eitaa logo
کافه 𝖗𝖔𝖒𝖆𝖓 ☕️
25 دنبال‌کننده
16 عکس
17 ویدیو
1 فایل
اینجا قراره کلی رمان جذاب بخونی سی سی 🎀✨️
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این هم یک داستان کوتاه و روایی درباره حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در سرزمین کربلا، روزی فرا رسید که آسمان و زمین از اندوه لرزیدند. صدای شمشیرها در دشت می‌پیچید و خیمه‌ها در آتش غم می‌سوختند. در میان آن همه سختی، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها چون کوهی استوار ایستاده بود. او خواهر امام حسین علیه‌السلام بود؛ بانویی که از کودکی در خانه‌ای پر از نور و ایمان رشد کرده بود. علم، شجاعت، عبادت و مهربانی در وجودش آمیخته بود. اما روز کربلا، روز امتحان بزرگ او بود. وقتی یاران امام یکی‌یکی به میدان رفتند و به شهادت رسیدند، دل‌ها می‌لرزید؛ اما زینب هرگز نشکست. او نه‌تنها مراقب کودکان و زنان بود، بلکه پیام‌آور حقیقت نیز شد. وقتی دشمنان خواستند نام و یاد امام حسین را خاموش کنند، زینب با سخنانش این نور را زنده نگه داشت. پس از عاشورا، وقتی اهل بیت را به اسارت بردند، زینب در برابر ظلم سکوت نکرد. در کوفه و شام، با سخنانی محکم و شجاعانه چنان از حق دفاع کرد که حتی دشمنان نیز در برابر بزرگی او به شگفت آمدند. او با قلبی پر از درد، اما ایمانی بزرگ، پیام عاشورا را به همه رساند: ظلم رفتنی است و حق ماندنی. به همین دلیل، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نماد صبر، شجاعت، ایمان و روشنی در دل تاریکی است. نام او همیشه یادآور این حقیقت است که حتی در سخت‌ترین لحظه‌ها، می‌توان استوار ماند و از حقیقت دفاع کرد
داستان: چراغِ بخشش در شب‌های تاریک در روزگاری که مردم در مدینه زندگی می‌کردند، کسی نبود که نام امام حسن مجتبی (ع) را نشنیده باشد. ایشان نه تنها به خاطر دانش و اخلاق، بلکه به خاطر دست‌های گشاده‌ای که همیشه به سوی نیازمندان دراز بود، شناخته می‌شدند. روزی در میان مردم شایعی پیچید که امام حسن (ع) هر بار که می‌خواهند به ایشان کمک کنند یا چیزی بدهند، ایشان آن را به سرعت به دست فقرا می‌رسانند و حتی گاهی قبل از اینکه کسی درخواست کند، خودشان به سراغ نیازمندان می‌رفتند. یک شب، مردی کنجکاو تصمیم گرفت حقیقت را ببیند. او در سکوت شب، از دور به خانه امام چشم دوخته بود. نیمه‌شب بود که دید امام از اتاق خود خارج شدند. ایشان با قدم‌هایی آرام و با وقاری که لرزه بر دل می‌انداخت، به سمت خانه یکی از فقرا رفتند. مرد با خود فکر کرد: «ایمان و بخشش ایشان واقعاً بزرگ است.» اما وقتی دیدند امام در تاریکی شب، بدون اینکه کسی آن‌ها را ببیند، کیسه‌ای را در برابر در آن خانه قرار می‌دهند و بلافاصله بازمی‌گردند، مرد ( شگفت ماند. او متوجه شد که امام حسن (ع) نمی‌خواستند کسی از بخشش ایشان باخبر شود. ایشان نمی‌خواستند حتی یک لحظه، عزت نفسِ آن فقیر را با دیدنِ دستِ بخشنده خدایی خدایی، خدشه‌دار کنند. ایشان می‌خواستند آن بخشش، تنها میان «بخشنده و بخشیده» و میان «خدا و بنده‌اش» باقی بماند. آن مرد با دیدن این صحنه، اشک در چشمانش حلقه زد و فهمید که بزرگی، در نمایش دادن نیست؛ بلکه بزرگی در این است که وقتی در تاریکی هستی، به دیگران نور بدهی، بدون آنکه بخواهی کسی تو را ببیند. از آن شب به بعد، مردم فهمیدند که امام حسن (ع) تنها یک پیشوای مذهبی نبود، بلکه ایشان مظهرِ «جود و بخشش» بود؛ کسی که می‌دانست بخشش واقعی، آن است که با تواضع و در خفا انجام میشود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیادمون کنید سی سی های خوشگل 🩷
عزاداری هاتون قبول
27.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️▪️▪️ چرا حسینیه‌ات پر از گرد و غباره😭 اولین روضه ی بیت رهبری بدون حضور آقا😭 https://eitaa.com/mmmmmopkn
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا