eitaa logo
نوشته های مجتبی فرهنگ
240 دنبال‌کننده
42 عکس
4 ویدیو
5 فایل
مجتبی فرهنگ (محقق و نویسنده ی مسائل فرهنگ بنیان) (مدیر میکرورسانه حکمرانی فرهنگی و کنشگری) جهت ارتباط: @mojtaba_farhang
مشاهده در ایتا
دانلود
💢انتشار برای نخستین بار ✍️سید مصطفی مدرس مصلی 🔺سنخ های استنباط از بیانات رهبری سنخ های استنباط از بیانات رهبری دارای چهار رویکرد می باشد ۱ـ رویکرد تبویبی در این رویکرد، با سرچ کلیدواژه ای بیانات رهبری ذیل یک مفهوم یا یک عبارت استخراج میشود. بخش «چکیده» Khamenei.ir چنین کاری رو انجام میدهد. طبیعتاً روی مفاهیم و عباراتی که تکرارپذیری بیشتری داشتند، این کار انجام میشود. شبیه کار محدثان شیعه در مواجهه با احادیث ائمه هست که سعی می کردند تبویب کنند. این رویکرد لازم و ضروری هست و جا داره از حوزه مفاهیم و عبارات به جملات و گزاره ها هم کشیده شود. ۲ـ رویکرد نظام واره‌سازی در این رویکرد، سعی میشود با کمک گرفتن از روش های تحقیق های کیفی یا غیرروشمند بیانات رهبری کدگذاری از بیانات صورت گیرد و طی چند مرحله کدگذاری و ادغام یک مدل مفهومی، یک نظام واره استخراج شود. این رویکرد چند سالی اس که از آن استقبال میشود؛ منتها فرآیند تبدیل کدها به مدل مفهومی، با ابهاماتی روبه رو هست و اغلب مدل ذهنی پژوهشگرهست تا مدل مفهومی بیانات رهبری ولی اصل کار ضروری و لازم هست. ۳. رویکرد تاریخی یکی از خلاهایی که رویکرد نظام‌واره‌ای متعارف دارد، عدم توجه به «روند تاریخی» بیانات رهبری هست. اینکه یک مفهوم در دهه‌های مختلف چه بار معنایی داشته و طی دهه های مختلف با چه تبیینی مطرح شده است. اینکه دیدگاه «شخص رهبری» به عنوان شخصیت و اندیشمندی که در روند تاریخی انقلاب، در حال تطور یا تکامل یا اصلاح هست، اغلب در دو رویکرد قبلی ازآن غفلت می شود. کمتر پژوهشی داریم که با این رویکرد دیدگاه رهبری را در یک مسئله بررسی کرده باشند.این رویکرد، غیر از بیانات، به پس زمینه های تاریخی اجتماعی جمهوری اسلامی هم باید توجّه داشته باشد. ۴ـ رویکرد معادله‌سازی یا نقشه‌سازی‌ این رویکرد که مطالبه‌ و نیاز عرصه حکمرانی و سیاست‌گذاری و اداره کشور هست، قصد استخراج «معادله» یا «چگونگی» مدیریت و سرپرستی انقلاب و عرصه‌های مختلف توسط رهبری را دارد. این رویکرد باید از تمامی سه رویکرد قبلی بهره ببره، علاوه بر ان ها، از «اقوال» رهبری فراتر بره و «افعال» رهبری را هم مشاهده کند. اینجا دیگه سرچ در سایت رهبری کفایت نمیکند و خرد سیاسی و عملی ناگفته رهبری که بعضاً در نگفته ها و نکرده های ایشون و ... وجود دارد را باید فهم کرد. در اینجا قدری فهم رهبری سخت خواهدشد و روش تحقیق کفایت نمیکند و به میزان درک موقعیت و افعال رهبری، امکان صورت‌بندی پیدا میکند. چنین حوصله و دقتی را بنده تا حالا ندیدم کسی در مواجهه با بیانات رهبری داشته باشد! در نهایت باید ابراز کرد اغلب پیشنهاداتی که دارد به دستگاه های اجرایی کشور داده میشود، از رویکرد اوّل یا دوّم بوده است. ▪️جهت شادی روح آن عزیز سفر کرده یک صلوات مرحمت کنید ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷پیش نیازهای جبهه سازی ●آرایش های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ✍️مجتبی فرهنگ ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
نوشته های مجتبی فرهنگ
🏷پیش نیازهای جبهه سازی ●آرایش های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ✍️مجتبی فرهنگ #جبهه_سازی ˇˇ🌿@mogtaba_
🏷پیش نیازهای جبهه سازی ○نهاد سازی علمی ●رهبر انقلاب در برهه های مختلف آرایش های انسانی مختلفی را در دهه های مختلف بیان کرده اند. مفهوم جبهه سازی وقتی از آن سخن گفته می شود آیا این مفهوم در اندیشه رهبر انقلاب دارای حدوث است یا اینکه یک مفهوم تاریخی و دارای تطور است؟ ●از نگاه های نخبگانی هنوز تباین یا تطورات این مفاهیم اجتماعی مشخص نشده است، ایا حلقه های میانی همان حزب جمهوری اسلامی دهه 1400 است یا دارای کارکرد متفاوتی است؟ایا از اتصال شبکه ها به جبهه می رسیم یا اینکه کم و زیاد های دیگری باید صورت پذیرد؟ ضعف در شناخت این مفهوم های اجتماعی سبب می شود که در دیدارهایی رهبر انقلاب از ادبیات جبهه نساختید یا اینکه ظرفیت های مردمی را فعال نکردید سخن به میان بیاورند و با حاشیه رفتن نهاد علمی سبب به خطا رفتن مقصود عملیات شویم. ●ایشان در این باره می فرمایند: « یکی از چیزهایی که در هر حرکت عمومی و در هر نهضت لازم است که براساس تفکرات و مبانی پایه این نهضت و این جریان هم بایستی «واژه‌سازی» بشود هم بایستی «نهادسازی»بشود. وقتی یک فکر جدید مثل فکر حکومت اسلامی و نظام اسلامی و بیداری اسلامی مطرح می‌شود،مفاهیم جدیدی را در جامعه القا می کنند لذا این حرکت و این نهضت باید واژه‌های متناسب خودش را دارا باشد اگرازواژه‌های بیگانه وام گرفت فضا آشفته خواهد شد.» 22/7/90 ○گسترش روح اشتراک ●عدول از مالکیت و فرعونیت سبب می شود که اشتراک گذاری ها بدون انانیت و توقعات باشد. جبهه مسلمین در عرصه فرهنگی همانند جبهه دفاع مقدس دارای روابط منسجم ایمانی و روح انفاق است. در امر جبهه سازی گویی تصور می شود بین سازمان های فرهنگی به علت اهداف سیاسی و لوگوی برنامه ها، روح منیت نمی گذارد که با یکدیگر عمل مشترکی را انجام دهند اما از طرفی دیگر جبهه سازی در فضای نهضتی و مردمی سهل الوصول تر خواهد بود. ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷منظومه فکری مولد و کارکرد تعمیم خلاق ✍️مجتبی فرهنگ مقام معظم رهبری در ابلاغ سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» فرمودند: 🔺ایران اسلامی با استعدادهای سرشار معنوی و مادی و ذخائر و منابع غنی و متنوع و زیرساخت‌های گسترده و مهم‌تر از همه، برخورداری از نیروی انسانی متعهد و کارآمد و دارای عزم راسخ برای پیشرفت، اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند نه تنها بر همه‌ مشکلات اقتصادی فائق می‌آید و دشمن را که با تحمیل یک جنگ اقتصادی تمام عیار در برابر این ملت بزرگ صف‌آرایی کرده، به شکست و عقب‌نشینی وا می‌دارد، بلکه خواهد توانست در جهانی که مخاطرات و بی‌اطمینانی‌های ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحران‌های مالی، اقتصادی، سیاسی و ... در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاوردهای کشور در زمینه‌های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی و سند چشم‌انداز بیست ساله، اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون‌زا و برون‌گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگوئی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد. 🔺تقریر ●مکتب اسلام ناب محمدی دارای نظام های مختلفی برای شئون جامعه بشری در اعصار مختلف زمانه تاریخی است. آن چیزی که مهم است توجه به این مسئله است که مکتب اسلام به صورت بالقوه دارای الگوهای کلان و راهبردی برای جوامع بشری است اما بایستی این الگو ها براساس «نیازهای اکنونی» تولید شود که رهبری در این ابلاغیه خود اشاره ای به دوگانگی «نظام» و «الگو» داشته اند. ●در کتاب مرآت انقلاب امده است که: نظام مولد نخست اجزای ابتدایی (گزاره‌های اندیشه) را تبیین می‌کند و سپس با وصف تباین و جدایی آن‌ها از یکدیگر، آن‌ها را ترکیب می‌کند و درهم می‌آمیزد؛ درنتیجه علاوه بر فواید جداگانه‌ای که هریک از اجزا دارند، فواید تازه‌ای را به وجود می‌آورد. ●توضیح این موضوع به این نحو است که بازافرینی نظریات اجتماعی رهبری براساس محکمات و بینات صریح ایشان رخ می دهد و مسائل اقتضایی روز از طریق صورت بندی اندیشه های ایشان به نحو نو مکتبی عرضه می شود که میتوان آنرا تعمیم خلاق نامید. منظومه فکری مولد همان بیان نومکتبی و تولید اندیشه رهبران انقلاب در موقعیت های مختلف جامعه است که میتوان آنرا عالیترین روش خوانش اندیشه رهبران انقلاب دانست.بازافرینی الگوهای عینی براساس اندیشه رهبری نیازمند مجهز شدن به توانایی «منظومه مولدی» است که «توانایی حل مسئله» را به امت می دهد. ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷فرهنگ و تمدن ✍️مجتبی فرهنگ ●ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن، تمدن ها را به صورت کلی مشمول بر یک نظم اجتماعی می داند که در نتیجه ی آن خلاقیت فرهنگی وجود و جریان می یابد. وی تمدن ها را شامل ارکان ذیل می داند: سنن اخلاقی سازمان سیاسی پیش بینی و احتیاط عمر اقتصادی کوشش در راه معرفت و بسط هنری ●نقدی که بر این ارکان وجود دارد این است که ایا همه خلاقیت های فرهنگی دارای شناسنامه ای متفاوت می باشد یا اینکه بایستی از عالَم خلاقیت های فرهنگی سخن به میان آورد؟ ●مقام معظم رهبری تمدن اسلامی را شامل چهار رکن می دانند که بنای این تمدن بر آن ها نهادینه می شود: توحید عبودیت سبک زندگی کرامت انسانی ●تمدن دارای وجه هویتی می باشد و چیستی این تمدن را هویت او مشخص می کند. این هویت دارای وجوه فرهنگی و نرم افزاری است به عبارتی فرهنگ، هویت ساز تمدن بوده و کیستی و عامل سازنده تمدن ها؛ فرهنگ است که استنادهایی همچون:«همجنس گرایی تمدن غرب را نابود خواهد کرد» نشانگر و تصریح کننده این موضوع است. گویی فرهنگ ضلع قهری تمدن است و تمدن منهای فرهنگ به معنای امپراطوری است پس مقام فرهنگ را میتوانیم یک مقام تکوین و حفظ تمدن ها برشمرد. ●این موضوع قابل بحث است که ارتباط بین مفاهیمی همچون: مدینه، امت، ملت، تمدن و ... اگر تمایز یابد در رهنمودسازی به مسائل تمدنی مارا کمک خواهد کرد. این یادداشت تقریری از کرسی علمی- ترویجی اوصاف اجتماع تمدنی در خوانش هویت اندیشانه می باشد ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷اوصاف اجتماعِ تمدنی ✍️مجتبی فرهنگ ●در دیدار اخیر تمدن پژوهان با مقام معظم رهبری، یکی از اشکالاتی که ایشان به ارائه اساتید حاضر در جلسه مطرح کردند این موضوع بوده است که این تعاریف، شاخصه های پیشینی تمدن می باشد و در لایه دولت، ملت و جامعه مباحث مطرح شده است و سخن تمدنی به میان گذاشته نشده است و آن تصویر سازی از مقصد تمدنی، افقی دیگری بوده است.این مسئله بیانگر این است که بایستی در باب مفهومِ تمدن تفکر کرد و ابعاد آنرا مشخص نمود. ●در علوم اجتماعی روش مطالعه هر مبحثی را میتوانیم به صورت پیشینی و پسینی تقسیم کرد. در رویکرد پیشینی قبل از عینی شدن هر مفهوم به پردازشگری آن می پردازیم اما در روش پسینی بعد از وقوع عینیات، مفهوم پردازی صورت می گیرد. تعدد و سختیِ تعاریف در علوم اجتماعی، یکی از علت های آن به انتزاعی بودن این نوع از مفاهیم برمی گردد و هرچه مفاهیم کلان تر و دارای خویشان بیشتری باشد، اغتشاش تفاسیر آن بیشتر خواهد بود. از منطق های مطالعه در علوم اجتماعی تعاریف سه گانه مفهومی، ابعادی و عملیاتی است که در تعاریف ابعادی لایه های یک موضوع شناخته می شود و در تعاریف عملیاتی شاخصه ها، گویه ها و معرف ها بیان میشود. ●تمدن با توجه به اینکه دارای عینیت تاریخی و معاصر می باشد میتوانیم آنرا با روش های پسینی مطالعه کرد هرچند در شناخت آن دارای اختلاف نظر ها و بن بست هایی می باشیم. در ابتدا باید اذعان کرد که تمدن ها تشکیکی و ذو مراتب هستند یعنی دارای شدت و غلظت بوده و مرزها و گام های آن مثل انقلاب دقیق نیست. بیشتر تمدن ها دارای هویت امپراطوری می باشند یعنی سیاست و نظامی گری در آن غلبه دارد برخلاف تمدن اسلامی که هویت فکری و فرهنگی دارد و همین موضوع باعث شده است که عمر تمدن ها که معمولا 350 سال می باشد، عمر این تمدنِ الگو، 5 قرن باشد. ●در مطالعات تمدن سازی میتوانیم از روش مهندسی معکوس استفاده نماییم چراکه هنگامی که ذهن به مسئله انحطاط تمدن ها فکر می کند بدنبال این است که اجزای و کلیاتی که از یک تمدن جدا شده و منجر به کجروی و کج اندیشی او شده است را شناسایی کنیم تا بتوانیم از این تنبهات برای پیشگیری از زائل شدن تمدن ها جلوگیری و استفاده نماییم. 🔺شاخصه های اجتماعات تمدنی ۱ـ گستره جغرافیا ●شهید مطهری گستره تمدن اسلامی را اندلس، عراق و مصر بیان کرده اند. به عبارتی جغرافیای یک تمدن دیگر یک دولت مقتدر و یک کشور نیست. مرزهای هر تمدنی دارای یک ژئوپلوتیک هویتی است. ۲ـ اجتماع بزرگ ●تمدن ها سازنده و پردازنده نظام های اجتماعی کلان هستند و به صورت تدریجی در واحد مقیاس های قرن شکل پایدار می گیرند. تمدن اسلامی در نیمه دوم هجری صورت بندی شد اما بنای ان توسط پیامبراکرم(ص) در مدینه گذاشته شد که بعد از چند قرن، فراگیری زیادی در مقیاس اجتماعی را صورت داد. ۳. تمایز هویتی ●مشاهدات تمدنی برخلاف مشاهدات دولت ها، کاملا متفاوت و محسوس است مثل پیاده روی اربعین که برخلاف سایر پیاده روی های دیگر می باشد. باید به این موضوع اشاره کرد که اربعین خود یک راهپیمایی تمدنی است چراکه با تکثر قومیت، زبان، کشورها و ... دارای یک همگونی معنایی و هویت مشترک کلان می باشد و در عین اختلاف ها روح کلی بر آن حاکم است. این یادداشت تقریری از کرسی علمی- ترویجی اوصاف اجتماع تمدنی در خوانش هویت اندیشانه می باشد ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🔰بررسی جریان خلاقیت فرهنگی و اجتماعی در کشور ✍️خروجی ها، زیرساخت ها، اهم اقدامات 🔰نکات نمودار جریان خلاقیت فرهنگی و اجتماعی در کشور ✍️مجتبی فرهنگ 🔸خروجی های اقدامات فرهنگی و اجتماعی بایستی براساس یک زیرساخت صحیح و متناسب طراحی شود برای مثال: ایا واقعا «نواوری اجتماعی و حل مسایل مردمی» در بستر و زیرساخت «شتاب دهنده ها» رخ می دهد یا باید به فکر زیرساخت دقیق تری برای آن باشیم؟ 🔸تحول و رسیدن به نقطه مطلوب در حوزه مسایل فرهنگی و اجتماعی فقط در گرو زیرساخت های مذکور نیست بلکه باید به تناسب بوم کشور باید به زیرساخت های برخاسته از «زیست بوم کشور» فکر کنیم و در لایه طراحی آنها بر آییم. 🔸امروزه شاهد این هستیم که جریان نواوری فرهنگی و اجتماعی در کشور دارای گفتمان هایی همچون: «نواوری اجتماعی»، «کسب و کار فرهنگی»، «پیشرفت منطقه ای» «مساله شناسی» را یدک میکشد. ایا اساسا تضارب این دانش ها با یکدیگر امری صحیح است؟ 🔸غالب فعالیت های فرهنگی و اجتماعی کسب و کار پذیر نیست و بالاجبار با طراحی پلن های درآمدی توسط مراکز مذکور باعث طراحی خروجی های نامطلوب می شوند که در ادبیات ان ها مشتریانی حاضر نیستند برای آن اسکناسی خرج کنند. در حالی اگر آن نواوری اگر به صورت غیر بیزینسی اجرا می گشت تاثیرات به سزای بیشتری می داشت. ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷روش تولید الگوی فرهنگ‌سازی تمدنی ✍️مجتبی فرهنگ ●فرهنگ هویت تمدن اسلامی است و کیستی او را می‌سازد و اگر به دنبال تغییرات فرهنگی هستیم این موضوع در امتداد و افق تمدنی است هرچند گاهی اوقات این تغییرات چیزی جز لهویات و بازیچه‌های فرهنگی نخواهد بود. هنگامی که سخن از تحول فرهنگی به میان می‌آید به دنبال اثرگذاری فرهنگی هستیم؛ یعنی در ساحت فرهنگ عمومی، تخصصی، دینی و انقلابی میخواهیم رفتار، ارزش، اداب، عادات، گفتار و مصارف را می خواهیم تغییر دهیم و نرم افزار تمدنی جامعه را تغییر دهیم. ●هر تحول فرهنگی مستلزم داشتن نظریه و الگوی فرهنگی است و در مقام تکوین بایستی تبیین شود که این الگو و نظریه از کجا اخذ می‌شود و دارای چه ارکانی است؟ آیا امتداد اجتماعی فلسفه اسلامی ما را به این پاسخ می‌رساند یا اینکه تراث دینی امکان حل مسئله را برای امور مستحدثه کنونی فراهم می‌سازد؟ ابعاد و لایه های اجرای این الگو، نگاشت‌های نهادی، حرکت به‌سوی شاخص‌گذاری‌های تمدنی یا چیز دیگری است؟ و در نهایت انبوهی از این روش‌ها کدام‌یک تحولات تمدنی‌تری را ایجاد می‌کند؟ ●از میان تمام پاسخ‌هایی که می‌توانیم به این سؤال دهیم یکی از پاسخ‌های آن، «استخراج دانش ضمنی» است. عمل یکی از منشأهای تولید علم است و عامل می‌تواند خود عالِم باشد. حضرت علامه طباطبایی(رض) در المیزان در مورد رابطه بین علم و عمل آن را به‌صورت تسلسل می‌بینند به‌گونه‌ای که اعمال صالحه، مولود علم هستند و به‌کارگیری علم در مقام عمل، مولود علم دیگری است. ●اینکه از آقای بهجت(رض) می‌پرسند دستورالعملی را بفرمائید و ایشان در پاسخ می‌گویند که آن چیزی را که می‌دانید عمل کنید؛ ناظر به همین قضیه است که انجام دستورالعمل‌ها در مقام عمل، خود رهنمودساز به طریقی است. این مسئله همان، جایگاه وحی به عنوان یکی از منابع تولید علم است. اتصال به عالم ملکوت از طریق اعتقادات کامله و اعمال صالحه رخ خواهد داد و محور این مسیر مبارزه با نفس و ولایت است. ●با این مقدمه باید میتوان گفت که انقلاب اسلامی، بستر زمینه ساز و کشتزاری برای خلق عمل و اتصال به عالم ملکوت است. این بستر توانایی و امکان تولد الگوها را دارد و از دل نظام های اجتماعی میتوانیم غلیان علوم ها را تولید نمائیم.اگر بتوانیم زبان انقلاب اسلامی را در ساحت های اجتماعی ترجمه کنیم و پدیده های پرتکرار یک موضوع و مسئله را صورت بندی کنیم، خواهیم توانست الگو های مدیریتی برای ساحات مختلف تولید کرده و به ایده ی ساخت «دانشگاه انقلاب اسلامی» نائل شویم. ●اینگونه بنظر می رسد که الگوی طراحی عملیات در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی دارای صورت هفتگانه: مسئله ها، نقش ها، پیام ها، قالب ها، زنجیره ها، اثرها و برآوردها می باشد که در صورت مجال به آن گریزهایی خواهیم داشت. ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷عامل وحدت در جبهه سازی ✍️مجتبی فرهنگ ●یکی از پرسش کانونی این است که الگوی مطلوب برای جبهه سازی چه الگویی است؟ به تعبیر دیگر عنصر وحدت‌بخش به کثرت های انسانی چیست؟ آیا عمل مشترک و مشابه، برای تأمین این وحدت کافی است؟ آیا زمان و تاریخ مشترک یا مکان و جغرافیای مشترک، می‌توانند تأمین‌کننده این وحدت باشد؟آیا مقصد و مقصود مشابه باید محور وحدت باشد، یا مبنا و مبدأ مشابه باید محور قرار گیرد؟ یا باید وحدت در قلمرو موضوعی و وحدت در ساختار تشکیلاتی آن را محور قرار دهیم؟ ●در پاسخ اجمالی باید گفت پاسخ همه این سؤالات منفی است. هیچ‌کدام از این مؤلفه‌ها، عنصر کانونی تأمین‌کننده الگوی وحدت در جبهه سازی و محور وحدت در تشکیل گروه‌های انسانی نیست. آن عنصری که در نقطه کانونی، تأمین‌کننده یکپارچگی و وحدت لازم برای تبدیل کثرات اجزاء و اعضاء به جمع واحد می‌باشد، عبارت است از «طرح کلان واحد و مشترک» که دغدغه تمامی اعضای جبهه می‌باشد. کانونی‌ترین عنصری است که کثرات انسانی را حول محور خود، به جمع واحد تبدیل می‌کند همین طرح مشترک اعضا می‌باشد که موجب می‌گردد عمل و اراده افراد را بر آن متفق و متحد شود. ●مهم‌ترین عنصری که از عنصر طرح کلان واحد و مشترک تولید می‌گردد و کثرت همه عناصر دیگر را به وحدت می‌رساند اصل «مکملیت» است تا وقتی طرح کلان واحد و مشترک طراحی نشود «انفصال» و «استقلال» همه عناصر دیگر محفوظ است. با وجود طرح کلان واحد و مشترک اصل «اتصال» و «مکملیت» میان همه عناصر کثیر، به وحدت و یکپارچگی منجر می‌گردد. ●هر جبهه از جنس نهاد است نه سازمان؛ و ویژگی اصلی نهاد، داشتن آرمان مشترک است از همین رو وجود بینش، عقیده و مبانی نظری مشترک به‌عنوان محور اصلی بین مجموعه‌های شبکه مهم می‌باشد لذا مجموعه‌هایی که فاقد فرصت و اهداف مشترک باشند، از مزایای مدل جبهه‌ای بهره چندانی نخواهند برد. ●اما طرح کلان واحد و مشترک چیست؟ مقصود از طرح کلان این نیست که یک طراحی ذهنی در فضای انتزاعی صورت پذیرد یا یک طراحی روی کاغذ ترسیم شود، بلکه مقصود آن است که با تعیین دقیق یک نقطه یا طیفی از نقاط به‌عنوان هدف و مقصود طبق یک برنامه‌ریزی فازبندی شده و مرحله‌ای رخ دهد؛ بنابراین مقصود از طرح کلان یک طراحی توأمان در ساحت ذهنیت و عینیت می‌باشد و لزوماً باید ماهیت انضمامی داشته باشد و به صورت جمعی نگارش شود. ●جبهه سازی ناظر به هر موضوعات و یا قالبی میتواند رخ دهد و امکانات جبهه سازی در بعضی حوزه ها مثل رسانه به علت تکثر کنشگران و تکانه های مختلف سخت تر می باشد. آنچه که در این باره نیاز است اگر بنا به جبهه سازی در مسئله کتاب، تئاتر، سینما و سایر حوزه ها داریم بایستی نظام مسائل، نقشه وضعیت و اطلس کنشگران آن حوزه مشخص باشد و دارای سطوح ساختاری و چارتی باشد. ●براساس نظریات مقام معظم رهبری قرارگاه مساوی ستاد جبهه است که دارای مرکزیت فکری است و با واحدهایی که از خودش نیست عملیات میکند. ●پ.ن عنصر جبهه سازی نباید کنشگر شود چراکه توان سازماندهی را از دست می دهد. عنصر جبهه ساز باید دارای مقبولیت و کاریزما باشد تا توان جمع کردن مجموعه های مختلف را در قرارگاه داشته باشد. ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷ویژگی های نظام فکری رهبران انقلاب 🖊مجتبی فرهنگ ●سلیسِ مفهوم بنیان رهبران انقلاب بدلیل رسالت گفتمان سازی سخن آنان سلیس و روان است یعنی عامه فهم بوده و برای عموم توده های مردمی قابل درک است. از طرف دیگر متفکر مفهوم پرداز هستند یعنی مقامِ توضیحاتیِ معرفتی خودشان را در قالب یک کلام مفهوم بنیان ارائه میدهند برای مثال ادبیات تهاجم فرهنگی بیانگر یک صف آرایی هویتی است که تمایز و نبرد تمدنی خود را با بقیه می خواهد مشخص کند. ●تبلورِ تطورات رهبران انقلاب مثل هر متفکری دارای تطورات اندیشه ای می باشند و فاقد هر گونه اتصاف تشکیکی در تاریخ اندیشگانی خود می باشند یعنی نمیتوانیم تقسیمی از خمینی پاریس یا خمینی تهران ارائه داد. شهید مطهری شاگرد مکتب امام، ایشان گواه بر این موضوع داشته اند که از زمانی که قلم به دست گرفته اند: کلامشان تعمیق شده است اما تغییر نکرده است. این مسئله به خاطر داشتن محوریت و روح اندیشه در شخص می باشد که دگردیسی شامل حال او نمی شود بلکه اندیشه وی تبلور می یابد. ●شاکله مندی اقیانوس بی کران رهبران انقلاب برای همه قابل استفاده است اما برای نشر مدل سازی از اندیشه آنان باید به طیف شناسی و رتبه بندی آثار روی آورد. تولیدات پژوهشی در حوزه اندیشه رهبران انقلاب دارای درجات مناسبتی، گزاره فکری، منشورفکری، منظومه فکری و تعلیقه نویسی می باشد. امروزه نیازمند دستگاه گفتمان سازی می باشیم که شاکله اصلی اندیشه رهبران انقلاب که همان منظومه فکری آنان می باشد، استخراج کرده و خروجی ساخت انسانِ مکتبِ امامی رقم بزند. در این راستا نیاز به روش، نظریه، الگو، فناوری ترویج می باشیم. مسئولیت این اقدام را در کشور چه کسی یا چه دستگاهی برعهده گرفته است؟ گفتنی است سنجه های چاپ کتاب و مقاله در حوزه اندیشه رهبران انقلاب تاکنون: -۱۵۰۰ کتاب فارسی با چاپ اول -۷۰۰ کتاب چاپ دومی به بالا (کتاب انسان ۲۵۰ به چاپ شصتم و تیراژ ۲۰۰ هزار عدد رسیده است) -۸۹۰ مقاله فارسی -۶۰۰ اثر خارجی -۷۰۰ پایان نامه داخلی نشر داده شده است که عموم این آثار دارای ایرادات روشی، تبویبی، نمایه ای، چینشی و کلی می باشد.این مسئله به این علت است که صورت بندی و منطق استدلال پذیری از خوانش بیانات رهبری تا کنون مورد بحث قرار نگرفته است یعنی روش شناسی در حوزه اندیشه رهبران انقلاب تا کنون دغدغه پژوهشگران این عرصه نبوده است. هرچند کتاب مرآت انقلاب یا کتاب روش تحلیل منظومه ای پاسخی بر این دغدغه بوده است اما نیازمند آثار متنوع و کرسی های زیادی می باشیم. ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷اثرگذاری انیمیشن بر جان کودکان ✍️مجتبی فرهنگ ●امروزه وﺳﺎﯾﻞ ارﺗﺒﺎط ﺟﻤﻌﯽ اﻓﺰون ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺗﮑﻤﯿﻠﯽ ﻣﺪرﺳﻪ ﻫﺎ و داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ، ﺑﺪون هیچ ﻣﺤﺪودﯾﺖ زﻣﺎﻧﯽ، ﻣﮑﺎﻧﯽ، ﺳﻨﯽ، و ﺟﻨسی، آﻣﻮزش اﻧﺴﺎن ﻫﺎ در ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺑﺮﻋﻬﺪه دارﻧﺪ.ازآﻧﺠﺎﮐﻪ ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺳﻦ ﮐﻢ ﺧﻮد، ﺗﺠﺮﺑﻪ و ﺗﻌﺎﻣﻞ ﮐﻤﺘﺮی ﺑﺎ دﻧﯿﺎی واﻗﻌﯽ دارﻧﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺷﺄن آﻣﻮزﺷﯽ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ، ﺑﻪ وﯾﮋه آﻣﻮزش ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ آن ﻫﺎ، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اراﺋﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮﻫﺎ و ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ از دﻧﯿﺎی واﻗﻌﯽ در ﻣﻮرد اﯾﻦ ﻗﺸﺮ، ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ. ●اﻣﺮوزه ﮐﻮدﮐﺎن ﺑﻪ ﻣﯿﺰان زﯾﺎدی ﺑﺎ اﻧﻮاع ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن رﺳﺎﻧﻪ ﺳﺮوﮐﺎر دارﻧﺪ و ﻣﻄﺎﻟﺐ زﯾﺎدی از آن ﯾﺎد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ و رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ و شخصیت ﻫﺎی رﺳﺎﻧﻪ ای ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻫﻤﺪم و دوﺳﺖ آن ﻫﺎ ﺷﺪه اﻧﺪ. ﮐﻮدﮐﺎن از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن اﻃﻼﻋﺎت ﺑﺴﯿﺎری درﺑﺎره ﻣﺮدم، ﺷﯿﻮه ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ آن ﻫﺎ، ﭘﺪﯾﺪه ﻫﺎ، و رﺧﺪادﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن درﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. آن ﻫﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮای ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﺑﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن روی ﻧﻤﯽ آورﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ در ﺗﻼش ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﻣﻮزﻧﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ واﮐﻨﺶ دﯾﮕﺮان در ﺑﺮاﺑﺮ آن ﻫﺎ، ﻣﻄﻠﻮب ﺑﺎﺷﺪ و در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ. ●ﺑﻪ ﻃﻮرﮐﻠﯽ ﻣﯽ ﺗﻮان دو ﺟﻨﺒﻪ رﺷﺪ در ذﻫﻦ ﮐﻮدک ﺗﺸﺨﯿﺺ داد؛ در ﯾﮏ ﺳﻮ ﭼﯿﺰی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮان آن را ﺟﻨﺒﻪ روان ﺷﻨﺎﺳﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ رﺷﺪ ﻧﺎﻣﯿﺪ و آن ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از آﻧﭽﻪ ﮐﻮدک از ﺧﺎرج و از ﻃﺮﯾﻖ ﺧﺎﻧﻮاده، ﻣﺪرﺳﻪ، و اﻧﺘﻘﺎل ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﮐﺴﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، و در ﺳﻮی دﯾﮕﺮ، رﺷﺪ دﯾﮕﺮی وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﻧﻮﻋﯽ رﺷﺪ ﺧﻮدﺑﻪ ﺧﻮدی اﺳﺖ و آن را رﺷﺪ «ﺧﻮدﻫﻮش» ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از آﻧﭽﻪ ﮐﻮدک، ﺧﻮدش ﯾﺎد ﻣﯽ ﮔﯿﺮد. اﺳﺘﻔﺎده از رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﯾﮑﯽ از روش ﻫﺎی ