یه مدتیه در مواجهه با انبوهی از مسائل از مکانیزم دفاعیه "نمی دونم و نمی خوام هم که بدونم" استفاده می کنم...
کنار اومدن با خودت، خیلی ابتدایی به نظر میاد
که من تو همین چیز ابتدایی به مشکل بر میخورم
Mind Palace.!
شک نکن من که هیچ؛ آسمان هم زمین میخورد....
من این شعر گرانم که از ارزان و ارزانی جدا شد..
+انسان ها معادلات ریاضی نیستن که جواب مشخص داشته باشن
انسان ها ربات نیستن که احساساتی نشن
معادله ی تابع نیستن که بتونی با حساب کتاب، x و yشونو به دست بیاری
خلاصه بگم
آدما خیلی غیر قابل پیش بینی تر از چیزین که تو فکر میکنی!
Mind Palace.!
تا حالا به زیبایی لبخند های خسته دقت کردین؟
و چشم هایی که احتمالا زیرشون گود افتاده و ریز شدن
Mind Palace.!
و چشم هایی که احتمالا زیرشون گود افتاده و ریز شدن
و سَری که به یه جا تکیه داده شده
Mind Palace.!
و سَری که به یه جا تکیه داده شده
و کمری که به زور صاف نگه داشته شده
Mind Palace.!
و کمری که به زور صاف نگه داشته شده
و نگاه هایی که معنیشونو نمیشه فهمید..
شایدم از شدت واضحی، انقدر بفهمیشون که توشون حل بشی