eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
خب بسه دیگه😂 زیاد شد ناشناس حذف شد🤌🏼 مرسی از شرکتتون☺️
هدایت شده از 𝘾𝙧𝙮 𝙛𝙤𝙧 𝙀𝙉𝙝𝙮𝙥𝙚𝙣²::::)
مانکن دو🥲🤍 ══════════ 𝐛𝐚𝐲𝐚𝐭𝐢 𝐜𝐮𝐭𝐞🥺🤌🏻 ♥️•• 𝓨𝓸𝓾'𝓻𝓮 𝓶𝔂 𝓯𝓲𝓻𝓼𝓽 𝓪𝓷𝓭 𝓵𝓪𝓼𝓽 𝓵𝓸𝓿𝓮! •𝒴𝑜𝓊'𝓇𝑒 𝓉𝒽𝑒 𝒷𝑒𝓈𝓉 𝓉𝒽𝒾𝓃𝑔 𝓉𝒽𝒶𝓉 𝑒𝓋𝑒𝓇 𝒽𝒶𝓅𝓅𝑒𝓃𝑒𝒹 𝓉𝑜 𝓂𝑒>>♥️ ══════════ 🌸>>channel:<<🌸 @bayatii_kiyoot1
هدایت شده از ℱ𝒶𝓇𝓏𝒶ℓ𝒾𝓃ℓ𝒶𝓋ℯ𝓇
1_منظورتون اگه با اهنگ مورد علاقم باشه اهنگای فرزاد فرزین 2_اولا من تو چنلشون عضو نیستم دوما من میدونم شما خود مدیر هیژایی که داری تو ناشناسم هی پیام میدی چرا لف میدی که بعدا چنلمو چک کنی😂؟ تویی که همیشه این استیکرارو میزاری کنار پیامت نمیخاد خودتو جمع کنی بعدشم اون از من کپی نکنه من نمیکنم و اینکه اون از یکی کپی کرده نه من من اهل کپی نیستم مثل تو🤷‍♀
رزنـارنـجـی🫰
1_منظورتون اگه با اهنگ مورد علاقم باشه اهنگای فرزاد فرزین 2_اولا من تو چنلشون عضو نیستم دوما من میدو
اخی عزیزمم😂 توهم زدی من انقدر بیکارممم که بیام چنل تو رو ببینمم؟؟😒 بعدشم ناشناس چیزیه که بخوام شر درست کنم براش؟؟؟!🤦‍♀ من ناشناسو نساختم که الان بگم اصکی رفتی چون من خودم از یه چنل دیگه برداشتم😐 در ضمن من هیچوقت لف ندادم! اون موقع تو ناشناس گفتم به دلایلی که خودت میدونی! من از تو اصکی نمیرم همه شاهدننن! از هر کیییی برم از تو نه☝️ من خودمو کوچیک نمیکنم بیام ناشناست! از ممبر عزیزم و اون دوستمون ممنونمم که دفاع کردن مرسی❤️ و این که این استیکرا فقط برای من نیستتت! عزیزم حرص نخور جوش میزنی😂
هدایت شده از ℱ𝒶𝓇𝓏𝒶ℓ𝒾𝓃ℓ𝒶𝓋ℯ𝓇
هیژا قشنگ بیا ببین تو که همش چنلمو چک میکنی😂😂 چیشد؟؟ حالا دیگه انقد زر نزن با تشکر
رزنـارنـجـی🫰
هیژا قشنگ بیا ببین تو که همش چنلمو چک میکنی😂😂 چیشد؟؟ حالا دیگه انقد زر نزن با تشکر
اولا درست حرف بزن شعورتو نشون نده به همه😂 دوما من گفتم از من اصکی رفتی؟؟؟🤔🤔یادم نیست!! گفتم که من نبودمممم و مشکلی ندارممم حالا دیگه بس کن دهنم باز میشه!
پارت‌داریم‌چ‌پارتی😂🥲
رزنـارنـجـی🫰
"جدال‌عشق‌و‌غرور" _پارتِ112_ سامی نگاهی بهمون انداخت و گفت: _اممم‌هیچی‌هیچی.. مشکوک نگاهش کردیم..صب
"" _پارتِ113 *** رو تخت دراز کشیدم و به سقف خیره شدم.. امشب دلم‌گرفته‌بود.از‌همه‌چیز‌..از‌همه‌کس به خاطرات گذشته فکر کردم به مسیحا..مسیحایی که اول از همه بازیم داد..مارتینی که زن‌شو از ما پنهان کرد و چند ماه دیگه قراره بچش به‌دنیا بیاد.. سامیار...کسی که منو به ی افسرده تبدیل کرد.. بخاطر ی انتقام همشون منو نابود کردن در صورتی که تو هیچ کدومشون تقصیری نداشتم و بی‌گناه سوختم دوست‌داشتم‌با یکی حرف بزنم و حرفامو بفهمه.. نه فقط گوش کنه..بفهمه..درک کنه چی میگم. مادر و پدرم که منو ول کردن و رفتن و حالا برگشتن که من ببخشم.. فراموش کنم روزای سختمو که اونا نبودن و حداقل دلداریم بدن باید فراموش می‌کردم؟؟ باید فراموش می‌کردم‌که‌چقدر‌از‌همشون‌زخم‌خوردم؟ بعضی اوقات با خودم میگم ای کاش ازدواج اجباری با آراد رو از همون اول قبول می‌کردم.. شاید اگه اینطوری می‌شد دیگه این بلا ها سرم نميومد. اما خدا داستان زندگی منو جور دیگه‌ای نوشته.. تقدیر من اینجوری بود:)_ به قلم:نازنین چنل"هیژا"