eitaa logo
مطرود🇮🇷
160 دنبال‌کننده
840 عکس
173 ویدیو
38 فایل
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره تلگرام: t.me/matroud77 بله: https://ble.ir/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
مشاهده در ایتا
دانلود
(فرستهٔ ۵ از ۶) [ادامهٔ بررسی محتوای روایت] نکتۀ قابل تأمّل آنکه ابن طاووس با اذعان به اینکه عمر در اواخر ذی الحجّه از دنیا رفته، برای توجیه مرگ او در نهم ربیع الأوّل گفته است: «شاید منظور این باشد که سبب منجر به قتل عمر در این روز رُخ داده است؛ شاید هم از باب مَجاز، سبب قتل را قتل گویند یا اینکه روز نهم ربیع الأوّل قاتل عمر از شهر خود حرکت کرد یا اینکه در این روز، قاتل به مدینه رسید» [۳۰]. امّا این‌ها احتمالاتی بسیار بعید است که در مقام استدلال و تحقیق، کفایت نمی‌کند؛ علاوه بر اینکه احتمال فراوان دیگری نیز می‌توان مطرح نمود. افزون بر این، طرح احتمال و توجیه، زمانی معنا پیدا می‌کند که اصلِ یک موضوع ثابت شده باشد. حال، وقتی این روایت بنا به تصریح ابن طاووس قابل اعتماد نیست، توجیه آن چه معنایی دارد؟ روایتی که از نظر سند، محتوا، و دلالت، فاقد ارزش است. عجیب‌تر آنکه مجلسی در توجیه عقیده‌ای که در آن زمان میان شیعه رایج بود، یعنی کشته‌شدن عمر در نهم ربیع الأوّل، می‌گوید: «اهل سنّت دست به تحریف تاریخ زده و تاریخ مرگ عمر را از نهم ربیع الأوّل به اواخر ذی الحجّه انتقال داده‌اند» [۳۱]. توجیهی که هیچ مَحمِلی نمی‌توان برای آن یافت؛ زیرا همان‌طور که گذشت، علمای شیعه تصریح کردند: عمر در اواخر ذی الحجّه به قتل رسید و عثمان چند روز بعد از مرگ عمر در پایان ماه ذی الحجّه یا اوّلِ محرّم به خلافت رسید [۳۲]. علاوه بر این، چه وجه یا مَحمِل یا توجیهی به نفع اهل سنّت وجود دارد تا آن‌ها زمان مرگ عمر را از نهم ربیع الأوّل به اواخر ذی الحجّه منتقل کنند؟ در هر صورت، روایت عید الزهرا که مَحمِل و سندی برای حجّیّت‌بخشی به عید الزهرا و در نهایت جواز سبّ و لعن هست، از نظر سند و محتوا، مخدوش و فاقد اعتبار است؛ امّا علّت اینکه شیعیان روز نهم ربیع الأوّل را جشن می‌گیرند، شاید به دلیل آغاز امامت صاحب الزمان(عج) در این روز باشد که به مرور زمان، به عید الزهرا و کشته‌شدن عمر در این روز تبدیل شد و چون از اوّلِ محرّم عزاداری می‌کنند، تاریخ آن را به بعد از محرّم و صفر انتقال دادند.
