4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پارت_اول
نزدیک غروب بود زنگ زد : «مهمون من ، میخوام قبل رفتن ببینمتون بعد نماز مغرب پارک سینا»
نمیدونم چه حکمتی بود لباس های خیلی مرتبم رو پوشیدم خیلی به شیک پوشی و مرتب بودن اهمیت میداد. بعدها شنیدم که خیلی از پوشش اون شب من خوشش اومده بود.
همه با هم دور سفره ای که به خواستش پهن شده بود گفتیم و خندیدیم غافل از اینکه این دیدار آخرین دیدار ماست...
غافل از اینکه این شام شام آخر ماست :)
غافل از اینکه دیگر هیچ وقت گرمی نگاه مهربانش را نخواهم داشت.
غافل از یک هجران ابدی...
#سردار_شهید_دکتر_حمیدرضا_حیدری