی 📷 گزارش تصویری 🎙 صوت کامل 📄 خلاصه جلسه @tavanerejal
📜 جلسه چهارم الکافی
🔻با وجود بهرهگیریِ دانشپژوهان از ابزارهای نوین پژوهشی، سطح بالاتری از دقت را در نشستهای علمی میبینیم. مراجعه در لحظه به روایات مرتبط، شروح و واژهنامهها از این قبیل است.
📷 گزارش تصویری
🎙 صوت کامل
📄 خلاصه جلسه
📱 اینفوگرافی
@tavanerejal
هدایت شده از مُستَبین
عطف به لیله رغائب
✅ چند نکته درباره پیام پیشین (لیلة الرغائب)
۱ـ مستبین در طول دهه گذشته که بسیاری به بررسی و اظهارنظر درباره این شب و اعمال آن پرداختند، ورود نکرده و این بار هم تنها مطلبی از کانال تاوان به قلم استاد قناعتگر بازنشر کرد.
۲ـ برخی در این باره پرسش کردند و برخی به تندی سخن گفتند. برخی هم مانند استاد صاحبی مؤلف کتاب "تاریخ اسلام در قرآن" راهنماییهایی داشتند که از ایشان تشکر میکنم. از کتابشان در جلسات تعطیلشده تاریخ در قرآن بهره میبردم.
۳- اجازه فقها برای عملی با وصف رجاء، منافاتی با پذیرش ضعف خبر آن ندارد. بنابراین برابر محققان حدیث، به فتوا استناد و استدلال نمیشود؛
۴- آنچه برای بنده مهم بود اینکه چرا به روایات بسیاری که روزانه ۳۴ رکعت نماز را مستحب دانسته توجه نمیکنیم؟! سیره اهلبیت و شیعیان بر اهتمام به این نمازها بوده است؛ اما روش ما بر مناسک و آداب کماهمیتتر است. حالا ۱۶ رکعت ظهر و عصر معمولاً فرصت نمیشود؛ اما چهار رکعت نافله مغرب که وقت چندانی نمیگیرد (نه غفیله که در متن شماره ۹۸ مستبین بدان اشارهای شد) چقدر بر نوافل مغرب و عشا اهتمام میشود؟!
۵ـ نافله شب در میان ما چه وضعیتی دارد؟ نسبت آن به لیلة الرغائب یا دیگر نمازهای مرسوم بین ما مثل نماز "کُن فیکون" چیست؟ گویا فقط وقتی بخواهیم کسی را به افراط وصف کنیم و ایراد بگیریم، میگوییم نمازشبخوان است و چنان هم میکند. یا در گفتگوهایمان خوارج را با نمازشبخوانهای دشمن علی(ع) میشناسیم در صورتی که نافله شب از مستحبات بسیار مؤکد است و ارزش معنوی آن قابل وصف نیست. حالا چند نفر جاهل و جامد هم نمازشب بخوانند، از ارزش آن کاسته نمیشود. پیشتر درباره پیشانی پینهبسته شمر و سخنان نادرست در این باره سخن گفتیم.
#مستبین
در ایتا
https://eitaa.com/Mostabin
در تلگرام
https://t.me/AlMostabin
هدایت شده از تاوان | پژوهشهای حدیثی
🔻کلینی و استحسان؛ محیطشناسی علمی
✍مصطفی قناعتگر
🔹️کلینی در دیباچه الکافی، چندباری استحسان را مینکوهد. آیا استحسان در کلام کلینی همان استحسان اصطلاحی است یا تنها معنای لغوی را در نظر داشته؟
استحسانِ اصطلاحی در کلمات فقیهان عامه پیش از کلینی نیز به وفور دیده میشود. گرچه برای استحسان تعریف واحدی از سوی باورمندان به آن نمیبینیم، اما دیرین بودن این اصطلاح و رواجش در متون فقهی سده دوم به بعد امری روشن است (احمد پاکتچی، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، حقوق، ج۸).
استحسان را چه به معنای افتاء بر اساس میل و خوشایند شخصی بدانیم (آنگونه که بیشتر منتقدان آن تعریفش کردهاند) و چه به معنای یک ابزار روشمند و دارای ملاک (با زیرمجموعههای اختلافیاش)، مورد پذیرش بیشتر فقیهان عامهی پیشاکلینی است.
میتوان این احتمال را داد وقتی کلینی استحسان را مذمت میکند، صرفا دینداری بر اساس ذوق و سلیقه را اراده کرده؛ اما از کنار این احتمال نیز نمیتوان گذشت که او صراحتا استحسان اصطلاحی را هدف گرفته و مورد نقد قرار میدهد.
چه در ری و چه در بغداد (زیستبوم کلینی)، تمام مکاتب فقهی عامه حضور دارند. کلینی وقتی در مقام نکوهش دینداری نادرست میگوید: «وَ سَأَلْتَ: هَلْ يَسَعُ النَّاسَ الْمُقَامُ عَلَى الْجَهَالَةِ، وَ التَّدَيُّنُ بِغَيْرِ عِلْمٍ، إذْ كَانُوا دَاخِلِينَ فِي الدِّينِ، مُقِرِّينَ بِجَمِيعِ أُمُورِهِ عَلى جِهَةِ الْاسْتِحْسَانِ وَ النُّشُوءِ عَلَيْهِ، و التَّقْلِيدِ لِلْآبَاءِ وَ الْأَسْلَافِ وَ الْكُبَرَاءِ، وَ الْاتِّكَالِ عَلَى عُقُولِهِمْ فِي دَقِيقِ الْأَشْيَاءِ وَ جَلِيلِهَا؟» یا «وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ خِذْلَانَهُ وَ أَنْ يَكُونَ دِينُهُ مُعَاراً مُسْتَوْدَعاً سَبَّبَ لَهُ أَسْبَابَ الاسْتِحْسَانِ وَ التَّقْلِيدِ وَ التَّأْوِيلِ مِنْ غَيْرِ عِلْمٍ وَ بَصِيرَة»، گویا ناظر به احناف و مالکیها و تاثر آنان بر سبک دینداری اقلیّت شیعی است. از حنابله دو گونه نظر حول پذیرش استحسان رسیده. اما شافعی به شدت استحسان را نکوهیده است. حدیثگرایان عامی نیز با استحسان مخالفت کردهاند. سیاق نکوهش شافعی(م ۲۰۴) و کلینی (م۳۲۹) شبیه یکدیگر است. شافعی کتابی مستقل با عنوان «ابطال الاستحسان» دارد. او علاوه بر کتاب و سنت، قیاس و حکم المسلمین را نیز حجت میداند؛ اما استحسان را خروج از امر و نهی الهی وپانهادن در مسیل جهل برمیشمارد. کلینی نیز در فرازهای متعدد در دیباچه الکافی، به سان شافعی کتاب و سنت را منابع اخذ دین و راه علم و پرهیز از جهالت میداند والبته قیاس را برنمیتابد (در مقدمه تصریح به رد قیاس ندارد؛ اما در بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْيِ وَ الْمَقَايِيس، احادیث رد قیاس را آورده است).
این شباهت مکتب فقهی کلینی و شافعی در رد استحسان، با لحاظ همزیستی دو مکتب امامی و شافعی در کنار احنافِ استحسانباور و منازعاتی که طبیعتا رخ میدهد، به ما کمک میکند تا ذهن کلینی را بخوانیم. کلینی که در جواب سائل و همنوای با او از انحراف جامعه شیعه از مسیر دینداری اصیل گلایه دارد، استحسان را در زمرهی قواعد نادرست میداند و جامعه شیعه را تحت تاثیر هجوم مکاتب استحسانباور میداند (الکافی، دارالحدیث، ص۱۵). نسخهی او برای خروج از این فساد و دیگر مفاسدی که یاد کرده، بازگشت به احادیث است که با نوشتن الکافی در پی تحقق آن است.
اینک به فرد شاخص دیگری از عامه که همعصر کلینی و منتقد جدی استحسان است اشاره میکنیم. ابو أحمد محمد بن علي بن محمد الكَرَجي القصَّاب (م حدود ۳۶۰)، از عالمان ذوالفنون و مستقل در فکر و عقیده بوده. علاوه بر جهات علمی، بسیار اهل جهاد با کفار بوده و از همین روی وی را قصّاب لقب دادهاند. او در «النُکَت» نه تنها استحسان، بلکه قیاس و تقلید را نیز مینکوهد که در این دو مورد نیز باید نوشتار مجزایی ارائه داد.
