eitaa logo
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
42 دنبال‌کننده
99 عکس
0 ویدیو
0 فایل
پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه از اسفند سال ۱۴۰۱ با مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت خود را رسما آغاز کرد. ◀️ نشانی وب سایت: www.fardaresaneh.ir ◀️ نشانی در تلگرام: @medialesson ◀️ نشانی در اینستاگرام: @fardaresaneh.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸نمایش تخصص پزشکی در اینستاگرام 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
معصومه رشیدی (فردارسانه) – اینستاگرام امروزه دیگر یک آلبوم عکس دیجیتال نیست، بلکه به یکی از زیست‌بوم‎‌های حوزه سلامت و پزشکی تبدیل شده است. جایی که ‏در کنار صفحات بلاگری، روانشناسی، سفر، علمی و صفحات طنز و سرگرمی، دنیای پزشکی نیز حضور پررنگ دارد. کافی است کمی در ‏میان پست‌ها جست‌و‌جو کنید تا ببینید یک جراح پلاستیک، چگونه ویدئوی تایم‌لپس از یک عمل پیچیده قرار داده است. چند پست پایین‌تر، ‏ایئفلوئنسری طرز تهیه «اسموتی پاکسازی کبد» را آموزش می‌دهد و صفحه دیگری با انتشار پُستِ «پنج نشانه کمبود ویتامین ‏دی‏ که نمی‌دانستید»، ‏شما را به خرید مکمل‌هایش دعوت می‌کند. این تصویر، خلاصه‌ای از بازار آشفته، قدرتمند و بسیار حساسی است که در آن دانش، ‏تخصص، تجربه، امید، اضطراب و تجارت در هم تنیده شده‌اند. درک هوشمندانه این فضا، فقط یک کنجکاوی رسانه‌ای نیست بلکه ‏ضرورتی برای آگاهی و حفظ سلامت جسم و روان است. ‏ با نگاهی به صفحات متخصصان حوزه‌های مختلف پزشکی از دندانپزشک گرفته تا جراح قلب و غیره، درمی‌یابیم که فعالیت‌ آنها بر دو ‏ستون استوار است: نمایش تخصص و صلاحیت علمی از یک سو و آموزش عمومی از سوی دیگر. به عنوان مثال، پزشک پوست و مو که ‏درباره‌ مراقبت‌های روزانه از پوست، مطلبی منتشر می‌کند، بیش از تمرکز بر سرگرمی و یا جذب فوری مخاطب، به دنبال افزایش دانش ‏عمومی مخاطبان است. اما این فقط ظاهر ماجرا است. در لایه‌ای عمیق‌تر، برندسازی شخصی و کسب اعتماد قرار دارد که پیامد طبیعی‌اش، ‏تثبیت جایگاه علمی و حرفه‌ای پزشک در ذهن کاربر و کشاندن او به مطب است. از این رو، این صفحات در یک طیف آموزشی-‏تبلیغاتی قرار دارند که شکلی مدرن و بسیار موثر از بازاریابی خدمات پزشکی است.‏ این الگوی بازاریابی، در مقیاسی بزرگتر نیز مشاهده می‌شود. برخی صفحات متعلق به کلینیک‌ها و مراکز درمانی، آموزش عمومی را ابزاری ‏برای جلب اعتماد می‌دانند؛ اما از همان ابتدا هدفی مشخص‌تر را دنبال کرده و استراتژی محتوایی آنها بیشتر بر تبدیل مخاطب به ‏مراجعه‌کننده متمرکز است. یعنی انتشار نکات سلامتی، معرفی خدمات و نمایش محیط کلینیک، به گونه‌ای پیش می‌رود که در نهایت به ‏گرفتن وقت قبلی یا تماس منجر شود. این فرایند در ادبیات بازاریابی به «قیف بازاریابی» شهرت دارد: ورود کاربر به این قیف با محتوای ‏آموزشی مانند مزایای عمل لیزیک چشم و خروج او به عنوان مراجعه‌کننده یا بیمار.‏ در نقطه‌ای متفاوت از این اکوسیستم، صفحاتی فعالیت می‌کنند که گردانندگان آنها لزوما پزشک و یا مراکز درمانی نیستند و در واقع پاتوق ‏افرادی‌ است که عاشق حوزه سلامت هستند و با موضوعاتی چون تغذیه سالم، برنامه روزانه ورزشی و نکات پیشگیرانه، نوعی مجله آنلاین ‏سلامت را شکل داده‌اند. این افراد که می‌توان آنها را اینفلوئنسرهای سلامت نامید؛ با نمایش زندگی سالم و ایجاد ارتباطی شبه‌دوستانه، ‏نوعی حس «نیاز» و «اشتیاق» در کاربر ایجاد می‌کنند. این بستر مبتنی بر آگاهی و آرمان‎گرایی (لاغری، تناسب اندام، قهرمانی و …) در عمل ‏به تبلیغات مستقیم، همکاری در فروش و یا فروش دوره‌ها و برنامه‌های تمرینی ختم می‌شود. ‏ اما فعالان دنیای درمان با طب سنتی نیز از این قافله عقب نمانده‌‌اند. عطاری‎های دیجیتال و صفحات گیاه‌محور به عنوان بازتولید مدرن ‏عطاری‌های سنتی، با بهره‌گیری از جذابیت طب سنتی و خواص گیاهان دارویی، همه بیماری‌ها را با انواع و اقسام گیاه، دمنوش و عرقیات ‏درمان می‌کنند. این صفحات با تکیه بر بی‌اعتمادی بخشی از جامعه به پزشکی شیمیایی و تمایل آنها به درمان‎های طبیعی، خود را جایگزین ‏امن و کم‌ریسک برای پزشکی مدرن معرفی می‌کنند. پشت پرده این صفحاتِ به ظاهر «اطلاعات پزشکی» نیز اغلب همان هدف فروش ‏محصولات گیاهی نهفته است. آنها با برجسته کردن مشکلاتی نظیر استرس، ریزش مو یا نفخ و پیوند آن با سبک زندگی مدرن، نوعی ‏اضطراب سلامتی ایجاد می‌کنند و سپس با استفاده از عباراتی مانند معجزه طبیعت یا رازهای طبابت ابوعلی سینا، روغن‌ها و پکیج‎های درمانی ‏خود را به عنوان راه‌حل امن و طبیعی معرفی می‎کنند.‏ درک این دسته‌بندی با مرور نمونه‌های واقعی، آسان‌تر می‌شود. یک پزشک پوست، پُستی را درباره روش‌های درمان آکنه منتشر می‌کند و در ‏پایان، کاربر را به گرفتن نوبت از طریق لینک در بیو دعوت می‌نماید. یک کلینیک روانشناسی همزمان با توضیح درباره افسردگی، اپلیکیشن ‏مشاوره خود را معرفی می‌کند. و یک عطاری معروف، تقریباً هر توصیه‌ای درباره گیاهان دارویی را با پیشنهاد خرید ترکیب می‌کند. این ‏مثال‌ها نشان می‌دهد که محتوای پزشکی اینستاگرام در ایران طیفی است که یک سر آن آموزش و ارتقای آگاهی عمومی و سر دیگرش ‏تبلیغ و فروش قرار دارد. درک این طیف به کاربر کمک می‌کند تا به شکلی آگاهانه با محتواها تعامل داشته و بتواند منابع معتبر را از تبلیغات صرف تشخیص دهد. 💻www.fardaresaneh.ir
🔸اَبرِ دماوند: آزمون رسانه‌های ایرانی در عصر وایرال 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 t.me/medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸اَبرِ دماوند: آزمون رسانه‌های ایرانی در عصر وایرال 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 t.me/medialesson
معصومه رشیدی (فردارسانه) – ماجرای ابر قله دماوند این پرسش را مطرح می‌کند که وقتی یک سوژه ترند می‌شود، یعنی به محبوبیت کوتاه‌مدت می‌رسد، آیا رسانه‌ها آن سوژه را راستی‌آزمایی می‌کنند یا با هیجان بازنشر می‌کنند؟ نقطه‌ آغاز این رویداد، ویدئوها و عکس‌هایی بود که «بخار و دود سفید» بر فراز دماوند را نشان می‌داد. این تصویر ابتدا در حساب کاربری اینستاگرام علی شادلو، مدرس اکوتوریسم، منتشر شد که با شوخی، ابرهای متراکم بالای دماوند را به بخار آتشفشانی تشبیه کرد. بازنشر گسترده این تصویر در رسانه‌های اجتماعی و سپس در رسانه‌های جریان اصلی، عملاً روایت خروج دود و بخار از آتشفشان را برجسته کرد و به سرعت بذر یک «اتفاق غیرعادی» در افکار عمومی کاشته شد. نکته مهم این ماجرا نه صرفاً شکل‌گیری یک تصویر یا ویدئوی چالشی، بلکه شیوه مواجهه رسانه‌ها با آن بود. نمونۀ آن، انتشار ویدئو در نسخه انگلیسی ایران‌اینترنشنال بود که با این جمله آغاز شد «Footage of smoke and steam rising from Mount Damavand…». این قاب اولیه، القاکننده یک رخداد غیر‌عادی است و تصویری از فعالیت آتشفشانی در ذهن مخاطب نقش می‌بندد. اگرچه جملۀ پایانی «دماوند یک سیستم آتشفشانی فعال محسوب می‌شود، اما هیچ مدرکی مبنی بر فوران یا انفجار قریب‌الوقوع وجود ندارد.» یک تعدیل‌کننده محسوب می‌شود اما در عمل اثر روانی جملۀ اول بسیار قوی‌تر است. بازنشر سریع در رسانه‌های جریان اصلی امروزه ولع اول بودن و فضای رقابتی موجب می‌شود که رسانه‌های جریان اصلی معمولاً دقت را فدای سرعت کنند. در این رخداد هم، دست‌کم دو رسانه پرترافیک داخلی محتوا را با کمترین فاصله زمانی بازنشر کردند. تابناک ابتدا تصاویر خروج توده عظیم بخار از قله دماوند را به نقل از حساب اینستاگرامی منبع (علی شادلو) منتشر کرد؛ متنی که بار معنایی رخداد ویژه را به خواننده منتقل می‌کرد؛ بی‌آن‌که در همان لحظه، سنجه‌های اعتبارسنجی تصویر و زمینه‌سنجی علمی را کامل ارائه کند. هرچند تابناک بعدتر در مطلبی جداگانه روایت را تعدیل کرد، اما اثر چرخۀ نخستین بازنشر، پیش‌تر در ذهن مخاطب شکل گرفته بود. فرارو با تیتر «ببینید؛ ثبت تصاویری عجیب از تشکیل ابری عظیم بر دهانه کوه دماوند» و ارجاع به همان منبع اولیه، محتوا را با رنگ‌ولعاب عجیب عرضه کرد. اگرچه در متن، ارجاعات کلی به نظر کارشناسان آمده، اما همان الگوی معمول «بازنشر سریع با حداقلی از گفته‎های کارشناسی» دیده می‌شود؛ نمونه‌ای که به لحاظ حرفه‌ای هنوز با استانداردهای راستی‌آزمایی منبع و اصالت‌سنجی تصویر فاصله دارد؛ چراکه حتی به ادعای خود منتشرکننده محتوا مبنی بر شوخی بودن، توجهی نشده است. جستجوگرهای هوشمند خبری مثل «خبرفارسـی» نیز که به‌خودی‌خود رسانه‌ تولیدکننده نیستند؛ همان خبر را تقویت و بازنشر کردند و علاوه بر افزایش دامنه‌ی دسترسی، اثر شبکه‌ای «تکثیر بدون راستی‌آزمایی» را تشدید کردند. در مقابلِ این شتاب‌زدگی‌ها، رسانه‌هایی مانند عصرایران و خبرآنلاین، تلاش کردند از همان ابتدای پوشش رویداد، با قاب‌های پرسشی و نقل‌قول‌های مشخص، روایت را تعدیل کنند. آنها به‌جای تیتر قطعی، سراغ چارچوب «آیا این فوران است؟» رفتند و با نقل قول مستقیم از متخصصان، ریسک القای فوران را کاهش دادند. اما پس از جهش اولیه بازنشر، بعضی رسانه‌ها روایت خود را به‌روزرسانی کردند: تابناک از «تصاویر خروج توده بخار» به «ماجرای ابرهای شکل‌گرفته» چرخید و به منشا انتشار اولیه تصریح کرد. این کار، اگرچه دیرهنگام، اما از منظر حرفه‌ای یک «اقدام اصلاحی» است؛ اقدامی که باید شفاف‌تر و با برچسب‌ِ «به‌روزرسانی یا تصحیح» همراه می‌شد تا مخاطب متوجه تغییر در روایت شود. ماجرای ابر دماوند تنها مربوط به کاربران ایرانی نیست. پیش‌تر نیز کلیپی از یک نهنگ اورکا در رسانه‌های اجتماعی دست به دست شد که به مربی خود «جسیکا رادکلیف» که ۱۵ سال به او آموزش داده بود و در مسابقات مختلف با یکدیگر شرکت کرده بودند، حمله می‌کند. این کلیپ ظرف چند روز میلیون‌ها بار دیده شد، اما با بررسی چندین رسانه بین‌المللی و راستی‌آزمایی‌ها مشخص شد «هیچ سندی از وجود چنین فردی، چنین پارکی یا وقوع حادثه» در منابع رسمی وجود ندارد و محتوای وایرال محصول هوش مصنوعی و کاملاً ساختگی است. این نمونه‌ به‌روشنی نشان می‌دهد که ویدئو به علت واقع‌نمایی فرمی می‌تواند سرعت و دامنه فریب را بالا ببرد. همان‌طور که در دماوند «یک قاب دیداری» به سوءتفاهم دامن زد. ادامه این مقاله را می‌توانید اینجا بخوانید. 💻www.fardaresaneh.ir 🆔 t.me/medialesson
🔸نوروزی: دستگاه قضایی مانع پیگیری رسانه‌ها نیست 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸نوروزی: دستگاه قضایی مانع پیگیری رسانه‌ها نیست 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
بنت الهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – اخبار حوادث در رسانه‌ها اغلب منتشر اما رها می‌شوند. وقتی خبری تلخ بدون پیگیری و ارائه اخبار تکمیلی به سوی افکار عمومی شلیک می‌شود، مخاطب سرگردان می‌شود. در خصوص پیگیری نشدن برخی اخبار حوادث توسط رسانه‌ها، گفت‌وگویی با کامبیز نوروزی، وکیل پایه یک دادگستری و مدرس حقوق مطبوعات داشتیم. نوروزی در پاسخ به این پرسش که آیا این مسئله در رسانه‌ها ریشه دارد یا به محدودیت‌های قانونی یا فراقانونی حاکمیت مربوط است، گفت: «در اغلب این موارد فقط رسانه‌ها هستند که باید حوادث را دنبال کنند و بعضی دنبال نمی‌کنند؛ بعضی از حوادث ارزش خبری ندارد و به بعضی بی‌توجهی می‌شود. در پرونده‌های کیفری رسانه‌ها می‌توانند ماجرا را دنبال کنند و معمولاً دستگاه قضایی ممنوعیتی ندارد.» این حقوقدان درباره پرونده‌هایی مانند مهرداد نیویورک و انتشار نشدن اخبار تکمیلی درباره آن‌ها گفت: «در بعضی پرونده‌ها نمی‌توانید انتظار داشته باشید که نهادهای حکومتی تمام اطلاعات را منتشر کنند. هوشیاری و حرفه‌ای‌گری روزنامه‌نگار است که باید به دنبال خبر برود. اطلاعات را به صورت بسته‌بندی شده، شیک و تمیز به شما نمی‌دهند و وظیفه‌ خبرنگار است که باید هوشمند  و جستجوگر باشد، پرسش‌های درست مطرح کند و به دنبال آن برود؛ چه در خبر حوادث و چه در هر خبر دیگری.» عکس: محمود عارفی 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
🔸نگاهی به عقب‌ماندگی روایی در بازنمایی تحولات سازمان مجاهدین خلق 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸نگاهی به عقب‌ماندگی روایی در بازنمایی تحولات سازمان مجاهدین خلق 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @mediale
محسن محسنی (فردارسانه) – با پخش مجموعه تلویزیونی «عملیات مهندسی» از شبکه سه سیما، بار دیگر فرصتی برای پرداختن به سازمان مجاهدین خلق فراهم آمده است. این سریال، که بر پایه رویدادهای واقعی و جنایات این گروهک در دهه ۶۰ ساخته شده، نمادی از اهمیت بازخوانی تاریخ معاصر و واکاوی پرونده پیچیده این سازمان تروریستی است. اما همزمان با نمایش این اثر، این سوالات پیش می‌آید: چرا صنعت درام ایرانی، از مدیران فرهنگی و تهیه‌کنندگان تا کارگردانان و نویسندگان، عمدتاً بر بازه زمانی دهه ۶۰ متمرکز شده و از تحولات بعدی این گروهک غفلت ورزیده است؟ آیا این تمرکز زمانی، نشانه‌ای از یک «بن‌بست دراماتیک» است که شناخت مخاطب را به یک برهه تاریخی محدود کرده و از ارائه تصویری پویا از تحولات معاصر بازمانده است؟ این محدودیت روایی، مختص صداوسیما نیست و در سینما نیز بارها تکرار شده است. در اغلب آثار، قصه در دهه ۶۰ شمسی روایت می‌شود که اوج آن در فیلم‌های «ماجرای نیمروز» ۱و۲ بروز می‌یابد. حتی فیلم «سیانور»، گرچه به دهه ۵۰ بازمی‌گردد، اما باز هم روایتی از سال‌های دور این سازمان را بیان می‌کند و بر ریشه‌های ایدئولوژیک گروه در پیش از انقلاب تاکید دارد. تلویزیون نیز با تولید آثاری چون سه‌گانه «ارمغان تاریکی»، «پروانه» و «نفس» در کنار سریال‌هایی مانند «شاهرگ»، به بازخوانی پرونده سازمان مجاهدین خلق در سال‌های منتهی به انقلاب یا اوایل پیروزی آن می‌پردازد و تصویری از تحولات بعدی ارائه نمی‌دهد. با گذشت نزدیک به پنج دهه از انقلاب اسلامی، چشم‌انداز دراماتیک آثار نمایشی ما همچنان در چارچوب ترورهای خیابانی دهه ۶۰ یا عملیات مرصاد قفل شده است، در حالی که تحولات این گروه در دهه‌های ۷۰، ۸۰ و به‌ویژه ۹۰ شمسی، بسیار عمیق و سرشار از تضادهای دراماتیک بوده است. از انتقال به عراق و هم‌پیمانی با صدام حسین گرفته تا تغییرات ایدئولوژیک، درگیری‌های درون‌سازمانی و پروژه‌های رسانه‌ای نوین، همگی می‌توانند ماده خامی غنی برای خلق روایت‌هایی جذاب و چندلایه باشند. به نظر می‌رسد چندین عامل کلیدی در این «عقب‌ماندگی درام» نقش دارند. نخست، نگاه صرفا امنیتی به موضوع که هرگونه واکاوی تحولات جدید را در فرآیندهای طولانی مجوز گرفتار می‌کند و خطرپذیری سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان را به حداقل می‌رساند. دوم، راحتی در تکرار الگوی اثبات‌شده است. موفقیت آثار پیشین در دهه ۶۰، یک فرمول کم‌ریسک و پذیرفته‌شده ایجاد کرده است که ترجیح به تکرار همان را تقویت می‌کند. سوم، فقدان ارتباط موثر میان مراکز پژوهشی و تولید‌کنندگان است. عدم وجود سازوکاری برای در اختیار قرار دادن یافته‌های پژوهشی و داده‌های تحلیلی به‌روز، منجر به فقر منابع برای خلق روایت‌های نو شده است. این عوامل، در کنار هم، یک «تله شناختی» بزرگ برای درام ایرانی ایجاد کرده‌اند که شناخت مخاطب از این سازمان تروریستی را صرفا به یک برهه زمانی خاص محدود می‌کند. تقابل‌های این سازمان با نظام جمهوری اسلامی، از جمله نقش‌آفرینی در اعتراضات اجتماعی و بهره‌برداری از شبکه‌های مجازی، ظرفیتی کم‌نظیر برای ساخت درام‌های سیاسی، جنایی و جاسوسی فراهم کرده است. با این حال، صنعت فیلم و سریال ما از این رویدادها غافل مانده و حتی در دهه ۱۴۰۰، که شاهد تشدید درگیری‌های میدانی، جاسوسی و سایبری بوده‌ایم، هیچ روایت دقیق و جذابی تولید نشده است. گرچه آثاری نظیر «به رنگ ارغوان» یا «سرهنگ ثریا» از چارچوب دهه ۶۰ خارج شده و به تبعات اقدامات این سازمان در سال‌های اخیر می‌پردازند، اما این تک‌مضراب‌های کم‌رمق نتوانسته‌اند خلا گسترده را پر کنند. در نتیجه، ادامه این وضعیت به ایجاد شکافی عمیق در روایت‌های تاریخی منجر می‌شود که نه تنها به غنای ژانر سیاسی-امنیتی کمک نمی‌کند، بلکه در درازمدت ممکن است به ساده‌انگاری و تحریف تاریخ در ذهن نسل جدید بینجامد. شاید زمان آن رسیده که مدیران فرهنگی با حمایت از تحقیقات عمیق‌تر و رویکردهای نوین، چرخشی دراماتیک را از نبردهای میدانی دهه ۶۰ به میدان‌های پیچیده‌تر تقابل در عصر حاضر کلید بزنند. 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
🔸استاد علوم ارتباطات: پژوهش دانشجوی دکتری باید منتج به تولید دانش شود 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸استاد علوم ارتباطات: پژوهش دانشجوی دکتری باید منتج به تولید دانش شود 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @me
فریبا کاکاوند (فردارسانه) - نازنین ملکیان، دانشیار علوم ارتباطات در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، در خصوص مزیت­ها و چالش‌‎های استفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌‎های آموزشی و دانشگاه، به «فردارسانه» گفت: «ما به عنوان استاد دانشگاه لازم است روش‌های سنتی تدریس و تعامل با دانشجو را بازنگری کنیم. امروز با تحولات فناوری‌ها، این روش که استاد تمرکز خود را بر ارائه یک طرفه مبحثی قرار دهد و روش آموزش حافظه‌محور به صورت پرسش و پاسخِ درس‌ها برای امتحان توسط دانشجو باشد دیگر جواب نمی‌دهد. در این صورت ما دانشجویی پرورش می‌دهیم که مصرف‌کننده صرف هوش مصنوعی خواهد بود.» ملکیان با تاکید به هدایت دانشجو به تحلیل مباحث و مهارت‌اندوزی، می‌گوید: «دانشجو می‌بایست با نقد و بررسی به شیوه‌های مختلف به حل مسئله و بهترین پاسخ دست یابد. در یک دوره کلاسیک، دانشجو باید در خصوص مباحث و سر فصل‌ها تحقیق کند و از ابزار هوش مصنوعی به عنوان وسیله کمکی استفاده نماید و به شیوه آزمون و خطا با تحلیل به صورت خلاقانه به نتیجه نهایی برسد. به گفته این استاد علوم ارتباطات اجتماعی، «امروزه مجمع جهانی اقتصاد بر بهره‌گیری از مهارت‌ها تاکید دارد که یک بخشی از آن به مرور زمان و با تمرین و تکرار به دست می‌آید.» به نظر وی «داشتن تفکر انتقادی و تحلیلی مهمترین مهارت نرمی است که در برابر استفاده گسترده از هوش مصنوعی می‌تواند کمک کند داده‌ها را مورد آزمون و بررسی قرار دهیم و هر داده‌ای را تنها با اتکا به هوش مصنوعی به کار نبریم. به نوعی در کنار هوش مصنوعی یادگیری یک سری مهارت‌ها می‌تواند به فرد در رسیدن به نتایج مورد انتظار کمک کند.» نازنین ملکیان معتقد است که «ویژگی حضور دانشجو در محیط دانشگاه، باعث مطالعات پیوسته، خواندن کتاب‌ها و مقالات و مشارکت در مباحث کلاسی می‌شود. در گذشته شاید در یک دوره‌ای جستجوی اینترنتی هم برای کامل شدن محتوا انجام می‌شد، اما در حال حاضر نمی‌دانیم هوش مصنوعی چگونه و به چه صورت این داده‌ها را به دست می‌آورد و امکان دارد بحث عدالت الگوریتمی یا ناعدالتی اتفاق بیفتد. شاید داده‌هایی در دنیای فناوری و اینترنت وجود داشته باشد که به طور مشخص ممکن است داده‌های اصلی نباشند اما به راحتی از طریق هوش مصنوعی منتقل شود. یکی از چالش‌های مهمی که امروزه با دانشجویان داریم استفاده از منابعی است که ارجاع درست ندارند، داده‌ها دقیق و معتبر نیستند پایه علمی ندارند. شاید در بحث ایده‌پردازی و خلاصه‌سازی و یا بازنگری کلی کمک‌کننده باشد اما به طور مشخص نمی‌توان در محیط دانشگاه از آنها استفاده کرد.» این دانشیار دانشگاه تاکید کرد: «دانشجویان به ویژه دانشجویان رشته‌های علوم ارتباطات و رسانه نباید مصرف‌کننده صرف خبر باشند و می‌بایست تفکر انتقادی و نقادانه نسبت به مسائل داشته باشند. از طرفی ضمن صحت‌سنجی منابع با فناوری همراه و همگام باشند و اخلاق‌مدارانه جلو بروند.» استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی، در خصوص سختی‌های مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، گفت که «مقطع کارشناسی ارشد شروع تخصص‌گرایی در یک حوزه مشخص است. دانشجو ضمن مطالعه منابع تخصصی کارهای پژوهشی را آغاز می‌کند و ایده و نگاهی نو را پرورش می‌دهد اما در مقطع دکترا کار پژوهشی دانشجو باید منتج به تولید دانش شود. دانشجوی دکتری یک موضوع جدید را به چالش می‌کشد و از آن یک راه حل و نظریه جدید می‌سازد و داشتن پشتکار، مدیریت زمان و استرس، خلاقیت و توانمندی با برنامه‌ریزی دقیق و پیشبرد امور می‌تواند کلید موفقیت دانشجو در مقطع دکترا باشد.» 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
🔸ویدئوهای اینستاگرام بُرنده‌تر از بیانیه‌های چند هزار کلمه‌ای 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸ویدئوهای اینستاگرام بُرنده‌تر از بیانیه‌های چند هزار کلمه‌ای 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesso
معصومه رشیدی (فردارسانه) - در گذشته‌ای نه چندان دور، رساندن یک صدای اعتراض یا یک مطالبه مدنی به گوش صاحبان قدرت و ثروت، نیازمند دسترسی به ابزارهای پیچیده و گران‌قیمت مانند چاپ یک آگهی در روزنامه، جلب توجه یک خبرنگار، یا سازماندهی یک تجمع فیزیکی بود. این ابزارها در انحصار گروهی محدود بود و صدای یک شهروند تنها، اغلب در هیاهوی روزمرگی گم می‌شد. ظهور شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، این معادله را بر هم زد و «زیست‌بوم رسانه‌ای» نوینی خلق کرد که در آن شهروندان عادی می‌توانند مطالبات مدنی خود را نه تنها به گوش میلیون‌ها نفر بلکه به گوش مسئولانی برسانند که شاید در دنیای واقعی، دسترسی به آن‌ها غیرممکن به نظر می‌رسید. مکانیسم اصلی این قدرت نوظهور، در فرو ریختن مفهوم سنتی دروازه‌بانی اطلاعات نهفته است. در رسانه‌های سنتی همواره دروازه‌بانانی وجود داشتند که تصمیم می‌گرفتند کدام روایت‌ها باید از فیلترها عبور کرده و کدام یک در همان اتاق‌های خبر مسکوت بماند؛ اما شبکه‌های اجتماعی این دروازه‌بانان را حذف کردند. حالا یک داستان تأثیرگذار از کارگری در یک کارخانه دورافتاده یا عکس و ویدئو از سرگذشت یک بازیگر فراموش شده، می‌تواند بدون نیاز به تایید سردبیر، منتشر شده و در کسری از ثانیه احساساتی چون خشم، همدردی، یا امید را در میلیون‌ها نفر برانگیزد. این همان نیرویی است که به آن «سرایت عاطفی» گفته می‌شود و شاه کلید موفقیت این رسانه‌ها است. یک گزارش خشک و آماری از وضعیت معیشت نامناسب یک فرد شاید نادیده گرفته شود، اما تصویر چهره خسته یک انسان و شنیدن داستان او از زبان خودش، پیوند احساسی فوری ایجاد کرده و از یک موضوع منطقی صرف، به دغدغه‌ای انسانی و مشترک بدل می‌شود. آنچه اینستاگرام را به ابزاری ایده‌آل برای طرح درخواست‌ها و یا فریاد زدن اعتراض‌ها تبدیل کرده، معماری مبتنی بر تصویر و روایت کوتاه آن است. جایی که یک تصویر قدرتمند و یا یک ویدئوی یک دقیقه‎ای، بسیار بُرنده‌تر از یک بیانیه چند هزار کلمه‌ای عمل می‌کند. نمونه عملکرد این معماری در داستان عدنان عفراویان جلوه‌گر شد. بازیگر و نقش اول فیلم «باشو غریبه کوچک» که روزی نماد معصومیت کودکان جنگ‌زده ایران بود؛ درحالیکه در بزرگسالی در دکه‌ای در اهواز به فروش سیگار و نسخه‌های کپی فیلم خود مشغول است، با انتشار ویدئوها و پست‌های متعدد، اینستاگرام را به تریبونی برای نمایش وضعیت دشوار معیشتی و عدم حمایت صنفی و معنوی تبدیل کرد و بارها از مسئولان تقاضا کرد به وضعیتش رسیدگی کنند. این روایت‌های شخصی از سطح یک گله‌مندی شخصی فراتر رفت و به وجدان درد ملی تبدیل شد تا جایی که در سال ۱۴۰۰، بیش از چهار هزار و ۲۰۰ نفر از مردم، کارزار درخواست حمایت از عدنان عفراویان را در وب‌سایت کارزار امضا کردند و وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی را وادار به صدور دستور رسیدگی ویژه به صندوق اعتباری هنر کرد. نمونه‌های موفق دیگر، کارزارهایی در زمینه‌ محیط زیست و یا حقوق حیوانات بود که با جمع‌آوری امضاهای بسیار، توانست توجه سازمان حفاظت محیط زیست و افکار عمومی را نسبت به حفاظت از گونه‌های در معرض انقراض و یا توقف حیوان‌آزاری جلب کرده و در برخی موارد به تغییر رویه‌ها در سطح محلی منجر شوند. اینستاگرام در کمپین مقابله با سد خرسان ۳، نقش یک رسانه تحقیقی تمام عیار را بازی کرد. تصاویر ماهواره‌ای از جنگل‎هایی که در معرض نابودی بودند، ویدئوهای هوایی از طبیعت بکر منطقه، روایت‌های دست اول از روستاییانی که خانه‌هایشان در آستانه غرق شدن بود، همراه با هشتگ‌هایی هدفمند مانند سد ۳ جنایت علیه است! دست به دست شد تا این پروژه از سایه سکوت خبری خارج شود. فشار افکار عمومی و همراهی کارشناسان و فعالان محیط زیست، در نهایت نهادهای مسئول را به دلیل پیامدهای ویرانگر زیست محیطی و اجتماعی، وادار به بازنگری و توقف پروژه کرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که اینستاگرام فراتر از یک ابزار، بخشی از زیرساخت اجتماعی جامعه امروز است. در این فضا، دردهای و مطالبه‌های فردی به یک مسئولیت جمعی بدل می‌شود و خواسته‌های جمعی در هزاران روایت شخصی بازتاب می‌یابند. این پلتفرم نه تریبونی برای گفت‌وگو با مسئولان که صحنه‌ای برای گفت‌وگوی مردم با یکدیگر درباره‌ سرنوشت مشترک‌شان است. 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
🔸داوود محمدی: خبرنگاران خبرها را با دشواری منتشر می‌کنند 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson