➖ دلیل گریهها و خندههای بی دلیل نوزادان
🔺 حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ حَدِیدٍ الْمَدَائِنِیُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الطِّفْلِ یَضْحَکُ مِنْ غَیْرِ عَجَبٍ وَ یَبْکِی مِنْ غَیْرِ أَلَمٍ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ مَا مِنْ طِفْلٍ إِلَّا وَ هُوَ یَرَى الْإِمَامَ وَ یُنَاجِیهِ فَبُکَاؤُهُ لِغَیْبَةِ الْإِمَامِ عَنْهُ وَ ضَحِکُهُ إِذَا أَقْبَلَ عَلَیْهِ حَتَّى إِذَا أُطْلِقَ لِسَانُهُ أُغْلِقَ ذَلِکَ الْبَابُ عَنْهُ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالنِّسْیَان».1
🔸مفضل بن عمرنقل میکند:
از امام جعفر صادق (علیهالسلام) درباره کودکی پرسیدم که بیدلیل میخندد و بیدرد گریه میکند.
امام فرمودند:
ای مفضل! هیچ کودکی نیست مگر اینکه امام را میبیند و با او مناجات میکند.
گریهاش بهسبب غیبت امام از اوست، و خندهاش زمانی است که امام به او توجه میکند.
اما هنگامی که زبانش باز میشود، آن در بسته میشود و بر قلبش پرده فراموشی زده میشود.
👇شرح👇
🔺بيان: لا استبعاد في ظاهر الخبر مع صحته، ويحتمل أن يكون المراد برؤية.
الامام ومناجاته توجهه وشمول شفاعته ولطفه ودعائه له، فإن لهم تصرفا في العوالم يقصر العقل عن إدراكه.2
🔸علامه مجلسی رحمةاللهعلیه:
در ظاهر این خبر، با وجود صحت آن، هیچگونه استبعادی نیست؛ و ممکن است منظور از «دیدن امام» همان توجه، مناجات، شمول شفاعت، لطف و دعای او برای فرد باشد. چرا که امامان دارای تصرفاتی در عوالم هستند که عقل انسان از درک آن قاصر است.
📚منابع:
1علل الشرائع، ج 2، ص 584
2:بحار الأنوار ج57 ص381
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖در این دو زمان مواظب کودکان باشیم
🔺عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ إِبْلِيسَ عَلَيْهِ لَعَائِنُ اَللَّهِ يَبُثُّ جُنُودَ اَللَّيْلِ مِنْ حَيْثُ تَغِيبُ اَلشَّمْسُ وَ تَطْلُعُ فَأَكْثِرُوا ذِكْرَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي هَاتَيْنِ اَلسَّاعَتَيْنِ وَ تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ وَ عَوِّذُوا صِغَارَكُمْ فِي تِلْكَ اَلسَّاعَتَيْنِ فَإِنَّهُمَا سَاعَتَا غَفْلَةٍ .
🔸حضرت باقر عليه السلام فرمود:
همانا ابليس - كه لعنتهاى خداوند بر او باد - لشكرهاى شبانۀ خود را از آنجا كه خورشيد غروب كند(غروب آفتاب) و از آنجا كه برآيد (طلوع آفتاب) پراكنده كند
پس در اين دو ساعت(غروب و طلوع آفتاب) بسيار ذكر خدا گوئيد، و از شر ابليس و لشكريانش بخدا پناه بريد(گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)
و 👈خردسالان خود را در اين دو ساعت بخدا بسپاريد زيرا كه اين دو ساعت، ساعتهاى غفلت است (كه مردمان در اين دو ساعت از ياد خدا بيرون روند).
📚الکافي ج۲ ص۵۲۲
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖فلسفه فضیلت دعا و ذکر در صبح و شام...
🔺اعلم أن الآيات المتكاثرة و الأخبار المتواترة تدل على فضل الدعاء و الذكر و لا سيما التهليل في هذين الوقتين، و كثير منها ظاهرها الوجوب، و إن لم يقل به صريحا أحد، و فيه علل كثيرة.
الأولى: شكر النعم التي مضت على الإنسان في اليوم الماضي، أو الليلة الماضية من الصحة و العافية و الأمن من البلايا و التوفيق للطاعة و غير ذلك.
