eitaa logo
شاید‌ زیبا ~
237 دنبال‌کننده
636 عکس
148 ویدیو
0 فایل
سلام . سخن: https://abzarek.ir/service-p/msg/2559732 24 بهمنِ 1401~
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ‌↯ژولیت
هستی قبلش: فاطمه من نمیتونم بخورم آخ هستی دو دقیقه بعد: عه فاطمه ببخشید ولی تموم شد😔
بستنی رو تموم کردیم و کراشم رو دیدیم 😉😂 طبق معمول برگشت زل زد بهمون یدفعه فاطمه بلند گفت:اینننن چراااا اینجورییی منو نگاه میکنه من: فاطمهههه =*)))))
دیگه داشت دیر وقت میشد تصمیم گرفتیم که بریم خونه[بالاخره]
شاید‌ زیبا ~
دیگه داشت دیر وقت میشد تصمیم گرفتیم که بریم خونه[بالاخره]
من ولی نرفتم خونه😔 رفتم مسجد پیش مامانم و من اونجا از درد دندون داغ کرده بودم =)))
شاید‌ زیبا ~
من ولی نرفتم خونه😔 رفتم مسجد پیش مامانم و من اونجا از درد دندون داغ کرده بودم =)))
داشتم از درد شرحه‌شرحه میشدم که عسل زنگ زد گفت من تو حیاط مسجدم بیا ببینمت رفتم پیش عسل و اولین چیزی که گفت این بود : ببینم دندونات رو😭
با عسل رفتیم تو مسجد و بهمون چایی دادن و جدی چسبید:")
شاید‌ زیبا ~
🤭
با عسل خداحافظی کردم و با مامانم رفتیم دنبال مسواک.
شاید‌ زیبا ~
با عسل خداحافظی کردم و با مامانم رفتیم دنبال مسواک.
مسواک پیدا نکردم البته پیدا کردیم ولی خب قیمتش اندازه خون من بود=)
بعدش دیگه رفتیم خونه واقعا😭🤣
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا