eitaa logo
علم الحدیث
14.7هزار دنبال‌کننده
107 عکس
379 ویدیو
88 فایل
بسم‌اللہ‌الࢪحمن‌الࢪحیم‍! در‌ڪانال‌علم‌الحدیث‌ قصد‌ داریم‌ در‌ راستاے ترویج احادیث اهل‌بیت‌''علیھم‌السلام'' مطالبـے ارائہ دهیم!🕊 مدیریت: @Isaund24 ࢪَحِم‌َ اللَّہ‌ عَبـْدا‌ً أَحیَا‌ أَمْࢪَنـا🌿- ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4633240
مشاهده در ایتا
دانلود
➖لیلة المبیت)4 ✍🏻«قبل از ورود به بحث لیلة المبیت لازم است که شرح ماجرای لیلة المبیت را یکبار به طور کامل بیان شود سپس وارد مباحث مربوط لیلة المبیت شود» 🔺وقَد كَانَتْ قُرَيْشٌ لَمَّا بَلَغَهُمْ إِسْلامُ مَنْ أَسْلَمَ مِنَ الأنْصارِ اشْتَدُّوا عَلَى مَنْ بِمَكَّةَ مِنَ المُسلِمينَ وحَرَصُوا عَلَى أَنْ يَفْتِنُوهُم فَأَصَابَهُم جُهْدٌ شَدِيدٌ...... 🔸ابن اثیر نقل می‌کند: وقتی قریش از اسلام آوردن گروهی از انصار(اهالی مدینه) باخبر شدند، فشار و آزار خود را بر مسلمانان مکه افزایش دادند و تلاش کردند آنان را از دینشان بازگردانند. این سختی‌ها به شدت مسلمانان را تحت تأثیر قرار داد و به عنوان «فتنه دوم» شناخته شد، در حالی که «فتنه اول» مربوط به هجرت مسلمانان به حبشه بود. 📜 بیعت عقبه دوم: بیعتی که در عقبه دوم انجام شد، با بیعت اول تفاوت داشت؛ بیعت اول مشابه بیعت زنان بود (یعنی بدون تعهد به جنگ)، اما بیعت دوم شامل تعهد به جنگ با هر کس، چه عرب و چه غیر عرب، بود. 🚶‍♂️ آغاز هجرت مسلمانان: پس از این بیعت، پیامبر (صلى الله عليه وسلم) به یاران خود دستور هجرت به مدینه را داد. نخستین مهاجر، ابوسلمه بن عبدالأسد بود که یک سال پیش از بیعت هجرت کرد. سپس عامر بن ربیعه با همسرش لیلى بنت ابی حشمه، و بعد عبدالله بن جحش با خانواده‌اش هجرت کردند. پس از آن عمر بن خطاب و عیاش بن ابی ربیعه نیز هجرت کردند و در قبیله بنی عمرو بن عوف ساکن شدند. اما ابوجهل و حارث بن هشام به مدینه رفتند تا عیاش را بازگردانند، چون او برادر مادری‌شان بود. آن‌ها به او گفتند که مادرش نذر کرده تا زمانی که او بازنگردد، زیر سایه ننشیند و موهایش را شانه نکند. عیاش دل‌سوزی کرد و بازگشت. پس از آن، هجرت مسلمانان ادامه یافت تا زمانی که پیامبر (صلى الله عليه وسلم) نیز هجرت کرد. 🌙 هجرت پیامبر (صلى الله عليه وسلم): در حالی که یاران پیامبر هجرت کرده بودند، او در مکه ماند تا دستور خداوند را دریافت کند. قریش که نگران خروج پیامبر بودند، در دارالندوه (خانه قصی بن کلاب) گرد آمدند تا تصمیمی بگیرند(زیرا قریش به‌خوبی آگاه بودند که اگر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به مدینه هجرت کند و در آنجا پایگاهی نیرومند و مردمی بنیان نهد، مسلمانان—به‌سبب آزارها، شکنجه‌ها و قتل‌هایی که از سوی قریش بر آنان روا داشته شده بود—یا در پی انتقام از طریق جنگ برخواهند آمد، یا کاروان‌های تجاری قریش را که از مسیر یثرب به سوی شام عبور می‌کنند، توقیف خواهند کرد. چرا که منابع اصلی درآمد قریش در مکه، یا از طریق زائران خانه خدا تأمین می‌شد یا از راه تجارت با شام.) ابلیس در قالب پیرمردی از نجد در جلسه حاضر شد و گفت که آمده تا نظر دهد. در این جلسه، بزرگان قریش مانند عتبه، شیبه، ابوسفیان، ابوجهل، امیه بن خلف و دیگران حضور داشتند. برخی پیشنهاد دادند که پیامبر را زندانی کنند، اما پیرمرد نجدی گفت این کار بی‌فایده است، چون یارانش او را آزاد خواهند کرد. برخی دیگر پیشنهاد تبعید دادند، اما او گفت که پیامبر با سخنان شیرین خود دل قبایل دیگر را به دست می‌آورد و با آن‌ها به مکه بازمی‌گردد. در نهایت، ابوجهل پیشنهاد کرد که از هر قبیله یک جوان انتخاب شود تا هم‌زمان با شمشیرهایشان پیامبر را بکشند. بدین ترتیب خون او میان قبایل تقسیم می‌شود و بنی‌عبد مناف نمی‌توانند با همه بجنگند. پیرمرد نجدی این نظر را تأیید کرد و همه پذیرفتند. 🌌 نجات معجزه‌آمیز: جبرئیل نزد پیامبر آمد و گفت: «امشب در بستر خود نخواب.» شب هنگام، مشرکان در مقابل خانه‌اش جمع شدند تا هنگام خواب بر او حمله کنند. پیامبر به علی گفت: «در بستر من بخواب و با عبای سبز من خود را بپوشان» سپس به او دستور داد که امانت‌ها را به صاحبانشان بازگرداند. پیامبر از خانه خارج شد، مشتی خاک برداشت و بر سر آن‌ها پاشید، در حالی که آیات آغازین سوره «یس» را تلاوت می‌کرد تا رسید به «فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ». آن‌ها نتوانستند او را ببینند. فردی به آن‌ها گفت: «چه می‌کنید؟ محمد از کنار شما گذشت و بر سر همه‌تان خاک ریخت.» آن‌ها دست بر سر گذاشتند و خاک را دیدند. وقتی به داخل نگاه کردند، علی را دیدند که در بستر خوابیده و عبای پیامبر را بر تن دارد، پس گمان کردند پیامبر هنوز خوابیده است. تا صبح همان‌جا ماندند. وقتی صبح شد، علی از بستر برخاست و آن‌ها فهمیدند که فریب خورده‌اند. خداوند در این باره آیه‌ای نازل کرد: «و هنگامی که کافران برای تثبیت یا قتل یا اخراج تو مکر کردند...» آن‌ها از علی درباره پیامبر پرسیدند، او گفت: «نمی‌دانم، شما او را مجبور به خروج کردید و او رفت.» سپس او را زدند و به مکانی برای زندانی بردند و مدتی حبس کردند، اما بعد رهایش کردند. خداوند پیامبر را از مکرشان نجات داد و به او دستور هجرت داد. 📚: الكامل في التاريخ ج2 ص۱۰۲ ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖لیلة المبیت)5 ✍🏻چرا پیامبر اکرم (صلى‌الله‌عليه‌وآله) هنگام خروج از منزل برای ترک مکه، بی‌اطلاع و مخفیانه حرکت نکردند تا نیازی به خواباندن امیرالمؤمنین (عليه‌السلام) در بستر خود نباشد و جان یکی از مخلص‌ترین یارانشان در معرض خطر قرار نگیرد؟ 🔺انما أَرادَ بِما أَشَارَ إِلَيْهِ مَبِيتُ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى فِرَاشِ النَّبِيِّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ حِينَ أَرادَ الْهِجْرَةَ إِلَى اَلْمَدِينَةِ و اَنَّ اَلْمُشْرِكِينَ هَمُّوا بِهِ وَ تَوَاعَدُوا عَلَى قَصْدِ مَبِيتِهِ وَ الْإِيقَاعِ بِهِ فَكَرِهَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أن يُخْلِّيَ فِرَاشَهُ عَلَى مُرَاعَاةِ اَلْقَوْمِ لَهُ فَيَعْلَمُونَ بِخُرُوجِهِ فَيَتَّبِعُونَ أَثَرَهُ فَثَبَتَ عَلِيٌ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي فِرَاشِهِ فَلَمَّا رَاعَاهُ اَلْمُشْرِكُونَ رَأَوْا فِيهِ شخصاً ثَانِياً فَلَمْ يَفْطُنُوا بِمَسِيرَةِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ 🔸مرحوم سید مرتضی : آنچه مورد اشاره قرار گرفته، همان خوابیدن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در بستر پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) است، زمانی که پیامبر قصد هجرت به مدینه را داشت. مشرکان تصمیم گرفته بودند شبانه به خانه پیامبر حمله کنند و او را از میان بردارند. پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) نمی‌خواست بستر خود را خالی بگذارد تا دشمنان متوجه خروج او نشوند و در پی‌اش نیفتند. بنابراین، علی (علیه‌السلام) در بستر پیامبر خوابید. وقتی مشرکان آمدند، تصور کردند که پیامبر هنوز در بستر است و متوجه حرکت او نشدند. 👇🏻نتیجه👇🏻 اگر پیامبر اکرم (صلى‌الله‌عليه‌وآله) بستر خود را خالی می‌گذاشت، مشرکان از همان ابتدا به خروج ایشان پی می‌بردند و بی‌درنگ برای تعقیب و جست‌وجوی آن حضرت اقدام می‌کردند. اما با حضور امیرالمؤمنین علی (عليه‌السلام) در جایگاه پیامبر، دشمنان گمان کردند که پیامبر هنوز در خانه است. این تدبیر فرصت کافی را برای دور شدن پیامبر از مکه و آغاز هجرت فراهم ساخت. 📚 رسائل الشريف المرتضى ج 4 ص 99 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
29.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت دل‌نشین و هنرمندانه حامد عسکری از جانفشانی حضرت علی (علیه‌السلام) در شب لیلة المبیت ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖حضرت محسن سلام‌الله‌علیه)1 ✍🏻وجود حضرت محسن سلام‌الله‌علیه، فرزند کوچک حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، تنها محدود به منابع شیعه نیست؛ بلکه در برخی منابع معتبر اهل سنت نیز به آن اشاره شده است. حتی گروهی از اندیشمندان اهل سنت، از جمله برخی معتزلیان، بر این باورند که حضرت محسن در جریان هجوم به خانه اهل بیت علیهم‌السلام، بر اثر ضربه عمر بن خطاب، به شهادت رسید. در این نوشتار، به شماری از منابع اهل سنت که به این واقعه اشاره کرده‌اند، خواهیم پرداخت. 🔺کان مُسْتَقِيمَ الأَمْر عَامَّة دَهْره، ثُمَّ فِي آخر أَيَّامه كَانَ أَكْثَرَ مَا يُقرأُ عَلَيْهِ المَثَالب، حَضَرْتُه و رجل يَقْرأُ عَلَيْهِ أَنَّ عُمر رفَسَ فَاطِمَة حَتَّى أَسقطتْ محسّناً)1.2 🔸 ذهبی در مورد ابن ابى دارم می‌گوید: «وی در در طول عمرش ثابت قدم و درستكار بود و سپس در اواخر عمرش بیشترین چیزی كه می‌گفت، سرزنش كردن و بیان عیب و نقص بود، به مردی كه پیش او آمده بود گفت: بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه (علیها السلام) زد که محسن از او سقط شد.» 🔺ميله إلى الرفض و وقوعه في أكابر الصحابة رضي اللّه عنهم و قال: نصّ النبيّ صلّى اللّه عليه و سلّم على أن الإمام عليّ و عيّنه و عرفت الصحابة ذلك و لكن كتمه عمر لأجل أبي بكر رضي اللّه عنهما، و قال: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسّن من بطنها، 🔸ابن خلکان در مورد یکی از معتزلیان به نام: «النظام المعتزلی» می‌گوید: «او تمایل به ردّ خلافت خلفای نخستین داشت و این عقیده را در میان بزرگان صحابه، رضی‌الله‌عنهم، مطرح کرد و گفت: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌صراحت امام علی علیه‌السلام را به‌عنوان جانشین خود تعیین کرده بود و صحابه نیز این را می‌دانستند، اما عمر آن را به‌خاطر ابوبکر، پنهان کرد. همچنین گفت: عمر در روز بیعت به شکم حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها ضربه زد تا جایی که محسن را از دست داد.» 🔺مسْأَلَةٌ: فاطمة الزهراء رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا رُزِقَتْ مِنَ الْأَوْلَادِ خَمْسَةً: الحسن، والحسين، ومحسنا، وأم كلثوم، وزينب فَأَمَّا ‌محسن ‌فَدَرَجَ ‌سَقْطًا 🔸سیوطی: مسئله: حضرت فاطمه زهرا رضی‌الله‌عنها صاحب پنج فرزند بود: حسن، حسین، محسن، ام‌کلثوم و زینب. اما محسن در حالی که جنین بود، سقط شد و از دنیا رفت. 📚منابع 1: میزان الاعتدال ج 1 ص 283 2: سیر اعلام النبلاء: ج 15 ص 578 3: الوافي بالوفیات: ج 6ص17 4: الحاوی للفتاوی: ج2 ص37 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖لیلة المبیت)5 ✍🏻چرا پیامبر اکرم (صلى‌الله‌عليه‌وآله) هنگام خروج از منزل برای ترک مکه، بی‌اطلاع و
لیلة المبیت)6 ✍🏻هنگامی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در بستر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله خوابید، مشرکان قریش که هنوز از تدبیر الهی بی‌خبر بودند، با این تصور که شخص خوابیده همان پیامبر است، به قصد قتل او با سنگ و چوب به ضرب و شتم پرداختند. اما امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای فراهم‌کردن فرصت بیشتر جهت دور شدن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از مکه، هیچ واکنشی نشان نداد که موجب افشای نقشه الهی شود. پس از آن‌که قریش دریافتند فریب خورده‌اند و شخص خوابیده پیامبر نبوده، بار دیگر با خشونت بیشتری به آزار و ضرب‌وشتم حضرت علی علیه‌السلام پرداختند. بنابراین، آن بزرگوار هم پیش از آشکار شدن مکر الهی و هم پس از آن، مورد حملات شدید مشرکان قرار گرفت. 🔺أَقْبَلَ الْقَوْمُ عَلَى عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقْذِفُونَهُ بِالْحِجَارَةِ وَ الْحَلَمِ‌، وَ لَا يَشُكُّونَ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، حَتَّى إِذَا بَرَقَ الْفَجْرُ وَ أَشْفَقُوا أَنْ يَفْضَحَهُمُ الصُّبْحُ، هَجَمُوا عَلَى عَلِيٍّ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ)، وَ كَانَتْ دُورُ مَكَّةَ يَوْمَئِذٍ سَوَائِبَ لَا أَبْوَابَ لَهَا، فَلَمَّا بَصُرَ بِهِمْ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَدِ انْتَضَوْا السُّيُوفَ وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِ بِهَا،كَانَ يَقْدُمُهُمْ خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ بْنِ الْمُغِيرَةِ، وَثَبَ لَهُ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَخَتَلَهُ وَ هَمَزَ يَدَهُ‌، فَجَعَلَ خَالِدٌ يَقْمُصُ قِمَاصَ الْبِكْرِ، وَ يَرْغُو رُغَاءَ الْجَمَلِ، وَ يَذْعَرُ وَ يَصِيحُ، وَ هُمْ فِي عَرَجِ الدَّارِمِنْ خَلْفِهِ، وَ شَدَّ عَلَيْهِمْ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بِسَيْفِهِ- يَعْنِي سَيْفَ خَالِدٍ- فَأَجْفَلُوا أَمَامَهُ إِجْفَالَ النَّعَمِ إِلَى ظَاهِرِ الدَّارِ، فَتَبَصَّرُوهُ فَإِذَا هُوَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَقَالُوا: إِنَّكَ لَعَلِيٌّ قَالَ: أَنَا عَلِيٌّ. قَالُوا: فَإِنَّا لَمْ نُرِدْكَ، فَمَا فَعَلَ صَاحِبُكَ قَالَ: لَا عِلْمَ لِي بِهِ 🔸«مردم به سوی علی (عليه‌السلام) آمدند و او را با سنگ و خار می‌زدند، در حالی که هیچ شکی نداشتند که او همان پیامبر خدا (صلى‌الله‌عليه‌وآله) است. تا آن‌که سپیده صبح دمید و ترسیدند که روشنایی روز، رسوایشان کند، پس به سمت علی (عليه‌السلام) حمله کردند. خانه‌های مکه در آن زمان بدون در بودند و باز. هنگامی که علی (عليه‌السلام) آنان را دید که شمشیرها را از نیام کشیده‌اند و با آن‌ها به سوی او می‌آیند، در حالی که خالد بن ولید بن مغیره پیشاپیش آنان بود، علی (عليه‌السلام) به سوی او جَست، او را غافلگیر کرد و دستش را فشرد. خالد مانند شتر جوانی که رم کرده باشد، به جَست‌وخیز افتاد و صدای ناله‌اش مانند شتر بلند شد، و با ترس و فریاد عقب‌نشینی کرد، در حالی که همراهانش از پشت سرش در گوشه‌های خانه بودند. سپس علی (عليه‌السلام) با شمشیر خالد به آنان حمله کرد، و آنان مانند گله‌ای رمیده به بیرون خانه گریختند. وقتی او را شناختند، گفتند: آیا تو علی هستی؟ فرمود: من علی هستم. گفتند: ما قصد تو را نداشتیم، پس همراهت کجاست؟ فرمود: از او خبری ندارم.» 🔺َيْلَكَ يَا ابْنَ الْكَوَّاءِ كُنْتُ عَلَى فِرَاشِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قَدْ طَرَحَ عَلَيَّ رِيطَتَهُ‌ فَأَقْبَلَتْ قُرَيْشٌ مَعَ كُلِّ رَجُلٍ مِنْهُمْ هِرَاوَةٌ فِيهَا شَوْكُهَا فَلَمْ‌ يُبْصِرُوا رَسُولَ‌ اللَّهِ حَيْثُ خَرَجَ فَأَقْبَلُوا عَلَيَّ يَضْرِبُونَنِي بِمَا فِي أَيْدِيهِمْ حَتَّى تَنَفَّطَ جَسَدِي وَ صَارَ مِثْلَ الْبَيْضِ ثُمَّ انْطَلَقُوا بِي يُرِيدُونَ قَتْلِي‌ 🔸امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «وای بر تو ای پسر کوّاء! من در بستر رسول خدا (صلى‌الله‌عليه‌وآله) خوابیده بودم، و او عبای خود را بر من انداخته بود. قریش آمدند، و هر یک از آنان چماقی در دست داشت که در آن خارهایی بود. چون دیدند رسول خدا از خانه بیرون رفته و او را نیافتند، به سوی من حمله کردند و با آنچه در دست داشتند مرا زدند، تا آن‌که بدنم تاول زد و مانند تخم‌مرغ شد. سپس مرا با خود بردند، در حالی که قصد کشتن مرا داشتند.» 🔺وجَعَلَ عَلي يُرْمى بِالحِجارَةِ كَما كَانَ يُرمَى نَبِيُّ اَللَّهِ وَهُوَ يَتَضَوَّرُ قَدْ لَفَّ رَأْسَهُ فِي الثَّوْبِ لا يُخْرِجُهُ حَتَّى أَصْبَح 🔸احمد بن حنبل نقل مي‌کند: «و علی (علیه‌السلام) را سنگ‌باران می‌کردند، همان‌گونه که پیامبر خدا را سنگ‌باران می‌کردند، در حالی که از شدت درد به خود می‌پیچید. سر خود را در پارچه‌ای پیچیده بود و آن را بیرون نمی‌آورد، تا آن‌که صبح فرا رسید.» 📚منابع 1: امالی مرحوم طوسی 467 2: خصائص الائمه 58 3: مسند احمد ج 3 ص 333 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖حضرت محسن سلام‌الله‌علیه)1 ✍🏻وجود حضرت محسن سلام‌الله‌علیه، فرزند کوچک حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌
➖حضرت محسن سلام‌الله‌علیه)2 ✍🏻ابتدا، افرادی را که در شهادت حضرت محسن علیه‌السلام نقش داشتند معرفی می‌کنیم؛ و در پایان، بررسی خواهیم کرد که اگر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در زمان وقوع این جنایت فجیع حضور داشتند، چه حکمی صادر می‌فرمودند. 1: قنقذ 🔺و كَانَ سَبَبُ وَفَاتِهَا أَنَّ قُنْفُذاً مَوْلَى عُمَرَ لَكَزَهَا بِنَعْلِ السَّيْفِ بِأَمْرِهِ، فَأَسْقَطَتْ مُحَسِّناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذَلِكَ مَرَضاً شَدِيداً)1 2: عمر 🔺أَنَّ عُمر رفَسَ فَاطِمَة حَتَّى أَسقطتْ محسّناً)2 🔺شهادتها صلوات الله علیها کانت من ضرب عمر الباب على بطنها عند إرادة أمیر المؤمنین لبیعة أبی بکر و ضرب قنفذ غلام عمر، السوط علیها بإذنه و الحکایة مشهورة عند العامة و الخاصة و مفصلة فی کتاب لسلیم بن قیس الهلالی و سقط بالضرب غلام کان اسمه محسن‏)۳ 3: مغیرة بن شعبة 🔺أَخْزى‏ وَ أَنْتَ الَّذِي ضَرَبْتَ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص حَتَّى أَدْمَيْتَهَا وَ أَلْقَتْ مَا فِي بَطْنِهَا اسْتِذْلَالًا مِنْكَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ مُخَالَفَةً مِنْكَ لِأَمْرِهِ وَ انْتِهَاكاً لِحُرْمَتِهِ)۴ ✍🏻اگر پیامبر«صلی‌الله‌علیه‌وآله» در زمان جسارت در قید حیات بودند؟ 🔺و قال في موضع آخر من الكتاب المذكور بعد ذكر قصة هبار بن الأسود و أن رسول الله ص أباح دمه يوم فتح مكة لأنه روع زينب بنت رسول الله ص بالرمح و هي في الهودج و كانت حاملا فرأت دما و طرحت ذا بطنها)۵ 🔸مرحوم مجلسی به نقل از ابن‌ابی‌الحدید: زمانی که ابن‌ابی‌الحدید قصه هبار بن الاسود را نقل می کند: «و در جای دیگری از همان کتاب، پس از ذکر داستان هبار بن اسود، آمده است که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در روز فتح مکه خون او را مباح اعلام کرد، زیرا او زینب دختر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را در حالی که در هودج بود با نیزه ترساند، و او در آن زمان باردار بود. از شدت ترس خون دید و جنین خود را سقط کرد.» 🔺لو كان حيا لأباح دم من روع فاطمة حتى ألقت ذا بطنها فقلت أروي عنك ما يقوله قوم‏ إن فاطمة روعت فألقت المحسن فقال لا تروه عني و لا ترو عني بطلانه فإني متوقف في هذا الموضع لتعارض الأخبار عندي فيه)۶ 🔸ابن‌ابی‌الحدید از استاد خویش «نقیب» سوال کرد: هنگامی که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله تنها به‌سبب ترسی که هبار نسبت به زینب ایجاد کرد ـ ترسی که منجر به سقط فرزند او شد ـ حکم به قتل هبار صادر فرمود؛ اگر آن حضرت در زمان وقوع جسارتی که منجر به سقط فرزند حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها شد، حضور می‌داشتند، چه حکمی درباره‌ی عامل آن صادر می‌فرمودند؟ نقیب در پاسخ گفت: این موضوع را نه به اثبات و نه به نفی از من نقل نکن، چرا که در این مسئله توقف کرده‌ام؛ نه رأی مثبت دارم و نه رأی منفی. 🔺أقول ظاهر أن النقيب رحمه الله عمل التقية في إظهار الشك في ذلك من ابن أبي الحديد أو من غيره و إلا فالأمر أوضح من ذلك كما سيأتي في كتاب الفتن)۷ 🔸مرحوم مجلسي: به‌نظر می‌رسد نقیب رحمة‌الله‌علیه در پاسخ به ابن‌ابی‌الحدید، از باب تقیه سکوت اختیار کرده باشد؛ این تقیه یا به‌خاطر خود ابن‌ابی‌الحدید بوده، یا به‌جهت ملاحظات نسبت به دیگران. وگرنه، پاسخ در اصل روشن و بی‌نیاز از توقف بوده است. 👇نکته👇 ترحّمی که مرحوم علامه مجلسی نسبت به نقیب ابراز می‌کند، نشان می‌دهد که از نظر ایشان، نقیب از شیعیان بوده است. ✍🏻: عیسوند 📚منابع: 1: دلائل الامامه۱۳۴ 2: لسان الميزان:1/268 3: روضة‌ المتقین‌ ،ج۹،ص۲۷۱ 4: الاحتجاج ج1 ص278 5: بحار: ج28ص323 6: ابن ابی الحدید: ج 14 ص 192 7: بحار ج 28 ص 323 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖حضرت محسن سلام‌الله‌علیه)3 ✍🏻یکی از شبهاتی که گاه مخالفان مکتب تشیّع درباره وجود مقدّس حضرت محسن (سلام‌الله‌علیه) مطرح می‌کنند، این است که چگونه ممکن است برای فرزندی که هنوز به دنیا نیامده بود، نام «محسن» انتخاب شده باشد؟ در پاسخ باید گفت: یکی از سنت‌ها و مستحبات در فرهنگ اسلامی، انتخاب نام برای فرزند پیش از تولد است 🔺حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : سَمُّوا أَوْلاَدَكُمْ قَبْلَ أَنْ يُولَدُوا فَإِنْ لَمْ تَدْرُوا أَ ذَكَرٌ أَمْ أُنْثَى فَسَمُّوهُمْ بِالْأَسْمَاءِ اَلَّتِي تَكُونُ لِلذَّكَرِ وَ اَلْأُنْثَى فَإِنَّ أَسْقَاطَكُمْ إِذَا لَقُوكُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ لَمْ تُسَمُّوهُمْ يَقُولُ اَلسِّقْطُ لِأَبِيهِ أَلاَّ سَمَّيْتَنِي وَ قَدْ سَمَّى رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُحَسِّناً قَبْلَ أَنْ يُولَدَ . 🔸امير مؤمنان على عليه السّلام فرمودند: پيش از آن‌كه فرزندانتان متولّد شوند برايشان اسم بگذاريد. اگر ندانستيد كه پسر است يا دختر، برايش اسمى انتخاب كنيد كه مشترك براى پسران و دختران باشد؛ زيرا فرزندان سقط شدۀ شما در روز قيامت به هنگام ديدار، از شما شكايت مى‌كنند و مى‌گويند: «چرا براى ما نام نگذاشتى‌؟!» همانا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله پيش از آن‌كه محسن عليه السّلام متولّد شود برايش نام نهاد. 📚الکافي ج ۶، ص ۱۸ ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب جمعه است یادت نکنم میمیرم 🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْ‏ءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.» 🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است: من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیه‌السلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن می‌گفت. یونس به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کرد: فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیه‌السلام) می‌افتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟ حضرت فرمودند: بگو: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ» علیه‌السلام این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان می‌رسد، چه از نزدیک و چه از دور.» 📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵ ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ليلة المبيت شبی که تاریخ ساز شد. شعرخوانی سیدحمیدرضابرقعی در وصف فداکاری امیرالمومنین علیه‌السلام در شب هجرت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله. ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖لیلة المبیت)6 ✍🏻هنگامی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در بستر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله خوا
لیلة المبیت)7 ✍🏻سوالی که ذهن انسان را به خود مشغول می‌سازد این است که چرا امیرالمؤمنین علیه‌السلام پیش از شب لیلة‌المبیت، همراه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از مکه خارج نشد تا خطر جانی از عزیزترین یار پیامبر دور گردد؟ پاسخ این پرسش را می‌توان در سه نکته اساسی جست‌وجو کرد: 1. فریب دادن مشرکان: هیچ‌کس جز امیرالمؤمنین علیه‌السلام نمی‌توانست با جان‌فشانی کامل، این خطر قطعی را بپذیرد و تا صبح در زیر عبای سبز پیامبر باقی بماند تا آن حضرت با امنیت از مکه دور شود. 2. ادای امانت‌های اهل مکه: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، پیش از هجرت، امانت‌های مردم را به علی علیه‌السلام سپرد تا آن‌ها را به صاحبانشان بازگرداند؛ این وظیفه مهم نیازمند حضور ایشان در مکه بود. 3. همراهی با خانواده پیامبر در مسیر هجرت: حضرت علی علیه‌السلام مأمور شد تا پس از انجام مأموریت‌های خود، خانواده پیامبر و زنان بنی‌هاشم را در مسیر هجرت به مدینه همراهی و حمایت کند. 🔺رَفَعَ رَأْسَهُ قَالَ لَهُ: امْضِ لِمَا أُمِرْتَ فِدَاكَ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ سُوَيْدَاءُ قَلْبِي، وَ مُرْنِي بِمَا شِئْتَ أَكُنْ فِيهِ كَمَسَرَّتِكَ، وَ أَقَعُ مِنْهُ بِحَيْثُ مُرَادِكَ، وَ إِنْ تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ.قَالَ: وَ إِنْ أُلْقِيَ عَلَيْكَ شَبَهٌ مِنِّي، أَوْ قَالَ: شَبَهِي، قَالَ: إِنْ- بِمَعْنَى نَعَمْ‌- قَالَ: فَارْقُدْ عَلَى فِرَاشِي وَ اشْتَمِلْ بِبُرْدِيَ الْحَضْرَمِيِّ، ثُمَّ إِنِّي أُخْبِرُكَ يَا عَلِيُّ أَنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) يَمْتَحِنُ أَوْلِيَاءَهُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِمْ وَ مَنَازِلِهِمْ مِنْ دِينِهِ، فَأَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ الْأَوْصِيَاءُ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ، 🔸«علی (علیه‌السلام) سر خود را بلند کرد و گفت: برو به سوی آنچه بدان مأمور شده‌ای، فدای تو باد گوش و چشم و ژرفای قلبم. هر چه بخواهی به من فرمان بده، آن‌گونه عمل می‌کنم که موجب خوشنودی تو باشد، و در آن به گونه‌ای رفتار می‌کنم که مطابق خواسته‌ات باشد، و توفیق من جز به دست خدا نیست.» پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمود: اگر شباهتی از من بر تو افکنده شود، یا فرمود: اگر شبیه من شوی، علی گفت: آری. پیامبر فرمود: پس بر بستر من بخواب و با عبای حضرمی من خود را بپوشان. سپس ای علی، بدان که خداوند بندگان برگزیده‌اش را به اندازهٔ ایمان و جایگاهشان در دین امتحان می‌کند. سخت‌ترین بلاها بر پیامبران است، سپس بر اوصیاء، و سپس بر کسانی که در ایمان برترند، به ترتیب. و ای پسرعمو، خداوند تو را آزموده و مرا نیز در رابطه با تو همان‌گونه آزموده که خلیلش ابراهیم و فرزند قربانی‌شده‌اش اسماعیل را آزمود. پس صبر کن، صبر کن، که رحمت خدا نزدیک است به نیکوکاران. سپس پیامبر (صلى الله علیه و آله) او را در آغوش گرفت و از شدت علاقه به او گریست، و علی (علیه‌السلام) نیز از اندوه فراق رسول خدا با اشک و بی‌تابی گریست.» 🔺كَانَتْ قُرَيْشٌ تَدْعُو مُحَمَّداً (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي الْجَاهِلِيَّةِ الْأَمِينَ، وَ كَانَتْ‌ تَسْتَوْدِعُهُ وَ تَسْتَحْفِظُهُ أَمْوَالَهَا وَ أَمْتِعَتَهَا، وَ كَذَلِكَ مَنْ يَقْدَمُ مَكَّةَ مِنَ الْعَرَبِ فِي الْمَوْسِمِ، وَ جَاءَتْهُ النُّبُوَّةُ وَ الرِّسَالَةُ وَ الْأَمْرُ كَذَلِكَ، فَأَمَرَ عَلِيّاً (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنْ يُقِيمَ صَارِخاً يَهْتِفُ بِالْأَبْطَحِ غُدْوَةً وَ عَشِيّاً: أَلَا مَنْ كَانَ لَهُ قِبَلَ مُحَمَّدٍ 🔸«قریش در دوران جاهلیت، محمد (صلى الله علیه و آله) را "امین" می‌نامیدند، و اموال و وسایل خود را نزد او به امانت می‌سپردند و از او نگهداری می‌خواستند؛ همچنین کسانی از عرب که در موسم حج وارد مکه می‌شدند نیز چنین می‌کردند. و هنگامی که نبوت و رسالت به او رسید، همچنان این وضعیت برقرار بود. پس پیامبر (صلى الله علیه و آله) به علی (علیه‌السلام) دستور داد که در صبح و شام در منطقهٔ ابطح ندا دهد: آگاه باشید! هر کس نزد محمد امانتی یا ودیعه‌ای دارد، بیاید تا امانتش را به او بازگردانیم.» 🔺فَأَدِّ أَمَانَتِي عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ ظَاهِراً، ثُمَّ إِنِّي مُسْتَخْلِفُكَ عَلَى فَاطِمَةَ ابْنَتِي وَ مُسْتَخْلَفُ رَبِّي عَلَيْكُمَا وَ مُسْتَحْفِظُهُ فِيكُمَا، وَ أَمَرَهُ أَنْ يَبْتَاعَ رَوَاحِلَ لَهُ وَ لِلْفَوَاطِمِ، وَ مَنْ أَزْمَعَ لِلْهِجْرَةِ مَعَهُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ. 🔸سپس من تو را جانشین خود بر فاطمه دخترم قرار می‌دهم، و خداوند نیز جانشین خود بر شما دو نفر است، و او نگهبان شماست. و پیامبر به علی دستور داد که برای خود، فاطمه‌ها (زنان خاندان پیامبر) و کسانی از بنی‌هاشم که قصد هجرت با او داشتند، مرکب‌هایی تهیه کند.» 📚امالی شیخ طوسی ج1 ص 466 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖حضرت محسن سلام‌الله‌علیه)3 ✍🏻یکی از شبهاتی که گاه مخالفان مکتب تشیّع درباره وجود مقدّس حضرت محسن
➖حضرت محسن سلام‌الله‌علیه)4 🔺عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: يَا عَلِيُّ إِنَّ لَكَ كَنْزاً فِي الْجَنَّة و قد سمعت بعض المشايخ يذكر أن هذا الكنز هو ولده المحسن ع و هو السقط الذي ألقته فاطمة ع لما ضغطت بين البابين و احتج في ذلك بما 🔸مرحوم شیخ صدوق نقل مي‌کند: «از علی بن ابی‌طالب «علیه‌السلام» روایت شده که رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله» فرمود: ای علی، همانا برای تو گنجی در بهشت است.» و برخی از مشایخ (علما) شنیده شده‌اند که گفته‌اند این گنج، فرزندش محسن «علیه‌السلام»است؛ همان جنینی که فاطمه «سلام‌الله‌علیها» او را از دست داد، هنگامی که میان در و دیوار فشار داده شد. و برای اثبات این نظر، به دلایلی استناد کرده‌اند... 📚معاني الاخبار 206 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖لیلة المبیت)7 ✍🏻سوالی که ذهن انسان را به خود مشغول می‌سازد این است که چرا امیرالمؤمنین علیه‌السلا
لیلة المبیت)8 ✍🏻تمامی منابع تاریخی به‌روشنی گزارش کرده‌اند که مشرکان، هنگامی که در شب هجرت بر بالین امیرالمؤمنین علیه‌السلام رسیدند، در همان آغاز شب اقدام به حمله نکردند؛ بلکه تا طلوع سپیده‌دم صبر پیشه کردند و سپس تصمیم به یورش گرفتند. این پرسش ذهن را به خود مشغول می‌سازد که: چرا آنان از همان ابتدای شب دست به حمله نزدند و تا دمیدن صبح درنگ کردند؟ 🔺أَنَّهُ لَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي خَرَجَ فِيهَا رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الْغَارِ كَانَتْ قُرَيْشٌ اخْتَارَتْ مِنْ كُلِّ بَطْنٍ مِنْهُمْ رَجُلًا لِيَقْتُلُوا مُحَمَّداً ص فَاخْتَارَتْ خَمْسَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ خَمْسَةَ عَشَرَ بَطْناً ..... 🔸قطب الدین راوندی نقل مي‌کند: در شبی که رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به سوی غار خارج شد، قریش از هر قبیله‌ای یک مرد را انتخاب کرد تا محمد (صلى الله عليه وآله) را به قتل برسانند. در مجموع، پانزده مرد از پانزده قبیله انتخاب شدند. در میان آنان، ابولهب از قبیله بنی‌هاشم نیز حضور داشت تا خون پیامبر در میان قبایل قریش پخش شود و بنی‌هاشم نتوانند تنها یک قبیله را مسئول بدانند و در نهایت به پرداخت دیه رضایت دهند؛ به این ترتیب، ده دیه پرداخت می‌شد. پس پیامبر (صلى الله عليه وآله) به یارانش فرمود: «امشب هیچ‌کس از خانه‌اش بیرون نیاید.» هنگامی که پیامبر خوابید، آن گروه به سوی خانه عبدالمطلب رفتند. ابولهب به آنان گفت: «ای قوم! در این خانه زنان و دختران بنی‌هاشم هستند و بیم آن می‌رود که در هنگام هجوم، دستی خطا کند و آسیبی به آنان برسد، و این برای ما تا پایان روزگار در میان عرب ننگ و عار خواهد بود. پس بیایید همگی در کنار در بنشینیم و محمد را در خوابگاهش مراقبت کنیم. وقتی سپیده دم زد، همگی به خانه حمله می‌کنیم و او را با ضربه‌ای واحد می‌کشیم و بیرون می‌رویم. تا زمانی که مردم جمع شوند، صبح روشن شده و ننگ از ما دور می‌شود.» پس آنان در کنار در نشستند و مراقب بودند. 🔺 فنما هذا الخبر من الليل إلى عتبة بن ربيعة بن عبد شمس فلقي منهم قوما فنهاهم عنه و قال إن بني عبد مناف لا تمسك عن دمه و لكن صفدوه‌ في الحديد و احبسوه في دار من دوركم و تربصوا به أن يصيبه من الموت ما أصاب أمثاله من الشعراء و كان عتبة بن ربيعة سيد بني عبد شمس و رئيسهم و هم من بني عبد مناف و بنو عم الرجل و رهطه فأحجم أبو جهل و أصحابه تلك الليلة عن قتله إحجاما ثم تسوروا عليه و هم يظنونه في الدار فلما رأوا إنسانا مسجى بالبرد الأخضر الحضرمي لم يشكوا أنه هو و ائتمروا في قتله 🔸نقیب در جواب سوال ابن‌ابی‌الحدید: وقتی خبر تصمیم قریش برای قتل پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) در شب هجرت به عتبة بن ربیعة بن عبد شمس رسید، او با گروهی از آنان روبرو شد و آنان را از این کار بازداشت. گفت: «بنی عبد مناف از خون او دست نمی‌کشند، اما او را در زنجیر ببندید و در یکی از خانه‌هایتان زندانی کنید و منتظر بمانید تا مرگ طبیعی او فرا رسد، همان‌گونه که برای دیگر شاعران رخ داده است.» عتبة بن ربیعة، رئیس قبیله بنی عبد شمس و از بزرگان بنی عبد مناف بود، و از بستگان پیامبر به شمار می‌رفت. به همین دلیل، ابوجهل و همراهانش آن شب از قتل پیامبر خودداری کردند. سپس به خانه‌ای که گمان می‌کردند پیامبر در آن است، حمله کردند. وقتی فردی را دیدند که در پارچه‌ای سبز رنگ حضرمی پیچیده شده بود، گمان کردند که او پیامبر است و تصمیم به قتلش گرفتند. ابوجهل آنان را تحریک می‌کرد، ولی آنان گاهی قصد می‌کردند و گاهی عقب‌نشینی می‌کردند. سپس برخی گفتند: «او را با سنگ بزنید.» پس شروع به سنگ‌پراکنی کردند. علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) که در بستر پیامبر خوابیده بود، از شدت سنگ‌ها به خود می‌پیچید و ناله‌ای آرام سر می‌داد. آنان همچنان بین اقدام و تردید بودند، تا آن‌که صبح شد و علی (علیه‌السلام) از سنگ‌پراکنی زخمی شده بود، اما خداوند او را از مرگ نجات داد. 👇حرف دل👇 در حین نگارش این مطلب، ذهنم به نکته‌ای درگیر شد: حتی ابوجهل و مشرکان قریش، با تمام قساوت و دشمنی‌شان، تاب تحمل ننگ قتل یک زن را نداشتند و از آن پرهیز کردند. اما آن قاتل، با درجه‌ای از خباثت و جسارت فراتر از ابوجهل و کفار قریش، ننگ شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را بر دامان خود نشاند. از ویژگی‌های اخلاقی دوران جاهلیت آن بود که کشتن زن را عملی ننگین می‌دانستند و مردان عرب از ارتکاب چنین رفتاری پرهیز می‌کردند. با اشاره به این نکته، می‌توان دریافت که عمر بن خطاب نه‌تنها به اصول اخلاقی اسلام پایبند نبود، بلکه حتی از خطوط قرمز اخلاقی جاهلیت نیز عبور کرد😭 منابع: 1: الخرائج ج 1ص143 2: شرح نهج ابن ابی الحدید ج 13 ص 305 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi