eitaa logo
علم الحدیث
14.7هزار دنبال‌کننده
107 عکس
378 ویدیو
88 فایل
بسم‌اللہ‌الࢪحمن‌الࢪحیم‍! در‌ڪانال‌علم‌الحدیث‌ قصد‌ داریم‌ در‌ راستاے ترویج احادیث اهل‌بیت‌''علیھم‌السلام'' مطالبـے ارائہ دهیم!🕊 مدیریت: @Isaund24 ࢪَحِم‌َ اللَّہ‌ عَبـْدا‌ً أَحیَا‌ أَمْࢪَنـا🌿- ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4633240
مشاهده در ایتا
دانلود
➖چرا بنی‌هاشم جانشینان برحق پیامبر «صلی‌الله‌علیه‌وآله» دانسته می‌شدند؟ 🔺وَ أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ مُرْسَلًا قَالَ سَأَلَ رَجُلٌ زَيْنَ الْعَابِدِينَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي بِمَا ذَا فُضِّلْتُمُ النَّاسَ جَمِيعاً وَ سُدْتُمُوهُمْ فَقَالَ لَهُ ع أَنَا أُخْبِرُكَ بِذَلِكَ اعْلَمْ أَنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ لَا يَخْلُونَ مِنْ أَنْ يَكُونُوا أَحَدَ ثَلَاثَةٍ إِمَّا رَجُلٌ أَسْلَمَ عَلَى يَدِ جَدِّنَا رَسُولِ اللَّهِ ص فَهُوَ مَوْلًى لَنَا وَ نَحْنُ سَادَاتُهُ وَ إِلَيْنَا يَرْجِعُ بِالْوَلَاءِ أَوْ رَجُلٌ قَاتَلْنَاهُ فَقَتَلْنَاهُ فَمَضَى إِلَى النَّارِ أَوْ رَجُلٌ أَخَذْنَا مِنْهُ الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُوَ صَاغِرٌ وَ لَا رَابِعَ لِلْقَوْمِ فَأَيُّ فَضْلٍ لَمْ نَحُزْهُ وَ شَرَفٍ لَمْ نُحَصِّلْهُ بِذَلِكَ. 🔸مردی نزد زین‌العابدین علی بن الحسین علیه‌السلام آمد و گفت: ای فرزند رسول خدا، به من بگو به چه سبب شما بر همه مردم برتری یافته‌اید و سروری آنان را به دست گرفته‌اید؟» «حضرت «علیه‌السلام» فرمود: من تو را آگاه می‌سازم. بدان که مردم از سه حال بیرون نیستند: ۱. یا کسی است که به دست جدّ ما رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله» اسلام آورده؛ پس ما بر او ولایت داریم و ما سروران اوییم و ولایتش به ما بازمی‌گردد. ۲. یا کسی است که با ما جنگیده و ما او را کشته‌ایم؛ پس به سوی آتش رفته است. ۳. یا کسی است که از او جزیه گرفته‌ایم با دست خود، در حالی که خوار و ذلیل است.» «و برای مردم حالت چهارمی وجود ندارد. پس چه فضیلتی است که ما به دست نیاورده‌ایم و چه شرافتی است که با این مقام حاصل نکرده‌ایم؟» 👇🏻توضیح👇🏻 امام سجاد «علیه‌السلام» مردم پس از شهادت پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله» را به سه دسته تقسیم کرده است: 1. مسلمانان: کسانی که به دست بنی‌هاشم اسلام آورده بودند؛ بنابراین ولایت آنان به بنی‌هاشم بازمی‌گشت و بنی‌هاشم سرپرستی ایشان را بر عهده داشتند(بحث ولاء در اسلام). 2. اهل ذمّه: کسانی که اسلام نیاورده بودند، اما تحت سیطره حکومت اسلامی زندگی می‌کردند. این گروه به سبب بهره‌مندی از امنیت جامعه اسلامی موظف به پرداخت جزیه بودند و به دلیل عدم ایمان، شایستگی دخالت در انتخاب خلیفه مسلمانان را نداشتند. 3. کفار و دشمنان اسلام: کسانی که در جنگ‌های صدر اسلام به دست پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله» و امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» کشته شدند و سرانجامشان آتش دوزخ بود. 👈🏻بر اساس این تقسیم‌بندی، فرضِ وجود دسته چهارم ممکن نیست. تنها گروه نخست، یعنی مسلمانان، شأنیت انتخاب خلیفه را داشتند؛ با این حال همان گروه نیز تحت ولایت بنی‌هاشم قرار داشتند. 📚: الفصول المختارة 25 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
