.
#چهلم_قائد_شهید_امت
با سینه که دارد اشتیاقت چه کنم
با رفتن کوه صبر و طاقت چه کنم
ای خوب ترین خوب ترین مرد وطن
با داغ چهل روز فراقت چه کنم
#محمدجواد_منوچهری ✍
#شهیدسیدعلیحسینیخامنهای
#عطر_یادها
.
#میناب
#چهلم_دختران_میناب
بسم الله الرحمن الرحیم
از دلتنگی میگویم ...
دلتنگی های دخترکی در خرابههای شام
دلتنگی های خواهری در فراغ برادر
دلتنگی های مادری چشم انتظار پسر
و دلتنگی های همسران شهدا از داغی جانسوز
صحبت از دلتنگی که به میان میآید، دلها پر میکشد بسوی عزیزِ نداشتهشان ...
روز هاست که حسرت شد برای مادرانِ شهدای میناب
مادر است دیگر...
آرزوهایش برای فرزندِ تازه متولد شدهاش سر به فلک میکشد.
از روزی که پا میگذارد در این دنیا، آرزوی بزرگ شدنش، قد کشیدنش، دانشگاه رفتنش، حتی عروسی اش مانند ریسمانی در چشمان مادر نمایان میشود.
اصلا از قبلش بگویم، زمانی که میفهمد قرار است فرزندی از خودش متولد شود.
به دنبال اسم میگردد برای نازدانهاش، که روزی در خانه صدایش بزند و با بلبل زبانی های نور چشمش، قند در دلش آب شود...
اما نمیداند قرار است روزی که با او خداحافظی میکند برای رفتن به مدرسه، دیگر صدایش را نشنود.
اگر گوش بسپاری صدایش را میشنوی..
۴۰ روزی که پدر و مادر ها، در تاریکی شب برای فرزندانشان لالایی میخوانند .
۴۰ روز است حسرت یکبار شنیدن صدای فرزندانشان را با خود حمل میکنند و برسر مزار پارهی تنشان از چیزهایی صحبت میکنند که دیگر اتفاق نمیافتد:
سلام مامانی... خوبی؟ خوش میگذره ؟
آرزو داشتم عروسیت رو به چشمام ببینم، چقدر زود رفتی مامان...
دیدی چقدر آرزو داشتی تا هنوز به سن تکلیف نرسیدی بری به دیدن آقا؟چقدر زود به آرزوت رسیدی مامانم.
توی این چهل روز خوب تو بغل میگرتون نه؟ جای منو حسابی پر کرده براتون، بهشون بگو به دلمون آرامش بده، غم شهادت بچم کم نبود که غمِ یتیمی هم رو سرمون آوار شد
شب بخیر مامان خوب بخوابی 😭
وبعد از ساعت ها، بلند شده و گرد و خاک از تن میزداید تا به خانه برود، تازه اگر عکسهای جگر گوشه بر در و دیوار اتاق باشد که باز هم داستانها دارد .
از این چهل روزها در تاریخ کم نداشتهایم، چهل روزی که سپری شد تا خواهری به کربلا برسد و دوباره تمام آن خاطرات در ذهنش تداعی شود .
و چهل روزی که پدرها و مادران از خرابههای مدرسهی میناب گذر میکنند تا به مزار عزیزانشان برسند.
چهل روز گذشت....
نویسنده:میم_حِ
#عطر_یادها #از_دل_بر_آمده
* حاجمهدی -یکیبهمبگهدروغه . .(2).mp3
زمان:
حجم:
2.8M
یکی بهم بگه دروغه
بهم بگید باز دوباره آقام سخنرانی داره..
بیا ببین که بیت شلوغه!💔😭
-حاج مهدی رسولی
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 که پیش فاطمه (س) شد روسفید، سیّدعلی...
📹 روضهخوانی حاج محمود کریمی در اربعین رهبر شهید انقلاب در منزل شهیدان شمقدری.
🌷#اول_خانواده_شهدا
▪️#روضه_خانگی
🏴 #بعثت_خون
#عطر_یادها
🖥 Farsi.khamenei.ir
#رهبر_شهید
#چهلم_رهبر_شهید
#چهلم_قائدامت
بسم الله الرحمن الرحیم
گویی ماه بر زمین آمده...
دوربین ها منتظرند تا لحظاتی را ثبت کنند، قامت استوارش را، خنده هایش را، گریه هایش را، حتی انگشتر و چفیهاش را...
من هم بین آنان بودم، درگوشهای فقط تماشا میکردم، تماشا میکردم تا در خاطرم ضبط شود، که هر وقت خواستم گنجینه خاطراتم را از پستو های ذهنم بیرون بیاورم و خاک های رویش را بزدایم، برای چیزی ارزشمند باشد، تا ثبت شود برای دلتنگی هایم، تا بماند برای نبودن هایش، تاری چشمانم خبر از گریه میدهد، نمیدانم از ذوق حضور اوست، یا دل نازکیهایم روی دندهی لجبازی زده و میخواهند از دیدن صورت زیبایش دست بکشم، صدای هلهله و دست و سوت میآید که ناگاه چشم باز میکنم.
پس آقا...
آماج اشک هایم را کنار میزنم، از کابوس های همیشگیام شده، دست و جیغی که در تاریکی شب، صدای سرسام آورش به خانه هایمان پرتاب شد.
چهل روز است سرگردانی هم در زندگی ام جا خوش کرده و قصد رفتن ندارد
دلتنگی هایم بعد ۴۰ روز سر باز کرده اند..
بغض مانند نارنجکی بدون ضامن در من میترکد و هوای دلم را بارانی میکند، گویی که بعد از سالها عقدهی دل، میگشاید.
چهل روز است با خاطراتت زندگی کردهام
چهل روز میگذرد از نداشتن پدری که خودش تکیه به عصا زده اما تکیه گاه ملتیست مبعوث شده.
چهل روز با واژهی کنار اسمت غریبی میکنم ...
رهبرِ شهید سید علی حسینی خامنه ای ...
چقدر غریبانه ... همچون غریبی مولایم امیرالمومنین از این دنیا رخت بستی پدر جانم
و چقدر اهالی کوفه به این غریبی دامن زدهاند...
یعنی بعد از این همه خدمت، نمیدانستند اهل فرار و پنهان شدن نیستی؟ نمیدانستند جوانی خود را وقف ما کرده اید؟
ما عذرخواهیم، مارا حلال کنید آقا جان
که اگر امر، امر شما بود و فرمودههایتان اطاعت میشد، شاید الان، بعد از ۴۰ روز، درقاب تلویزیون منتظر پیامهای جدیدتان بودیم...نه نماهنگ هایی که بیانگر ۴۰ روز یتیمی ماست.
به امید روزی که با ظهور ولی عصرمان، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، رجعت کرده و حسرت دیدنتان، تنها درخواب و این قلبِ شکسته از غم ها خلاصه نشود.
دعایمان کن که سخت محتاج دعاهایتان هستیم.
خدانگهدارت باشد جان فدای ایران...
سلام مارا به اهالی آسمان برسان😭💚
نویسنده:میم_حِ
#از_دل_بر_آمده #عطر_یادها
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشنگترین فیلمِ کوتاه عمرم بود =)
#شرح_حالِ_۹اسفند۱۴۰۴
#پارت_3
اکثر طلاب در سالن سطح دو جمع شدند، طلبههای امام زمان (عج) دست به دعا برداشته بودن...
قرآن، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه، دعای توسل، روضه خانم فاطمه زهرا(س)، روضهی آقا اباعبدالله(ع)، روضهی اقا امام رضا (ع) همهی اینا خونده شد، از ۱۴ معصوم خواهش کردیم، توسل کردیم بهشون که خدا به دل ما رحم کنه، به قلبمون آرامش بده، رهبرمون سالم باشن، اصلا بیت نبوده باشن، یا اینهمه آدم از زیر آوار سالم بیرون میان، فقط شهید نشده باشن، انقدر روضه خوندیم و گریه کردیم آقا صاحب الزمان رو به طلاب شون قسم دادیم. تا خبر شنیدیم که سالم هستن .
اما امان از دل، آروم اما آشوب، مثل آرامشی قبل از طوفان ...
دعاها تموم شدن اما انگار چشمها کلی حرف داشتن برا گفتن، هنوز غم و اشک توی چشمها دیده میشد.
همه حلالیت خواستن از کادر حوزه و رفتن
و من هم تک به تک از کادر حوزه حلالیت طلبیده، خداحافظی کرده و رفتم به سمت خونه.
بعد از رسیدن، وارد خونه که شدم، حال پدر رو جویا شدم و گفتن توی راهه، خیالم که راحت شد با همون لباسها به خواب رفتم .
چند ساعتی بعد، چشم باز کردم، اول نگاهی به گوشی انداخته و بعد رخت بیرون با لباسهای خونه جاشو عوض کرد.
نزدیک به اذان بود و با خانواده مشغول به انداختن سفره شدیم.
موقع اذان خیلی دعا کردم برای سلامتیشون، برای اینکه یه صحبتی داشته باشن تا خیالِ نا آروممون مقداری آرامش به خود ببینه، برای اساتید و کادر حوزه، برای دوستانِ همیشه همراهم در گروه مصباح، برای دوستان حوزه، خلاصه بعد از دعا برای سلامتی همه عزیزانم، روزهام رو باز کردم.
بعد هم طبقِ معمولِ همهی این روزها، چشم سپردیم به سریالهای جدید.
وسطهای سریال بود که متوجه شدیم، صدای دست و سوت و جیغ همهی خیابون رو فرا گرفته، اول به خیال خام خود فکر کردیم برای اینه که ایران موجهای اول رو پرتاب کرده بهسمت سرزمین های نحث اِشغالی، اما بعد در گروه و کانالها پر شد از تیتر اینترنشنال، که خبر از ترورِ شخصیت اول این کشور رو میداد، آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنهای .
دل آشوبه ای به جونمون تزریق شد دیدنی .
استرس سرتاسر وجودمونو احاطه کرده بود .
تا بعد، که خبر از سلامتی آقا دادن و استرس و اضطراب برای ساعتی از وجودمون رخت بست، اما دل آشوبه هنوز قصد همرامی داشت.
مگر این بزرگ مرد کم خودش رو وقف ما کرد که شهادتش اینهمه خوشحالی داشت؟
پیامی ارسال کردم به دوستم و حس انزجار خودم رو نسبت به این عمل احمقانهشون اعلام کردم.
از (خب که چی که عین دیوونه ها انگار عروسیشونه) گرفته شد، تا اینکه (خداکنه اقا سالم باشن، دعا کنیم براشون).
بعد از صرف چای، شب بخیر گویان به سمت اتاق روانه و برای خواب حاضر شدیم.
به رسم هر شب، مقداری گوشی و بعد خواب .
نویسنده:میم_حِ
ادامه دارد....
#عطر_یادها #از_دل_بر_آمده
مِیعادِ دِل
#شرح_حالِ_۹اسفند۱۴۰۴ #پارت_3 اکثر طلاب در سالن سطح دو جمع شدند، طلبههای امام زمان (عج) دست به دعا
داریم نزدیک میشیم به اینجا که میگه:
سخت است، سَرِ شب رمضان باشد و ناگاه
چون صبح شود، ماهِ مُحَرَم شده باشد
از داغ جگر سوز تر آن است که آنرا
از اول شب هلهله مرحم شده باشد