eitaa logo
Mind Depths|ژرفای ذهن
1.3هزار دنبال‌کننده
142 عکس
14 ویدیو
2 فایل
باهم مطالب و مقالات علمی رو ساده میکنیم، می‌خونیم و بررسی می‌کنیم📚 خوشحال میشم پیشنهادات وانتقاداتون رو بدونم👇🏻 @nikamahmoudi https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1mr3pui&btn=پیام.ناشناس.ژرفای.ذهن
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا سال ۲۰۰۹، گروهی از پژوهشگران به رهبری «مین جئونگ کانگ» و «کالین کَمِرِر» دقیقاً دنبال همین حس بودند چه اتفاقی در مغز ما می‌افتد وقتی کنجکاو می‌شویم؟
اون‌ها شرکت‌کنندگان را داخل دستگاه fMRI گذاشتند( دستگاهی که می‌تونه نشان بده کدام بخش‌های مغز هنگام فکر کردن یا دیدن چیزی فعال می‌شود) بعد ۴۰ سؤال اطلاعات عمومی طراحی کردند بعضی ساده، بعضی آن‌قدر عجیب که مغز آدم رو قلقلک می‌داد. روال کار ساده بود شرکت‌کننده یک سؤال می‌دید، در ذهنش حدس می‌زد، میزان کنجکاوی و اعتمادبه‌نفسش را درباره پاسخ ثبت می‌کرد، و در نهایت جواب درست را می‌دید. این چرخه تا تمام شدن همه سؤالات تکرار شد.
نتیجه چی شد؟ وقتی فرد نسبت به یه سؤال کنجکاو بود، بخش‌های مربوط به «انتظار پاداش» در مغز فعال می‌شدند؛ همون مدارهایی که وقتی منتظر یه اتفاق لذت‌بخش هستیم روشن می‌شن. یعنی مغز قبل از دریافت پاسخ، خودش رو برای یادگیری آماده می‌کنه. اما بخش مهم‌تر ماجرا لحظه دیدن جواب بود. وقتی پاسخ درست نمایش داده می‌شد، نواحی مربوط به یادگیری و حافظه در مغز فعال می‌شدند. این فعال‌سازی، وقتی فرد قبلاً جواب را اشتباه حدس زده بود، خیلی قوی‌تر از وقتی بود که درست جواب داده بود. حتی ده روز بعد، شرکت‌کنندگان هنوز بهتر یادشان بود که کدام پاسخ‌ها را اول اشتباه گفته بودند و جواب درستشان چه بود. یعنی شکست، حس کنجکاوی را شعله‌ور می‌کنه و وقتی حقیقت را کشف می‌کنیم، اونقدر تو ذهنمون حک میشه که دیر فراموش بشه به زبان ساده، مغز ما از شکست بیشتر یاد می‌گیره تا از موفقیت. Source: BigThink By Manu Kapur
حالا وقتی اون ویدیو رو می‌بینم، می‌فهمم چرا پاسخ نهنگ پستاندار است بعد از این همه سال هنوز برام واضحه چون اون روز اشتباه کردم، ذهنم درگیر شد، کنجکاو شدم و وقتی جواب درست رو فهمیدم، مغزم با شدت بیشتری ثبتش کرد. اصل ماجرا ساده اما عمیقه یادگیری واقعی زمانی اتفاق می‌افته که جرأت حدس زدن داشته باشیم، اشتباه کنیم، و بعد با پاسخ درست روبه‌رو بشیم، یعنی وقتی کنجکاوی رو با شکست ترکیب کنیم یادگیری عمیق‌تر، ماندگارتر ولذت بخش تر میشه
این روزها حال‌وهوای خانواده شما بیشتر شبیه کدومه؟ ۱) همه زیاد خبر می‌بینن و تحلیل می‌کنن بحث‌های طولانی درباره اتفاق‌ها ۲)سکوت بیشتر شده هرکس توی دنیای خودش میره ۳)بحث‌ها سریع شروع میشن همه زودتر عصبانی میشن ۴)نگرانی و دلشوره زیاد شده یکی دو نفر مدام مضطربن رو لینک زیر میتونید پاسخ خودتون رو ثبت کنید⬇️ https://Punz.ir/survey/04bAJlB
Mind Depths|ژرفای ذهن
این روزها حال‌وهوای خانواده شما بیشتر شبیه کدومه؟ ۱) همه زیاد خبر می‌بینن و تحلیل می‌کنن بحث‌های طو
ممکنه تو بحران اعضای یک خانواده واکنش های متفاوتی داشته باشن قطعا که واکنش ها طبیعی هستن واغلب غیر ارادی شناخت این الگو ها کمک کننده اس که به جای قضاوت، فهم بیشتری در خانواده ایجاد کنیم
واکنش تحلیل‌گری افراطی و پیگیری مداوم خبر بعضی افراد برای مدیریت اضطراب، شروع به جمع‌آوری اطلاعات و تحلیل مداوم شرایط می‌کنن. این کار در ابتدا حس کنترل می‌ده، اما گاهی باعث انتقال تنش به فضای خانواده و شکل‌گیری اختلاف‌نظرهای فرسایشی میشه. چه کاری براش کنیم؟ لازم نیست هر تفاوت دیدگاهی به یک بحث تبدیل بشه. اگر یکی از اعضای خانواده تحلیل‌گر شده، گاهی فقط شنیده شدن براش کافیه. و اگر خودمون در این نقش هستیم، بهتره آگاهانه بررسی کنیم که آیا ادامه بحث واقعاً به آرامش جمع کمک می‌کنه یا فقط اضطراب رو بیشتر می‌کنه. در بحران‌ها، حفظ رابطه مهم‌تر از اثبات درستی تحلیل ماست.
واکنش سکوت و کناره‌گیری برخی افراد در فشار زیاد، کم‌حرف‌تر میشن، در خودشون فرو میرن یا از گفتگو فاصله می‌گیرن. این هم یکی از پاسخ‌های طبیعی سیستم عصبی به استرس شدیده، نوعی تلاش برای کاهش تحریک و محافظت از خود. چه کاری براش کنیم ؟ به جای فشار برای صحبت کردن یا برچسب زدن به فرد، فضای امن ایجاد کنید. یک دعوت ساده، یک حضور آرام و بدون اصرار می‌تونه کمک کنه فرد به‌تدریج دوباره وارد ارتباط بشه. امنیت مقدم بر گفتگوست.
واکنش تنشی و زودعصبانی شدن در این حالت آستانه تحمل پایین میاد، بحث‌ها سریع‌تر شکل می‌گیره و آدم‌ها زودتر از معمول تحریک میشن. از نظر فیزیولوژیک، این واکنش معمولاً با فعال شدن سیستم سمپاتیک (حالت جنگ یا گریز) همراهه. چه کاری براش کنیم؟ به محض اینکه متوجه شدید شدت هیجان در حال بالا رفتنه، گفتگو رو متوقف کنید. یک وقفه کوتاه، تغییر فضا، چند دقیقه قدم زدن، چند نفس عمیق آهسته و حتی نوشیدن آب می‌تونه به تنظیم سیستم عصبی کمک کنه. بعد از اینکه بدن به حالت متعادل‌تری برگشت، احتمال اینکه گفت‌وگو سازنده‌تر باشه خیلی بیشتره.
واکنش اضطرابی و پیش‌بینی مداوم خطر در این حالت ذهن فرد مدام در حال سناریوسازی درباره اتفاقات احتمالیه. نگرانی، بی‌قراری و دلشوره پررنگ میشه. اینجا مغز در تلاشه با پیش‌بینی خطر، احساس کنترل ایجاد کنه. چه کاری براش کنیم؟ به جای نصیحت کردن، منطقی بحث کردن یا گفتنِ «زیاد فکر نکن»، تمرکز رو روی همدلی بگذارین. حضور فیزیکی، تماس چشمی، شنیدن بدون قطع کردن و جملاتی مثل «می‌فهمم نگرانی» پیام امنیت به سیستم عصبی می‌فرسته. احساس امنیت، سریع‌تر از استدلال منطقی اضطراب رو کاهش می‌ده.
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوشتن اگر درست انجام شود، شفا میدهد... تصور کنید یک ابزار درمانی در دستتونه ابزاری که ساده وبی هزینه است فقط چند تا چیز لازمه یک قلم، چند برگ کاغذ و آمادگی برای روبه روشدن با حقیقت
داستان این روش از دهه‌ی ۱۹۸۰ شروع شد. دکتر جیمز پنی‌بیکر، روان‌شناس معروف، متوجه شد افرادی که احساسات و تجربه‌های دردناکشان را در خود نگه می‌دارند و درباره‌شان حرف نمی‌زنند یا نمی‌نویسند، در بلندمدت بیشتر مریض می‌شوند. بدنشان آسیب‌پذیرتر می‌شود و دیرتر هم خوب می‌شوند. اما وقتی همین افراد فقط چند روز پشت سر هم، روزی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه درباره‌ی تجربه‌های ناراحت‌کننده‌شان نوشتند، اتفاق جالبی افتاد ذهنشان آرام‌تر شد، بدنشان بهتر واکنش نشان داد، حافظه‌شان بهتر شد و حتی زخم‌هایشان سریع‌تر خوب می‌شد.