شهادت سیدحسن نصرالله شبیه از دست دادن پدربزرگم برام سخت بود
و خب متأسفانه درست براش سوگواری نکردم چون گم شد بین کلی درد و بلای دیگه و شایعات دروغ بودن خبر..
و الان این غصه حبس شده تو وجودم باعث شده هربار صداشونو میشونم بغض کنم 🍃
ساعت ۱۲ با مادر فولاد زره کلاس دارم و مثل اسب دویدم رفتم کتابشو گرفتم(چون بدون کتاب راه نمیده) و باز مثل اسب دویدم تا ایستگاه اتوبوس و برای تعجیلش دعا میکنم(چون بعد از خودش کسی رو راه نمیده) و نشستم تو ایستگاه اتوبوس درس میخونم به سرعت نور(چون اول هر جلسه میپرسه و بلد نبوی نیا سر کلاس اصن)
بله این است قدرت عقده استاد عمومی. آیا ایمان نمیآورید؟!☝️
مجهولات
نیومده سر کلاس:)))))
۱۲:۲۵ دقیقه اومد و بگید چرا؟
گفت حالا ما ۲۰ سال درس خوندیم که یه روز از این کلیدا بگيريم و سوار آسانسور استادا بشیم اینم که هرچی صبر کردم درست نشد وگرنه من به موقع اومده بودم:))))))