میام برات دو خط دلی بنویسم؛
هی مینویسم، هی پاک میکنم!
تهش بهاین میرسمکه...
وصفِحالم دیگه تو کلمات نمیگنجه
مادر جان؛
-گردنبگیر بیکس و کاریِ منو...💔
'مُـــبتلــا'
زدنتخانُم... گریونهحسنتخانُم😭؛
منسراغ هرکسیرفتم دلمرا زد شکست
غالباً اینلحظهها مادر بهدادم میرسد..
'مُـــبتلــا'
کاشامشب برایما با همونسوز دعاکنی: «وَ اَلحِقنا بِهِم وَ ارزُقنَا الشَّهادَةَ فِی سَبیلِکَ یا مَول
زُلمیزنم بهاین عکس...
و زمزمه میکنم؛
-کجــاییـــد اِی شهیـــدان ِ خُــدایــــی💔