(فرستهٔ ۶ از ۶) پی‌نوشت‌ها [۱] یعسوب الدین رستگار جویباری، حقیقت وحدت در دین و حکمت عید الزهرا، ص ۹۳-۹۶. [۲] یعسوب الدین رستگار جویباری، حقیقت وحدت در دین و حکمت عید الزهرا، ص ۹۷. [۳] یعسوب الدین رستگار جویباری، حقیقت وحدت در دین و حکمت عید الزهرا، ص ۹۷-۹۸. [۴] غدیر دوم، ص ۱۱۰ و ۱۱۳. [۵] لطف‌اللّٰه صافی گلپایگانی، مجموعة الرسائل، ج ۲، ص ۳۹۵. [۶]. ابوسعید میمون طَبَرانی، رسائل الحکمة العلویّة، ج ۳، ص ۳۳۷-۳۳۸؛ عمر کحالة، معجم المؤلّفین، ج ۱۳، ص ۶۵. [۷] خیر الدین زِرِکلی، الأعلام، ج ۳، ص ۸۱. [۸] محمّدباقر مجلسی، بحار الأنوار،‌ج ۳۱، ص ۱۲۰. [۹] محمّد بن حسن قمی، العقد النضید و الدر الفرید، ص ۶۰. [۱۰] حسن بن سلیمان حلّی، المحتضر، ص ۹۳. [۱۱] جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة الإمام علي، ج ۷، ص ۱۶۸؛ همو، الصحیح من سیرة النبي، ج ۳۱، ص ۲۴۵. [۱۲] ابن طاووس، الإقبال، ج ۳، ص ۱۱۳. [۱۳] محمّدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۱، ص ۱۲۰. [۱۴] علی نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج ۷، ص ۲۱۰. [۱۵] محمّد بن احمد ذهبی، تذکرة الحُفّاظ، ج ۲، ص ۴۹۷؛ عبدالحی بن عماد، شذرات الذهب، ج ۲، ص ۱۱۹. [۱۶] عبدالحسین امینی، سیرتنا و سنّتنا،‌ص ۱. ر.ک: علی حسینی میلانی، نفحات الأزهار في خلاصة عبقات الأنوار، ج ۱۶، ص ۱۴۴. [۱۷] محمّد بن حسن قمی، العقد النضید و الدر الفرید، ص ۶۰. [۱۸] علی نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج ۲، ص ۳۷۱. [۱۹] لطف‌اللّٰه صافی گلپایگانی، مجموعة الرسائل، ج ۲، ص ۳۹۵. شایان ذکر است محب‌الدین خطیب در کتاب «الخطوط العریضة» با استناد به این روایت و نقل آن از شخصی به نام «علی بن مُظاهِر» که وی را در شمار علمای شیعه می‌شمارد، در صدد نقد و طعنه زدن به شیعه برآمده است (محب‌الدین خطیب، الخطوط العریضة، ص ۲۱)، حال آنکه در کتب رجال شیعه و غیر کتب رجالی، نامی از این شخص نیست (لطف‌اللّٰه صافی گلپایگانی، مجموعة الرسائل، ج ۲، ص ۳۹۵) و نمی‌توان وی را در شمار شیعیان ضبط کرد، تا چه رسد به عالِم شیعی بودن وی؛ ثانیاً در این سلسله سند که جزء اوّلین منابع در نقل این روایت است، نام علی بن مُظاهِر نیست و مشخّص نیست محب الدین خطیب از کجا این راوی را در سند اضافه و وی را در شمار علمای شیعه ضبط کرده است. [۲۰] لطف‌اللّٰه صافی گلپایگانی، ج ۲، ص ۳۹۵. [۲۱] محمّد بن حسن قمی، العقد النضید و الدر الفرید، ص ۶۱؛ حسن بن سلیمان حلّی، المحتضر، ص ۹۴؛ محمّدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۱، ص ۱۲۲. [۲۲] غدیر دوم، ص ۱۱۰. [۲۳] ابن خیّاط، تاریخ خلیفه، ص ۱۰۹؛ محمّد بن احمد ذهبی، تاریخ الإسلام، ج ۳، ص ۲۵۳؛ یوسف بن عبداللّٰه، الإستیعاب، ج ۳، ص ۱۱۵۲. [۲۴] ابراهیم کفعمی، المصباح، ص ۵۱۱؛ محمّدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۱، ص ۱۱۹. [۲۵] محمّدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۱، ص ۱۱۸-۱۱۹. [۲۶] شیخ انصاری، کتاب الطهارة، ج ۲، ص ۳۲۶. [۲۷] شیخ عبّاس قمّی، تتمّة المنتهی، ص ۲۵. [۲۸] همان، ص ۲۶. [۲۹] عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۹، ص ۲۶۰. [۳۰] ابن طاووس، الإقبال، ج ۳، ص ۱۱۳. [۳۱] محمّدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۱، ص ۱۳۲. [۳۲] محمّد رضا، ذو النورین عثمان بن عفّان، ص ۴۲.
در ادامه، بعضی از پیام‌های قبلی کانال رو دوباره می‌فرستم:
تأملاتی تاریخی درباره نهم ربیع.pdf
حجم: 219.3K
📌 تأملاتی تاریخی درباره نهم ربیع ✍️ نویسندگان: مسلم نجفی هادی وکیلی 📖 مطالعات اسلامی: تاریخ و فرهنگ، پاییز و زمستان ۱۳۸۹،شماره ۸۵ چکیده: بعضی از شیعیان بر این باورند که نهم ربیع الاول روز قتل عمر بن خطاب خلیفه دوم به دست ابولؤلؤ ایرانی است. از این رو طی چند سده گذشته در میان شماری از شیعیان مراسمی با عنوان «عیدالزهراء»، «فرحة الزهرا»، «عمرکشان» و «غدیر دوم» برگزار می شده است که به طور طبیعی موجب ناخشنودی جامعه اهل سنت که اکثریت مسلمانان را در بر می‌گیرند، می شده است. این پژوهش در پی دستیابی به پاسخی برای این پرسش است که برگزاری چنین مراسمی تا چه حد مبتنی بر واقعیات تاریخی درباره تاریخ قتل خلیفه دوم و قاتل وی می‌باشد؟ نیز پاسخ به این سؤال که این مراسم چگونه نزد بعضی شیعیان به ویژه در ایران -با محوریت آرامگاه بابا شجاع الدین در کاشان- رواج یافت؟ و این که این مراسم تا چه اندازه می‌تواند وجاهت دینی و شرعی داشته باشد؟
نهم ربیع؛ روز امامت و مهدویت.pdf
حجم: 152.4K
📌 نهم ربیع؛ روز امامت و مهدویت ✍ نگارنده: مصطفی صادقی کاشانی 📖 مشرق موعود، سال ششم، تابستان ۱۳۹۱، شماره ۲۲ چکیده: شیعیان در دوره هایی از تاریخ، به ویژه از عصر صفویه به بعد، روز نهم ربیع الاول را روزی مبارک برشمرده و در این روز جشن هایی برگزار کرده اند. این نوشتار می کوشد دلیل این بزرگداشت و شادمانی را بیابد و با بهره بردن از منابع معتبر و کهن نشان دهد که حادثه اصلی این روز، آغاز امامت حضرت مهدی است؛ زیرا پدر آن بزرگوار در روز هشتم ربیع الاول به شهادت رسیده و آن چه درباره شادمانی به دلیل مرگ یکی از دشمنان اهل بیت گفته می شود، مربوط به این روز نیست و در زمانی دیگر رخ داده است.
بررسی_و_نقد_مراسم_نهم_ربیع_در_منابع_شیعی.pdf
حجم: 585.1K
بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی نویسندگان: اعظم خوش صورت موفق؛ مهدی فرمانیان پژوهشنامهٔ مذاهب اسلامی، بهار و تابستان ۱۳۹۴ ش، شمارهٔ ۳
روایت_روز_قتل_خلیفهٔ_دوم_در_منابع_شیعی؛_ارزیابی_سندی_و_متنی_روایت.pdf
حجم: 745.6K
روایت «روز» قتل خلیفه دوم در منابع شیعی: ارزیابی سندی و متنی روایت نهم ربیع الأوّل نویسندگان: علیرضا فلاحی قهرودی؛ سید محمدعلی ایازی؛ مهدی مهریزی؛ کاظم قاضی‌زاده مجلّهٔ تاریخ و تمدّن اسلامی، پاییز ۱۴۰۱ ش، شمارهٔ ۴۰ چکیده: در برخی از منابع شیعی روایتی با‌ تفاوت­‌هایی در ‌زنجیرهٔ نهایی و نام راویان نقل شده مبنی بر اینکه نهم ربیع‌الاول روز قتل خلیفهٔ دوم و بزرگ‌ترین عید و جشن بوده و در‌آن برای همه مردم از‌ گناهان رفع قلم شده‌است. در‌ این مقاله، این روایت از جنبهٔ سندی و متنی ارزیابی و نقد شده ­است. بنابر یافته­‌ها، مصادر و راویان اسناد این روایت، مجهول و ناشناخته‌اند و در ‌برخی از‌ منابع سند دارای اختلاف نام راویان و انقطاع طولانی است؛ لذا اسناد روایت ضعیف و بی‌اعتبار است. متن روایت نیز فاقد فصاحت و هماهنگی بوده و مغایر با قرآن، سنت قطعی، مسلمات تاریخی، بدیهیات عقلی، و اجماع است. همچنین انتساب صدور آن به ‌خداوند، پیامبر(ص) و اهل­ بیت(ع) مردود است. این در‌حالی­ است که اساساً منابع اصیل شیعه و سنی بر تاریخ بیست‌وششم ذی‌الحجه برای قتل خلیفه دوم اجماع دارند.
توی صفحات ۷۰-۸۱ این کتاب، نویسندهٔ محترم (که از محقّقین معروف تاریخ اسلام هستن)، به بهانهٔ بررسی اصالت یا عدم اصالت تاریخی آرامگاه منسوب به ابولؤلؤ (قاتل خلیفهٔ دوم) توی اطراف کاشان، تحقیقات خوبی دارن که به نهم ربیع الأوّل هم مربوطه. ایشون توی تحقیقاتشون، این مطالب رو اثبات کرده‌ن: ۱. بی‌اعتباری آرامگاه منسوب به ابولؤلؤ توی اطراف کاشان ۲. قاتل خلیفهٔ دوم نه تنها شیعه نبوده، بلکه مسلمون هم نبوده. ۳. نقد سندی و متنی روایت رفع القلم (مستند قتل خلیفهٔ دوم توی نهم ربیع الأول)
بازکاوی داستان رفع القلم.pdf
حجم: 294.4K
بازکاوی داستان رفع القلم نویسنده: عباسعلی مشکانی، مصطفی صادقی منبع: معرفت، سال بیستم، بهمن ۱۳۹۰ ش، شمارهٔ ۱۱ (پیاپی ۱۷۰) ویژه تاریخ چکیده: در روزهای پایانی ذی‌الحجه سال ۲۳ غلامی ایرانی، معروف به فیروز ابولؤلؤ عمر بن خطاب را به قتل رساند. منابع تاریخی معتبر مکتب خلفا و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) و اکثر علمای فریقین، زمان قتل را روزهای پایانی ذی‌الحجه دانسته‌اند، ولی برخی از منابع متأخر شیعی، با استناد به یک روایت، روز واقعه را نهم ربیع الاول می‌پندارند. این روایت به «روایت رفع القلم» معروف و به احمد بن اسحاق قمی مستند است. روایت مذکور ادعاهای دیگری از قبیل تحریف قرآن و رفع القلم و جواز ارتکاب معاصی را نیز طرح می‌کند. در این بررسی، در استناد روایت مذکور به احمد بن اسحاق قمی خدشه وارد شده و به نقد متنی و سندی آن پرداخته می‌شود و قتل خلیفه در ۲۶ ذی‌الحجه مدلّل می‌گردد. به مستند این مقاله، نهم ربیع الاول و برگزاری جشن‌های کذایی در آن و انتساب آن به روز قتل خلیفه از هیچ پشتوانه روایی و تاریخی برخوردار نیست. این مقاله با رویکرد تحلیلی و توصیفی به نقد افسانه رفع القلم می‌پردازد.
دورِ پنج‌سالگی‌تان بگردم، خدا پدرتان را رحمت کند ... . این‌طور زانوهایتان را بغل کرده‌اید، دق می‌کنیم که ... . از امشب جهان منتظر شماست. کارهای بسیار دارید. می‌دانم غصه‌‌دارید؛ ولی به خودتان قسم، همهٔ دلخوشیِ ما شمایید:))) ما که حنایمان رنگی ندارد، خودتان دعا کنید؛ جهان مزخرفی داریم ... .
.. 🔻دیدگاه علی (ع) نسبت به خلفا، به روایت خلیفه دوم؛ (صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب حكم الفئ ، ح 1756) خلیفه دوم خطاب به علی (ع) و عباس عموی پیامبر (ص) گفت: پس از وفات رسول خدا (ص) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم. شما دو نفر آمديد، تو ای عباس! ميراث برادرزاده‎ات را درخواست كردی، و تو ای علی! ميراث فاطمه دختر پيامبر را. ابوبكر گفت: رسول خدا فرمود: ما چيزي به ارث نمي‎گذاريم ... اما شما دو نفر او را دروغگو، گناه كار، حيله‎گر و خيانت‎كار دانستید.. پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم، و باز شما دو نفر، مرا دروغگو، گناه كار، حيله گر و خائن خوانديد. آيا مطالبی را كه گفتم تأييد می كنيد؟ هردو گفتند: بلی [ما شما دونفر را دروغگو، گناه كار، حيله‎گر و خائن خواندیم]. https://t.me/bazmeghodsian2