این نکات نشان میدهد که گفتمان رد استحسان، گفتمانی بوده که به موازات تایید استحسان برقرار بوده و قائلین بزرگی برای خود داشته. اساسا توجه به بسترهای تاریخی و علمی که یک دانشمند در آن میزیسته، ما را در فهم درست یا حداقل فهم بهتر کلام او یاری میدهد؛ چیزی که میتوان از آن به «محیطشناسی علمی، اجتماعی، تاریخی» و مانند آن تعبیر کرد. این منهج به خصوص برای فهم فضای مبهم جامعهی شیعیِ عصر غیبت تا تشکیل مکتب بغداد، کمک شایانی خواهد کرد.
پرونده کتب اربعه حدیثی و مطالعات مغفول
@tavanerejal
🔻«مشهدالرضا» چگونه «شهر مشهد» شد؟
🔺️به مناسبتِ روز مشهد
مشهد از دل یک «مشهد» زاده شد؛ نقطهای که دفن امام رضا علیهالسلام، آن را از یک باغ و دارالاماره عباسی به کانونی زنده از معنا، حرکت و اجتماع بدل کرد. از اوایل قرن سوم هجری، حضور پیکر امام در کنار قبر هارونالرشید، مسیر تاریخ این منطقه را تغییر داد و بهتدریج جغرافیای زیارت، جغرافیای شهر را نیز ایجاد کرد. گزارشهای قرن چهارم، بهویژه آنچه شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا ثبت کرده، نشان میدهد که این مکان خیلی زود به فضای امن، امیدبخش و پاسخگو در ذهن و زندگی مردم تبدیل شد؛ جایی برای دعا، پناه، بازگشت و آرامش.
همین تجربههای تکرارشونده زائران، هسته اجتماعی مشهد را شکل داد. حضور خدام، بنا، قبه، نظم خدماتی و روایتهای متعدد از استجابت دعا، حکایت از آن دارد که مشهد پیش از آنکه عنوان یک شهر کامل را یدک بکشد، «مرکز رجوع» مردم بود. زیارت، عامل پیوند انسانها شد و پیرامون این پیوند، اقتصاد، سکونت و راهها معنا گرفت. مشهد، شهرِ برخاسته از زیارت است؛ شهری که تولد آن در تجربه ایمانی مردم ریشه دارد.
روز مشهد یادآور این حقیقت است که هویت این شهر، از آغاز با حرم رضوی گره خورده و همچنان از همان پیوند تغذیه میکند.
✍مصطفی قناعتگر
@tavanerejal
هدایت شده از تاوان | پژوهشهای حدیثی
ابن ندیم (م ۴۳۸) در الفهرست خود به نقل از محمد بن عمر واقدی (م ۲۰۷ یا ۲۰۹) مورخ مشهور مینویسد:
علی بن ابیطالب، معجزه پیامبر است.
... ان عليا عليه السلام كان من معجزات النبي صلى الله عليه وسلم كالعصا لموسى عليه السلام واحياء الموتى لعيسى بن مريم عليه السلام.
هدایت شده از تاوان | پژوهشهای حدیثی
🔻بانوان فرهیختۀ مصر، از زینب مینویسند
✍مصطفی قناعتگر
سرزمین مصر از همان قرون اولیه، محل زندگی بسیاری از دوستداران خاندان رسالت بوده است. با روی کار آمدن فاطمیان، بستر رشد محبت اهل بیت در دل مصریان فراهمتر شد. این عرض ارادتها تاکنون در این سرزمین باستانی به وفور مشاهده میشود.
پیرامون محبت ساکنان این دیار به حضرت زینب علیها السلام سخن زیاد است. وجود مقبره ایشان در قاهره بنا بر اعتقاد ساکنین آن بلاد، مانع از خاموش شدن یاد «سیده زینب» است. اما توجه به نمود این محبت در میان بانوان فرهیختۀ اهل سنت مصری، لطف دیگری دارد.
عایشه عبد الرحمن بنت الشاطی (۱۹۱۳-۱۹۹۸ م) را بیشتر با تالیفاتش در حوزۀ ادبیات عرب و علوم قرآن و کتاب «التفسیرالبیانی للقرآن الکریم» میشناسیم. او که در الازهر تحصیلات دینی خود را میگذراند، با وجود مخالفت پدرش در دانشگاه قاهره به تحصیلات غیر دینی نیز اشتغال ورزید. عایشه برای مخفی ماندن این ماجرا از پدر، از نام مستعار بنت الشاطی (دختر ساحل) در تالیفاتش استفاده میکرد.
توجه عایشه به احیاء جایگاه زن در جامعه، سبب تالیفاتی در این عرصه از جانب وی شد. او مکتوباتی در حوزۀ اهمیت نقش زن در جامعه دارد. این نگاه در کنار ارادت وافرش به سیده زینب سلام الله علیها، سبب تالیف اثری پیرامون آن بانوی بزرگ اسلام گردید.
بنت الشاطی در کتابش با عنوان «تراجم سیدات بیت النبوه» به شکلی مفصل به بیان جایگاه تاریخی حضرت زینب سلام الله علیها پرداخته است. او در این کتاب از زندگی مادر رسول خدا آغاز میکند و پس از گزارشات زیبا از زندگی زنان و دختران پیامبر صلی الله علیه و آله، به زندگی سیده زینب میپردازد. بیان ادیبانۀ او در کنار مراجعات تاریخیاش زیر نظر دانشمند مطرحی مانند امین الخولی که همسرش نیز بود، اثری ماندگار را پیرامون دختر بزرگوار امیرالمومنین پدید آورد.
عایشه عبدالرحمن، سختیها و مشکلات طاقت فرسای زندگانی ام المصائب علیها السلام را با ادبیاتی شگفت انگیز به قلم درمیآورد به گونهای که خوانندگان عرب مسلمان را به تحسین واداشته است.
این بانوی اسلام شناس اهل سنت، حضرت زینب را با القابی مانند: سیده زینب، عقیله بنیهاشم، قهرمان کربلا و مانند آن یاد میکند که نشان از ارادتش به ایشان دارد.
اوج کار عایشه بنت الشاطی، به هنگام بیان نقش آفرینی حضرت زینب در روز عاشورا و روزهای اسارت است. پیوند دادن میان نقش حماسی و سیاسی ایشان از سویی و رنج و محنت ایشان از سوی دیگر، از زیباییهای وصف ناپذیر این اثر است.
این کتاب در جهان عرب به کرّات به چاپ رسیده است. در ایران نیز ترجمه بخش مربوط به حضرت زینب توسط مرحوم سید جعفر شهیدی در سال ۱۳۳۲شمسی منتشر شد. این ترجمه تحت عنوان «شیر زن کربلا» به دفعات به چاپ رسیده است. البته مرحوم شهیدی به درستی متذکر میشود عایشه عبدالرحمن با وجود ارادت به سیده زینب، از گروه شیعیان نیست و شافعی است و در نتیجه در برخی فرازها آن چنان که باید به حق وصف حضرت زینب علیها السلام نائل نشده. نیز تذکر داده که کتاب از برخی جهات تاریخی خالی از ضعف نیست.
در کنار این کتاب، به کتاب «الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور» اثر بانوی لبنانی-مصری یعنی زینب فواز (۱۸۶۰-۱۹۱۴ م) اشاره میکنیم. او که نیمۀ دوم عمرش را در مصر گذراند، مانند بنت الشاطی و البته چندین سال پیش از او، در بخشی از کتاب خودش به سرگذشت افتخارآمیز زینب بنت علی علیهما السلام اشاره میکند و ایشان را از بانوان تاثیرگذار تاریخ بر میشمارد.
اثرگذاریِ کنشهای عاطفی، سیاسی و اجتماعی حضرت زینب در ذهن و فکر این دو بانوی ارادتمند به خاندان رسالت، سبب ساز این تالیفات گشته. عایشه عبدالرحمن و زینب فوار، در مسیر آزادی حقوق زنان تلاش میکردند و مینوشتند اما پیوسته سعی میکردند با الگو قرار دادن بانوانی تاریخ ساز مانند زینب سلام الله علیها (در اندازۀ خودشان) اسیر جریانهای فمینیستی که در مصر آن دوره به اوج رسیده بود نشوند.
بررسی جایگاه حضرت زینب در میان آثار ادیبان و کنشگران اجتماعی مصری، امری است که نیاز به مطالعات بیشتر از سوی پژوهشگران دارد.
@tavanerejal