الثانية: أنه يستقبل يوما أو ليلة يمكن نزول البلايا و الطوارق فيه، و يمكن أن يحصل له فيه صنوف الخيرات، و الطاعات و الصحة و السلامة، و أنواع الفوائد الدنيوية و الأخروية، و أضدادها من الذنوب و الخطيئات و البلايا و الآفات، و هاذان الوقتان من أوقات التقديرات كما دلت عليه الروايات، فلا بد له من تمهيد ما يستجلب له الخيرات و يدفع عنه الآفات.
الثالثة: أن في هاذين الوقتين الفراغ للعبادة و الذكر و الدعاء أكثر من سائر الأوقات ففي الصباح لم يشتغل بأعمال اليوم و في السماء قد فرغ منها، و لم يشتغل بعد بأعمال الليل.....
🔶مرحوم علامه مجلسي:
بدان که آیات فراوان و روایات متواتر، دلالت بر فضیلت دعا و ذکر، بهویژه گفتن «لا إله إلا الله» در این دو وقت (صبح و شام) دارند. بسیاری از آنها ظاهرشان بر وجوب دلالت دارد، هرچند کسی بهصراحت چنین نگفته است، و برای این فضیلت علل بسیاری وجود دارد:
1. شکر نعمتها:
برای نعمتهایی که در روز یا شب گذشته به انسان رسیده، مانند سلامتی، امنیت از بلاها، توفیق در عبادت و دیگر نعمتها، شکرگزاری لازم است.
2. استقبال از آینده:
انسان وارد روز یا شبی میشود که ممکن است بلاها و حوادث ناگهانی در آن رخ دهد، یا خیرات و طاعات و سلامت و منافع دنیوی و اخروی نصیبش شود، یا برعکس، گناهان و آفات و بلایا. این دو وقت از زمانهای تقدیرات هستند، پس باید مقدماتی فراهم کند که خیرات را جذب و آفات را دفع کند.
3. فراغت برای عبادت:
در این دو وقت، فراغت برای عبادت و ذکر و دعا بیشتر از سایر اوقات است؛ صبح هنوز مشغول کارهای روز نشده و شب نیز از کارهای روز فارغ شده و هنوز وارد فعالیتهای شب نشده است.
4. ظهور قدرت الهی:
در این دو وقت، قدرت عظیم خداوند در رفتن شب و آمدن روز و بالعکس آشکار میشود، همراه با منافع بزرگ و فواید جسمی که بر کمال حکمت و لطف او نسبت به بندگان دلالت دارد، و این شایسته ستایش تازه و شکر جدید است.
5. تغییرپذیری موجودات:
در این دو وقت، آشکار میشود که همه ممکنات در معرض تغییر، دگرگونی و فنا هستند، و همه تحت اراده پروردگار زمین و آسماناند، در حالی که او باقی است و زوال نمیپذیرد، ترسی بر او نیست و حالاتش دگرگون نمیشود؛ چنانکه حضرت ابراهیم (ع) فرمود: «من غروبکنندگان را دوست ندارم». پس عارفِ به یقین درمییابد که خداوند سزاوار تسبیح، تهلیل، تحمید، تمجید و ستایش دائمی است.
6. همنوایی با تسبیح موجودات:
در این دو ساعت، همه مخلوقات در زمین و آسمان ندا میدهند که آفریدهشده و نیازمند خالقی حکیماند، که از صفات حدوث و امکان و نشانههای ناتوانی و نقص منزه است؛ چنانکه خداوند فرمود: «هیچ چیزی نیست مگر اینکه با ستایش او تسبیح میگوید، ولی شما تسبیح آنها را درک نمیکنید». با گوش یقین باید با آنها همصدا شد، بلکه روح و نفس و جسم و اعضای انسان نیز با زبان حال ندا میدهند، پس باید با زبان مقاله نیز در همه حالات، بهویژه در این دو وقت که ظهور این حقیقت بیشتر است، همصدا شد. این نکته نزدیک به نکته پیشین است.
7. محاسبه نفس:
انسان باید هر روز، بلکه هر ساعت، نفس خود را محاسبه کند پیش از آنکه در قیامت محاسبه شود؛ چنانکه از اهل بیت (ع) نقل شده: «نفس خود را محاسبه کنید پیش از آنکه محاسبه شوید، و آن را بسنجید پیش از آنکه سنجیده شود». بهویژه در این دو وقت که زمان صعود فرشتگان شب و روز است، در وقت شام باید بنگرد که در طول روز چه کرده، در عبادت و طاعت چه کوتاهی کرده، و چه گناهانی مرتکب شده؛ پس از خداوند آمرزش بخواهد، او را ستایش و تمجید کند، تا آنچه از نیکیها از دست رفته جبران شود، و با ذکر و دعا و استغفار، طلب بخشش کند و به سوی پروردگارش که بر رازها و نهانها آگاه است، توبه نماید. نکات فراوانی در این زمینه هست که قابل شمارش نیست، و با آنچه یادآور شدیم، عارف آگاه میتواند به برخی از آنچه ناگفته مانده پی ببرد. و خداوند توفیقدهنده است.
📚مراة العقول: ج12 ص 221
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
انتشار به مناسبت سالروز جنگ جمل فایل پی دی اف کتاب: «نگاهی کوتاه به جنگ جمل» نویسنده: وحید عیسو
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖وقتی شیطان تمام انصار و اعوانخود را بر علیه حق جمع کرد
🔺أَلَا وَ إِنَّ اَلشَّيْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ وَ اِسْتَجْلَبَ خَيْلَهُ وَ رَجِلَهُ وَ إِنَّ مَعِي لَبَصِيرَتِي مَا لَبَّسْتُ عَلَی نَفْسِي وَ لاَ لُبِّسَ عَلَيَّ وَ اَيْمُ اَللَّهِ لَأُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ! لاَ يَصْدُرُونَ عَنْهُ وَ لاَ يَعُودُونَ إِلَيْهِ.
🔸امیرالمومنین علیهالسلام:
آگاه باشید! بیگمان شیطان [همه] سپاهیانش را گرد آورده و سوارهها و پیادههایش را به حرکت درآورده (و بسیج کرده) است. و همانا من با بینش و بصیرتم [همراهم]؛ هرگز بر خودم مشتبه نساختهام و [حق را] بر من مشتبه نساختهاند. به خدا سوگند! برای آنان حوضی [از مرگ] فراهم خواهم کرد که من [خود] آبکش آن هستم! از آن کوچ نخواهند کرد (نجات نخواهند یافت) و به [زندگی دنیا] بازنخواهند گشت.
📚نهج البلاغة ج ۱، ص۵۴
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)21 ✍🏻دومین تدبیر عبیدالله بن زیاد برای سرکوب قیام کوفیان، افزایش پرداختهای بیت
➖عثمانیه در کربلاء)22
✍🏻سومین تدبیر عبیدالله بن زیاد، برای سرکوب خیزش کوفیان، «اعلام بسیج عمومی» بود. بر پایه این فرمان، تمامی مردان شهر کوفه موظف بودند در منطقه نُخَلیه ــ محل استقرار سپاه یزید ــ حضور یابند. تخلف از این دستور، بیدرنگ با مجازات مرگ روبهرو میشد. برای فهم ژرفتر این اقدام و پیامدهای آن، توجه به چند گزارش تاریخی ضروری است.
1:🔺فَلَمْ يَبْقَ بِالْكُوفَةِ مُحْتَلِمٌ إِلَّا خَرَجَ إِلَى الْعَسْكَرِ بِالنَّخِيلَةِ
🔸«دیگر هیچ فرد بالغی در کوفه باقی نماند، مگر آنکه به سوی سپاه در نخیله خارج شد.»
2:🔺فَأَيُّمَا رَجُلٍ وَجَدْنَاهُ بَعْدَ يَوْمِنَا هٰذَا مُتَخَلِّفًا عَنِ الْعَسْكَرِ بَرِئَتْ مِنْهُ الذِّمَّةُ
🔸«ابن زیاد لعین بعد از اتمام حجت و تهدید کوفیان:
پس هر مردی را که بعد از امروز از لشکر عقبمانده بیابیم، از او سلب تعهد و مسئولیت میکنیم.»
3:🔺بَعَثَ ابْنُ زِيادٍ سُوَيْدَ بْنَ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ المُنْقَرِيَّ فِي خَيْلٍ إِلَى الْكُوفَةِ، وَأَمَرَهُ أَنْ يَطُوفَ بِهَا، فَمَنْ وَجَدَهُ قَدْ تَخَلَّفَ أَتَاهُ. فَبَيْنَمَا هُوَ يَطُوفُ فِي أَحْيَاءِ الْكُوفَةِ إِذْ وَجَدَ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ الشَّامِ قَدْ كَانَ قَدِمَ الْكُوفَةَ فِي طَلَبِ مِيرَاثٍ لَهُ، فَأَرْسَلَ بِهِ إِلَى ابْنِ زِيَادٍ، فَأَمَرَ بِهِ، فَضُرِبَتْ عُنُقُهُ. فَلَمَّا رَأَى النَّاسُ ذٰلِكَ خَرَجُوا.
🔸«پس ابن زیاد، سوید بن عبدالرحمن منقری را همراه گروهی سواره به سوی کوفه فرستاد و به او دستور داد که در شهر گردش کند، و هر کس را که از همراهی با سپاه عقبمانده یافت، نزد او بیاورد. در حالی که سوید در محلههای کوفه میگشت، مردی از اهل شام را یافت که برای گرفتن میراث خود به کوفه آمده بود. سوید او را نزد ابن زیاد فرستاد، و ابن زیاد دستور داد گردنش را بزنند. وقتی مردم این را دیدند، همگی بیرون آمدند.»
4: 🔺وَوَجَّهَ أَيْضًا يَزِيدَ بْنَ الْحَارِثِ بْنَ يَزِيدَ بْنِ رُوَيْمٍ فِي أَلْفٍ أَوْ أَقَلَّ.
ثُمَّ إِنَّ ابْنَ زِيَادٍ اسْتَخْلَفَ عَلَى الْكُوفَةِ عَمْرَو بْنَ حُرَيْثٍ، وَأَمَرَ الْقَعْقَاعَ بْنَ سُوَيْدٍ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ بْنِ بُجَيْرٍ الْمُنْقَرِيَّ بِالتَّطْوَافِ بِالْكُوفَةِ فِي خَيْلٍ، فَوَجَدَ رَجُلًا مِنْ هَمْدَانَ قَدْ قَدِمَ يَطْلُبُ مِيرَاثًا لَهُ بِالْكُوفَةِ، فَأَتَى بِهِ ابْنَ زِيَادٍ، فَقَتَلَهُ.
🔸سپس ابن زیاد، عمرو بن حریث را به جای خود در کوفه منصوب کرد، و به قعقاع بن سوید بن عبدالرحمان بن بجیر منقری دستور داد که با گروهی سواره در کوفه گردش کند.
در این گردش، مردی از همدان را یافت که برای طلب میراث خود به کوفه آمده بود.
او را نزد ابن زیاد برد، و ابن زیاد دستور داد که او را بکُشند.»
👇نتیجه👇
اقدام ابن زیاد در اعلام بسیج عمومی و تهدید به مجازات مرگ برای متخلّفان، نشاندهنده سیاستی سختگیرانه و ارعابآمیز بود. قتل یک فرد شامی و دیگری از قبیله همدان—با آنکه مشمول فرمان بسیج نبودند—صرفاً با هدف ایجاد رعب و زهر چشم گرفتن از مردم کوفه صورت گرفت.
📚منابع:
1: انساب الاشراف ج 3 ص 179.
2: انساب الاشراف ج 3 ص178
3: الاخبار الطوال، ص: 255
4: انساب الاشراف ج 3 ص179
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖سخن زشت، رزق را از بین میبرد
🔺قَالَ : مَنْ فَحُشَ عَلَى أَخِيهِ الْمُسْلِمِ نَزَعَ اللَّهُ مِنْهُ بَرَكَةَ رِزْقِهِ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ أَفْسَدَ عَلَيْهِ مَعِيشَتَهُ.
🔸امام معصوم علیه السلام فرمودند:
«هر کس با برادر مسلمان خود به زشتی سخن گوید:
1: خداوند برکت روزیاش را از او میگیرد
2: او را به حال خود وامیگذارد
3: و زندگیاش را تباه میسازد.»
📚الکافي ج 4 ص13
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖در این دو زمان مواظب کودکان باشیم 🔺عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ إِبْلِيس
➖اولین نیکی مَرد به فرزندش
🔺عَنْ اَبِى الْحَسَنِ الاَوَّلِ صلي الله عليه و آلهقالَ: اَوَّلُ ما يَبِرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ اَنْ يُسَمِّيَهُ بِاسْمٍ حَسَنٍ، فَلْيُحْسِنْ اَحَدُكُمْ اسْمَ وَلَدِهِ.1
🔸امام هفتم علیهالسلام فرمود:
نخستين نيكى مرد به فرزندش، انتخـاب نـام نيـكو بـراى اوسـت، پس هركس بايد نام زيبا براى فرزندش انتخاب كند
👇شرح روایت👇
🔺فليحسن بأن تسمية بأسماء الأنبياء و الأئمة عليهم السلام و أسماء العبودية، ثم الأسماء الشريفة تعظيما و مدحا نحو سعيد و صادق، لا ذلا و تحقيرا مثل كلب و غراب، و لكن القول باستحباب التغيير تغييرها بعد الوقوع أيضا.2
🔶مرحوم مجلسی رحمة الله علیه:
«شایسته است که نامگذاری با نامهای پیامبران و امامان علیهمالسلام و نامهایی که نشانه بندگی هستند انجام شود، سپس نامهای شریف بهمنظور بزرگداشت و ستایش مانند "سعید"(خوشبخت)و "صادق" (راستگو) انتخاب گردد، نه نامهایی که نشانه خواری و تحقیرند مانند "کلب" (سگ) و "غراب" (کلاغ). همچنین گفته شده که تغییر چنین نامهایی پس از وقوع نیز مستحب است.»
📚منابع:
1:الکافي ج ۶، ص ۱۸
2 مراه العقول ج ۲۱ص ۳۲
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖نام ائمه علیهمالسلام بهترین نام برای فرزندان
🔺قيلَ لاَِبِى عَبْدِاللّه ِ عليه السلام: جُعِلْتُ فِداكَ اِنَّا نُسَمِّى بِاَسْمائِكُمْ وَ اَسْماءِ آبائِكُمْ فَيَنْفَعُنا ذلِكَ؟ قالَ: اي وَاللّه ِ، وَ هَلِ الدِّينُ اِلاَّ الْحُبُّ؟
🔸به امام صادق (علیهالسلام) گفته شد:
«فدایت شوم، ما خود را به نامهای شما و پدرانتان نامگذاری میکنیم؛ آیا این کار برای ما سودی دارد؟»
فرمودند: «آری، به خدا قسم! مگر دین چیزی جز محبت است؟»
📚: ثواب الاعمال و عقابها 300
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
هدایت شده از علم الحدیث
لینک پیام ناشناس برای نکتهِ نظرات
https://daigo.ir/secret/656118817
➖شباهتهای امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف به انبیاءالهی علیهمالسلام
🔺عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: فِي صَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ أَرْبَعَةُ سُنَنٍ مِنْ أَرْبَعَةِ أَنْبِيَاءَ: سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى، وَ سُنَّةٌ مِنْ عِيسَى، وَ سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ، وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: فَأَمَّا مِنْ مُوسَى: فَخَائِفٌ يَتَرَقَّبُ، وَ أَمَّا مِنْ يُوسُفَ: فَالسِّجْنُ، وَ أَمَّا مِنْ عِيسَى: فَقِيلَ: إِنَّهُ مَاتَ، وَ لَمْ يَمُتْ، وَ أَمَّا مِنْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: فَالسَّيْفُ .
🔸ابی بصیر نقل میکند که از امام باقر علیهالسلام شنیدم که می فرمودند:
در امام زمان علیه السلام چهار سنت و شباهت به چهار نبی الهی علیهم السلام است:
شباهت به حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت یوسف، حصرت محمد علیهم السلام است:
1: اما شباهت به حضرت موسی علیه السلام:
خائف و منتظر است
2: اما شباهت به حضرت یوسف علیه السلام:
در زندان "غیبت" هست
3: اما شباهت به حضرت عیسی علیه السلام:
در مورد وی گفتند فوت کرده است در حالی که زنده است
4: اما شباهت به پیامبر خاتم صلی الله علیه و اله:
در شمشیر(همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله با کفار و مشرکین جنگید، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با کفار و مشرکین میجنگد)
📚:الامامه و التبصره ج۱ ص۹۳
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖شباهتهای امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف به حضرت یوسف علیهالسلام
🔺عَنْ سَدِيرٍ اَلصَّيْرَفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ فِي صَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ شَبَهاً مِنْ يُوسُفَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قُلْتُ لَهُ كَأَنَّكَ تَذْكُرُهُ حَيَاتَهُ أَوْ غَيْبَتَهُ قَالَ فَقَالَ لِي وَ مَا يُنْكَرُ مِنْ ذَلِكَ هَذِهِ اَلْأُمَّةُ أَشْبَاهُ اَلْخَنَازِيرِ إِنَّ إِخْوَةَ يُوسُفَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانُوا أَسْبَاطاً أَوْلاَدَ اَلْأَنْبِيَاءِ تَاجَرُوا يُوسُفَ وَ بَايَعُوهُ وَ خَاطَبُوهُ وَ هُمْ إِخْوَتُهُ وَ هُوَ أَخُوهُمْ فَلَمْ يَعْرِفُوهُ حَتَّى قَالَ «أَنَا يُوسُفُ وَ هٰذٰا أَخِي»  فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ اَلْأُمَّةُ اَلْمَلْعُونَةُ أَنْ يَفْعَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِحُجَّتِهِ فِي وَقْتٍ مِنَ اَلْأَوْقَاتِ كَمَا فَعَلَ بِيُوسُفَ إِنَّ يُوسُفَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانَ إِلَيْهِ مُلْكُ مِصْرَ وَ كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ وَالِدِهِ مَسِيرَةُ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً فَلَوْ أَرَادَ أَنْ يُعْلِمَهُ لَقَدَرَ عَلَى ذَلِكَ لَقَدْ سَارَ يَعْقُوبُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ وُلْدُهُ عِنْدَ اَلْبِشَارَةِ تِسْعَةَ أَيَّامٍ مِنْ بَدْوِهِمْ إِلَى مِصْرَ فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ اَلْأُمَّةُ أَنْ يَفْعَلَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ بِحُجَّتِهِ كَمَا فَعَلَ بِيُوسُفَ أَنْ يَمْشِيَ فِي أَسْوَاقِهِمْ وَ يَطَأَ بُسُطَهُمْ حَتَّى يَأْذَنَ اَللَّهُ فِي ذَلِكَ لَهُ كَمَا أَذِنَ لِيُوسُفَ قَالُوا: «أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قٰالَ أَنَا يُوسُفُ »
🔸سدير صيرفى گويد:
از امام صادق عليه السّلام شنيدم مىفرمود:
به راستى در صاحب الامر شباهتى است از يوسف عليه السّلام،گويد:به آن حضرت عرض كردم:گويا شما زنده و غايب بودن آن حضرت را يادآورى مىكنيد؟
به من فرمود:اين امت كه خوكصفت شدهاند چه چيز را منكرند،به راستى برادران يوسف نوادگان و فرزندان پيامبر بودند، با يوسف معامله بازرگانى كردند و با او خريد و فروش نمودند و با او(در مصر)تجارت كردند و سخن گفتند و برادر او بودند و او برادر آنها بود و با اين همه او را نشناختند تا خود را معرفى كرد پس چرا لعنتشدگان اين امت منكر هستند كه خداى عز و جل با حجت خود در يك وقتى از اوقات چنان كند كه با يوسف كرد(يعنى مدتى او را غايب كرد بطورى كه وقتى برادران او را ديدند نشناختند همانا يوسف پادشاه قدرتمند مصر بود)،و فاصله او با پدرش هيجده روز راه بود،اگر خدا مىخواست كه او را بياگاهاند مىتوانست.
يعقوب و فرزندانش پس از دريافت مژده از يوسف به مدت نه روز خود را به مصر رسانيدند پس اين امت چرا انكار مىكنند كه خداى عز و جل با حجت خود چنان كند كه با يوسف كرد،در بازارهاى آنها رفت و آمد كند و پا روى فرش آنها بگذارد(و او را نشناسند)تا خدا به او اجازه معرفى دهد،چنانچه اجازۀ معرفى به يوسف داد،گفتند:راستى تو يوسف هستى؟فرمود:من يوسفم.
📚: الکافي ج۱ ص۳۳۶
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi