یکی ام نداریم بشینیم سیر نگاش کنیم بعد بهمون بگه :
چته دیوونه؟ چرا انقد نگام میکنی؟
و در جواب بگی:
«سیر نمیشوم زِ تو ای مَهِ جان فزایِ من...»
مــmanــاه
فقط سعدی میتونست شدت حسرتِ دیدنِ لانگ دیستنسو انقد دقیق و قشنگ بیان کنه : چنان مشتاقم ای دلبر به د
یکی از تعریفهای قشنگ لانگ دیستنس مال راحم تبریزیه اونجا که میگه:
جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا..
مــmanــاه
اگه میتونستم ی کاره ای توی دنیا باشم
یه شهر کوچیک نقلی را مینداختم ،
که مثل هتل کار کنه...
یه شهر با دیوارای رنگی رنگی
درختای سبز و بلند با ی عالمه
شکوفه های سفید صورتی ،
ابرای مخملی پنبه ای
که بشه ی وقتایی سوارشون شد و طعم قشنگ پرواز و چشید:)
ی وقتایی دلم میخواد جای پرنده ها باشم
تا اسمونا پرواز کنم ، فقط دور از اینجا، دور از آدما ، دور از زمین!
اگه ی کاره ای بودم ، ی شهر میساختم
اسمشم میزاشتم لبخند!
روشم یه تابلو میزدم : ورود هرگونه غم و گرد و غبار ممنوع! لطفاً با لبخند وارد شوید..
که هروقت آدما خسته بودن ، چند روز رایگان بیان اونجا و خستگیشون در بره..
عمیقا به اینجا نیازمندم:)