eitaa logo
"مَنِ اُو"
282 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
701 ویدیو
7 فایل
تاسیسِ ۳۰ فروردینِ سال ۱۴۰۲ من؟جنسی از او دختری از تبارِ خراسان ✨" هنرآموز رشته یِ نقاشی و عکاسی📷🧑🏻‍🎨💕 دهه هشتادی متعهد :)♥️✨ برای همه مینویسم که یک نفر بخواند .. شنوای حرفات هستم جونِ دل🤌🏻✨️
مشاهده در ایتا
دانلود
"مَنِ اُو"
-
خانوم کهریزی مهربون همشهری و هم محله ایی قشنگم🫂
"مَنِ اُو"
الهی من بمیرم😭😭😭😭
"مَنِ اُو"
ای پرچمت مارا کفن...
"مَنِ اُو"
ای وای من.. خدابیامرزه روحشون قرین رحمت:)
این روزا یه آدم سالم ندیدم که دلش بخواد ایران شکست بخوره. هرکی بوده یا مغزش مشکل داشته، یا روح و روانش یا مادرش.
هدایت شده از میمِ ثاٰنی؛
ساٰلهاست فهمیده‌ام سهم من از زندگی، سوگواری برای چیزهایی‌ست که هرگز نداشته‌ام. مثل تو، که تجسّم حقیقیِ فرزند خیالی منی. نگاهت میکنم و دائماً دلم میشکَند و مطمئن‌تر میشوم همیشه آرزوی به شکم کشیدنِ پسری شکل تو را داشتم؛ بلوطِ بور و کوچکی که موهای آفتابی‌اش خانه را روشن کند و امّید به فرداها در چشمهایش شور بزند. تو، پسرِ نداشته‌ی منی امیرعباس. روزنه‌ی نور زندگی مادرت بودی و حالا دلیل گریه‌های همیشه‌ی منی. تو را که هنوز گرم و بوری، هنوز سرد و خاکی نشده‌ای، تو را که هنوز یکپارچه و مُرتبی، هنوز از هم پاشیده نشده‌ای، در رؤیا، به سینه میچسبانم، تاب میدهم و بیخ گوشت قولِ خریدن مدادشمعی‌ِ نو میدهم تا آرزوهایت را بکِشی؛ شاید یک اتولِ شاسی، قایقی بادبانی، خانه‌ای بنفش با دودکشی بلند تا ابرها یا خودت توی لباس خلبانی. نمیدانم. امّا حتما آرزویی داشتی… کف دستهای خالی و ناکامت را میبوسم و میگویم:«مداد شمعی‌ها جادو دارند! بکِش و بگو بیبیدی بابیدی بو تا اتفاق بیوفتد.» میخندی. دندان‌های شیری‌ات پیدا میشوند. توی سرم دور میخورد "کاش نشکسته باشند"… میپرسی:«چرا گریه میکنی خاله؟» یک برگه‌ی سفیدِ تازه دستت میدهم و نمیگویم "چون تو وجود نداری و حالا مُشتی استخوانی که رویت میرقصند." میپرسی:«اوّل آرزوهای تو را بکشم تا برآورده شوند و گریه نکنی؟» توی گردنِ نازک و مهتابی‌ات خم میشوم، شریانِ نبضت را میبوسم و درحالیکه فکر میکنم "کاش زیرِ آوار به تنت سخت نگُذشته باشد" میگویم: «خدا را بکِش که با دستهایش سقف خانه‌ها را نگه داشته امیرعباس…» @mimsani 🕊
زیبایی✨ >>>>>
با موشک صورتی تل آویو و شخم بزن🇮🇷💗