علم الحدیث
➖حضرت محسن سلاماللهعلیه)1 ✍🏻وجود حضرت محسن سلاماللهعلیه، فرزند کوچک حضرت فاطمه زهرا سلامالله
➖حضرت محسن سلاماللهعلیه)2
✍🏻ابتدا، افرادی را که در شهادت حضرت محسن علیهالسلام نقش داشتند معرفی میکنیم؛ و در پایان، بررسی خواهیم کرد که اگر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در زمان وقوع این جنایت فجیع حضور داشتند، چه حکمی صادر میفرمودند.
1: قنقذ
🔺و كَانَ سَبَبُ وَفَاتِهَا أَنَّ قُنْفُذاً مَوْلَى عُمَرَ لَكَزَهَا بِنَعْلِ السَّيْفِ بِأَمْرِهِ، فَأَسْقَطَتْ مُحَسِّناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذَلِكَ مَرَضاً شَدِيداً)1
2: عمر
🔺أَنَّ عُمر رفَسَ فَاطِمَة حَتَّى أَسقطتْ محسّناً)2
🔺شهادتها صلوات الله علیها کانت من ضرب عمر الباب على بطنها عند إرادة أمیر المؤمنین لبیعة أبی بکر و ضرب قنفذ غلام عمر، السوط علیها بإذنه و الحکایة مشهورة عند العامة و الخاصة و مفصلة فی کتاب لسلیم بن قیس الهلالی و سقط بالضرب غلام کان اسمه محسن)۳
3: مغیرة بن شعبة
🔺أَخْزى وَ أَنْتَ الَّذِي ضَرَبْتَ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص حَتَّى أَدْمَيْتَهَا وَ أَلْقَتْ مَا فِي بَطْنِهَا اسْتِذْلَالًا مِنْكَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ مُخَالَفَةً مِنْكَ لِأَمْرِهِ وَ انْتِهَاكاً لِحُرْمَتِهِ)۴
✍🏻اگر پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در زمان جسارت در قید حیات بودند؟
🔺و قال في موضع آخر من الكتاب المذكور بعد ذكر قصة هبار بن الأسود و أن رسول الله ص أباح دمه يوم فتح مكة لأنه روع زينب بنت رسول الله ص بالرمح و هي في الهودج و كانت حاملا فرأت دما و طرحت ذا بطنها)۵
🔸مرحوم مجلسی به نقل از ابنابیالحدید:
زمانی که ابنابیالحدید قصه هبار بن الاسود را نقل می کند:
«و در جای دیگری از همان کتاب، پس از ذکر داستان هبار بن اسود، آمده است که پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله در روز فتح مکه خون او را مباح اعلام کرد، زیرا او زینب دختر پیامبر صلیاللهعلیهوآله را در حالی که در هودج بود با نیزه ترساند، و او در آن زمان باردار بود. از شدت ترس خون دید و جنین خود را سقط کرد.»
🔺لو كان حيا لأباح دم من روع فاطمة حتى ألقت ذا بطنها فقلت أروي عنك ما يقوله قوم
إن فاطمة روعت فألقت المحسن
فقال لا تروه عني و لا ترو عني بطلانه فإني متوقف في هذا الموضع لتعارض الأخبار عندي فيه)۶
🔸ابنابیالحدید از استاد خویش «نقیب» سوال کرد:
هنگامی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تنها بهسبب ترسی که هبار نسبت به زینب ایجاد کرد ـ ترسی که منجر به سقط فرزند او شد ـ حکم به قتل هبار صادر فرمود؛
اگر آن حضرت در زمان وقوع جسارتی که منجر به سقط فرزند حضرت زهرا سلاماللهعلیها شد، حضور میداشتند، چه حکمی دربارهی عامل آن صادر میفرمودند؟
نقیب در پاسخ گفت:
این موضوع را نه به اثبات و نه به نفی از من نقل نکن، چرا که در این مسئله توقف کردهام؛ نه رأی مثبت دارم و نه رأی منفی.
🔺أقول ظاهر أن النقيب رحمه الله عمل التقية في إظهار الشك في ذلك من ابن أبي الحديد أو من غيره و إلا فالأمر أوضح من ذلك كما سيأتي في كتاب الفتن)۷
🔸مرحوم مجلسي:
بهنظر میرسد نقیب رحمةاللهعلیه در پاسخ به ابنابیالحدید، از باب تقیه سکوت اختیار کرده باشد؛ این تقیه یا بهخاطر خود ابنابیالحدید بوده، یا بهجهت ملاحظات نسبت به دیگران. وگرنه، پاسخ در اصل روشن و بینیاز از توقف بوده است.
👇نکته👇
ترحّمی که مرحوم علامه مجلسی نسبت به نقیب ابراز میکند، نشان میدهد که از نظر ایشان، نقیب از شیعیان بوده است.
✍🏻: عیسوند
📚منابع:
1: دلائل الامامه۱۳۴
2: لسان الميزان:1/268
3: روضة المتقین ،ج۹،ص۲۷۱
4: الاحتجاج ج1 ص278
5: بحار: ج28ص323
6: ابن ابی الحدید: ج 14 ص 192
7: بحار ج 28 ص 323
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖حضرت محسن سلاماللهعلیه)3
✍🏻یکی از شبهاتی که گاه مخالفان مکتب تشیّع درباره وجود مقدّس حضرت محسن (سلاماللهعلیه) مطرح میکنند، این است که چگونه ممکن است برای فرزندی که هنوز به دنیا نیامده بود، نام «محسن» انتخاب شده باشد؟
در پاسخ باید گفت: یکی از سنتها و مستحبات در فرهنگ اسلامی، انتخاب نام برای فرزند پیش از تولد است
🔺حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : سَمُّوا أَوْلاَدَكُمْ قَبْلَ أَنْ يُولَدُوا فَإِنْ لَمْ تَدْرُوا أَ ذَكَرٌ أَمْ أُنْثَى فَسَمُّوهُمْ بِالْأَسْمَاءِ اَلَّتِي تَكُونُ لِلذَّكَرِ وَ اَلْأُنْثَى فَإِنَّ أَسْقَاطَكُمْ إِذَا لَقُوكُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ لَمْ تُسَمُّوهُمْ يَقُولُ اَلسِّقْطُ لِأَبِيهِ أَلاَّ سَمَّيْتَنِي وَ قَدْ سَمَّى رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُحَسِّناً قَبْلَ أَنْ يُولَدَ .
🔸امير مؤمنان على عليه السّلام فرمودند:
پيش از آنكه فرزندانتان متولّد شوند برايشان اسم بگذاريد. اگر ندانستيد كه پسر است يا دختر، برايش اسمى انتخاب كنيد كه مشترك براى پسران و دختران باشد؛ زيرا فرزندان سقط شدۀ شما در روز قيامت به هنگام ديدار، از شما شكايت مىكنند و مىگويند: «چرا براى ما نام نگذاشتى؟!»
همانا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله پيش از آنكه محسن عليه السّلام متولّد شود برايش نام نهاد.
📚الکافي ج ۶، ص ۱۸
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ليلة المبيت شبی که تاریخ ساز شد.
شعرخوانی سیدحمیدرضابرقعی در وصف فداکاری امیرالمومنین علیهالسلام در شب هجرت پیامبر صلیاللهعلیهوآله.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖لیلة المبیت)6 ✍🏻هنگامی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در بستر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله خوا
➖لیلة المبیت)7
✍🏻سوالی که ذهن انسان را به خود مشغول میسازد این است که چرا امیرالمؤمنین علیهالسلام پیش از شب لیلةالمبیت، همراه پیامبر صلیاللهعلیهوآله از مکه خارج نشد تا خطر جانی از عزیزترین یار پیامبر دور گردد؟
پاسخ این پرسش را میتوان در سه نکته اساسی جستوجو کرد:
1. فریب دادن مشرکان:
هیچکس جز امیرالمؤمنین علیهالسلام نمیتوانست با جانفشانی کامل، این خطر قطعی را بپذیرد و تا صبح در زیر عبای سبز پیامبر باقی بماند تا آن حضرت با امنیت از مکه دور شود.
2. ادای امانتهای اهل مکه:
پیامبر صلیاللهعلیهوآله، پیش از هجرت، امانتهای مردم را به علی علیهالسلام سپرد تا آنها را به صاحبانشان بازگرداند؛ این وظیفه مهم نیازمند حضور ایشان در مکه بود.
3. همراهی با خانواده پیامبر در مسیر هجرت:
حضرت علی علیهالسلام مأمور شد تا پس از انجام مأموریتهای خود، خانواده پیامبر و زنان بنیهاشم را در مسیر هجرت به مدینه همراهی و حمایت کند.
🔺رَفَعَ رَأْسَهُ قَالَ لَهُ: امْضِ لِمَا أُمِرْتَ فِدَاكَ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ سُوَيْدَاءُ قَلْبِي، وَ مُرْنِي بِمَا شِئْتَ أَكُنْ فِيهِ كَمَسَرَّتِكَ، وَ أَقَعُ مِنْهُ بِحَيْثُ مُرَادِكَ، وَ إِنْ تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ.قَالَ: وَ إِنْ أُلْقِيَ عَلَيْكَ شَبَهٌ مِنِّي، أَوْ قَالَ: شَبَهِي، قَالَ: إِنْ- بِمَعْنَى نَعَمْ- قَالَ: فَارْقُدْ عَلَى فِرَاشِي وَ اشْتَمِلْ بِبُرْدِيَ الْحَضْرَمِيِّ، ثُمَّ إِنِّي أُخْبِرُكَ يَا عَلِيُّ أَنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) يَمْتَحِنُ أَوْلِيَاءَهُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِمْ وَ مَنَازِلِهِمْ مِنْ دِينِهِ، فَأَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ الْأَوْصِيَاءُ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ،
🔸«علی (علیهالسلام) سر خود را بلند کرد و گفت: برو به سوی آنچه بدان مأمور شدهای، فدای تو باد گوش و چشم و ژرفای قلبم. هر چه بخواهی به من فرمان بده، آنگونه عمل میکنم که موجب خوشنودی تو باشد، و در آن به گونهای رفتار میکنم که مطابق خواستهات باشد، و توفیق من جز به دست خدا نیست.»
پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمود: اگر شباهتی از من بر تو افکنده شود، یا فرمود: اگر شبیه من شوی، علی گفت: آری.
پیامبر فرمود: پس بر بستر من بخواب و با عبای حضرمی من خود را بپوشان. سپس ای علی، بدان که خداوند بندگان برگزیدهاش را به اندازهٔ ایمان و جایگاهشان در دین امتحان میکند. سختترین بلاها بر پیامبران است، سپس بر اوصیاء، و سپس بر کسانی که در ایمان برترند، به ترتیب.
و ای پسرعمو، خداوند تو را آزموده و مرا نیز در رابطه با تو همانگونه آزموده که خلیلش ابراهیم و فرزند قربانیشدهاش اسماعیل را آزمود. پس صبر کن، صبر کن، که رحمت خدا نزدیک است به نیکوکاران.
سپس پیامبر (صلى الله علیه و آله) او را در آغوش گرفت و از شدت علاقه به او گریست، و علی (علیهالسلام) نیز از اندوه فراق رسول خدا با اشک و بیتابی گریست.»
🔺كَانَتْ قُرَيْشٌ تَدْعُو مُحَمَّداً (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي الْجَاهِلِيَّةِ الْأَمِينَ، وَ كَانَتْ تَسْتَوْدِعُهُ وَ تَسْتَحْفِظُهُ أَمْوَالَهَا وَ أَمْتِعَتَهَا، وَ كَذَلِكَ مَنْ يَقْدَمُ مَكَّةَ مِنَ الْعَرَبِ فِي الْمَوْسِمِ، وَ جَاءَتْهُ النُّبُوَّةُ وَ الرِّسَالَةُ وَ الْأَمْرُ كَذَلِكَ، فَأَمَرَ عَلِيّاً (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنْ يُقِيمَ صَارِخاً يَهْتِفُ بِالْأَبْطَحِ غُدْوَةً وَ عَشِيّاً: أَلَا مَنْ كَانَ لَهُ قِبَلَ مُحَمَّدٍ
🔸«قریش در دوران جاهلیت، محمد (صلى الله علیه و آله) را "امین" مینامیدند، و اموال و وسایل خود را نزد او به امانت میسپردند و از او نگهداری میخواستند؛ همچنین کسانی از عرب که در موسم حج وارد مکه میشدند نیز چنین میکردند.
و هنگامی که نبوت و رسالت به او رسید، همچنان این وضعیت برقرار بود. پس پیامبر (صلى الله علیه و آله) به علی (علیهالسلام) دستور داد که در صبح و شام در منطقهٔ ابطح ندا دهد: آگاه باشید! هر کس نزد محمد امانتی یا ودیعهای دارد، بیاید تا امانتش را به او بازگردانیم.»
🔺فَأَدِّ أَمَانَتِي عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ ظَاهِراً، ثُمَّ إِنِّي مُسْتَخْلِفُكَ عَلَى فَاطِمَةَ ابْنَتِي وَ مُسْتَخْلَفُ رَبِّي عَلَيْكُمَا وَ مُسْتَحْفِظُهُ فِيكُمَا، وَ أَمَرَهُ أَنْ يَبْتَاعَ رَوَاحِلَ لَهُ وَ لِلْفَوَاطِمِ، وَ مَنْ أَزْمَعَ لِلْهِجْرَةِ مَعَهُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ.
🔸سپس من تو را جانشین خود بر فاطمه دخترم قرار میدهم، و خداوند نیز جانشین خود بر شما دو نفر است، و او نگهبان شماست. و پیامبر به علی دستور داد که برای خود، فاطمهها (زنان خاندان پیامبر) و کسانی از بنیهاشم که قصد هجرت با او داشتند، مرکبهایی تهیه کند.»
📚امالی شیخ طوسی ج1 ص 466
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖حضرت محسن سلاماللهعلیه)3 ✍🏻یکی از شبهاتی که گاه مخالفان مکتب تشیّع درباره وجود مقدّس حضرت محسن
➖حضرت محسن سلاماللهعلیه)4
🔺عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: يَا عَلِيُّ إِنَّ لَكَ كَنْزاً فِي الْجَنَّة و قد سمعت بعض المشايخ يذكر أن هذا الكنز هو ولده المحسن ع و هو السقط الذي ألقته فاطمة ع لما ضغطت بين البابين و احتج في ذلك بما
🔸مرحوم شیخ صدوق نقل ميکند:
«از علی بن ابیطالب «علیهالسلام» روایت شده که رسول خدا «صلیاللهعلیهوآله» فرمود: ای علی، همانا برای تو گنجی در بهشت است.»
و برخی از مشایخ (علما) شنیده شدهاند که گفتهاند این گنج، فرزندش محسن «علیهالسلام»است؛ همان جنینی که فاطمه «سلاماللهعلیها» او را از دست داد، هنگامی که میان در و دیوار فشار داده شد. و برای اثبات این نظر، به دلایلی استناد کردهاند...
📚معاني الاخبار 206
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖لیلة المبیت)7 ✍🏻سوالی که ذهن انسان را به خود مشغول میسازد این است که چرا امیرالمؤمنین علیهالسلا
➖لیلة المبیت)8
✍🏻تمامی منابع تاریخی بهروشنی گزارش کردهاند که مشرکان، هنگامی که در شب هجرت بر بالین امیرالمؤمنین علیهالسلام رسیدند، در همان آغاز شب اقدام به حمله نکردند؛ بلکه تا طلوع سپیدهدم صبر پیشه کردند و سپس تصمیم به یورش گرفتند.
این پرسش ذهن را به خود مشغول میسازد که: چرا آنان از همان ابتدای شب دست به حمله نزدند و تا دمیدن صبح درنگ کردند؟
🔺أَنَّهُ لَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي خَرَجَ فِيهَا رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الْغَارِ كَانَتْ قُرَيْشٌ اخْتَارَتْ مِنْ كُلِّ بَطْنٍ مِنْهُمْ رَجُلًا لِيَقْتُلُوا مُحَمَّداً ص فَاخْتَارَتْ خَمْسَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ خَمْسَةَ عَشَرَ بَطْناً .....
🔸قطب الدین راوندی نقل ميکند:
در شبی که رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به سوی غار خارج شد، قریش از هر قبیلهای یک مرد را انتخاب کرد تا محمد (صلى الله عليه وآله) را به قتل برسانند. در مجموع، پانزده مرد از پانزده قبیله انتخاب شدند.
در میان آنان، ابولهب از قبیله بنیهاشم نیز حضور داشت تا خون پیامبر در میان قبایل قریش پخش شود و بنیهاشم نتوانند تنها یک قبیله را مسئول بدانند و در نهایت به پرداخت دیه رضایت دهند؛ به این ترتیب، ده دیه پرداخت میشد.
پس پیامبر (صلى الله عليه وآله) به یارانش فرمود: «امشب هیچکس از خانهاش بیرون نیاید.» هنگامی که پیامبر خوابید، آن گروه به سوی خانه عبدالمطلب رفتند.
ابولهب به آنان گفت: «ای قوم! در این خانه زنان و دختران بنیهاشم هستند و بیم آن میرود که در هنگام هجوم، دستی خطا کند و آسیبی به آنان برسد، و این برای ما تا پایان روزگار در میان عرب ننگ و عار خواهد بود.
پس بیایید همگی در کنار در بنشینیم و محمد را در خوابگاهش مراقبت کنیم. وقتی سپیده دم زد، همگی به خانه حمله میکنیم و او را با ضربهای واحد میکشیم و بیرون میرویم.
تا زمانی که مردم جمع شوند، صبح روشن شده و ننگ از ما دور میشود.» پس آنان در کنار در نشستند و مراقب بودند.
🔺 فنما هذا الخبر من الليل إلى عتبة بن ربيعة بن عبد شمس فلقي منهم قوما فنهاهم عنه و قال إن بني عبد مناف لا تمسك عن دمه و لكن صفدوه في الحديد و احبسوه في دار من دوركم و تربصوا به أن يصيبه من الموت ما أصاب أمثاله من الشعراء و كان عتبة بن ربيعة سيد بني عبد شمس و رئيسهم و هم من بني عبد مناف و بنو عم الرجل و رهطه فأحجم أبو جهل و أصحابه تلك الليلة عن قتله إحجاما ثم تسوروا عليه و هم يظنونه في الدار فلما رأوا إنسانا مسجى بالبرد الأخضر الحضرمي لم يشكوا أنه هو و ائتمروا في قتله
🔸نقیب در جواب سوال ابنابیالحدید:
وقتی خبر تصمیم قریش برای قتل پیامبر (صلىاللهعليهوآله) در شب هجرت به عتبة بن ربیعة بن عبد شمس رسید، او با گروهی از آنان روبرو شد و آنان را از این کار بازداشت.
گفت: «بنی عبد مناف از خون او دست نمیکشند، اما او را در زنجیر ببندید و در یکی از خانههایتان زندانی کنید و منتظر بمانید تا مرگ طبیعی او فرا رسد، همانگونه که برای دیگر شاعران رخ داده است.»
عتبة بن ربیعة، رئیس قبیله بنی عبد شمس و از بزرگان بنی عبد مناف بود، و از بستگان پیامبر به شمار میرفت.
به همین دلیل، ابوجهل و همراهانش آن شب از قتل پیامبر خودداری کردند.
سپس به خانهای که گمان میکردند پیامبر در آن است، حمله کردند.
وقتی فردی را دیدند که در پارچهای سبز رنگ حضرمی پیچیده شده بود، گمان کردند که او پیامبر است و تصمیم به قتلش گرفتند.
ابوجهل آنان را تحریک میکرد، ولی آنان گاهی قصد میکردند و گاهی عقبنشینی میکردند.
سپس برخی گفتند: «او را با سنگ بزنید.» پس شروع به سنگپراکنی کردند. علی بن ابیطالب (علیهالسلام) که در بستر پیامبر خوابیده بود، از شدت سنگها به خود میپیچید و نالهای آرام سر میداد. آنان همچنان بین اقدام و تردید بودند، تا آنکه صبح شد و علی (علیهالسلام) از سنگپراکنی زخمی شده بود، اما خداوند او را از مرگ نجات داد.
👇حرف دل👇
در حین نگارش این مطلب، ذهنم به نکتهای درگیر شد: حتی ابوجهل و مشرکان قریش، با تمام قساوت و دشمنیشان، تاب تحمل ننگ قتل یک زن را نداشتند و از آن پرهیز کردند.
اما آن قاتل، با درجهای از خباثت و جسارت فراتر از ابوجهل و کفار قریش، ننگ شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها را بر دامان خود نشاند.
از ویژگیهای اخلاقی دوران جاهلیت آن بود که کشتن زن را عملی ننگین میدانستند و مردان عرب از ارتکاب چنین رفتاری پرهیز میکردند.
با اشاره به این نکته، میتوان دریافت که عمر بن خطاب نهتنها به اصول اخلاقی اسلام پایبند نبود، بلکه حتی از خطوط قرمز اخلاقی جاهلیت نیز عبور کرد😭
منابع:
1: الخرائج ج 1ص143
2: شرح نهج ابن ابی الحدید ج 13 ص 305
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖حضرت محسن سلاماللهعلیه)4 🔺عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: يَا
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖حضرت محسن سلاماللهعلیه)5
🔺إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُدْعَى مُحَمَّدٌ ص فَيُكْسَى حُلَّةً وَرْدِيَّةً ثُمَّ يُنَادِي مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ مِنْ قِبَلِ رَبِّ الْعِزَّةِ وَ الْأُفُقِ الْأَعْلَى نِعْمَ الْأَبُ أَبُوكَ يَا مُحَمَّدُ وَ هُوَ إِبْرَاهِيمُ وَ نِعْمَ الْأَخُ أَخُوكَ وَ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ نِعْمَ السِّبْطَانِ سِبْطَاكَ وَ هُمَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ نِعْمَ الْجَنِينُ جَنِينُكَ وَ هُوَ مُحَسِّن
🔸امام صادق علیهاسلام فرمودند:
«هنگامی که روز قیامت فرا رسد، محمد «صلیاللهعلیهوآله» فرا خوانده میشود و به او جامهای زیبا پوشانده میشود. سپس منادیای از درون عرش، از جانب پروردگار عزت و از افق اعلی ندا میدهد:
چه نیکو پدری است پدر تو ای محمد، و او ابراهیم است؛
و چه نیکو برادری است برادر تو، و او علی بن ابیطالب «علیهما السلام» است؛
و چه نیکو دو نوادهای هستند نوادگان تو، و آنها حسن و حسیناند «علیهما السلام»؛
و چه نیکو جنینی است جنین تو، و او محسن است.»
📚: تفسیر القمی ج1ص128
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖حضرت نرجس«سلاماللهعلیها» چه زمانی از دنیا رفتند؟
✍🏻در خصوص زمان وفات حضرت نرجس خاتون (سلاماللهعلیها)، مادر امام زمان «عجلاللهتعالیفرجهالشریف»، دو نوع گزارش تاریخی وجود دارد.
برخی منابع حاکی از آناند که ایشان پیش از شهادت امام حسن عسکری (علیهالسلام) از دنیا رفتهاند، در حالی که برخی دیگر، وفات ایشان را پس از آن حضرت ذکر کردهاند.
در این نوشتار، هر دو دسته از گزارشها نقل میشوند.
🔺قَالَ أَبُو عَلِيٍّ فَحَدَّثَتْنِي أَنَّهَا حَضَرَتْ وِلَادَةَ السَّيِّدِ ع وَ أَنَّ اسْمَ أُمِّ السَّيِّدِ صَقِيلُ وَ أَنَّ أَبَا مُحَمَّدٍ ع حَدَّثَهَا بِمَا يَجْرِي عَلَى عِيَالِهِ فَسَأَلَتْهُ أَنْ يَدْعُوَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَهَا أَنْ يُجْعَلَ مَنِيَّتُهَا قَبْلَهُ فَمَاتَتْ فِي حَيَاةِ أَبِي مُحَمَّدٍ ع وَ عَلَى قَبْرِهَا لَوْحٌ مَكْتُوبٌ عَلَيْهِ هَذَا قَبْرُ أُمِّ مُحَمَّدٍ
🔸ابو علی خیزرانی نقل میکند:
که یکی از کنیزانش را به ابومحمد (علیهالسلام) هدیه داده بود. زمانی که جعفر کذاب به خانه حمله کرد، آن کنیز از دست او گریخت و نزد ابومحمد آمد، و ابومحمد با او ازدواج کرد.
ابو علی میگوید: آن کنیز برایم تعریف کرد که در هنگام ولادت سید (علیهالسلام) حضور داشته و نام مادر سید «صقیل» بوده است. همچنین گفت که ابومحمد (علیهالسلام) او را از حوادثی که بر خانوادهاش خواهد گذشت، آگاه کرده بود.
آن زن از حضرت خواست دعا کند که مرگش پیش از حضرت باشد، و چنین شد؛ او در زمان حیات ابومحمد (علیهالسلام) از دنیا رفت.
بر روی قبرش لوحی نصب شده بود که نوشته بود: «این قبر مادر محمد است.»
🔺وَ وَجَدْتُ مُثْبَتاً فِي بَعْضِ الْكُتُبِ الْمُصَنَّفَةِ فِي التَّوَارِيخِ وَ لَمْ أَسْمَعْهُ إِلَّا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبَّادٍ أَنَّهُ قَالَ: مَاتَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع يَوْمَ جُمُعَةٍ مَعَ صَلَاةِ
الْغَدَاةِ وَ كَانَ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ قَدْ كَتَبَ بِيَدِهِ كُتُباً كَثِيرَةً إِلَى الْمَدِينَةِ وَ ذَلِكَ فِي شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ لِثَمَانٍ خَلَوْنَ مِنْهُ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ مِنَ الْهِجْرَةِ وَ لَمْ يَحْضُرْهُ فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ إِلَّا صَقِيلُ الْجَارِيَةُ وَ عَقِيدٌ الْخَادِمُ و
🔸مرحوم شیخ صدوق نقل میکند:
در برخی کتابهای تاریخی چنین آمده است (و من فقط از محمد بن حسین بن عباد شنیدهام) که گفت: ابومحمد حسن بن علی (علیهالسلام) در روز جمعه، هنگام نماز صبح، از دنیا رفت.
در همان شب، با دست خود نامههای زیادی به مدینه نوشت.
این واقعه در هشتم ربیعالاول سال 260 هجری رخ داد.
در آن لحظه فقط صقیل (کنیز) و عقید (خادم) و کسانی که خداوند میدانست، نزد او بودند.
🔺محمد بن علي بن حمزة بن الحسن بن عبيد الله بن العباس بن علي بن أبي طالب عليه السلام أبو عبد الله، ثقة، عين في الحديث، صحيح الاعتقاد، له رواية عن أبي الحسن و أبي محمد عليهما السلام، و اتصال مكاتبة، و في داره حصلت أم صاحب الأمر عليه السلام بعد وفاة الحسن عليه السلام
🔸مرحوم نجاشي نقل میکند:
محمد بن علی بن حمزه بن الحسن بن عبیدالله بن العباس بن علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، معروف به ابو عبدالله، فردی مورد اعتماد، برجسته در علم حدیث، و دارای اعتقادی صحیح بود.
او از امام ابوالحسن (علیهالسلام) و امام ابومحمد (علیهالسلام) روایتهایی نقل کرده و با ایشان مکاتبه داشته است.
پس از وفات امام حسن عسکری (علیهالسلام)، مادر صاحبالامر (علیهالسلام) در خانه او سکونت یافت.
📚منابع:
1: کمال الدین ج 2 ص 31
2: کمال الدین ج 2 ص 472
3: رجال النجاشي: 347
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖امام حسن عسکری علیهالسلام؛ پناه دلهای در بند
🔺إِسْحَاقُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو هَاشِمٍ اَلْجَعْفَرِيُّ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ ضِيقَ اَلْحَبْسِ وَ كَتَلَ اَلْقَيْدِ فَكَتَبَ إِلَيَّ أَنْتَ تُصَلِّي اَلْيَوْمَ اَلظُّهْرَ فِي مَنْزِلِكَ فَأُخْرِجْتُ فِي وَقْتِ اَلظُّهْرِ فَصَلَّيْتُ فِي مَنْزِلِي كَمَا قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ كُنْتُ مُضَيَّقاً فَأَرَدْتُ أَنْ أَطْلُبَ مِنْهُ دَنَانِيرَ فِي اَلْكِتَابِ فَاسْتَحْيَيْتُ فَلَمَّا صِرْتُ إِلَى مَنْزِلِي وَجَّهَ إِلَيَّ بِمِائَةِ دِينَارٍ وَ كَتَبَ إِلَيَّ إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَلاَ تَسْتَحْيِ وَ لاَ تَحْتَشِمْ وَ اُطْلُبْهَا فَإِنَّكَ تَرَى مَا تُحِبُّ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ .
🔸اسحاق گفت: ابوهاشم جعفری برایم نقل کرد که گفت:
به ابومحمد (امام حسن عسکری علیهالسلام) از تنگی زندان و سنگینی زنجیر شکایت کردم.
پس برایم نوشت: «امروز نماز ظهر را در خانهات میخوانی.»
در وقت ظهر آزاد شدم و همانطور که فرموده بود، در خانهام نماز خواندم.
در تنگدستی بودم و میخواستم در نامه از ایشان درخواست دینار کنم، ولی خجالت کشیدم.
وقتی به خانهام رسیدم، صد دینار برایم فرستاد و نوشت:
«اگر نیازی داشتی، خجالت نکش و خود را معذب نکن، آن را بخواه؛
که انشاءالله آنچه را دوست داری خواهی دید.»
📚: الكافي ج1، ص: 508
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖جستوجوی فرزند امام: اضطراب سیاسی پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
🔺حَتَّى تُوُفِّيَ ع فَصَارَتْ سُرَّ مَنْ رَأَى ضَجَّةً وَاحِدَةً وَ بَعَثَ السُّلْطَانُ إِلَى دَارِهِ مَنْ فَتَّشَهَا وَ فَتَّشَ حُجَرَهَا وَ خَتَمَ عَلَى جَمِيعِ مَا فِيهَا وَ طَلَبُوا أَثَرَ وَلَدِهِ وَ جَاءُوا بِنِسَاءٍ يَعْرِفْنَ الْحَمْلَ فَدَخَلْنَ إِلَى جَوَارِيهِ يَنْظُرْنَ إِلَيْهِنَّ فَذَكَرَ بَعْضُهُنَّ أَنَّ هُنَاكَ جَارِيَةً بِهَا حَمْلٌ فَجُعِلَتْ فِي حُجْرَةٍ وَ وُكِّلَ بِهَا نِحْرِيرٌ الْخَادِمُ وَ أَصْحَابُهُ وَ نِسْوَةٌ مَعَهُمْ ثُمَّ أَخَذُوا بَعْدَ ذَلِكَ فِي تَهْيِئَتِهِ وَ عُطِّلَتِ الْأَسْوَاقُ وَ رَكِبَتْ بَنُو هَاشِمٍ وَ الْقُوَّادُ وَ أَبِي وَ سَائِرُ النَّاسِ إِلَى جَنَازَتِهِ فَكَانَتْ سُرَّ مَنْ رَأَى يَوْمَئِذٍ شَبِيهاً بِالْقِيَامَةِ فَلَمَّا فَرَغُوا مِنْ تَهْيِئَتِهِ بَعَثَ السُّلْطَانُ إِلَى أَبِي- عِيسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ فَأَمَرَهُ بِالصَّلَاةِ عَلَيْهِ فَلَمَّا وُضِعَتِ الْجَنَازَةُ لِلصَّلَاةِ عَلَيْهِ دَنَا أَبُو عِيسَى مِنْهُ فَكَشَفَ عَنْ وَجْهِهِ فَعَرَضَهُ عَلَى بَنِي هَاشِمٍ مِنَ الْعَلَوِيَّةِ وَ الْعَبَّاسِيَّةِ وَ الْقُوَّادِ وَ الْكُتَّابِ وَ الْقُضَاةِ وَ الْمُعَدَّلِينَ وَ قَالَ هَذَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضَا مَاتَ حَتْفَ أَنْفِهِ عَلَى فِرَاشِهِ حَضَرَهُ مَنْ حَضَرَهُ مِنْ خَدَمِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ثِقَاتِهِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ مِنَ الْقُضَاةِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ مِنَ الْمُتَطَبِّبِينَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ ثُمَّ غَطَّى وَجْهَهُ وَ أَمَرَ بِحَمْلِهِ فَحُمِلَ مِنْ وَسَطِ دَارِهِ وَ دُفِنَ فِي الْبَيْتِ الَّذِي دُفِنَ فِيهِ أَبُوهُ فَلَمَّا دُفِنَ أَخَذَ السُّلْطَانُ وَ النَّاسُ فِي طَلَبِ وَلَدِهِ وَ كَثُرَ التَّفْتِيشُ فِي الْمَنَازِلِ وَ الدُّورِ وَ تَوَقَّفُوا عَنْ قِسْمَةِ مِيرَاثِهِ وَ لَمْ يَزَلِ الَّذِينَ وُكِّلُوا بِحِفْظِ الْجَارِيَةِ الَّتِي تُوُهِّمَ عَلَيْهَا الْحَمْلُ لَازِمِينَ حَتَّى تَبَيَّنَ بُطْلَانُ الْحَمْلِ فَلَمَّا بَطَلَ الْحَمْلُ عَنْهُنَّ قُسِمَ مِيرَاثُهُ بَيْنَ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ جَعْفَرٍ وَ ادَّعَتْ أُمُّهُ وَصِيَّتَهُ وَ ثَبَتَ ذَلِكَ عِنْدَ الْقَاضِي وَ السُّلْطَانُ عَلَى ذَلِكَ يَطْلُبُ أَثَرَ وَلَدِهِ
🔸مرحوم کلیني نقل ميکند:
پس از آنکه امام حسن عسکری (علیهالسلام) از دنیا رفت، شهر «سرّ من رأى» در غوغایی فراگیر فرو رفت.
سلطان گروهی را به خانه آن حضرت فرستاد تا آن را بازرسی کنند. اتاقها را جستوجو کردند، بر همه چیز مهر و موم زدند و به دنبال نشانهای از فرزند ایشان گشتند.
زنانی را که در شناخت بارداری مهارت داشتند، آوردند تا کنیزان را بررسی کنند.
یکی از آنها گفت که کنیزی وجود دارد که باردار است.
آن کنیز را در اتاقی جداگانه قرار دادند و «نحرير» خادم و همراهانش را مأمور مراقبت از او کردند، و زنانی نیز همراه آنان بودند.
سپس به آمادهسازی پیکر امام پرداختند. بازارها تعطیل شد، بنیهاشم، فرماندهان، پدرم و سایر مردم برای تشییع جنازه حرکت کردند. آن روز، شهر «سرّ من رأى» به قیامت شباهت داشت.
پس از پایان آمادهسازی، سلطان به «ابو عیسی بن متوکل» دستور داد که بر جنازه نماز بخواند.
وقتی جنازه برای نماز آماده شد، ابو عیسی نزدیک آمد، صورت امام را آشکار کرد و آن را به بنیهاشم از علویان و عباسیان، فرماندهان، نویسندگان، قضات و شاهدان نشان داد و گفت: «این حسن بن علی بن محمد بن رضا است که به مرگ طبیعی در بستر خود درگذشت.
فلان و فلان از خادمان و افراد مورد اعتماد امیرالمؤمنین، فلان و فلان از قضات، و فلان و فلان از پزشکان در هنگام وفات او حاضر بودند.»
سپس صورتش را پوشاند و دستور حمل جنازه را داد.
جنازه از وسط خانهاش برده شد و در همان خانهای که پدرش دفن شده بود، دفن گردید.
پس از دفن، سلطان و مردم به جستوجوی فرزند او پرداختند.
بازرسیها در خانهها و منازل شدت گرفت.
تقسیم میراث متوقف شد.
کسانی که مأمور مراقبت از آن کنیز بودند، همچنان مراقب بودند تا اینکه روشن شد بارداریاش نادرست بوده است.
پس از آن، میراث بین مادرش و برادرش جعفر تقسیم شد.
مادرش ادعای وصایت کرد و این ادعا نزد قاضی ثابت شد.
با این حال، سلطان همچنان در پی یافتن نشانهای از فرزند او بود.
📚الکافي: ج1ص505
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖چه کسی بدن پاک و مطهر امام رضاعلیهالسلام را در خراسان تدفین کرد؟ ✍🏻اساس روایات معتبر شیعه، غسل
➖چه کسی بر پیکر پاک و مطهر امام حسن عسکری علیهالسلام نماز گزارد؟
✍🏻بر اساس روایات معتبر شیعه، غسل و تجهیز پیکر مطهر امام معصوم، تنها باید توسط امامی دیگر از اهل بیت علیهمالسلام انجام گیرد. چنانکه در روایت آمده است:
«أن الإمام لا يغسله و لا يدفنه إلا إمام»
(«امام را جز امام غسل نمیدهد و دفن نمیکند)
با توجه به این اصل بنیادین، پرسشی مهم و تأملبرانگیز مطرح میشود:
هنگامی که امام حسن عسکری علیهالسلام به شهادت رسیدند و فرزند ایشان، حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجهالشریف، از دید عموم مردم و دستگاه خلافت عباسی پنهان بودند، چه کسی بر پیکر پاک و مطهر امام حسن عسکری علیهالسلام نماز گزارد؟
🔺ثُمَّ خَرَجَ عَقِيدٌ فَقَالَ يَا سَيِّدِي قَدْ كُفِّنَ أَخُوكَ فَقُمْ وَ صَلِّ عَلَيْهِ فَدَخَلَ جَعْفَرُ بْنُ عَلِيٍّ وَ الشِّيعَةُ مِنْ حَوْلِهِ يَقْدُمُهُمُ السَّمَّانُ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَتِيلُ الْمُعْتَصِمِ الْمَعْرُوفُ بِسَلَمَةَ فَلَمَّا صِرْنَا فِي الدَّارِ إِذَا نَحْنُ بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ عَلَى نَعْشِهِ مُكَفَّناً فَتَقَدَّمَ جَعْفَرُ بْنُ عَلِيٍّ لِيُصَلِّيَ عَلَى أَخِيهِ فَلَمَّا هَمَّ بِالتَّكْبِيرِ خَرَجَ صَبِيٌّ بِوَجْهِهِ سُمْرَةٌ بِشَعْرِهِ قَطَطٌ بِأَسْنَانِهِ تَفْلِيجٌ فَجَبَذَ بِرِدَاءِ جَعْفَرِ بْنِ عَلِيٍّ وَ قَالَ تَأَخَّرْ يَا عَمِّ فَأَنَا أَحَقُّ بِالصَّلَاةِ عَلَى أَبِي فَتَأَخَّرَ جَعْفَرٌ وَ قَدِ ارْبَدَّ وَجْهُهُ وَ اصْفَر فَتَقَدَّمَ الصَّبِيُّ وَ صَلَّى عَلَيْهِ وَ دُفِنَ إِلَى جَانِبِ قَبْرِ أَبِيهِ
🔸سپس «عقید» (خادم امام) بیرون آمد و به جعفر گفت:
«ای سرور من! برادرت کفن شده است، برخیز و بر او نماز بخوان.»
جعفر بن علی وارد شد و گروهی از شیعیان نیز همراه او بودند؛ در میان آنان، عثمان بن سعید عمری و حسن بن علی معروف به «سلمه» که در زمان معتصم به شهادت رسیده بود، حضور داشتند.
وقتی وارد خانه شدیم، دیدیم پیکر امام حسن بن علی علیهماالسلام کفن شده و بر تابوت قرار دارد.
جعفر بن علی جلو آمد تا بر پیکر برادرش نماز بخواند.
اما هنگامی که خواست تکبیر بگوید، ناگهان کودکی با چهرهای گندمگون، موهایی مجعد و دندانهایی با فاصله ظاهر شد.
او ردای جعفر را گرفت و گفت:
«ای عمو! عقب برو، من سزاوارترم که بر پدرم نماز بخوانم.»
جعفر کنار رفت، در حالی که رنگ چهرهاش دگرگون شده و زردی بر آن نشسته بود.
آن کودک پیش آمد، بر پیکر امام نماز گزارد و سپس امام حسن عسکری علیهالسلام در کنار قبر پدرش، امام هادی علیهالسلام، به خاک سپرده شد.
🔺أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِيِّ مِنْ وُلْدِ الْعَبَّاسِ قَالَ: حَضَرْتُ دَارَ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع بِسُرَّ مَنْ رَأَى يَوْمَ تُوُفِّيَ وَ أُخْرِجَتْ جَنَازَتُهُ وَ وُضِعَتْ وَ نَحْنُ تِسْعَةٌ وَ ثَلَاثُونَ رَجُلًا قُعُودٌ نَنْتَظِرُ حَتَّى خَرَجَ إِلَيْنَا غُلَامٌ عُشَارِيٌّ حَافٍ عَلَيْهِ رِدَاءٌ قَدْ تَقَنَّعَ بِهِ. فَلَمَّا أَنْ خَرَجَ قُمْنَا هَيْبَةً لَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ نَعْرِفَهُ فَتَقَدَّمَ وَ قَامَ النَّاسُ فَاصْطَفُّوا خَلْفَهُ فَصَلَّى عَلَيْهِ وَ مَشَى فَدَخَلَ بَيْتاً غَيْرَ الَّذِي خَرَجَ مِنْهُ.
🔸احمد بن عبدالله هاشمی، از نوادگان عباس، نقل میکند:
در روز وفات امام حسن بن علی علیهالسلام در منزل ایشان در شهر «سرّ من رأى» حاضر بودم.
جنازه آن حضرت بیرون آورده شد و در برابر ما قرار گرفت.
ما سیونه نفر بودیم که نشسته و منتظر بودیم تا کسی برای نماز حاضر شود.
ناگهان غلامی نوجوان، با چهرهای پوشیده، پابرهنه و ردایی بر دوش، از خانه بیرون آمد.
با آنکه او را نمیشناختیم، همگی از هیبتش برخاستیم.
او پیش رفت، مردم پشت سرش صف بستند، و بر پیکر امام نماز گزارد.
سپس راه افتاد و وارد خانهای شد که غیر از خانهای بود که از آن بیرون آمده بود.
📚منابع:
1: کمال الدین ج2 ص476
2: الغیبة للطوسي: 259
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi