هم گفتنش دردسره
هم نگفتنش زجر آور
هم میخوام که تو بشنوی
هم حاضر نیستی بشنوی
هم بشنوی اذیت میشی
هم اگر نگم میمونه رو دلم
هم دلم نمی خواد دلت بشکنه
هم داری دلم و میشکنی....
،
اَنیس نویس.
اینکه کسی توی ناشناس بهم پیام میده
حس جالبی داره!
اینکه طرف مقابل رو نمیشناسم خیلی حال عجیبیه.
انگار که اون هم منو نمیشناسه.
یه وقتایی دوست دارم با یکی حرف بزنم...
اینجوری که نه من اون آدم و بشناسم نه اون منو
ندونم و ندونه ، که طرف مقابل.....
دختره؟ پسره؟ بزرگتره؟ کوچکتره؟
عقایدش. چهرش. صداش....
ندونیم همو
تا بدون هر چیز اضافه ای برای قضاوت، دوتا روح باشیم که نزدیک هم اند
و یکدیگر رو به خاطر هیچ چیز غیر از
خودِ واقعیِ اون شخص، یعنی روح اون شخص دوست نداشته باشیم
صحبت ناشناس یک حسی نزدیک به این داره، نه کاملا شبیه...
و این کمی منو علاقه مند میکنه به این شکل گفت و گو
هرچند که بیشتر اعضای کانال آشنا هستند و تمایلی به صحبت ناشناس ندارن
اما باز هم این مورد منو هیجان زده میکنه
آره یکبار توی کانالت گفته بودی اینو
نمیدونم
صرفا یک انگیزه و دلیل خاص مثل غمگین بودن نیست
توی خوشحالی توی ناراحتی توی عصبانیت تو خستگی و....
یهو به خودم میام و میبینم دارم می نویسم
انگار که همه چیز کنار هم قرار میگیرن تا منو به نوشتن در بیارن...
و وقتی نوشتن تموم میشه من به درک جدیدی از زندگی میرسم
این یکی از دلایلی هست که من مینویسم و در نوشتن مداومت می ورزم
اَنیس.
"بسم رب الحسین علیه السلام " . سمت چپ سینه ام، زیر استخوان های دنده، خانه ای نبض میزند به نام قلب
باز دل به وجود بی نهایتت می سپارم باز مرا در آغوش بگیر
کمی تاریک ترم
کمی رنجور ترم
اما تو، همانی...
همان مهربان!
همان خوب.... لیلای دلم 🫀
اَنیس نویس.
اَنیس.
"بسم رب الحسین علیه السلام " . سمت چپ سینه ام، زیر استخوان های دنده، خانه ای نبض میزند به نام قلب
ای که آبرو نمی بری ، آبرو میخری....
من تورا
نامحدود دوست دارم ❥
اَنیس نویس.
ما آمده ایم جامه عشقت بپوشیم
از چشم و نگاه کرمت سیر بنوشیم
هر بار ازین بار گنه دست بشوییم
سر بر درت در آتش مهرت بسوزیم
اَنیس نویس
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیعه علی "ع "بودن، هم پزه
هم سبک زندگیمون
اَنیس