12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖به چه دلیل قبر مادر مخفی است
🔺عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام لِأَيِّ عِلَّةٍ دُفِنَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) بِاللَّيْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا يُصَلِّيَ عَلَيْهَا رِجَالٌ [الرَّجُلانِ].
🔸علي بن ابوحمزه از امام صادق عليه السلام پرسيد:
چرا فاطمه را شب دفن كردند نه روز؟
امام علیهالسلام فرمودند: فاطمه سلاماللهعليها وصيت كرده بود تا در شب وى را دفن كنند تا ابوبكر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند.
📚: علل الشرائع، ج1، ص185
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖مناظره جالب شیخ بهائی در مورد غصب حضرت زهرا سلاماللهعلیها بر آن دو نفر
🔺قال: كنت فى الشّام مظهرا انّى على مذهب الشّافعى، فقال لى يوما أفضل فضلائهم؛ يا فلان تحصل عند الشّيعة حجّة يعتمد عليها فقال له حججهم كثيرة، فطلب منّي أن احكى له شيئا منها فقلت له: يقولون انّ البخارى روى فى صحيحه عن النّبى صلّى اللّه عليه و اله و سلّم انّه قال: فاطمة بضعة منّى فمن أذاها فقد اذانى و من أغضبها فقد أغضبنى ثمّ روى بعد هذا بأربع ورقات انّها خرجت من الدّنيا و هى غاضبة عليهما يعنى على الشّيخين- فما ندرى كيف الجواب؟! فاطرق مليّا و قال: هذا كذب على البخارىّ أنا أراجعه الليلة فغدوت عليها من الصّباح، فلما رآنى ضحك، ثمّ قال أما قلت لك أنّ الرّافضة تكذب، راجعت صحيح البخارىّ البارحة فرأيت بين الحديثين أزيد من خمس ورقات[!!]، و كان يتبجبج بهذا الجواب
🔸صاحب روضات الجنان نقل میکند:
مرحوم شیخ بهائی در یکی از سفرهای خود، با یکی از علمای اهل تسنّن ملاقات نمود، و خود را در مقابل او، در ظاهر شافعی وانمود کرد.
آن دانشمند اهل_سنت که از علمای شافعی بود، وقتی که دانست شیخ بهائی، شافعی است، و از مرکز تشیع (ایران) آمده، به او گفت: «آیا شیعه برای اثبات مطلوب و ادّعای خود، شاهد و دلیل دارد؟».
شیخ بهائی گفت: من گاهی در ایران با آنها روبرو شدهام، میبینم آنها برای ادّعای خود شواهد بسیاری دارند.
دانشمند شافعی گفت: اگر ممکن است یکی از آنها را نقل کنید.
شیخ بهائی گفت: مثلاً میگویند در صحیح بخاری (که از کتب معتبر اهلسنّت است) آمده، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«فاطِمَهُ بَضْعَه مِنِّی مَنْ آذاها فَقَد آذانِی وَ مَنْ اَغْضَبَها فَقَدْ اَغْضَبَنِی»
«فاطمه ـ سلامالله علیها ـ پاره تن من است، کسی که او را آزار دهد، مرا آزار داده و کسی که او را خشمگین نماید مرا خشمگین نموده است.»
و در چهار ورق دیگر در همان کتاب است «وَ خَرَجَتْ فاطِمَهُ مِنَ الدُّنْیا وَ هِی غاضِبَه عَلَیهِما «و فاطمه وفات کرد در حالی که نسبت به ابوبکر و عمر، خشمگین بود.»[
جمع این دو روایت و پاسخ به این سؤال طبق مبنای اهلسنّت چگونه است؟
دانشمند شافعی در فکر فرو رفت (که با توجّه به این دو روایت، نتیجه این است که آن دو نفر (عمر و ابوبکر)، عادل نبودند پس لیاقت رهبری و خلافت امت را ندارند). پس از ساعتی تأمّل گفت: گاهی شیعیان دروغ میگویند، ممکن است این هم از دروغهای آنها باشد، به من مهلت بده امشب به کتاب «صحیح بخاری» مراجعه کنم، و صدق و کذب دو روایت فوق را دریابم، و در صورت صدق، پاسخی برای سؤال فوق پیدا کنم.
شیخ بهاء میگوید: فردای آن روز، آن دانشمند شافعی را دیدم، از او سؤال کردم که مطالعه و بررسی تو به کجا رسید؟
او گفت همانگونه که گفتم؛ شیعیان دروغ میگویند، زیرا من صحیح بخاری را دیدم، هر دو روایت فوق در آن مذکور است، ولی بین نقل این دو روایت، بیش از پنج ورق فاصله است، در حالی که شیعه میگفت چهار ورق فاصله است!!
📚: روضات الجنان: ج 7 ص71
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖بیهوش شدن حضرت زهرا سلاماللهعلیها وسط اذان بلال حبشی
🔺وَ رُوِيَ: «أَنَّهُ لَمَّا قُبِضَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِمْتَنَعَ بِلاَلٌ مِنَ اَلْأَذَانِ وَ قَالَ لاَ أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ إِنَّ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ قَالَتْ ذَاتَ يَوْمٍ «إِنِّي أَشْتَهِي أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَ مُؤَذِّنِ أَبِي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِالْأَذَانِ» فَبَلَغَ ذَلِكَ بِلاَلاً فَأَخَذَ فِي اَلْأَذَانِ فَلَمَّا قَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ اَللَّهُ أَكْبَرُ ذَكَرَتْ أَبَاهَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ وَ أَيَّامَهُ فَلَمْ تَتَمَالَكْ مِنَ اَلْبُكَاءِ فَلَمَّا بَلَغَ إِلَى قَوْلِهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ شَهَقَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ شَهْقَةً وَ سَقَطَتْ لِوَجْهِهَا وَ غُشِيَ عَلَيْهَا فَقَالَ اَلنَّاسُ لِبِلاَلٍ أَمْسِكْ يَا بِلاَلُ فَقَدْ فَارَقَتِ اِبْنَةُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلدُّنْيَا وَ ظَنُّوا أَنَّهَا قَدْ مَاتَتْ فَقَطَعَ أَذَانَهُ وَ لَمْ يُتِمَّهُ فَأَفَاقَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ وَ سَأَلَتْهُ أَنْ يُتِمَّ اَلْأَذَانَ فَلَمْ يَفْعَلْ وَ قَالَ لَهَا يَا سَيِّدَةَ اَلنِّسْوَانِ إِنِّي أَخْشَى عَلَيْكِ مِمَّا تُنْزِلِينَهُ بِنَفْسِكِ إِذَا سَمِعْتِ صَوْتِي بِالْأَذَانِ فَأَعْفَتْهُ عَنْ ذَلِكَ» .
🔸و روايت كردهاند كه:
وقتى رسول خدا صلّىاللّٰهعليهوآله از دنيا رفت، بلال از گفتن أذان امتناع ورزيد و گفت: پس از رسول خدا صلّىاللّٰهعليهوآله ديگر براى هيچ كس أذان نخواهم گفت
روزى حضرت فاطمه سلاماللّٰهعليها گفت: من ميل كردهام كه صداى أذان مؤذن پدرم را بشنوم، و اين خبر را به بلال رسانيدند
و او شروع كرد به أذان گفتن، هنگامى كه گفت:«اللّٰه أكبر، اللّٰه أكبر» حضرت زهرا سلاماللّٰهعليها بياد پدرش و روزگار زندگى او افتاد و نتوانست از گريه خويشتندارى كند
و چون به نام آن حضرت رسيد و گفت:«أشهد أنّ محمّدا رسول اللّٰه» حضرت فاطمه سلام اللّٰه عليها فريادى بلند از گلو بر آورد و بيهوش شد و به رو بر زمين افتاد
مردمان فرياد كردند و گفتند: اى بلال از أذان دست بردار كه دخت رسول خدا صلّىاللّٰهعليهوآله از دنيا رفت، و گمان كردند كه او مرده است، و بلال أذان را متوقّف ساخت و آن را ناتمام گذاشت، پس از مدّتى حضرت فاطمه سلاماللّٰهعليها بههوش آمد و از بلال خواست كه أذانش را تمام كند، ولى او اين كار را انجام نداد، و به آن حضرت گفت: اى سرور و بانوى زنان عالم من ميترسم كه چون أذان مرا بشنوى روح از تنت بيرون رود (يا از آنچه بر سر خود مىآورى بيم دارم) پس آن حضرت بلال را از تمام كردن أذان معاف نمود.
📚 من لا يحضره الفقيه ج ۱، ص ۲۹۷
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖مبارزه خاص بلال حبشی با دشمنان امیرالمومنین علیهالسلام
✍🏻پس از غصب خلافت، هر یک از یاران امیرالمؤمنین علیهالسلام شیوهای خاص برای مقابله با سران کفر و دفاع از حقانیت ولایت در پیش گرفتند؛ بیتردید این روشها با اجازه و تأیید حضرت امیر علیهالسلام صورت میگرفت.
بلال حبشی، مؤذن ویژه پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله، از جمله این یاران وفادار بود. اذانگویی او پس از شهادت پیامبر، بهنوعی تأیید مشروعیت حاکم وقت تلقی میشد.
از همین رو، بلال با امتناع از گفتن اذان پس از پیامبر، شیوهای خاص و مؤثر در مبارزه با غاصبان خلافت را برگزید.
🔺وَ رَوَى أَبُو بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ بِلَالًا كَانَ عَبْدا
صَالِحاً فَقَالَ لَا أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَتُرِكَ يَوْمَئِذٍ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ.
🔸«ابو بصیر از یکی از دو امام (امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام) نقل کرده که فرمود:
بلال، بندهای صالح بود. او گفت: پس از رسول خدا صلیالله علیه و آله، برای هیچکس اذان نخواهم گفت. و در همان روز، جمله "حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ" از اذان حذف شد.»
👇🏻توضیح👇🏻
🔺و كان وجه ترك بلال الأذان ترك هذه الكلمة، لأن عمر كان يبالغ في تركه لمصلحة الجهاد، حتى إنه روى العامة أنه كان يباحث مع رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم في تركها، و يجاب بأنها من وحي الله و ليس مني و بيدي، حتى قال: ثلاث كن في عهد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، و أنا أحرمهن و أعاقب عليهن متعة النساء، و متعة الحج، و قول حي على خير العمل رواه العامة في صحاحهم و هذا الخبر كاف في كفره و كفر من يقول بإسلامه مع القول بصحته عنه و حكاية بلال مشهورة في كتبهم.
🔸مرحوم علامه مجلسی پدر:
«و علت ترک اذانگویی بلال، ترک همین جمله (یعنی "حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ") بود؛ زیرا عمر در ترک این جمله به بهانه مصلحت جهاد بسیار پافشاری میکرد. حتی در منابع اهل سنت آمده که او با پیامبر خدا صلیالله علیه و آله درباره حذف این جمله بحث میکرد، و پاسخ میشنید که این جمله از جانب خداوند وحی شده و از جانب من (پیامبر) نیست و در اختیار من نمیباشد.
تا آنجا که عمر گفت: «سه چیز در زمان پیامبر خدا صلیالله علیه و آله وجود داشت که من آنها را حرام میکنم و بر انجامشان مجازات مینمایم: متعه زنان، متعه حج، و گفتن "حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ" در اذان.» این سخن را اهل سنت در کتابهای معتبر خود (صحاح) نقل کردهاند.
و همین روایت برای اثبات کفر او کافی است
📚منابع:
1: الفقیه ج 1 ص 283
2: روضة المتقین ج 2 ص 228
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چگونی و دلیل حذف «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» از اذان
🔺قال: ثلاث كن على عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم أنا أنهى عنهن و أحرمهن، و هي متعة النساء، و متعة الحج، و حي على خير العمل.)1
🔸عمر بن الخطاب گفت:
سه چیز در زمان پیامبر صلی الله علیه و اله بود که من از آنان نهی کردم و حرام اعلام کردم:
1. ازدواج متعه
2. متعه حج
3. حذف حی علی خیر العمل از اذان
🔺إنّ المؤذّن جاء إلى عمر بن الخطّاب يؤذنه لصلاة الصبح ، فوجده نائما ، فقال : «الصلاة خير من النوم» ، فأمره عمر أن يجعلها فى نداء الصبح)2
🔸ابن مالک نقل میکند:
وقتی مؤذن نزد عمر بن خطاب آمد تا او را برای نماز صبح آگاه کند، دید که او خوابیده است. پس گفت: «الصلاة خير من النوم» یعني «نماز بهتر از خواب است». عمر دستور داد که این جمله را در اذان صبح قرار دهند.
👇🏻دلیل این حذف👇🏻
🔺عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَ تَدْرِي مَا تَفْسِيرُ حَيَ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ قُلْتُ لَا قَالَ دَعَاكَ إِلَى الْبِرِّ أَ تَدْرِي بِرَّ مَنْ قُلْتُ لَا قَالَ دَعَاكَ إِلَى بِرِّ فَاطِمَةَ وَ وُلْدِهَا ع.
🔸محمّد بن مروان گويد: امام باقر عليه السلام فرمود:
آيا مى دانى تفسير «حىّ على خير العمل» چيست؟
عرض كردم خير. فرمود: تو را دعوت مىكند به نيكى، آيا ميدانى نيكى كردن به چه كسى؟
گفتم: نه.
فرمود: تو را مىخواند به نيكى كردن به حضرت فاطمه و فرزندانش عليهم السلام.
👇🏻نتیجه👇🏻
آیا انگیزهٔ اصلی برای حذف عبارت «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» صرفاً اقدام عمر بن خطاب بود که برخی آن را ناشی از دلسوزی و اجتهاد شخصی تلقی کردهاند؟
یا آنکه هدفی فراتر در کار بوده است؛ یعنی تلاشی برای حذف هر نشانهای که دلالت بر محبت و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام دارد، تا در آینده هیچ پرسشی دربارهٔ معنای «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» و ارتباط آن با فضائل اهلبیت در ذهنها باقی نماند؟
نه اقدام عمر بن خطاب در حذف آن، فعلی ساده و بدون پشتوانه بود، و نه انصراف بلال از اذانگویی، عملی ساده و بیپشتوانه بود.
بنابراین، انصراف بلال از گفتن اذان، مبارزهای با بدعتِ حذف فضائل اهلبیت علیهمالسلام بود.
📚منابع
1:شرح المقاصد التفتازاني،ج5ص283
2: الموطا ج1ص۷۲
3: معاني الأخبارص: 42
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖چگونی و دلیل حذف «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» از اذان 🔺قال: ثلاث كن على عهد رسول اللّه صلى اللّ
➖دلیل حذف حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ از اذان
🔺مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ (ع) عَنْ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ لِمَ تُرِكَتْ مِنَ الْأَذَانِ فَقَالَ تُرِيدُ الْعِلَّةَ الظَّاهِرَةَ أَوِ الْبَاطِنَةَ قُلْتُ أُرِيدُهُمَا جَمِيعاً فَقَالَ أَمَّا الْعِلَّةُ الظَّاهِرَةُ فَلِئَلَّا يَدَعَ النَّاسُ الْجِهَادَ اتِّكَالًا عَلَى الصَّلَاةِ وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَإِنَّ خَيْرَ الْعَمَلِ الْوَلَايَةُ فَأَرَادَ مَنْ أَمَرَ بِتَرْكِ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ مِنَ الْأَذَانِ أَلَّا يَقَعَ حثا [حَثٌّ عَلَيْهَا وَ دعا [دُعَاءٌ إِلَيْهَا
🔸 ابن ابی عمیر نقل میکند:
از امام کاظم علیهالسلام سوال کردم: چرا عامه عبارت "حَيَّ عَلَى خَيرِ العَمَل" را از اذان حذف کردند⁉️
حضرت فرمودند:
«علّت ظاهری آن را میخواهی یا علّت باطنی را؟!»
عرض کردم: هر دو را میخواهم.
حضرت فرمودند:
«اما علّت ظاهری این بود که مردم با تکیه و تأکید بر نماز، جهاد را ترک نکنند! و اما علّت باطنی آن این بود که همانا منظور از "خَيرَ العَمَل" (بهترین عمل)، ولایت است؛ پس آن کس (عمر بن خطاب) که به ترک "حَيَّ عَلَى خَيرِ العَمَل" از اذان دستور داد، قصد داشت که ترغیب و دعوت به ولایت انجام نشود!»
📚 علل الشرائع ، ج۲، ص۳۶۸
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖ پاسخ به یک شبهه
✍🏻با فرارسیدن ایام فاطمیه، جریانهای وهابی بهصورت سازمانیافته اقدام به پمپاژ شبهات میکنند. یکی از شبهاتی که هر ساله برجسته میشود، چنین است:
👈 «اگر شجاعت و غیرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) زبانزد خاص و عام بوده، چگونه ممکن است در برابر جسارت و هتک حرمت به همسرشان سکوت کرده و واکنشی نشان نداده باشند؟»
برای پاسخ به این شبهه، سه دلیل اساسی برای سکوت حضرت علی (علیهالسلام) وجود دارد:
🔻 **دلیل اول:
وصیت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)**
🔻 **دلیل دوم:
نبود یاران و همراهان وفادار**
🔻 **دلیل سوم:
انحراف از اسلام واقعی**
👈 انشاءالله در ادامه، هر یک از این دلایل را بهتفصیل بررسی خواهیم کرد.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آیا امیرالمومنین «علیهالسلام» قصد اقدام نظامی بر علیه غاصبان خلافت را داشتند؟
✍️ امیرالمؤمنین علیهالسلام هیچگاه در برابر غصب خلافت سکوت نکردند؛ تا جاییکه در ابتدا قصد اقدام نظامی نیز داشتند.
👈 در بحث بیعت با امیرالمؤمنین علیهالسلام، اصطلاحی به نام «حَلْقِ الرَّأْس» یا «مُحَلِّقین» وجود دارد.
«حَلْقِ الرَّأْس» به معنای تراشیدن موی سر است و «مُحَلِّقین» نیز به کسانی گفته میشود که موی سر خود را تراشیدهاند.
🔺عنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیهالسلام) قَالَ: جَاءَ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ وَ غَيْرُهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ إِلَى عَلِيٍّ (علیه السلام) فَقَالُوا لَهُ: أَنْتَ وَ اللَّهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ أَحَقُّ النَّاسِ وَ أَوْلَاهُمْ بِالنَّبِيِّ (علیهمالسلام) هَلُمَّ يَدَكَ نُبَايِعْكَ فَوَ اللَّهِ لَنَمُوتَنَّ قُدَّامَكَ! فَقَالَ عَلِيٌّ (علیهالسلام): إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ فَاغْدُوا غَداً عَلَيَّ مُحَلِّقِينَ! فَحَلَقَ عَلِيٌّ (علیه السلام) وَ حَلَقَ سَلْمَانُ وَ حَلَقَ مِقْدَادُ وَ حَلَقَ أَبُو ذَرٍّ وَ لَمْ يَحْلِقْ غَيْرُهُمْ ثُمَّ انْصَرَفُوا فَجَاءُوا مَرَّةً أُخْرَى بَعْدَ ذَلِكَ، فَقَالُوا لَهُ أَنْتَ وَ اللَّهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْتَ أَحَقُّ النَّاسِ وَ أَوْلَاهُمْ بِالنَّبِيِّ (علیه السلام) هَلُمَّ يَدَكَ نُبَايِعْكَ وَ حَلَفُوا! فَقَالَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ فَاغْدُوا عَلَيَّ مُحَلِّقِينَ! فَمَا حَلَقَ إِلَّا هَؤُلَاءِ الثَّلَاثَةَ. قُلْتُ: فَمَا كَانَ فِيهِمْ عَمَّارٌ فَقَالَ: لَا. قُلْتُ: فَعَمَّارٌ مِنْ أَهْلِ الرَّدَّةِ فَقَالَ: إِنَّ عَمَّاراً قَدْ قَاتَلَ مَعَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ بَعْدُ.
🔸وهیب بن حفص، از ابیبصیر، از امام باقر (علیهالسلام) نقل شده است:
مهاجران، انصار و گروهی دیگر پس از آن نزد امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) آمدند و گفتند:
«به خدا سوگند، تو امیر مؤمنان هستی و به خدا سوگند، تو از همه مردم به پیامبر (علیهمالسلام) سزاوارتر و شایستهتری. دستت را بده تا با تو بیعت کنیم؛ به خدا قسم، در راه تو جان خواهیم داد!»
حضرت علی (علیهالسلام) فرمودند:
«اگر راست میگویید، فردا صبح با سرهای تراشیده نزد من بیایید!»
پس علی (علیهالسلام)، سلمان، مقداد و ابوذر سرهای خود را تراشیدند و جز آنان کسی این کار را نکرد. سپس آن گروه پراکنده شدند.
بار دیگر نزد حضرت آمدند و گفتند:
«به خدا سوگند، تو امیر مؤمنان هستی و سزاوارترین فرد به پیامبر (علیهالسلام). دستت را بده تا با تو بیعت کنیم!» و سوگند خوردند.
حضرت فرمودند:
«اگر راست میگویید، با سرهای تراشیده نزد من بیایید!»
اما جز همان سه نفر، کسی سر خود را نتراشید.
📚:اختیار الرجال: ص۸ ح 18
👇🏻نتیجه👇🏻
در این روایت بهروشنی آشکار است که امیرالمؤمنین علیهالسلام قصد اقدام نظامی داشتند، اما شرایط لازم برای چنین اقدامی فراهم نبود؛ ازاینرو، دست به قبضه شمشیر نبردند.
👈 غاصبان خلافت نیز جز با زور و اقدام نظامی حاضر به بازگرداندن حق نبودند.
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖ پاسخ به یک شبهه ✍🏻با فرارسیدن ایام فاطمیه، جریانهای وهابی بهصورت سازمانیافته اقدام به پمپاژ ش
➖چرا امیرالمومنین علیهالسلام اقدامنظامی نکردند)1
✍🏻یکی از دلایل خودداری امیرالمؤمنین علیهالسلام از قیام مسلحانه در برابر غاصبان خلافت، توصیهای بود که از سوی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به صبر و بردباری دریافت کرده بودند. در این زمینه، توجه به چند روایت شریف، روشنگر حقیقت است:
🔺«يَا عَلِيُّ إِنَ قُرَيْشاً سَتَظَاهَرُ عَلَيْكَ وَ تَجْتَمِعُ كَلِمَتُهُمْ عَلَى ظُلْمِكَ وَ قَهْرِكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً فَجَاهِدْهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَكُفَّ يَدَكَ وَ احْقِنْ دَمَك»)1
🔸ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که در وصیتی به امیرالمؤمنین فرمود:
ای علی! همانا قریش بعد از من بر ضد تو خواهند شد و همگی آنها بر ظلم کردن و چیره شدن بر تو اجتماع خواهند نمود، اگر یاوری داشتی با آنها نبرد کن و اگر یاوری نیافتی، دست نگه دار و خونت را حفظ کن.
🔺«يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ الْأُمَّةَ سَتَغْدِرُ بِكَ وَ تَنْقُضُ عَهْدِي ... فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا تَعْهَدُ إِلَيَّ إِذَا كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ فَقَالَ إِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً فَبَادِرْ إِلَيْهِمْ وَ جَاهِدْهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَكُفَّ يَدَكَ وَ احْقِنْ دَمَكَ حَتَّى تَلْحَقَ بِي مَظْلُوماً)2
🔸ای اباالحسن! همانا این امت بر ضد تو رفتار خواهند نمود و عهد مرا خواهند شکست... من گفتم: ای رسول خدا، وظیفه من در چنین شرایطی چیست؟ فرمود: اگر یاوری یافتی بر ضد آنها قیام کن و مبارزه کن و اگر یاوری پیدا نکردی دست نگه دار و خون خود را حفظ کن تا در حالی که مظلوم هستی بر من ملحق شوی.
🔺 أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ سَأَلْتُ أَبِي فَقُلْتُ لَهُ مَا كَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ ص قَالَ دَخَلَ عَلَيْهِ النِّسَاءُ يَبْكِينَ وَ ارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَ ضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ قَالَ عَلِيٌّ ع فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ نُودِيَ أَيْنَ عَلِيٌّ فَأَقْبَلْتُ حَتَّى دَخَلْتُ إِلَيْهِ فَانْكَبَبْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ لِي يَا أَخِي فَهَّمَكَ اللَّهُ وَ سَدَّدَكَ وَ وَفَّقَكَ وَ أَرْشَدَكَ وَ أَعَانَكَ وَ غَفَرَ ذَنْبَكَ وَ رَفَعَ ذِكْرَكَ ثُمَّ قَالَ يَا أَخِي إِنَّ الْقَوْمَ سَيَشْغَلُهُمْ عَنِّي مَا يُرِيدُونَ مِنْ عَرَضِ الدُّنْيَا وَ هُمْ عَلَيْهِ قَادِرُونَ فَلَا يَشْغَلُكَ عَنِّي مَا شَغَلَهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِي الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ عَلَماً وَ إِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ وَ نَادٍ سَحِيقٍ وَ إِنَّمَا أَنْتَ الْعَلَمُ عَلَمُ الْهُدَى وَ نُورُ الدِّينِ وَ هُوَ نُورُ اللَّهِ يَا أَخِي وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْهِمْ بِالْوَعِيدِ وَ لَقَدْ أَخْبَرْتُ رَجُلًا رَجُلًا بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَ أَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ فَكُلٌّ أَجَابَ إِلَيْكَ وَ سَلَّمَ الْأَمْرَ إِلَيْكَ وَ إِنِّي لَأَعْرِفُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَ فَرَغْتَ مِنْ جَمِيعِ مَا وَصَّيْتُكَ بِهِ وَ غَيَّبْتَنِي فِي قَبْرِي فَالْزَمْ بَيْتَكَ وَ اجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِيفِهِ وَ الْفَرَائِضَ وَ الْأَحْكَامَ عَلَى تَنْزِيلِهِ ثُمَّ امْضِ ذَلِكَ عَلَى عَزَائِمِهِ وَ عَلَى مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَ👈 عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا يَنْزِلُ بِكَ مِنْهُمْ حَتَّى تَقْدَمَ عَلَي
🔸امام کاظم علیهالسلام می فرماید:
از پدرم امام صادق علیهالسلام سوال کردم :
پس از به هوش آمدن رسول خدا صلیاللهعلیهواله چه اتفاقی افتاد؟ زنها داخل شدند و شروع به گریه کردند مهاجرین و انصار جمع شدند و اظهار غم و اندوه میکردند امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند ناآگاه من را صدا زدند، وارد شدم و خودم را روی بدن پیامبر صلیاللهعلیه وآله انداختم، پیامبر صلیاللهعلیهواله فرمودن: برادرم این مردم مرا رها خواهند کرد و به دنیای خودشان مشغول خواهند شد ولی تو را از رسیدگی به من باز ندارد، مثل تو در بین این امت مثل کعبه است که خدا آنرا نشانه قرار داده است تا از راههای دور نزد آن بیایند..... پس چون من از دنیا رفتم و از آنچه به تو وصیت کردم فارغ شدی و بدنم را در قبر گذاشتی، در خانهات بشین و قرآن را آنگونه دستور دادهام، بر اساس واجبات و احکام و ترتیب نزول جمع آوری کن، 👈تو را به صبر در برابر آنچه از این گروه به تو و فاطمه سلام الله علیها خواهد رسید سفارش میکنم صبر کن تا بر من وارد شوی
📚:منابع:
1:الغیبه شیخ طوسی، ص 193
2:احتجاج طبرسی، ج1، ص 190
3: طرف من الأنباء و المناقب ج ۱، ص ۱۶۱
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖خروش حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» در دفاع از ولایت
🔺رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ:
«لَمَّا اسْتُخْرِجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مِنْ مَنْزِلِهِ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ ص خَلْفَهُ فَمَا بَقِيَتِ امْرَأَةٌ هَاشِمِيَّةٌ إِلَّا خَرَجَتْ مَعَهَا حَتَّى انْتَهَتْ قَرِيباً مِنَ الْقَبْرِ فَقَالَتْ لَهُمْ: «خَلُّوا عَنِ ابْنِ عَمِّي فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً أَبِي ص بِالْحَقِّ إِنْ لَمْ تُخَلُّوا عَنْهُ لَأَنْشُرَنَّ شَعْرِي وَ لَأَضَعَنَّ قَمِيصَ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى رَأْسِي وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَمَا صَالِحٌ بِأَكْرَمَ عَلَى اللَّهِ مِنْ أَبِي وَ لَا النَّاقَةُ بِأَكْرَمَ مِنِّي وَ لَا الْفَصِيلُ بِأَكْرَمَ عَلَى اللَّهِ مِنْ وُلْدِي.» قَالَ سَلْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: كُنْتُ قَرِيباً مِنْهَا فَرَأَيْتُ وَ اللَّهِ أَسَاسَ حِيطَانِ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص تَقَلَّعَتْ مِنْ أَسْفَلِهَا حَتَّى لَوْ أَرَادَ رَجُلٌ أَنْ يَنْفُذَ مِنْ تَحْتِهَا لَنَفَذَ فَدَنَوْتُ مِنْهَا فَقُلْتُ يَا سَيِّدَتِي وَ مَوْلَاتِي إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ أَبَاكِ رَحْمَةً فَلَا تَكُونِي نَقِمَةً فَرَجَعَتْ وَ رَجَعَتِ الْحِيطَانُ حَتَّى سَطَعَتِ الْغَبَرَةُ مِنْ أَسْفَلِهَا فَدَخَلَتْ فِي خَيَاشِيمِنَا.»
🔸از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است:
هنگامی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را از خانهشان بیرون بردند، حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیز بیدرنگ پشت سر ایشان بیرون آمدند. هیچیک از زنان بنیهاشم در خانه نماندند؛ همه همراه بانوی بزرگوار، راهی شدند. آنان رفتند تا به نزدیکی مزار رسول خدا صلیاللهعلیهوآله رسیدند.
در آن لحظه، حضرت زهرا با صدایی پر از اندوه و خشم، خطاب به آن جماعت فرمودند:
«قسم به خدایی که پدرم محمد صلیاللهعلیهوآله را به حق مبعوث کرد، اگر دست از علی برندارید، موهایم را آشکار و پریشان میکنم، پیراهن رسول خدا را بر سر میافکنم و با فریاد، از خداوند تبارکوتعالی یاری میطلبم. نه حضرت صالح نزد خدا از پدرم عزیزتر بود، و نه آن بچهشتر از فرزندانم گرامیتر!»
سلمان فارسی رضیاللهعنه که در آن لحظه در کنار حضرت زهرا بود، روایت میکند:
«به خدا قسم، دیدم پایههای دیوار مسجد رسول خدا از جا کنده شد؛ چنانکه اگر مردی میخواست، میتوانست از زیر آن عبور کند!»
سلمان ادامه میدهد:
«با اضطراب به حضرت عرض کردم: ای بانوی من! ای سرور من! خداوند پدرتان را بهعنوان رحمت و مهربانی برای جهانیان فرستاد؛ شما انتقام و عذاب نباشید.»
پس حضرت زهرا سلاماللهعلیها آرام گرفتند و بازگشتند. دیوار مسجد نیز به جای خود بازگشت؛ گرد و خاکی از پایههای آن برخاست و در بینیهایمان فرو رفت...
📚الإحتجاج ج۱، ص۸۷
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖تهدید حضرت زهرا به نفرین غاصبان خلافت، در حمایت از امیرالمؤمنین علیهما السلام
🔺...عَنْ أَبِي هَاشِمٍ قَالَ: لَمَّا أُخْرِجَ بِعَلِيٍّ ع خَرَجَتْ فَاطِمَةُ ع وَاضِعَةً قَمِيصَ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى رَأْسِهَا آخِذَةً بِيَدَيِ ابْنَيْهَا فَقَالَتْ: «مَا لِي وَ مَا لَكَ يَا أَبَا بَكْرٍ تُرِيدُ أَنْ تُؤْتِمَ ابْنَيَّ وَ تُرْمِلَنِي مِنْ زَوْجِي وَ اللَّهِ لَوْ لَا أَنْ تَكُونَ سَيِّئَةٌ لَنَشَرْتُ شَعْرِي وَ لَصَرَخْتُ إِلَى رَبِّي.» فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: مَا تُرِيدُ إِلَى هَذَا؟ ثُمَّ أَخَذَتْ بِيَدِهِ فَانْطَلَقَتْ بِهِ.1
🔸مرحوم کلینی از شخصی بهنام ابوهاشم نقل کرده است:
زمانیکه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را (از خانهشان) بیرون کشیدند، حضرت زهرا (علیهاالسلام) نیز خارج شدند، درحالیکه پیراهن رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را بر سرشان قرار داده بودند و دستان دو پسرشان (حسنین علیهماالسلام) را گرفته بودند.
آنگاه فرمودند:
«ای ابوبکر! مرا با تو چه کار؟ میخواهی دو پسرم را یتیم کنی و مرا بیوه کنی؟
به خدا قسم، اگر کار بدی نبود، موهایم را آشکار و پریشان میکردم و با فریاد از پروردگارم یاری میجستم.»
مردی از میان جمع گفت:
قصدت از این کار چیست؟
حضرت زهرا دستِ امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) را گرفتند و با ایشان بهسرعت رفتند.
👇اگر نفرین میکردند👇
🔺...عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ الطَّائِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: «وَ اللَّهِ لَوْ نَشَرَتْ شَعْرَهَا مَاتُوا طُرّاً.»2
🔸از امام باقر (علیهالسلام) نقل شده است:
«به خدا قسم، اگر موهایشان را آشکار و پریشان میکردند، آن جماعت همگی میمردند.»
📚منابع:
1الكافي، ج۸، ص۲۳۷
2:الكافي، ج۸، ص۲۳۸
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi