1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گوشه حرمت کنار درب ضریح جا شدم
درستش این است بگویم جایم دادی...
وگرنه که در آن شلوغی مگر به همین راحتی هاست؟
که گوشه ای دنج
رو به روی ضریح
در آن زاویه ی خوب
بنشینی و درد دل کنی؟
هیچ شبی هم نه ، شب شهادت؟
راستش فرصت کم بود و حواس پرتی زیاد
فدایت شوم
نشد بگویم آنچه در دل دارم
حالا که دیگر شب از نیمه گذشته و من سر پر سودایم را این چنین بر کاغذ و قلم تحمیل میکنم....
تو بخوان
و بشنو
و ببین
که من
باز در سوگ مادری
باز با نام معصومه نشستم
اشک میریزم و غصه میخورم
و عزادار خواهر سلطان مشهدم
مرا دخترت بدان
ما بچه های همین خانه ایم
آغوشِ اَمنِ اَنیس
اَنیس نویس
مهربان ناآشنا...
که روزی جهانم در تو خلاصه میشد؛
بسیاری از احساسات درونم، به خواب مرگ فرو رفتند
قاتل بسیاری از آنها خودم بودم.
اَنیس نویس.
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب در ره و می در کف و ایام به کام است...
دیوانه دل ما ز همین چند قدح خوب خراب ست
____________🌴🌘
اَنیس نویس
تو مرا از چیزی که بودم بسیار غمگین تر ساختی.
آمده بودی که آرام جانم شوی،
لبخند بعد از صبح آسایشم باشی،
اما انتخاب کردی که آوار شوی بر این دل شکسته!.
تو مرا آزرده خاطر ساختی و رفتی.
این انتخاب تو بود
و اشتباه من...
اَنیس نویس
زمان:
حجم:
59.5K
متنفرم ازون وقتایی که یک سال درد کشیدنت رو توی ده ثانیه با خنده تعریف میکنی برا کسی
و اون هیچ وقت قرار نیست تیکه تیکه شدنت موقع تجربه اون لحظه هارو ببینه و بفهمه.
اَنیس نویس
اَنیس.
مارا به زیر چادر خاکی ات امان بده گم گشته بچه ایم و تو، پناهمان بده اَنیس نویس
زهرا شدی که مادر بخوانمت
اقیانوسی از حرف های ناگفته در من است.
که جز با نوشتن آرام نمی گیرد
موجی از کلمات و بار غمشان در سینه ام گرد آمده است،
که سنگینی هر یک را تنها به دوش میکشم.
قصه این است: هیچ کس شنوای حرف های عجیب و ژولیده ی من نیست
و من برای فرار از فشار این تنهایی بر کاغذ و قلم پناه بردم، که به تعبیری معجزه پروردگار بود!.
آن زمان که قرآن را معجزه خویش قرار داد و فرمود اگر اقیانوس ها جوهر شوند سخنان من تمام نمیشود.؛
من گویا شدم آن تک خلقت پروردگار که احساس تنهاییِ اورا دریابم و درک کنم
و چه والا نعمتی که از میلیون ها خلائق نصیب من شد
هرچند که من کوچک تر از آنم و درد همین است...
اما برای او و برای احساس عزیزش اشک میریزم
برای تنهایی اش...
که سبب شد مرا خلق کند.
اَنیس نویس
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اما برای مادرم... ✍
.
من وجودت را درخودم استشمام میکنم عزیزم!
که چقدر شبیه تو هستم.
اما ای مهر نامیرا
چه ظالمانه وجودت ز هستی ام محو شد و چه بی رحمانه راه بر گلایه ها بستی!
حالا اگر بگویم تورا ندیده ام، دروغ گفتم
و اگر بگوم دیدمت حافظه یاری نمیکند.!
تو مرا بر علیه خودم شوراندی
با این وجود
ای عمیق ترین جراحت قلبم و بزرگترین مصلحت عمرم...
من هنوز تورا عاشقانه دوست دارم
تماشا کن، پرده آخر نمایش عمرم این نیست!
من به تو باز خواهم گشت.
اَنیس نویس.
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای تو که عزیز قلبمی
برای تو، که تکه ای از جانم هستی
برای تو، که باعث شدی حس کنم آنچه هستم زیباست
برای تو، که بدون هرگونه حرف اضافه نگاهم به نگاهت بند شد و مرا فهمیدی....
هزاران نرگس خوش بو، قربان نرگس چشمانت...
اَنیس نویس
تصمیم بگیر.!
اگر خودت برای خودت تصمیم نگیری...
بقیه به جات میگیرن!
اگر هیچ تصمیمی نگیری، بازهم این تویی که این تصمیم رو گرفتی.
اَنیس نویس