eitaa logo
مباحثات
2.3هزار دنبال‌کننده
224 عکس
111 ویدیو
2 فایل
@ahmadnajmi ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
✒️علامه سیدجعفر مرتضی عاملی در ۴ آبان سال ۱۳۹۸ مصادف با ۲۷ صفر ۱۴۴۱ دارفانی را وداع گفت. مجموعه رسانه‌ای مباحثات در ایام حیات ایشان، گفت‌وگوی مبسوطی در خصوص سیر زندگی ایشان داشت که این مصاحبه در منزل شخصی آن مرحوم در جنوب لبنان انجام گردید که همان ایام در سایت مباحثات منتشر شد. پس رحلت آن عالم ارجمند، برخی گفت‌وگوها و مطالبی نیز تولید و منتشر گردید که بمناسبت سالگرد درگذشت تقدیم می‌گردد. ////// 🔹علامه سیدجعفر مرتضی عاملی در گفت‌وگوی اختصاصی با مباحثات: حوزه قم می‌تواند در احیای حوزه کهنسال نجف نقش جدی داشته باشد /////////// 🔹استاد محمدعلی مهدوی‌راد: هیچ اثری از آثار مرحوم علامه سیدجعفر مرتضی را نمی‌بینید که دست‌های آلوده در تاریخ اسلام را شناسایی نکرده باشد //////////// 🔹یادداشت شفاهی استاد یوسفی غروی به مناسبت درگذشت علامه سید جعفرمرتضی عاملی: پیش‌قراول طلاب شیعه لبنان در حوزه علمیه قم ////////////// 🔹مدیر موسسه تنظیم و ترجمه آثار علامه سید جعفر مرتضی عاملی: مأساة‌الزهرا تولدی دوباره برای سیدجعفر مرتضی بود/ تلاش می‌کنیم منهج‌شناسی آثار ایشان را تهیه کنیم 🔻🔻🔻 @mobahesat
34.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥گفت‌وگوهای تصویری «مباحثات» |قسمت بیست و چهارم | گفت‌وگو با آیت‌الله محمد قائنی نجفی 🔹آیت‌الله محمد قائنی نجفی متولد ۱۳۴۴ شمسی از فقهای طراز نخست حوزه علمیه قم است که با درک اساتید عالی نجف اشرف و قم مقدسه، هم‌اکنون در حوزه علمیه قم علاوه بر کرسی تدریس خارج، در نشست‌های علمی و فقهی به ارائه دیدگاه‌های خود می‌پردازند. وی در گفت‌وگو با مباحثات، به بیان سیری از زندگی علمی و کسب فیض از اساتید خود پرداخته و در زمینه مسائل مختلف فقهی در حوزه‌های علمیه و مسائل روز حاکمیت اسلامی نکاتی را مطرح کرده‌است. 🔹چنانچه این برنامه برای شما مفید است، لطفا آن را به دیگران هم معرفی کنید . اولویت ما عضویت شما در کانال تازه تاسیس مباحثات در یوتیوب است 🔹مشاهده در صفحه یوتیوب: https://www.youtube.com/watch?v=LJ5n2V5R1zo 🔹مشاهده در آپارات: https://www.aparat.com/v/dblgcc6 ⚡️مشاهده‌ی تمامی گفت‌وگوهای تصویری مباحثات در کانال آپارات 👇 https://www.aparat.com/mobahesat 🔻🔻🔻 @mobahesat
در کشاکش ایمان و دانش به بهانه‌ی دعوت برای اقامه نماز باران 🔸مقدمه: خشکسالی و کاهش قابل توجه بارندگی در فصل پائیز، موضوع آب را به مرحله‌ی بحرانی رسانده‌است. مدیریت مصرف آب نخستین امری است که از جهت اجرائی به نظر هر فردی می‌رسد. اما در این بین سنتی دینی هم وجود دارد که در اذهان مؤمنان همچنان مطرح است. «نماز طلب باران» اما این مؤمنان نیستند که نگاهی کاملا باورمند بر این سنت دینی دارند. در فضای مجازی موضوع نماز باران به یکی از بحث‌های پرچالشی در عرصه‌ی ایمان و دانش تبدیل شده‌است. چراکه پیش‌بینی‌های ماهواره‌ای اصلی‌ترین معیار برای قضاوت برای بارش باران شده‌است. برخی دانش‌باور مطلق، ایمان به نماز باران را به میدان می‌طلبند، برخی دیگر در میانه‌ی دو اصل ایمان و دانش در تحیر هستند. باید دید اساتید کلام برای این چالش چه پاسخ‌هایی دارند. اما به این بهانه بریده‌ای از یادداشت زیبای حجت‌الاسلام سیدعباس سیدنژاد را تقدیم می‌کنیم. این یادداشت بخشی از کتاب تجربیات وی از دوران تبلیغ است که در آینده نزدیک با عنوان «با من بیا»منتشر خواهد شد. 🔹نماز برف! حدود شش سال می‌شود که در این منطقه تبلیغ می‌کنم. حالا دیگر همه مرا می‌شناسند؛ نه اینکه همه دوستم داشته باشند، نه! بعضی‌ها نظر خوبی ندارند. اما چه اهمیتی دارد؟ من باید کارم را بکنم. نه تعریف و تمجید کسی مرا فریب می‌دهد و نه بدگویی دیگری دلسردم می‌کند. این روزها اما آسمان با مردم قهر کرده است. یک ماه از پاییز گذشته و هنوز بارانی نباریده. کم‌آبی تابستان محصولاتشان را خشکانده و حالا پاییز بی‌باران، امیدشان را هم کم‌جان کرده. بعد از نماز، یکی‌یکی جلو می‌آیند و می‌گویند: «حاج‌آقا! نماز بارون بخون، دعا کن خدا بارون بفرسته.» بارها رد می‌کنم. می‌دانم قبول چنین خواسته‌ای ساده نیست. اگر باران بیاید، مردم نگاه شان عوض می‌شود؛ اگر باران نیاید، چه؟ شاید همان اندک اعتمادی که دارند از بین برود. مبلغ باید برای هر دو اتفاق آماده باشد. اما اصرارشان آن‌قدر زیاد می‌شود که مرا کلافه می‌کند. بیست روز از مهر می‌گذرد. بالاخره استخاره می‌کنم. خوب می‌آید. به مردم می‌گویم چهارشنبه آماده شوند. قرار می‌شود برویم صحرا، نماز باران بخوانیم. چه جمعیتی! از پیر و جوان، زن و مرد، حتی تازه‌عروس و داماد با لباس عروسی. یک همدلی عجیب در فضاست. همه یک‌صدا دعا می‌کنند، دل‌ها به هم نزدیک می‌شود. نماز می‌خوانیم، دعا می‌کنیم، قربانی می‌دهیم. همه‌چیز خوب پیش می‌رود. اما در راه بازگشت، دلم غوغاست. اگر بارانی نیاید چه؟ می‌دانم همه توان تحلیل ندارند. برای خیلی‌ها همه چیز ساده است: «نماز خواندیم، پس باران باید بیاید.» اگر نیاید، نگاه‌ها سنگین می‌شود. شب، وقتی به خانه می‌رسم، پشت کامپیوتر می‌نشینم و سایت هواشناسی را باز می‌کنم. خشکم می‌زند! نوشته: «جبهه هوای بسیار سرد و بارش سنگین در راه استان است.» سرما شب را می‌گیرد. می‌ترسم. می‌دانم این بارش هیچ ربطی به نماز ما ندارد؛ از قبل در راه بوده. اما چه کسی این را می‌پذیرد؟ صبح، نماز را می‌خوانم و با شتاب به حیاط می‌آیم. باورم نمی‌شود! همه‌جا سفید است. برف، آن‌هم در بیست‌وپنجم مهر، در آغاز پاییز! همسرم را صدا می زنم: -«! بیا ببین، درست می‌بینم؟» او هم نگاه می‌کند، ذوق می‌کند، می‌گوید: «باورم نمی‌شه! برف اونم این موقع سال؟ این‌قدر زیاد؟!» درختان هنوز سبزند، حتی زردی پاییز به آنها نرسیده، اما زیر سنگینی برف سر خم کرده‌اند. ساعات نمی‌گذرد که بحران آغاز می‌شود؛ شاخه‌ها می‌شکنند، برق‌ها قطع می‌شود، آب‌ها هم. همه‌جا فلج می‌شود. ظهر به مسجد می‌روم. همه چشم‌به‌راهند. نگاه‌ها عجیب است؛ نه می‌دانند خوشحال باشند نه ناراحت، نه تشکر کنند نه سرزنش. پیش‌دستی می‌کنم و می‌گویم: «برادران! این برف ربطی به نماز ما نداره. این جبهه هوای سرد مدتیه که در راه استان بوده. من به اصرار شما نماز خوندم. برید سایت هواشناسی، همه‌چیز روشنه.» اما انگار فایده‌ای ندارد. نگاه‌ها، همان نگاه‌هایی است که از آن می‌ترسیدم؛ سنگین، پر از قضاوت. ده روز تمام، در میانه بحران، زیر این نگاه‌ها دوام می‌آورم. بعضی‌ها در دلشان مرا مسبب می‌دانند، بعضی می‌گویند «لابد در نماز اشتباهی کرده!» و من، تنها به این فکر می‌کنم که کار مبلغ همیشه همین است: گاهی میان ایمان و سوءتفاهم، میان امید و ترس، ایستادن روی مرزی باریک… https://mobahesat.ir/24511 🔻🔻🔻 @mobahesat
هدایت شده از مباحثات
امتداد شاگردان علامه در انقلاب اسلامی به مناسبت سالروز رحلت 🔸۲۴ آبان در تقویم رسمی کشورمان به‌عنوان روز بزرگداشت آیت‌ﷲ علامه «سید محمدحسین طباطبایی» ثبت شده است. علامه طباطبایی از سرآمدان حوزه علمیه قم در روزگار معاصر کنونی بود که با تفسیر المیزان شناخته می‌شود؛ اما آثار و خدمات او بیش از المیزان بود، هر چند که جایگاه المیزان قابل‌انکار نیست. حوزه علمیه قم عالمان برجسته‌ای در طول حیات با برکت خود تربیت کرده است؛ اما کم بودند کسانی که ابعاد جامعی داشته باشند و علامه طباطبایی در کنار امام خمینی(ره) در ابعاد مختلف سرآمد بود. در روزگار مهجوریت فلسفه اهل فلسفه بود و همان روزگار هم دل در گروی عرفان داشت. 🔹اهمیت مکتب فکری علامه طباطبایی اهمیت محمدحسین طباطبایی به جهت زنده کردن حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع، بعد از دوره دودمان صفویان بوده‌ است. به‌ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی بسنده نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی در این مکتب می‌پردازد. همچنین با انتشار کتب فراوان و تربیت شاگردان، در دوران مواجهه با اندیشه‌های غربی، نظیر مارکسیسم، به اندیشه دینی حیاتی دوباره بخشیده، حتی در نشر آن در مغرب‌زمین نیز می‌کوشد. از دیگر اتفاقات حیات فکری طباطبایی در دوره زندگی در قم، آمدن هانری کربن، از فرانسه به ایران و ملاقات با طباطبایی در قم و تهران است. این ملاقات‌ها که باعث شکل‌گیری حلقه فلسفی مهمی در آن دوران می‌شود، به همت هانری کربن تشکیل شد و بسیاری از فلاسفه بعدی ایران معاصر به همراه کربن نزد طباطبایی به فلسفه‌آموزی و مباحث عمیق فلسفی پرداختند. کربن فیلسوفی هایدگری بود که در پی پرسش‌های بی‌پاسخ خود، در نهایت سر از ایران درآورده بود تا در حضور طباطبایی به‌عنوان فیلسوفی شیعی، پاسخ‌هایی برای پرسش‌های بی‌جواب خود بیابد. خود کربن اذعان داشت که طباطبایی، پاسخ‌های دقیق و قانع‌کننده‌ای به او می‌داده‌است. علامه طباطبایی اولین متفکر دوران معاصر است که به بحث‌های معرفت‌شناسی پرداخته است. او در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم به شبهات مکاتب سوفسطایی، شکاکیت و تجربه‌گرایی افراطی در عدم اعتماد به عقل در دریافت حقیقت پاسخ داده است و فلسفه اسلامی را نظام رئالیستی مبتنی بر عقل‌گرایی معرفی می‌کند. وی همچنین به نقش بی‌بدیل عقل در فهم حقایق دینی توجه دارد و نکات مهمی را در این‌باره متذکر می‌شود. می‌توان گفت علامه در دو جبهه از خردورزی دفاع کرده است، اول: در برابر حس‌گرایی و تجربه‌گرایی افراطی که در غرب به شکاکیت و نسبیت‌گرایی در همه حوزه‌های اعتقادی و اخلاقی منجر شد و دوم: در برابر ظاهرگرایان و اخباریونی که با بی‌اعتبارکردن حجت عقل وحی را نیز بی‌اعتبار کردند و به تعطیلی دین و عقل با هم رسیدند. بررسی موضع علامه موضوع این نوشتار است. 🔹شاگردان علامه علامه طباطبایی شاگردان برجسته‌ای تربیت کردند که بخش زیادی از این شاگردان بعد از انقلاب اسلامی مسوولیت‌های کلان انقلاب را بر دوش گرفتند. آیت‌الله جوادی آملی، آیت‌ﷲ محمد امامی کاشانی، محمد مؤمن قمی، محمد محمدی گیلانی،مصباح یزدی، محمد مفتح و شهید مرتضی مطهری بخشی از این شاگردان مهم علامه هستند که هر کدام نقش مهمی در تحولات جامعه ایران در دهه چهل و پنجاه ایفا کردند. شهید مطهری به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین شاگردان علامه طباطبایی تبدیل به نظریه‌پرداز انقلاب و مورد اعتمادترین فرد امام خمینی(ره) شد. به‌نحوی‌که در بسیاری از تصمیمات دوران انقلاب مؤثر بود. در واقع شهید مطهری در انقلاب اسلامی، امتداد خط فکری علامه طباطبایی است. با اینکه علامه اهل موضع‌گیری‌های تند و صریح سیاسی نبود؛ اما منش و گفتمانی که پایه‌گذاری کرد، درختی را آبیاری کرد که میوه آن درخت، انقلاب اسلامی بود. توجه علامه طباطبایی به فلسفه در روزگاری که مخالفان فلسفه در حوزه قدرت فزاینده‌ای داشتند، از مهم‌ترین نقطه عطف‌های زندگی علمی ایشان است. اما میراث علامه طباطبایی در روزگار کنونی جامعه ما کمتر به نسل جدید و به مخاطب تشنه معارف معرفی شده است. زندگی علمی و فردی علامه این ظرفیت را دارد که به جامعه به‌عنوان یک الگو و نخبه فرهنگی و فکری معرفی و اسوه فعالان این عرصه شود؛ اما متأسفانه این مشکلی است که گریبان کشور ما را گرفته و آن این است که به داشته‌ها و سرمایه‌های خود کم توجه هستیم. این رویه باعث شده که امکان استفاده از این ذخایر علمی، فرهنگی و مذهبی در کشور برای مردم فراهم نشود. باید افسوس و حسرت خورد و آرزو کرد که نامگذاری امروز به نام علامه، تلاشی درخور و مؤثر برای کاستن از این مهجوریت علامه صاحب سبک ما باشد. ⚡️مشاهده متن کامل یادداشت: Mobahesat.ir/24226 🔻🔻🔻 @mobahesat
تاملی در بیانیه مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم ✍️علی محمدی هوشیار «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (سوره بقره، آیه ۴۲) مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، در واکنش به برخی اظهارات اعتقادی جناب آقای شیخ عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است: «این سخنان؛ صرفاً دیدگاه شخصی اوست و مجمع نیز برخی مطالب مطرح‌شده ایشان را غیرقابل قبول و ناسازگار با مبانی فقهی می‌داند. در این بیانیه ضمن تأکید بر حق آزادی بیان، مدارا و گفت‌وگوی علمی بر اساس سیره علما و مراجع را راه اصلاح دانسته است». ۱۴۰۴/۹/۲ در این بیانیه چند نکته اساسی مغفول مانده که لازم است برای روشن شدن موضوع بیان شود: اولاً: آزادی بیان در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران (فصل سوم، اصل بیست‌وچهارم) مشروط به عدم اخلال به مبانی دین و حقوق عمومی است. بیانیه مجمع، بدون توجه به این مرز، تفسیری از آزادی بیان ارائه کرده که عملاً می‌تواند راه سوءاستفاده را باز بگذارد و قیود حقوقی و اعتقادی را بی‌اثر سازد. ثانیاً: سخنان آقای سلیمانی اردستانی، در فضای عمومی، فراتر از طرح یک شبهه بوده و اساس برخی مسلمات و ضروریات مذهب تشیع را انکار کرده است. این موضوع نه اختلاف اجتهادی در فروع، بلکه تعرض مستقیم به اصول اعتقادی است؛ با این حال، متن بیانیه آن را کم‌خطر و حاشیه‌ای جلوه می‌دهد. ثالثاً: بیانیه از یک‌سو مخالفت خود را با برخی مطالب ایشان اعلام می‌کند و از سوی دیگر با تأکید بر دفاع از آزادی بیان، فضای طرح همان مطالب را مطالبه می‌نماید. این «با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» موجب می‌شود موضع مجمع غیرشفاف و حتی سیاسی تلقی شود. رابعاً: مقایسه منتقدان با بزرگان حوزه، مانند شیخ انصاری و آیت‌الله بروجردی، بدون توجه به تفاوت موضوعات، گمراه‌کننده است. آنان در برابر اختلاف‌های فقهی یا رفتاری صبر و مدارا داشتند؛ اما در برابر انکار یا تحریف اصول دین، مرز روشنی می‌گذاشتند و تاریخ گواه این رویکرد است. 🔻🔻🔻 @mobahesat
انجمن تاریخ شفاهی ایران با همکاری مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم برگزار می‌کند پانزدهمین همایش سالانه تاریخ شفاهی با موضوع تاریخ شفاهی فرهنگ و دین زمان: برگزاری همایش: سه‌شنبه ٢٨ بهمن‌ماه ١٤٠٤ آخرین مهلت ارسال مقالات: ٣٠ آذرماه ١٤٠٤ محورهای اصلی مقالات: مبانی و تمایزات نظری چالش‌های روش‌شناختی و اخلاقی تجربه‌زیسته‌ی دین و فرهنگ (مطالعه موردی قم) نهاد دین، کنشگران و تحولات اجتماعی معاصر مطالعات تطبیقی، اقلیت‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها براب اطلاع از ریزمحورها به پوستر مراجعه کنید. ایمیل برای ارسال آثار:iranian.oha@gmail.com اطلاعات بیشتر:09306907094 @irdcqom @markazasnadqom
پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه (قسمت اول: بنیادها) ✒️استاد محمدتقی سبحانی 🔹پدیده جدیدی که از حدود یک‌صد سال پیش حوزه شیعه را با خود درگیر کرد، نفوذ اندیشه‌های سکولار غربی در حاشیه حوزه بود که با عنوان «اصلاح و تجدید فکر دینی»، عملا با بنیادهای تشیع سرناسازگاری گذاشت و برای فقه، کلام، تاریخ و سیاست، نوای دیگری ساز کرد. این پدیده که به طور مشخص از شریعت سنگلجی آغاز شد، سرانجام از طریق نفوذ اندیشه کسروی به حوزه قم، کتاب «اسرار هزارساله» حکمی‌زاده را به بارنشاند. این حرکت البته با مقاومت جدی علمای حوزه و نقدنامه‌هائی چون «کشف الاسرار» امام خمینی(ره) به سرعت از حاشیه حوزه رانده شد. آبشخورهای فلسفی و هرمنوتیکی مغرب زمین که عمدتا از آثار و محافل روشنفکری سروش و شبستری مایه می‌گرفت و سپس‌تر با نوشته‌های مدرسی و کدیور رنگ شیعه‌شناسه به خود گرفت، به ایماژهای ناموزون و انگاره‌های نامیمون از اندیشه شیعه در این نسل دامن زد. 🔹نکته مهم این است که در طول دو دهه گذشته، این حرکت خاموش و خزیده در لایه‌های گوناگون حوزه، با استفاده از کلاس‌ها، نشریات و فضای مجازی در حال اثرگذاری بر ذهن جوانان حوزوی است و تنها هر از چندی است که یکی از اینان با جنجال رسانه‌ای، فضای حوزه و افکار عمومی را پرتلاطم ساخته و از آب گل‌آلود اجتماعی و سیاسی، ماهی خود را شکار می کند.مشکل اصلی این است که این گروه نه به دانش حوزویِ خاصی تعلق دارند و نه با زیست‌بوم معرفت شیعی ربط و نسبت می‌گیرند؛ نه در سرزمین حوزه ریشه دارند و نه در سپهر هویت و تاریخ تشیع، مأوا و سکنائی برگزیده‌اند. اما مشکل بالاتر از این‌ها است، چرا که اینان در دنیای فکر غربی نیز پایه و مایه‌ای ندارند و حتی جرأت اندیشه‌ورزی مستقل و آزاد و برساختن ایده‌ای خودبنیاد هم ندارند و خطر این خط، درست از همین نقطه آغاز می‌شود. 🔹اگر این جریان را «نوسکولاریسم» می‌خوانم، از آن روست که به تجربه دریافته‌ام که هیچ رویّه و رویکرد پایا و پایداری در این جماعت دیده نمی‌شود و سکولاریته آنان را باید نوعی آوارگی فکری و سرگردانی روش‌شناختی و سست‌‌بنیادی در دین و مذهب به شمار آورد. 🔹این اندیشه به جای ساختن، رو به تخریب دارد و به جای پیشنهاد، بر پیشینه‌ها می‌تازد و به جای مسیر روشن، کوره‌راه‌ها را جست‌وجو می‌کند؛ از بحث رویاروی و صراحت در سخن پرهیز دارند و با اصحاب تخصص صحبت نمی‌کنند، حربه آنها طعنه‌زنی و تیر در تاریکی انداختن است و میدان تازش آنها محفل‌ها و مخاطبان بی‌سلاحی است که از ناآگاهی و بی‌پناهی رنج می‌برند. اینان برای تخریب فقه، از عرفان سود می‌برند و برای ویران کردن کلام و حدیث، در پشت فلسفه پنهان می‌شوند اما نه از فلسفه بهره‌ای دارند و نه به مشی عرفان پایبندند. دعوای اصولی و اخباری یا نزاع فیلسوف و تفکیکی برای آنها ابزاری برای تحقیر و تضعیف بنیان‌های حوزوی است. از قرآن‌‌گرائی برای به حاشیه راندن سنت استفاده می‌کنند، اما از قرآن هم تنها بخش‌هائی را می‌پذیرند که با دستاوردهای مدرنیته همسو باشد؛ شعار تقریب می‌دهند ولی معلوم نیست معارف مشترک مسلمانان را در باور خویش استوار کرده باشند؛ جالب است بدانید که اینان بهره‌مندی از علم برای دفاع از دین را برنمی‌تابند ولی تا بتوانند دستاوردهای علمی را به رخ می‌کشند و از آنها برای نقد فقه و کلام و سنت‌های دینی استفاده می‌کنند. از این روست که می‌گویم در این میانه‌ها، این جماعت هرگز به دنبال راهی به رهائی نیستند بلکه ذهن سرگردان آنها در جست‌و‌جوی چاله‌‌ها و چالش‌هاست. 🔹سیاست برای این گروه یک میدان نق‌زنی و چانه‌زنی در مورد اصول و ارزش‌های دینی است، از این رو، جهت‌گیری‌های سیاسی آنها از مبانی فقهی و کلامی شیعی بهره نمی‌برد و آرمانهای آنها به ارزش‌های حوزوی دست نمی‌دهد. دید آنها در دور دست‌های وهم‌انگیز مدرنیته می‌چرخد و مدینه فاضله را در ناکجاآبادهای غرب می‌جویند ولی نسبت به میراث زیرپای خود با احساس حقارت و پستی می‌نگرند، البته به جز آن دسته از میراث که مورد تمجید و تایید ‌غربیان قرار گیرد. در یک کلام، باید گفت که اینان آرمان، برنامه و الگوئی برای آینده حوزه و جامعه شیعه ندارند و از این رو پروژه‌ای برای برساختن پس از فروریختن سنت‌ها نمی شناسند؛ البته به جز برنامه‌هائی که به عنوان مدل‌های انسان‌گرایانه جهانی ترویج و از طریق هژمونی رسانه‌ای برساخت می‌شود. 🔹در قسمت دوم خواهم گفت که این جریان چه «بیم‌‌ها»ئی را برمی‌انگیزد و در نهایت خواهم نوشت که «بایسته‌های» حوزه در مواجهه با این جریان چیست؟ 🔸مشاهده متن کامل یادداشت: https://mobahesat.ir/24519 🔻🔻🔻 @mobahesat
افزونه‌ای بر«پدیده نوسکولاریسم در حوزه‌ علمیه» ✒️استاد محمدتقی سبحانی پس از انتشار یادداشت «پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه»، این نگاشته کوتاه با واکنش‌های مختلفی مواجه شد که در اینجا تلاش می‌شود با روشنگری بیشتر، پاره ای از ابهامات را بزداید: 🔹نوسکولاریسم یک یادداشت است و نه یک مقاله مستند علمی و از این رو نمی‌توان انتظار داشت که به تحلیل‌های زمینه‌ای و ساختاری و ارائه تعریف‌ها و استدلال‌ها بپردازد؛ این یادداشت می‌خواهد از یک حرکت حساس در حوزه علمیه شیعه پرده بردارد و مجال گفت‌وگو بر سر این راه و رویه را بازکند. از این رو، بی آنکه بخواهد به مصادیق مشخص اشاره کند، تلاش می‌کند که ریشه‌ها و پیشینه‌های این جریان را بازنماید و از آن‌جا، به منش و رویکردی که جسته و گریخته در بیان و بنان این گروه نمود می‌یابد، فهرست‌وار اشاره کند. 🔹دسته بندی های سیاسی در ایران را به هیچ روی نباید با رویکردهای فکری و اعتقادی اشتباه گرفت و از این رو، یادداشت یاد شده هرگز به جبهه سیاسی خاصی توجه ندارد. بی‌گمان در هر دو یا چند جریان سیاسی کشور، شخصیت‌هائی با عقاید و اندیشه‌های مختلف می‌توان یافت و بنابراین داوری‌های فکری را کاملا با معیارهای معرفتی و به دور از تعلقات سیاسی باید انجام داد. 🔹نگاشته «نوسکولاریسم» نه تنها باب پرسش‌گری و نقد علمی را در هیچ یک از حوزه‌های معرفتی نمی‌بندد بلکه حوزه‌های علمیه را آشیانه چنین نقد و نظرهائی می‌داند. بنابراین «نو‌سکولاریسم« نه بر هرگونه اصلاح‌گری و تجدیدگرائی، بلکه بر گرایشی که راه به سکولاریسم در معنای امروزین آن می‌برد، اطلاق می گردد. 🔹در مورد نوسکولاریسم حوزوی نیز بیش از آن که در اینجا به دنبال نقد درون‌مایه‌های آن باشیم، به دنبال ربط و نسبت این جریان با نهاد رسمی دین و‌ نشان دادن بدکارکردی‌های آن در جریان رو به رشد تشیع اعتقادی هستم. 🔹از نتایج این بحث، یکی دعوت به شفاف‌سازی مواضع فکری این جماعت و جداسازی حرکت علمی و آکادمیک از حرکت‌های ایذایی و فرصت‌جویانه و‌ تبدیل رویکردهای تخریبی و فرسایشی به یک حرکت تراکمی و تکاملی است. سعی کنیم که به جای ورود در مناقشه بر سر اسامی و عناوین، خصلت‌ها و ویژگی‌ها را روشن کنیم و بگذاریم مصداق‌ها به تدریج از ضمن این کاوش‌ها برون آید و درست و نادرست‌ها در ضمن گفت‌وگوها آشکار شود. 🔸گفته اند که یادداشت بنده به اتهام پراکنی و برچسب‌زنی روی آورده و با ادبیات تند به استقبال سکولاریسم حوزوی رفته است. نخست باید دانست که واژه‌هائی چون «سکولاریسم» یا «روشنفکری» یا «مدرن‌گرائی» هرگز اتهام‌زنی نیست بلکه عناوینی است که صاحبان اصلی این ایده‌ها خود برگزیده‌اند و بدان افتخار می‌کنند و البته هر کدام تعریفی برای آن برگزیده‌اند. این که نوسکولارها در حوزه از چنین عنوانی تحاشی دارند و آن را فحاشی می‌دانند، از همان روست که به دلیل چهره دوگانه نمی‌توانند خود را در آن ساحت مستقر کنند و یا از نمایان شدن بدین نام و نشان می‌گریزند. اما تعابیری چون «آوارگی فکری» و «سردرگمی روش‌شناختی» را به معنای لغوی آن گرفته‌ام و در بالا نیز نشان دادم که چگونه این افراد در میانه مبانی مختلف و در رویاروئی با روش‌ها و رویّه‌های گوناگون، در حال رفت‌وآمد هستند. 🔸در پایان از دوستانی که به جای کلی‌گوئی یا اتهام‌پراکنی، به اصل موضوع وارد می‌شوند و درباره هستی یا چیستی جریان نوسکولاریسم حوزوی سخن می‌گویند، با هر نگاهی که دارند، حرمت می‌گذارم. بسیاری از حاشیه‌ها که به بنده رسید نشان از ناآگاهی نسبت به اصل موضوع که یک امر تخصصی است، داشت و برخی دیگر از همسوئی -هر چند ناآگاهانه - نسبت به رویکرد سکولاریته معاصر خبر می‌داد. مهم نیست که دوستان از چه زاویه‌ای سخن می‌گویند و به چه مرام و آموزه‌ای باور دارند، مهم این است که اگر وارد این میدان می‌شوند، پیشاپیش متن را با دقت بخوانند و به گزاره‌های متن تا اندازه امکان، بدون توجه به گرایش‌ها و حب و بغض‌ها نقض و ابرام کنند. 🔸مشاهده متن کامل یادداشت: https://mobahesat.ir/24528 🔸مشاهده بخش نخست یادداشت: https://mobahesat.ir/24519 🔻🔻🔻 @mobahesat
هدایت شده از احمد اولیایی
«از فتوا تا شبهه؛ آیت الله سیستانی و حق‌الزحمه دولتی امامان جماعت» ✍ اخیر استفتاء و فتوایی از آیت الله سیستانی حفظه الله منتشر شده است که ایشان توصیه فرموده پشت سر ائمه جماعتی که حقوق ماهانه از دولت دریافت می کنند، نماز نخوانند. این پاسخ سبب شده برخی به این گزاره دامن بزنند که عمده ائمه جماعات که در شرکت ها و موسسات نماز می خوانند اینگونه اند و نباید پشت سر آن ها نماز خواند. لذا نکاتی پیرامون این شبهه سازی تقدیم می شود؛ ۱. تمایز بین «استفتاء» و «شبهه‌سازی»؛ استفتاء یک پرسش فقهی شخصی از یک مرجع تقلید برای روشن شدن تکلیف شرعی است اما شبهه نتیجه‌گیری و تعمیمی است که با اهداف سیاسی یا اجتماعی خاصی از این پاسخ استخراج می‌شود. در این مورد، شبهه این است: «پس تمام امامان جماعتی که از دولت (جمهوری اسلامی) حقوق می‌گیرند، فاقد شرط استقلال هستند و نماز پشت سرشان باطل است.» این دو را باید کاملاً از هم جدا کرد. پاسخ آیت‌الله سیستانی به یک سؤال شرعی است، نه یک بیانیه سیاسی برای ایجاد بحران مشروعیت. ۲. سابقه‌دار بودن مسئله (تاریخچه فقهی)؛ مسئله "عامل بودن امام جماعت برای حاکم " یا "اخذ حقوق از بیت‌المال حکومت غیرعادل" در کتب فقهی قدیم و جدید به کرات بحث شده است. این یک موضوع کاملاً فقهی و شناخته‌شده است. بنابراین، پاسخ آیت‌الله سیستانی یک نظر بدیع و انقلابی نیست، بلکه احکامی است که فقها در طول تاریخ برای "امام جماعت" به عنوان یک الگوی معنوی مستقل بیان کرده‌اند. ۳. ماهیت «توصیه‌ای» و «احتیاطی» فتوا؛ کلیدواژه‌ها در پاسخ ایشان مانند «توصیه» نشان می‌دهد که این حکم، یک حرمت قطعی یا موجب بطلان نماز نیست، بلکه یک اقدام احتیاطی برای مقلدین است تا در صحت عبادت خود دچار تردید نشوند. ۴. منصوص‌العله بودن (بیان صریح علت فتوا)؛ آیت‌الله سیستانی به صراحت علت این فتوا را بیان کرده‌اند: «مبادا استقلال خود را از دست بدهد». این "علت" چند ویژگی دارد: کلی است و به یک دولت خاص اشاره ندارد. احتمالی است و با کلمه "مبادا" (یعنی ممکن است چنین شود) بیان شده است. همچنین قابل بررسی است یعنی این یک حکم قطعی برای همه افراد در همه شرایط نیست. اگر مومنی یقین یا اطمینان پیدا کند که امام جماعت، با وجود دریافت حقوق، استقلال فکری و عملی خود را حفظ کرده و در مواضع دینی و اجتماعی خود تسلیم فشارهای دولتی نمی‌شود، یقیناً اشکالی بر نماز‌گزاردن پشت سر او نیست. اینجا "علت" منتفی است. ۵. زمینه و مخاطب استفتاء (فضای بین‌الملل)؛ اساسا آیت الله سیستانی یکی از مهم‌ترین مراجع شیعه است که رویکرد بین المللی دارد. از طرف دیگر، این استفتاء در بستر خاصی مطرح شده است. بعضی افراد و شبکه‌ها و رسانه‌ها این سؤال را برجسته کرده و پاسخ را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که گویی فقط ناظر به جمهوری اسلامی ایران است. در حالی که این حکم، یک قاعده فقهی کلی است و ناظر به هر دولتی در هر کجای جهان است که ممکن است با پرداخت حقوق، بخواهد بر خطبه‌ها، مواضع و عملکرد امام جماعت تأثیر بگذارد. این حکم در مورد عربستان سعودی، بحرین یا هر کشور دیگری نیز صدق می‌کند و اتفاقا می توان گفت فتوای آیت الله بیشتر ناظر به آن دولت هاست. https://eitaa.com/ahmad_olyaei
آموزه‌ای از مناظره آقایان حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی 🔹مناظره صورت گرفته بین آقایان حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی مورد توجه بخش زیادی از جامعه دینی و بویژه طیف‌های رسانه‌ای قرار گرفت. به اعتقاد بسیاری از ناظران، این مناظره مبنای علمی و سطح استدلالات هردو طرف را به خوبی عیان کرد، اگر چه پیش از این نیز از نوع سخنان ارائه شده از سوی هریک از طرفین کاملا مشخص بود.اما نکته قابل توجه و آموزه‌ای این که این مناظره داشت، چگونگی مواجهه‌ی طیفی از جامعه‌ی مدافع تشیع و شریعت بود. شعار و دغدغه‌ی بخشی از جامعه دینی کشور ما شعائر دینی و شیعی است، و ظاهرا هرجائی که حریم مقدس تشیع و اعتقادات آن مورد خدشه قرار گیرد، این افراد به سرعت و با تمام قوا وارد می‌شوند. 🔹در مناظره صورت گرفته اخیر نیز موضوع اصلی بحث مظلومیت حضرت زهرا(س) و تعرض به حریم قدسی ولایت و امیرالمؤمنین بود. چرا که آقای سلیمانی اردستانی اخبار وارد شده در خصوص تعرض به بیت حضرت زهرا را زیرسوال برده بود و جناب آقای کاشانی تلاش کرد با مدارک و مستندات تاریخی این شبهات را پاسخ دهد.قاعدتا این مناظره و تلاش جناب آقای کاشانی باید مورد حمایت و تقدیر طیفی قرار گیرد که در فضای کنونی به عنوان «ولائی‌ها» یا «تبرائی‌ها» شناخته می‌شوند. اما با شگفتی تمام هیچ حمایتی از آنها مشاهده نشد و در سکوتی مطلق ترجیح دادند ناظر باشند. اگر چه برخی نیز به شکل‌های خاصی حتی طعنه‌هایی به آقای کاشانی زده‌اند. 🔹حال این سوال جدی مطرح است که اگر فقط حریم تشیع و اهل‌بیت خط قرمز این جماعت است، چرا هیچ حرکت و حمایتی از سوی آنها دیده نشد؟ آیا غیر از این است که آقای کاشانی در عین اینکه دغدغه‌های دفاع از حریم ولایت و تشیع را دارند، فردی انقلابی و حامی نظام است؟ 🔹چگونه است که این گروه‌ها تاکید دارند که نباید مسائل سیاسی و حاکمیتی را در امور دینی دخالت داد، اما به هنگامه‌ی معرکه و دفاع از حریم تشیع دقیقا همین معیار را دخالت داده و به صرف علايق سیاسی این مدافع ولایت، از هرگونه حمایت و تقدیر اجتناب کردند؟ برای نخستین بار نیست که این رفتارهای متناقض با مبانی بیان شده مشاهده می‌شود اما آموزه‌ی خوبی است برای اینکه صداقت و فهم صحیح دفاع از حریم تشیع این جماعت عیان شود. اگرچه آموزه‌ی بیان شده فقط محدود به گروه خاصی نیست و چه‌بسا در آینده و آن سوی دیگر نیز برای حامیان نظام و انقلاب پیش آید. 🔻🔻🔻 @mobahesat
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فرهنگ حدیث خوانی... 🔺 وظیفه حوزه های علمیه نسبت به حدیث خوانی... 🎙 آیت‌الله سیّد محمّد حسینی زنجانی مشاهده فیلم کامل گفت‌وگو: https://www.aparat.com/v/4BtS1 🔻🔻🔻 @mobahesat