در ادامه رفتم نمازخونه برای نماز و یکی از بچههای مجهولات که هم دانشگاهی بودیمو دیدم
و خب قیافه شب نخوابیده و پوکیدهامو فاکتور بگیریم، همین که سر روسریم مرتب بود راضیام😂✨
تا اینکه برقا رفت و علیرغم چراغ اضطراری، میکروسکوپا دیگه روشن نشد و چون کارگاه آمار زیستی رم استاد تعطیل کرده بود، همه شاد و خوشحال، بجای ۶، ۲.۵ برگشتیم خونه
البته من و دوستم طبق معمول موندیم ظرفا رو شستیم و مثبت بر مثبت افزودیم استادم برا خوشبختیمون دعا کرد 🙏
مجهولات
خلاصه روز جالبی بود✨
آها راستی از قشنگیای امروز جا داره از آقای اسنپی مودب صبح هم یاد و تشکر کنم
وای بچهها اصلا انگار اسمش ادب بود.. نزاکت و فرهیختگی از کلامش میبارید. شکلی از واژهها رو انتخاب میکرد و جوری لغات رو کنار هم میچید که دوست داشتی ساعتها به صحبتهاش گوش کنی.
و دوست داشتنیش اونجا بود که مؤدب بود اما نه ذرهای متملق و زبونباز!
متأسف شدم که مسیر خونه تا دانشگاه اینقدر کوتاهه و گفتم کاش افراد بیشتری باهاش تماس میگرفتن تا من دایره لغات و سطح ادبم رو همینطور افزایش بدم
و واقعا ذرهای حس بد نداشتم تو خودروی پراید کارکرده و آسیبدیدهاش
مثلا فهمیدم واژهٔ وجه نقد چقدر قشنگتر و شکیلتر و شیواتر از پوله! و تصمیم گرفتم دیگه همیشه بگم وجه نقد:))))
و برای بار صدم بهم ثابت شد من بندهی ادبم! ادب!
امروز از اون روزا بود که میتونستم بهخاطر استرس روزای پیشرو و بیخوابی دیشب و... همه چیزو زهر کنم به خودم
اما قطعا لطف خدا بود که به طرز عجیبی یه عینک رنگینکمونی نشست رو چشمام و بهجای مگس، زنبور شدم و نشستم رو گلا، نه آشغالا ✨
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید
یکم راهنمایی نیاز دارم
من چادر سر میکنم ولی مسافرت اینا نه معمولا برمیدارم حجابم هم که شال و روسری درحد همین فکر کنم استادت باشه روبهرویی¿¡ خلاصه که امسال میخوام برم دانشگاه دو به شکم که سر کنم یا نه
یجورایی هم وقتی سرم هست دوست دارم بر دارم هم وقتایی که چادر ندارم بیشتر دلم میخواد سر کنم
#دایگو
مجهولات
📪 پیام جدید یکم راهنمایی نیاز دارم من چادر سر میکنم ولی مسافرت اینا نه معمولا برمیدارم حجابم هم که
سلام جانم
نه دوستمه
اون گوشی پزشکیام برا فیزیولوژی بچههای مهندسی پزشکیه که ما جهت عکاسی برداشتیم😂✨
ببین من که حقیقتا همه جا با چادرم... فقط تایم آزمایشگاه برمیدارم که اونم الحمدلله این ترم دیگه آزمایشگاه مختلط ندارم
ولی اتفاقا یه دوست داشتم، اونم چادری بوده و روز ثبتنام که با چادر میاد و ملتو میبینه، تصمیم میگیره تو دانشگاه چادر نپوشه(ولی با مانتوهای پوشیده و موهاشم بیرون نبود) و ما فکر میکردیم مانتوییه کلا!
تا اینکه تو راهیان، یه شب که همینطور اکیپمون دور هم نشسته بودیم، گفت آره من چادریام و فقط دانشگاه سر نمیکنم... ولی الان بعد از این اردو تصمیم گرفتم به این ترس و تصمیم مسخره پایان بدم و دانشگاهم با چادر بیام!
یکی دیگه از دوستامم هست که تو خاطراتش تعریف میکنه میگه تو مهمونیا و اینا چادر سر نمیکنه اما دانشگاه چرا.
حالا دلیل این کار این و تصمیم اون یکی در نتيجه صحبتای اون شبمون چیه؟
اینکه چادر یه نماده! تو جامعه و خصوصا محیط دانشگاه!
تو اگر قصد داری دختر باحریمی باشی و پسرا راحت نتونن بهت دسترسی و باهات شوخی داشته باشن، اولین قدم همین چادره!
(ببین ما داریم تو اکیپمون چادریای که کمکم با رفتارش اینو رسونده که واسه ارتباط با آقایون اوکیه و الان ارتباط داره یا بلعکس، مانتوییای که شاید چندبارم باهاش شوخی کردن اما اون با رفتارش رسونده قصد قاطی شدن نداره)
ولی در وهله اول، کسی که با نماد چادر وارد میشه حقیقتا جایگاهش و رفتاری که باهاش میشه متفاوته! حتی توسط استادا..
و نکته بعدم اینکه چادر تو دانشگاه واقعا محجوره... تازه من قمام اما تو کلاس ۴۰ نفرهمون، ۱۰ نفر چادری داریم فقط!
و به نظرم پوشیدن چادر و نگه داشتن این عَلَم در محیطی مثل دانشگاه یقینا نوعی جهاده، که برای تو که عادت به سر کردن چادر داری، حیفه از دستش بدی✨
ولی بازم تصمیم غایی با خودته
به نظرم مهمترین چیز اینه که اگر با چادری، با چادر باشی و اگر نیستی نباشی.. بازی ندی خودتو چادرتو.. چون این قطعا تاثیر خیلی بدیام رو وجههات تو دانشگاه داره🚶🏻
و این که کلا یه قاعدهای برای آخرالزمان، یعنی عصر ما وجود داره
میگن نگه داشتن ایمان، مثل نگه داشتن آتیش کف دسته!
پس تلاش تلاش تلاش کنید، هرچی، و هر درجهای از ایمان رو دارید، حفظ کنید... تحت هر شرایطی..
نمازخونی؟ خب کارت درسته. بپا کم و زیاد و ترک نشه
چادریای؟ کارت درسته.. بپا به بهانهٔ واهی کنارش نزاری
اهل شرکت و اشک ریختن تو روضهای؟ این سیم اتصال رو نزار قطع شه.. خودتو برسون به هیئت
موسیقی گوش نمیدی؟ نزارم اصن پاش به زندگیت وا بشه
حتی دست پیش بگیرید که پس نیفتید
یعنی مثلا قرار بزار روسری تیره بپوشی که همون چادرت با روسری روشنام حفظ بمونه.
قرار نماز شب و نماز اول وقت بزار که تارکالصلوة نشی.
سفر زیارتی و اردوی راهیان نور و فلان و بهمان برو که سیمات وصل بمونه.
و و و..
آره خلاصه. وضعیت بدیه. میگن مثل اینکه دست میکنی توی ریگ و یک مشت برمیداری و از دستت دونههاش میریزه مگر تعداد خیلی محدودی کف دست باقی بمونه، تو آخرالزمان به همون میزان افراد با ایمان باقی میمونن🚶🏻!
هدایت شده از 『 مأمول 』
「 صیادِ دلها 」
میگن فردای تدفینش، خانوادش که رفتن
سر مزارش فهمیدن رهبری صبح خیلی زود،
قبل از اونها در اون مکان حاضر شدن و گفتن:
- «دلم برای صیادم تنگ شده،
خیلی وقت است او را ندیدم...»❤️🩹
شهید علی صیاد شیرازی رو خیلیهامون
اصلا درست نمیشناسیم،
اما میگن شهادتش ضربهٔ بزرگی
برای نیروی دفاعی کشور بود...
جوری که ده سال طول کشید تا
فرماندهای نظیرش بیاد و اون فرمانده،
سپهبد قاسم سلیمانی بود!
✍🏻: #تأویل
「@MAMOL_ir」