برای بیان نظرات پیشنهادت انتقادات: https://abzarek.ir/service-p/msg/4633240
علم الحدیث
➖آداب شیعه‌گری(غیب)1 🛑 قالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْغِيبَةُ أَسْرَعُ فِي دِينِ الرَّجُلِ الْمُ
➖آداب شیعه‌گری(غیبت مجاز و غیر مجاز)2 🔺عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْغِيبَةِ قَالَ هُوَ أَنْ تَقُولَ لِأَخِيكَ فِي دِينِهِ مَا لَمْ يَفْعَلْ وَ تَبُثَّ عَلَيْهِ أَمْراً قَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ لَمْ يُقَمْ عَلَيْهِ فِيهِ حَدٌّ 🔸از داود بن سرحان روایت شده که گفت: از امام صادق (علیه السلام) درباره غیبت پرسیدم. حضرت فرمود: غیبت آن است که درباره برادر دینی‌ات چیزی بگویی که در دینش انجام نداده است، و مطلبی را درباره او فاش کنی که خداوند آن را پوشانده است و در آن زمینه حدّی بر او جاری نشده است. 👇🏻توضیح👇🏻 🔺و يدل على أن ذكر الأمر المشهور من الذنوب ليس بغيبة، و لا ريب فيه مع إصراره عليه، و أما بعد توبته ذكره عند من لا يعلمه مشكل، و الأحوط الترك و كذا بعد إقامة الحد عليه ينبغي ترك ذكره بذلك مع التوبة بل بدونها أيضا، فإن الحد بمنزلة التوبة، و قد روي النهي عن ذكره بسوء معللا بذلك، 🔸مرحوم علامه مجلسي: «و این دلالت دارد بر اینکه یاد کردن گناهی که به‌طور آشکار و مشهور از شخص سر زده است، غیبت محسوب نمی‌شود؛ و در این مطلب، تا زمانی که او بر آن گناه اصرار و استمرار داشته باشد، تردیدی نیست. اما پس از توبهٔ او، یاد کردن آن گناه نزد کسی که از آن آگاه نیست، محل اشکال است و احتیاط آن است که از چنین کاری خودداری شود. همچنین پس از آنکه حدّ شرعی بر او جاری شده باشد، شایسته است که آن گناه را به او نسبت ندهند و از یاد کردن آن پرهیز کنند؛ چه توبه کرده باشد و چه نکرده باشد. زیرا اجرای حدّ، به منزلهٔ توبه است. و نیز روایتی وارد شده که از بدگویی و یاد کردن او به بدی نهی کرده و علت آن را همین امر دانسته است» 📚منابع: 1: الکافي: ج 2ص357 2: مراة العقول: ج10ص431 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖آداب شیعه‌گری(غیبت مجاز و غیر مجاز)2 🔺عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ ال
➖آداب شیعه‌گری(بیان عیب‌های مشهور، غیبت محسوب می‌شود؟)3 🔺يَحْيَى الْأَزْرَقَ قَالَ قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ ص مَنْ ذَكَرَ رَجُلًا مِنْ خَلْفِهِ بِمَا هُوَ فِيهِ مِمَّا عَرَفَهُ النَّاسُ لَمْ يَغْتَبْهُ وَ مَنْ ذَكَرَهُ مِنْ خَلْفِهِ بِمَا هُوَ فِيهِ مِمَّا لَا يَعْرِفُهُ النَّاسُ اغْتَابَهُ وَ مَنْ ذَكَرَهُ بِمَا لَيْسَ فِيهِ فَقَدْ بَهَتَهُ. 🔸«یحیی الأزرق گفت: ابوالحسن(علیه السلام) به من فرمود: هر کس از شخصی در غیاب او، چیزی را بیان کند که آن صفت یا کار واقعاً در او وجود دارد و مردم نیز آن را می‌شناسند، غیبت او را نکرده است. و هر کس در غیاب او، چیزی را بیان کند که در او وجود دارد، اما مردم آن را نمی‌دانند، از او غیبت کرده است. و هر کس چیزی را به او نسبت دهد که در او وجود ندارد، به او بهتان زده است.» 👇🏻توضيح👇🏻 🔺«مِمَّا عَرَفَهُ النَّاسُ» أَيْ: اشْتُهِرَ بِهِ، فَلَوْ عَرَفَهُ السَّامِعُ أَيْضًا فَلَا رَيْبَ أَنَّهُ لَيْسَ بِغِيبَةٍ، وَلَوْ لَمْ يَعْرِفْهُ السَّامِعُ وَكَانَ مَشْهُورًا بِهِ وَلَا يُبَالِي بِذِكْرِهِ فَهُوَ أَيْضًا كَذَلِكَ، وَلَوْ كَانَ مِمَّا يَحْزُنُهُ فَفِيهِ إِشْكَالٌ، وَقَدْ مَرَّ الْقَوْلُ فِيهِ، وَالْجَوَازُ أَقْوَى وَالتَّرْكُ أَحْوَطُ، وَهَذَا إِذَا لَمْ يَرْتَدِعْ مِنْهُ وَلَمْ يَتُبْ، وَأَمَّا مَعَ التَّوْبَةِ وَظُهُورِ آثَارِ النَّدَامَةِ فِيهِ فَالظَّاهِرُ عَدَمُ الْجَوَازِ وَإِنِ اشْتُهِرَ بِذَلِكَ وَأُقِيمَ عَلَيْهِ الْحَدُّ.» 🔸مرحوم علامه مجلسي: «و مقصود از عبارتِ "مِمّا عَرَفَهُ النّاسُ" این است که آن امر یا صفت، برای شخص شهرت یافته و در میان مردم شناخته شده باشد. بنابراین، اگر شنونده نیز آن را بداند، هیچ تردیدی نیست که ذکر آن غیبت محسوب نمی‌شود. و اگر شنونده آن را نداند، ولی آن صفت در میان مردم مشهور باشد و صاحب آن نیز نسبت به یاد شدنش بی‌اعتنا باشد، باز هم حکم همین است (یعنی غیبت نیست). اما اگر آن امر از چیزهایی باشد که او را اندوهگین و آزرده می‌کند، در این صورت مسئله محل اشکال است؛ و پیش‌تر دربارهٔ آن بحث شده است. با این حال، قول به جواز نیرومندتر است، هرچند خودداری از آن مطابق احتیاط بیشتر است. و این حکم در صورتی است که آن شخص از آن کار دست نکشیده و توبه نکرده باشد. اما اگر توبه کرده باشد و آثار پشیمانی در او آشکار شده باشد، ظاهر آن است که ذکر آن جایز نیست؛ هرچند به آن کار شهرت یافته باشد و حتی حدّ شرعی نیز بر او جاری شده باشد.» 🔺وَقَوْلُهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «مِنْ خَلْفِهِ» يَدُلُّ عَلَى أَنَّهُ لَوْ ذَكَرَهُ فِي حُضُورِهِ بِمَا يَسُوءُهُ لَمْ تَكُنْ غِيبَةً، وَإِنْ كَانَ حَرَامًا؛ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ إِيذَاءُ الْمُؤْمِنِ، بَلْ هُوَ أَشَدُّ مِنَ الْغِيبَةِ. 🔸مرحوم علامه مجلسي: «و این سخن امام(علیه السلام) که فرمود: "مِنْ خَلْفِهِ" (در پشت سر او/در غیاب او)، دلالت دارد بر اینکه اگر کسی دربارهٔ دیگری در حضور خود او چیزی بگوید که موجب ناراحتی او شود، این کار غیبت به شمار نمی‌آید؛ هرچند حرام است. زیرا آزار رساندن به مؤمن جایز نیست، بلکه این کار از غیبت نیز شدیدتر است. 📚منابع: 1: الکافي: ج 2 ص358 2: مراة العقول ج10 ص 435 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ أَنْتَ أَوَّلُ‌ مَظْلُومٍ‌ وَ أَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقَّه‌(الکافی:ج۴ص۵۶۹) ✍🏻مدتی است که برخی از دوستان شیعه‌ی غیرایرانی، با لطف و محبت فراوان، مطالب این کانال را پیگیری می‌کنند؛ از دوستان اردو‌زبانِ پاکستانی و هندوستانی گرفته تا شیعیان عزیزِ آفریقایی. برخی از آنان نیز گاهی این مطالب را به زبان اردو یا دیگر زبان‌ها ترجمه کرده و در میان شیعیان منتشر می‌کنند. اخیراً نیز یکی از دوستان شیعه از زیمباوه پیام داده و اعلام کرده است که قصد دارد شماری از مطالب را به زبان انگلیسی ترجمه کند تا در کشور خودشان منتشر شود. از این‌رو، از همه‌ی دوستان ایرانی و غیرایرانی که با مخاطبان غیرایرانی در ارتباط‌اند، تقاضا می‌کنیم در صورت تمایل، ما را مطلع فرمایند تا اگر مطالبی به زبان اردو، انگلیسی یا سایر زبان‌ها آماده شد، برای ترویج و انتشار در اختیارشان قرار گیرد. ✍🏻: عیسوند ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
سالروز خاتم بخشی و مباهله 🔺وَفِي الْيَوْمِ الرَّابِعِ وَالْعِشْرِينَ مِنْهُ بَاهَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ نَصَارَى نَجْرَانَ، وَجَاءَ بِذِكْرِ الْمُبَاهَلَةِ بِهِ وَبِزَوْجَتِهِ وَوَلَدَيْهِ مُحْكَمُ التِّبْيَانِ. وَفِيهِ تَصَدَّقَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ بِخَاتَمِهِ، فَنَزَلَتْ بِوِلَايَتِهِ فِي الْقُرْآنِ. 🔸مرحوم شیخ مفید: «و در روز بیست‌وچهارم این ماه، رسول خدا(ص) با امیرالمؤمنین علی« علیه السلام»، فاطمه«سلام الله علیها»، حسن«علیه السلام» و حسین «علیه السلام» با مسیحیان نجران مباهله کرد. و یادِ مباهله با او (علی)، همسرش (فاطمه) و دو فرزندش (حسن و حسین) در بیان روشن و استوار (یعنی قرآن) آمده است. و در همین روز، امیرالمؤمنین «علیه السلام» انگشتر خود را صدقه داد، پس درباره ولایت او آیه‌ای در قرآن نازل شد.» 📚:مسار الشيعة ج1 ص41 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
ِ ➖شرح ماجرای مباهله 🔺فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ وَ رُوِيَ‌ أَنَّهُ لَمَّا دَعَاهُمْ إِلَى الْمُبَاهَلَةِ قَالُوا حَتَّى نَرْجِعَ وَ نَنْظُرَ فَنَأْتِيَكَ غَداً فَلَمَّا تَخَالَوْا قَالُوا لِلْعَاقِبِ وَ كَانَ ذَا رَأْيِهِمْ يَا عَبْدَ الْمَسِيحِ مَا تَرَى فَقَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ عَرَفْتُمْ يَا مَعْشَرَ النَّصَارَى أَنَّ مُحَمَّداً نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَقَدْ جَاءَكُمُ بِالْفَضْلِ مِنْ أَمْرِ صَاحِبِكُمْ وَ اللَّهِ مَا بَاهَلَ قَوْمٌ نَبِيّاً قَطُّ فَعَاشَ كَبِيرُهُمْ وَ لَا نَبَتَ صَغِيرُهُمْ وَ لَئِنْ فَعَلْتُمْ لَتَهْلِكُنَّ وَ إِنْ أَبَيْتُمْ إِلاَّ إِلْفَ دِينِكُمْ وَ اَلْإِقَامَةَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ مِنَ اَلْقَوْلِ فِي صَاحِبِكُمْ فَوَادِعُوا اَلرَّجُلَ وَ اِنْصَرِفُوا إِلَى بِلاَدِكُمْ فَأَتَوْا رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ قَدْ غَدَا رَسُولُ اَللَّهُ مُحْتَضِناً لِلْحَسَنِ وَ آخِذاً بِيَدِ اَلْحُسَيْنِ وَ فَاطِمَةُ تَمْشِي خَلْفَهُ وَ عَلِيٌّ خَلْفَهَا وَ هُوَ يَقُولُ لَهُمْ إِذَا أَنَا دَعَوْتُ فَأَمِّنُوا فَقَالَ أُسْقُفُّ نَجْرَانَ يَا مَعْشَرَ اَلنَّصَارَى إِنِّي لَأَرَى وُجُوهاً لَوْ سَأَلُوا اَللَّهَ أَنْ يُزِيلَ جَبَلاَ لَأَزَالَهُ مِنْ مَكَانِهِ فَلاَ تَبْتَهِلُوا فَتَهْلِكُوا وَ لاَ يَبْقَى عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ نَصْرَانِيٌّ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ فَقَالُوا يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ قَدْ رَأَيْنَا أَلاَّ نُلاَعِنَكَ وَ أَنْ نَتْرُكَكَ عَلَى دِينِكَ وَ نَثْبُتَ عَلَى دِينِنَا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنْ أَبَيْتُمُ اَلْمُبَاهَلَةَ فَأَسْلِمُوا يَكُنْ لَكُمْ مَا لِلْمُسْلِمِينَ وَ عَلَيْكُمْ مَا عَلَيْهِمْ فَأَبَوْا فَقَالَ فَإِنِّي أُنَابِذُكُمُ اَلْحَرْبَ فَقَالُوا مَا لَنَا بِحَرْبِ اَلْعَرَبِ طَاقَةٌ وَ لَكِنَّا نُصَالِحُكَ عَلَى أَنْ لاَ تَغْزُوَنَا وَ لاَ تُخِيفَنَا وَ لاَ تَرُدَّنَا...... 🔸زمخشرى (538 م) در كشاف در تفسير سوره آل عمران در ذيل آيه مباهله آورده است: هنگامی که رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله» این آیه را بر هیئت نجران تلاوت کرد و آنها را به مباهله (دعوت به لعنت فرستادن بر دروغگویان) فرا خواند، چنین پاسخ دادند: «تا زمانی که بازگردیم، در کارمان بیندیشیم و فردا نزد تو بیاییم.» سپس برخی نزد برخی رفتند و به عاقب (که دیندارشان بود) گفتند: «ای عبدالمسیح، نظرت چیست؟» او پاسخ داد: «به خدا سوگند، ای گروه نصاری، شما دانسته‌اید که محمد پیامبری فرستاده از جانب پروردگار شماست و به راستی همراه با فضل (نعمت) از جانب پروردگارتان نزد شما آمده است. به خدا سوگند، هیچ قومی هرگز پیامبری را لعن نکرده مگر اینکه بزرگشان هلاک شده و کوچکترشان نابود گشته است. و اگر چنین کنید، هلاک خواهید شد.» سپس افزود: «اما اگر جز این اصرار نکنید که دین خود را حفظ کنید و بر آنچه در مورد دوستتان (عیسی) معتقدید باقی بمانید، پس با این مرد (محمد) پیمان صلح ببندید و به سرزمین‌های خود بازگردید.» پس آنها نزد رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله» آمدند. در این هنگام، رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله» حسن «عليه‌السلام» را در آغوش گرفته و دست حسین «عليه‌السلام» را گرفته بود و فاطمه «سلام‌الله‌علیها» پشت سر او و علی «عليه‌السلام»پشت سر فاطمه «سلام‌الله‌علیها» راه می‌رفت. رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله» به آنها فرمود: «هنگامی که من دعا کردم، شما آمین بگویید.» اسقف نجران با دیدن چهره‌های نورانی اهل بیت «عليهم‌السلام» گفت: «ای گروه نصاری، من چهره‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را از جایش برکند، آن را برمی‌کند. پس مباهله نکنید که هلاک شوید و تا روز قیامت هیچ نصرانی (مسیحی) بر روی زمین باقی نماند.» از این رو، آنها گفتند: «ای ابا القاسم، ما دیدیم که با تو مباهله نکنیم و تو را بر دین خودت واگذاریم و ما بر دین خودمان باقی بمانیم.» رسول خدا (ص) فرمود: «اگر مباهله را نمی‌پذیرید، پس اسلام بیاورید تا آنچه مسلمانان دارند برای شما باشد و آنچه بر عهده مسلمانان است بر عهده شما باشد.» آنها امتناع کردند. پس فرمود: «پس من با شما اعلان جنگ می‌کنم.» آنها گفتند: «ما توانایی جنگ با عرب را نداریم، اما با تو صلح می‌کنیم به این شرط که به ما حمله نکنی، ما را نترسانی و ما را از دینمان باز نداری، در برابر اینکه سالانه دو هزار حله (لباس) به تو بپردازیم، هزار تا در ماه صفر و هزار تا در ماه رجب.» پس پیامبر (ص) با آنها بر این اساس صلح کرد. 📚: الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‌1، ص: 43 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
بررسی دلالت آیه مباهله بر افضلیت امیرالمؤمنین «عليه‌السلام» نسبت به پیامبران 🔺فاستدل من حكم لأمير المؤمنين ص بأنه أفضل من سالف الأنبياء ع و كافّة الناس سوى نبي الهدى محمد ع بأن قال قد ثبت أن رسول الله ص أفضل من كافّة البشر بدلائل يسلّمها كلّ الخصوم - وَ قَوْلُهُ ص أَنَا سَيِّدُ الْبَشَرِ . وَ قَوْلُهُ أَنَاسَيِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ لَا فَخْرَ و إذا ثبت أنه ع أفضل البشر وجب أن يليه أمير المؤمنين ص في الفضل بدلالته على ذلك و ما أقامه عليه من البرهان‌و قد علمنا أنه لم يُرد بالنفس ما به قوام الجسد من الدم السائل و الهواء و نحوه و لم يُرد نفس ذاته إذ كان لا يصح دعاء الإنسان نفسه إلى نفسه و لا إلى غيره فلم يبق إلا أنه أراد ع بالعبارة عن النفس إفادة العِدْل و المِثْل و النظير و من يحل منه في العز و الإكرام و المودة و الصيانة و الإيثار و الإعظام و الإجلال محل ذاته عند الله سبحانه فيما فرض عليه من الاعتقاد بها و ألزمه العباد . و لو لم يدلّ من خارج دليل «36» على أن النبي ص‌ أفضل من أمير المؤمنين ع لقضى هذا الاعتبار بالتساوي بينهما في الفضل و الرُّتبة و لكن الدليل أخرج ذلك و بقي ما سواه بمقتضاه‌ فاستدل من حكم لأمير المؤمنين ص بأنه أفضل من سالف لأنبياء ع و كافّة الناس سوى نبي الهدى محمد ع بأن قال قد ثبت أن رسول الله ص أفضل من كافّة البشر بدلائل يسلّمها كلّ الخصوم - وَ قَوْلُهُ ص أَنَا سَيِّدُ الْبَشَرِ . وَ قَوْلُهُ أَنَا سَيِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ لَا فَخْرَ و إذا ثبت أنه ع أفضل البشر وجب أن يليه أمير المؤمنين ص في الفضل بدلالته على ذلك و ما أقامه عليه من البرهان‌ 🔸مرحوم شیخ مفید: پس کسانی که بر این باورند که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام از همهٔ پیامبران پیشین و نیز از تمامی مردم ـ جز پیامبر هدایت، حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ برتر است، چنین استدلال کرده‌اند: ثابت شده است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌وسیلهٔ دلایلی که همهٔ مخالفان نیز آن‌ها را می‌پذیرند، برترینِ همهٔ انسان‌هاست؛ از جمله سخن آن حضرت: «من سرورِ همهٔ بشر هستم.» و نیز فرمایش ایشان: «من سرورِ فرزندان آدم هستم و این را از روی فخر و خودستایی نمی‌گویم.» پس هنگامی که ثابت شد آن حضرت برترینِ همهٔ انسان‌هاست، لازم می‌آید که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در فضیلت، بلافاصله پس از او قرار گیرد؛ زیرا دلالتِ این استدلال و برهانی که بر آن اقامه شده، چنین اقتضایی دارد. و ما می‌دانیم که از «نفس» در اینجا آن چیزی که قوام بدن به آن است، مانند خونِ جاری، هوا و مانند آن، اراده نشده است. همچنین خودِ ذاتِ پیامبر نیز مقصود نیست؛ زیرا درست نیست که انسان، خودش را به سوی خودش یا به سوی دیگری فرا بخواند. پس جز این باقی نمی‌ماند که مقصود آن حضرت از به‌کار بردن واژهٔ «نفس»، بیانِ همتایی، همانندی و نظیری باشد که در عزت، کرامت، محبت، حمایت، ایثار، بزرگداشت و احترام، نسبت به او جایگاهِ خودِ آن حضرت را دارد؛ و نزد خداوند سبحان نیز در آنچه اعتقاد به آن را واجب کرده و بر بندگان الزام نموده، در منزلتِ ذاتِ او قرار گرفته است. و اگر از بیرون، دلیلی وجود نداشت که نشان دهد پیامبر اکرم از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام برتر است، همین استدلال اقتضا می‌کرد که آن دو در فضیلت و مرتبه برابر باشند. اما دلیلِ دیگری این برابری را در مورد برتری پیامبر استثنا کرده است و در غیر آن، حکمِ این استدلال به قوت خود باقی می‌ماند. 📚تفضيل أمير المؤمنين عليه السلام، ص: 20 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
آیه مباهله، برترین فضیلت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در قرآن کریم ... 🔺قَالَ الْمَأْمُونُ يَوْماً لِلرِّضَا علیه السلام: أَخْبِرْنِي بِأَكْبَرِ فَضِيلَةٍ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَدُلُّ عَلَيْهَا الْقُرْآنُ؟ قَالَ: فَقَالَ لَهُ الرِّضَا علیه السلام فَضِيلَتُهُ فِي الْمُبَاهَلَةِ، قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلالُه ُ: ‌« فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ، فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ، ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ‌» فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ علیهماالسلام فَكَانَا ابْنَيْهِ، وَ دَعَا فَاطِمَةَ علیهاالسلام فَكَانَتْ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ نِسَاءَهُ، وَ دَعَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام فَكَانَ نَفْسَهُ بِحُكْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. وَ قَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَجَلَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله وَ أَفْضَلَ، فَوَجَبَ أَنْ لا يَكُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله بِحُكْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. 🔸روزى مأمون از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کرد: "مرا از بزرگ‌ترین فضیلتی که قرآن بر آن برای امیرالمؤمنین «علیه السلام» دلالت دارد، آگاه کن." امام رضا «علیه السلام» به او فرمود: "فضیلت او در ماجرای مباهله است. خداوندِ بزرگ‌مرتبه فرموده است: «پس هر کس پس از آنکه از علم برای تو حاصل شد، دربارهٔ او با تو به مجادله برخیزد، بگو: بیایید فرزندانِ ما و فرزندانِ شما، و زنانِ ما و زنانِ شما، و جان‌های ما و جان‌های شما را فراخوانیم؛ سپس به درگاه خدا تضرع و مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» پس رسول خدا «علیه السلام» حسن و حسین «علیه السلام» را فراخواند، و آن دو فرزندان او بودند. و فاطمه «سلام الله علیها» را فراخواند، و او در این جایگاه، مصداقِ «زنانِ ما» بود. و امیرالمؤمنین «علیه السلام» را فراخواند، و او به حکم خدای عزوجل، «نفسِ او» (خودِ او) بود. و به‌راستی ثابت شده است که هیچ‌کس از آفریدگان خداوند سبحان، از رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله» بلندمرتبه‌تر و برتر نیست. پس لازم می‌آید که به حکم خدای عزوجل، هیچ‌کس از «نفسِ رسول خدا» برتر نباشد." 📚الفصول المختارة، ص۳۸ ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi