🔰اتفاقی بزرگ در صنعت و اقتصاد
دست دولت از مدیریت ایران خودرو کوتاه شد.
علیرغم زشتی ها و بچه بازیهایی که امروز، مثلا بزرگان! صنعت خودرو در مجمع عمومی ایران خودرو مرتکب شدند، درنهایت ایران خودرو، #خصوصی شد.
اگر مانند نیشکرهفت تپه و کشت و صنعت مغان و فولاد خوزستان و ... در واگذاری به مجموعه ای خصوصی(یا شبه خصوصی)، قیمت را مثل سازمان خصوصی سازی وقت، نزده باشند، و خریداران، واقعا به قصد کسب سود از فروش ضایعات و سالن ها و زمین ها، نباشند، بزرگترین اتفاق در خصوصی سازی کشور رقم خورده است.
ادعای ارسال نامه قوه قضائیه برای لغو مجمع عمومی و گیرهای دیگرمورد ادعای مخالفان واگذاری را باید روزهای آینده به قضاوت نشست.
درست است که این، ادامه و نتیجه رویه ای است که در سالهای پیش و دولتهای پیشین انجام دادند، اما بر فرض صحت واگذاری، افتخار اتمام این روند، به نام این دولت می خورد.
#اقتصادی
#کشکول 2⃣3⃣ 🌱
کانال منبرک شیخ محمد رضا مصباح
🔰 الگوی جوانان آخر الزمانی
@mesbah_online
در عصری که جوانان آخرالزمان با چالشهایی مانند هجوم فرهنگ های بیگانه، بحران هویت، و جنگ نرم دشمنان مواجه اند، حضرت علی اکبر (ع) به عنوان الگویی زنده و تأثیرگذار، راهنمایی برای پایداری در مسیر حق است. ایشان فرزند ارشد امام حسین (ع) و نماد جوانیِ آمیخته با ایمان، شجاعت، و بصیرت است که درس های زندگی اش برای نسل امروز بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. در ادامه، ابعادی از شخصیت این شهید والامقام را بررسی میکنیم که می تواند چراغ راه جوانان عصر حاضر باشد:
▫️۱. الگویی برای مبارزه با بحران هویت
حضرت علی اکبر (ع) در شرایطی رشد کرد که نام «علی» جرمی نابخشودنی محسوب میشد، اما پدرش امام حسین (ع) با انتخاب این نام، هویتی الهی و مقاوم برای او ساخت.
این درس بزرگی است برای جوانانی که امروزه تحت تأثیر القائات فرهنگی بیگانه، هویت دینی و ملی خود را به فراموشی می سپارند.
- نکته کلیدی: هویت واقعی در گروِ پای بندی به ارزش های الهی و مقاومت در برابر تحریف های فرهنگی است.
▫️۲. بصیرت دینی و سیاسی: سلاحی در برابر شبهات
در روز عاشورا، دشمنان به حضرت علی اکبر پیشنهاد امان دادند، اما او با پاسخ قاطع «رعایت خویشاوندی رسول خدا اولویت دارد»، مسیر حق را انتخاب کرد. این بصیرت، ناشی از تربیت قرآنی و آگاهی عمیق از اهداف قیام حسینی بود. جوان امروز نیز باید بیاموزد که در دریای شبهات، تنها با تکیه بر معرفت دینی و ولایتمداری میتواند حق را از باطل تشخیص دهد.
- درس امروز: بصیرت، محصول مطالعه، تفکر، و پیروی از رهبری الهی است.
▫️۳. ایثار و انسانیت در اوج بحران
حضرت علی اکبر (ع) در صحرای کربلا، پیش از شهادت، برای آبرسانی به کودکان و زنان تشنه تلاش کرد. این ایثار، نشان دهنده توازن بین جهاد و انسانیت است. در دنیای امروز که فردگرایی و مادی گرایی غالب است، جوانان نیازمندند تا روحیه خدمت به محرومان و گذشت از منافع شخصی را از این شهید بیاموزند.
- نکته کاربردی: حتی در سختترین شرایط، انسانیت را فراموش نکنید.
▫️۴. تربیت در مکتب ولایت: رمز موفقیت
امام حسین (ع) در تربیت علی اکبر، از همان کودکی بر آموزش قرآن و اخلاق الهی تأکید داشت. نقل است که هنگام آموزش سوره حمد به ایشان، امام حسین (ع) به معلمش جایزه ای فوق العاده داد و فرمود: «تعلیم قرآن، با هیچ هدیه ای قابل مقایسه نیست». این نشان می دهد که تربیت دینیِ مبتنی بر ولایت، سنگ بنای شخصیت سازی است.
- پیام به خانواده ها: تربیت جوانان را بر پایه قرآن و عشق به اهلبیت (ع) استوار کنید.
▫️۵. ساده زیستی و دوری از تجملات
زندگی حضرت علی اکبر (ع) سرشار از سادگی و دوری از اسراف بود. او با فقرا همسفره میشد و با دست خود به آنها غذا میداد. در عصری که مصرف گرایی و تجملات، جوانان را اسیر خود کرده، این سبک زندگی درس میدهد که سادگی و قناعت، راه رهایی از دام های دنیاست.
- توصیه عملی: ثروت واقعی در بخشش و خدمت به دیگران است، نه در انباشت مادیات.
▫️۶. شجاعت و مقاومت در مسیر حق
حضرت علی اکبر (ع) اولین کسی بود که در عاشورا اجازه میدان طلبید و با وجود جوانی، در برابر سپاه دشمن ایستادگی کرد. شجاعت او نه از روی تعصب، بلکه از یقین به حقانیت راه حسینی سرچشمه می گرفت.
جوان امروز نیز باید بیاموزد که مقاومت در برابر ظلم، نیازمند ایمان راسخ و شجاعت عملی است.
- جمله به یادماندنی: «ما بر حقیم؛ پس از مرگ نمی هراسیم» (گفت وگوی علی اکبر با امام حسین پیش از شهادت).
▫️۷. الگویی فراتر از زمان و مکان
زیارتنامه مخصوص حضرت علی اکبر (ع) که توسط امامان معصوم انشا شده، نشان دهنده جایگاه والای اوست. این شهید، نه تنها الگویی برای شیعیان، بلکه نمادی جهانی برای جوانانی است که خواهان زندگی معنوی و مبارزه با ظلم اند.
- نکته نهایی: الگوهای راستین، مرزهای جغرافیایی و زمانی را درمی نوردند.
🔰 جمع بندی:
چرا علی اکبر (ع) الگوی جوان آخرالزمان است؟
- همسن بودن: او در کربلا حدود ۲۵ سال داشت و با چالش های جوانی آشنا بود .
- غیرمعصوم ولی کامل: او معصوم نبود، اما با تلاش و تربیت دینی به کمال رسید .
- همه جانبه گرایی: از عبادت تا مبارزه، از مهربانی تا شجاعت، همه ابعاد زندگی اش الهام بخش است.
🔅امروز که دشمن با ابزارهای نوین مانند فضای مجازی، الگوهای کاذب را ترویج میکند، شناخت حضرت علی اکبر (ع) به عنوان اسوهای آسمانی، جوانان را از انحراف نجات میدهد.
🔅به قول شاعر: «جوانان را علی اکبری باید، تا در کشاکش روزگار، راه را گم نکنند»
#منبرک_متنی 7⃣3⃣1⃣ 🌱
کانال منبرک شیخ محمد رضا مصباح
🔰نمایش "مذاکره"
@mesbah_online
نسخه هزار وچهارصد وچندم
نویسنده: گروه نویسندگان شورای روابط خارجی آمریکا
بازیگران:
ترامپ
برخی نمایندگان سنا
شورای امنیت
اتحادیه اروپا
گروسی
گوترش
ظریف، پزشکیان، همتی، نیلی، واعظی و ...
کارگردان: روبرت مرداک دارنده بزرگترین شبکه رسانه ای جهان
متن:
▫️صحنه ۱
پزشکیان/سمعکی در گوش دارد و به گوشه صحنه نگاهی می کند، انگار کسی بااشاره به او چیزهایی می گوید:
ماآماده مذاکره شرافتمندانه هستیم.
ظریف/فضا نیمه تاریک/: ترامپ آن آدم بدی که می گویند، نیست! برجام را هم تحت فشار پاره کرد.
ترامپ با جرقه و صدای رعدوبرق درتاریکی وارد صحنه می شود/
ترامپ:
من سندفشارمضاعف بر ایران را امضا می کنم ! آماده گفتگو هستم. اصلا نخواهم گذاشت آنها به بمب اتم برسند. مردم ایران شایسته زندگی خوب هستند.
موشک ها و نفوذ منطقه ای شان را باید تعطیل کنند.
اتحادیه اروپا/حلقه زده در گوشه صحنه/درحالیکه متن قراردادهای فروش به ایران را باعجله تنظیم می کنند، نفروسط،پلاکاردی دردست گرفته که حروف FATF به اندازه بزرگ و حروف cft و palermo و pmt دراندازه کوچک تر و دهها حرف انگلیسی دیگر که از فاصله تماشاگران قابل خواندن نیست، برروی آن نقش بسته است.
برروی دیگر این پلاکارد کلماتی شبیه Mahsa, Aghasoltan ,karroobi ,Moosavi با تصاویر مثلث هایی درهم شبیه ستاره پنتاگرام، نوشته شده وگهگاه این طرفش را رو به تماشاگران می گیرد)
▫️صحنه۲
نتانیاهو با عجله کاغذی را به گروسی که در سایه روشن وسط ایستاده، می دهد/
گروسی:
اعضای شورای حکام، نمی توانند تاییدکنند که ایران درآینده به بمب اتم دست نخواهدیافت، ایران، فقط دوهفته ونیم/عینکش را جابجا کرده و با نگاه دقیق تری/یا دو سال ونیم با بمب اتم فاصله دارد
البته آژانس نمی تواند اسناد ادعایی مبنی بر ساخت بمب اتم را تاییدکند،
ایران باید دسترسی بی قید و شرط بازرسان آژانس به سایت ها، کارگاهها، جوشکاری ها، گاوداری های شهریار ورباط کریم و تورقوزآباد و همه پادگان های سپاه و ارتش و انبارهای ناجا و فراجا و مرزبانی و دوربین های جاده سمنان_مشهد و اصفهان_نطنز را بدهد.
البته ایران تاالان همکاری خوبی داشته و ما باتمام امکانات بر فعالیت های ایران نظارت داریم!
▫️صحنه۳
گوترش/ با لحنی ماشینی و دیجیتال/:
ای ران، با ید ددددد خا لت در کش کش ور ها ی من طقه را تَم ام کند.
ای ران نبا ید مو شک ب سا زد
ای ران با ید ترو ری سم را تع طیل کند
من به بر خی سی سی سی یا ست مد ا ران ای ران ام ید وا رم.
/همزمان در آن گوشه صحنه/
روزنامه شرق، گزارشی از سومین دختر بیمار در آمبولانس اورژانس که بر اثر تجاوز، مُرده یا خودکشی کرده، و پدرش اشک ریزان، حاضرشده، فقط به خبرنگار شرق، بگوید، را منتشر می کند!
به یک باره حجم خبرهای دستگیری، پیچ خوردن پا، کتک کاری، مرگ مشکوک دختران، غذای آلوده خوابگاههای دانشجویی و... سیسمونی گیت و جشن تولد پسر نداشته فلان آخوندمسئول، در لندن، با صدایی بغض آلود از بوق های سالن پخش می شود.
▫️صحنه۴
/نور سبز ملایم/
انقلابی ها؛
/چندین گروه در جای جای صحنه ایستاده یا نشسته اند/
گروهی درحال گفتن ذکر با تسبیح شرف الشمس، بُعد فقهی مذاکره یا عدم مذاکره را مباحثه می کنند.
یک دسته، برای همراهی با دولت درمذاکره، کدملی شان را به شخصی نامعلوم پیامک می کنند.
یک دسته، عکس قالیباف را بعنوان مقصر همه مسائل، پاره می کنند.
دسته ای دیگر، حکم اعدام ظریف را برای هفت تیرکش محله دروازه غار انشا می کنند.
و دسته ای، شرح فلسفی بر فرمایشات رهبری می نویسند تا پیش از گرانی کاغذ به چاپ برسد.
دسته ای پشت به خورشید، هی روی نوک پا می ایستند تا سایه! شان بزرگتر شود.
دسته ای تیر می تراشند تا سایه هر سایه را با تیر بزنند...
/ازاینجا تا آخر، در متن اولیه نبوده و معلوم نیست چه کسی به متن افزوده است!/
🔰صحنه آخر؛
/در سکوت/
مالک، در سمت راست صحنه، شمشیرش را صیقل می دهد،
عمار، از سخنان علی، یادداشت برمی دارد
ابوذر، شعارهای راهپیمایی را تنظیم می کند.
مقداد، گروه سرود را تمرین می دهد.
و اشعث، در گوشه چپ صحنه، با کراوات، و ژست حقوق بشری دلش برای سلیمان صردخزاعی تنگ شده، متن سخنرانی اش را مرور می کند...
صحنه بسته می شود.
تماشاگران صف های جلو، با تلخی و بی حوصلگی، با یک انگشت کف می زنند.ردیف های بعدی تا سه ردیف به آخر کف مرتّب و ممتد و سه صف آخر روی صندلی ها ایستاده و سوت وکف و قاطی با هیاهو، می زنند.
#سیاسی
#کشکول 3⃣3⃣ 🌱
کانال منبرک شیخ محمد رضا مصباح
🔰آیا می دانید، چرا خوشبخت بودن
مشکل است؟
چون از رها کردن چیزهایی که باعث
غمگینی ما می شود سر باز می
زنیم.
چون کلید خوشبختی خودمان را
در جیب دیگران می بینیم و باور نداریم
که خوشبختی مان در دستان خودمان
است...
کلید خوشبختی درک این واقعیت است
که آنچه برای شما رخ می دهد مهم
نیست بلکه چگونگی عکس العمل و
پاسخ شما به اتفاقات زندگی مهم
است.
خوشبخت کسی نیست که مشکلی
ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش
مشکلی ندارد..
#اجتماعی
#کشکول 4⃣3⃣ 🌱
کانال منبرک شیخ محمد رضا مصباح
در ادامه مباحث انسان شناسی و بیان مقام های انسانی در موضوع مقام اخلاص شنبه۲٠ بهمن ماه ۱۴٠۳در مسجد حضرت اباالفضل ع ایراد گردید.
صحبت در مقام اخلاص بود و اینکه خصوصیات مقام اخلاص چیست عرض شد که انسان های که به درجه اخلاص میرسند اینها در واقع دو دسته هستند.
۱) یک عده مخلِصین به کسر لام
۲) یک عده مخلَصین به فتح لام
✓ فرقی که اینها دارند در اینه که مخلصین اخلاص در #عمل دارند و اما مخلصین اخلاص در #ذات دارند.
اخلاص در عمل رو گفتیم جلسه قبل اینکه عمل خالص باشه خالص بودن عمل برمیگرده به خالص بودن نیت.
نیت اگر خالص بود و هیچ غیر خدایی را انسان در عمل خودش در نظر نداشت این میشه اخلاص در عمل!
♻️مثال:
و در قرآن هم آیاتی میفرماید:
وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین که امر نشدند مگر اینکه خالص کننده باشند دینشان را!
✅ فرق مخلَص و مخلِص:
مخلِص: اسم فاعل یعنی خالص کننده مخلَص: اسم مفعول یعنی خالص شده
مخلِص: خالص کننده، چیو خالص میکنه؟ عمل رو خالص میکنه یا دینش رو خالص میکنه!
و ما امرواالا لیعبد الله مخلصین له الدین یعنی خالص کننده باشند دین را اعمالشان را برای او!
🔅چه طوری به مقام اخلاص در نیت برسیم؟
حالا کسی میتونه به این مقام برسه که به این مرتبه از ادراک رسیده باشه که من یه موجود ناقصی هستم من یک موجود ظلمانی هستم در واقع انسان یک توفیقی پیدا کنه که باطنش بر خودش آشکار بشه
♻️ مثال:
فرض کنید که آدم خوش خیالیه همه چیز میخوره همه چیز مینوشه بعداتفاقی آزمایش ازش گرفتن دیدن چربی داره، اوره داره، قند داره، باطنش برش آشکار شد اینجاست که یک دردی احساس میکنه که نکنه اینجوری بمیرم سکته کنم درد احساس میش.
✅ ادراک نقص نتیجه اش دردِ، بعد انسان میره به سوی طبیب و در اینجا طبیب را دوست دارد.عشق پیدا می شه!
یعنی از اون از اون علم درد خیزد و از اون درد عشق خیزد از اون علم یعنی همون علم به نقص همین که من علم پیدا میکنم که ناقصم علم پیدا میکنم که خیلی ظلمانی هستم مثلاً فرض کنید که این همه مریضیها دارم این چربی دارم اوره دارم قند دارم از این علم، درد خیزد نکنه سکته کنم بمیرم، از این درد، عشق خیزد.
این عشق به طبیب پیدا میکنه چون طبیب نجاتش می ده، این درد انسان رو میبره به سوی طبیب و طبیبش را دوست داره.
اینجاست که اعمال انسان یک اعمال عاشقانهای میشه ها یعنی در اینجا وقتی که طبیب به انسان میگه که این قرص بخور این دارو بخور اینو نخور اونو نخور انسان با یک علاقه و میل این کارها را انجام میده ها!
مثلا یه بیسواد محض چه جوری شده که معلوم شده که این چربیش خیلی بالاست بهش می گن چربی داری می گه خب یعنی چی چربی دارم من نمیفهمم این حرفا رو یعنی میزان چربی در خونت رفته بالا ان قریب این چربیها مویرگ های مغزت رو مسدود کنن سکته کنی ها می گه من نمی فهمم اصلا به هیچ وجه در عمرش این حرفا به گوشش نخورده خب حالا!!
داروها رو اونجور که باید بخوره نمی خوره به زور باید بخوره!
✓ انسان تا وقتی که ادراک نقص خودش رو نکرده یعنی واقعا باطنش براش آشکار نشده هرچی که انبیا بیان بهش بگن که آقا جان تو صفات رذیله داری! تو کینه داری بخل داری، حسد داری، تکبر داری، میگه نه من آدم خوبی هستم، هرچی بهش میگن تو مریضی باور نمیکنه قبول نمیکنه.
✓ لذا دردی هم احساس نمیکنه لذا عاشق طبیبش نیست عاشق انبیا نیست
✓ اینجاست که اگر پیغمبر بیاد یک دستورالعملی بهش بده که امراض باطنش از بین بره بگه این اعمال انجام بده این عبادت انجام بده انجام نمیده اگر هم انجام بده از ترس میگه جهنم است!
✓ مثل همین بابا که می گن بهش یا داروها رو بخور یا اگر نخوری کتکت می زنیم از ترس دارو می خوره اینم همینه از ترس مردم دارو میخورند از ترس عبادات این میشه عبادات #خائفانه از روی خوف انجام میده.
✓ اما اگر انسان باطنش کشف شد فهمید که من خیلی آدم ظلمانی هستم، این همه سیاهیها این همه ظلمت ها اینا رو چیکار کنم؟
اینجاست که اون درد درش ایجاد میشه که چه کنم خدایا اگر ان قریب من بمیرم چه جوری محشور بشم قبر من چگونه است؟
برزخ من چگونه است؟ قیامت من چگونه است؟ درد انسان را بگیره اینجاست که عاشق اون طبیبش میشه! محبت اون که ای طبیب بیا و مرا شفا بده! اینجا هرچی که این طبیب دستور بده عاشقانه انجام میده! با میل انجام میده! با رغبت انجام میده!
🔰 انسانهای دو جور هستند:
یا به سوی خدا با رغبت و عشق میرن
یا به زور میرن.
اونهایی که باطن خودشون را ادراک نکردند کشف نشده بر اونها بنابراین خودشون رو آدمهای سالمی میدانند همه توجهشون به بیرونه به درون توجه ندارند ببینند در درون چه ظلمت های متراکمی هستند اینا خب هیچ دردی هم ندارن #درد_روحانی ندارند! در نتیجه عاشق پیغمبرشون هم نیستند! دستوراتی رو هم که پیغمبر می گه انجام نمیدن!
✓ مگر پیغمبر بترسونه اینها رو بگه جهنم هست یا به شوقشون بندازه بگه بهشت هست!
🔅 یک عده آدما هستند که از روی رغبت انجام میدن اونهایی که به مقام کشف و باطل رسیدن یعنی واقعاً باطنشون بر خودشون آشکار شده! معلوم شده که چه ظلمت متراکمی هستند!
اینها اون درد مبارک در وجودشون ایجاد میشه و عاشق اون طبیبشون میشن دستورات او را عاشقانه انجام میدن.
✓ لذا برای همینِ که یا عبادت #خائفانه است یا عبادت #عاشقانه است!
اونهایی که به مقام کشف باطن رسیدند در سایه یک عنایت الهی اینا عبادتهاشون عاشقانه است.
اونهایی که از باطن خودشون در حجاب هستند عبادتشون خائفانه است!
✓ این علم رو پیدا کنه انسان که در چه ظلمتی هستم، از این علم، درد خیزد و از اون درد عشق زاید!
این انسان به مقام اخلاص در عمل میرسه!
این مقام مخلِصین هست.
✓اما یک مقام دیگر هست مقام مخلَصین مخلَصین: یعنی کسانی که اینها ذاتشون خالص شده دیگه نه عملشون خالص بشه ذات خالص شده!
🔅در قرآن هم تعبیر مخلِص هم تعبیر مخلَص امده!
وما امروا الا لیعبد الله مخلصین له الدین مخلصین به کسر امر نشدند مگر اینکه خالص کننده باشند دینشان را
یه جای دیگه می فرماید: الاعباد الله المخلَصین به فتح لام یعنی مگر بنده های خالص شده!
🔰 کسی ذاتش خالص بشه چه کسی است؟
مخلَص: کسی است که ذاتش خالص شده یعنی در ذات او اثری از وجود خود این شخص نمیبینید.
همونجور که در مخلِصین شما در نیت این شخص غیر خدا رو نمیبینید یعنی برای دنیا نماز نمیخونه برای ریا نماز نمیخونه برای بهشت نماز نمیخونه. فقط برای او برای خدا نماز میخونه لذا در نیتش غیر خدا رو نمییابید مخلَصین: اینا کسانی هستند که در ذات اینها غیر خدا رو نمییابید یعنی اثری از وجود خود این شخص دیگه نمیابی!
هر چه هست خداست چیزی غیر از خدا نیست این آقا خیلی مقام بالاییه!
اما مخلَص: در واقع کسی است که دیگه این شخص از غیر خدا در وجود او خبری نمانده.
یعنی هرچی که نگاه کنی غیر خدا رو در او نمیبینی، هرچی می بینی خداست.
🔰این مقام چطوری برای انسان حاصل میشه؟
ببینید بزرگترین حجاب برای اینکه خداوند در وجود انسان نزول کنه و وجود انسان پر بشه از خدا اون #نفس_حیوانی انسانِ.
▫️این نفس حیوانی که توجه انسان را همیشه به خودش معطوف میداره اینکه میبینید مردم همیشه دنبال لذتهای دنیا هستند دنبال منفعتهای دنیا هستند.
توی دنیا بالاخره به خوشی برسن سفر برن مسافرت برن نمیدونم خانه زیبا تهیه کنن غذاهای لذیذ، لباس های زیبا، امثال اینا.. اینا همه محصول این است که انسان یک #منِ_دنیایی داره یک #منِ_حیوانی داره!
ببینید حیوان است که توجهش به دنیاست! حیوانی است که مرتب به فکر اینِ که از علفهای خوشمزهتر بخوره
فرض کنید که اون مراتعی که دارای علفهای بهتری هستند از اونجا استفاده کنه.
خلاصه حیوان است که همیشه دنبال لذتهای جسمانیشه.
✓ انسانی که دنبال این لذتها و منفعتهای جسمانی است این انسان معمولاً در #مرتبه_حیوانیت به سر میبره!
این مرتبه حیوانیت یک حجابیست که مانع میشه از اینکه اون وجود الهی در وجود این انسان نزول کنه!
اون پرتو نور الهی در درون خانه وجود این انسان بتابه یعنی یک انسانی است که دارای شخصیته منتها شخصیت دنیایی یک شخصیتی از دنیا برای خودش ساخته!
ببینید این بنا رو که درست کردن آجرهای بسیاری داره دیگه انسانها برای خودشون یک خانهای درست کردن از آجرهای دنیایی یک آجرش میشه مثلا خانه من، یک آجرش فرش من یخچال هرچی که پسوند من به آخرش اضافه کنید!
خانه من، تلویزیون من، یخچال من، فرش من، مقام من، پول من، همسر من، فرزند من، ماشین من، همه چیزهایی که شما یک من اضافه میکنید، این یک آجره روی همدیگه چیده میشه یک خانه درست میشه این خانه را (من) می پندارم!
یعنی من همینم، یعنی من تشکیل شدم از همین بنا از همین خانههایی که آجرها و خشتها و سنگهای او امور دنیایی هستند!
ببینید این خانه اگر عقل و هوش داشته باشه شما یک آجرشو که در بیارید ناراحت میشه چون ناقصش کردید اینو دقت بفرمایید خانه اگر عقل و هوش داشته باشه شما اگر یک آجرشو بکنید ناراحت میشه چرا چون ناقصش کردید میشه اعتراض میکنه شما میبینید اگر مثلاً فرش انسان بسوزه انسان ناراحت میشه.
از اینجا معلومه که این فرش در تشکیل شخصیت من نقش داشته!
یعنی یکی از آجرها و خشتهای وجود من شده!
که حالا که این کنده میشه از من حالا دزد میبره یا میسوزه یا پاره میشه من یک احساس نقص میکنم در خودم!
🔰 چرا انسانها از اینکه این چیزهای دنیاییشون که از دست میدن ناراحت میشن غمگین میشن سر این مطلب در کجاست؟
سرش در همینجاست که اینجور چیزهای دنیایی شخصیتِ انسان شده یعنی واحدهای سازنده و تشکیل دهنده شخصیت انسان شده!
مغازه انسان اجناس مغازه نمیدونم خانه لوازم خانه مقام همه اینها..
اینا اصلاً شدن واحدهای تشکیل دهنده شخصیت انسان!
همونجور که اگر این خانه یک آجرش رو بکنید نقص درش ایجاد میشه و این خانه مثلاً ناراحت میشه اعتراض میکنه همچنین اگر یخچال من بسوزه من ناراحت میشم همین که ناراحت میشوم دلیل بر این است که من در خودم نقص احساس میکنم در خود ببینید در خود نقض احساس میکند.
این خود چه خودیه که وقتی که یه چیزش گرفته میشه من در این خود نقص احساس میکنم!
این خود خود دنیاییه!
این خود یک خود حیوانیه!
این خود خودی است که از دنیا تشکیل شده!
از امورات دنیایی تشکیل شده!
بنابراین اینجاست که از همین که اگر انسان بچه از دستش بره اگر انسان مثلا خانه اش آتش بگیره از مقامش بیرونش کنند نمیدونم امثال اینها ناراحت میشه غمگین میشه سرّش در این است که اینها جز وجود او شدند!
همه اینها یک شخصیتی ساختن براش این شخصیت یک شخصیت دنیاییه از امورات دنیایی از مصالح دنیایی ساخته شده!
انسان مادامی که از چنین شخصیتی برخورداره یعنی خودش را عبارت از همینجور چیزا میبینه خودشو عبارت از همین امورات دنیایی میبینه.
این انسان این شخصیت این بنای کاذب این مانع است از تابیدن نور خدا به درون وجود این انسان.
مثل اینکه این فضا رو همشو با آجر درست کرده باشن پنجره نباشه همشون با آجر درست کرده باشند این دیگه نور نمیذاره بیاد دیگه الان خورشید در آسمان میتابه این سقف مانعشه این دیوارها لذا این خانه در ظلمته.
انسانی که وجودش رو از مصالح دنیایی ساخته این انسان در یک ظلمت به سر میبره چون نور الهی به درون خانه وجود انسان نمی تابه.
بنابراین اگر یه چیزی از دنیا از دست رفته ناراحت می شیم بدانیم که او جز شخصیت من شده ها اینو دقت کنیم.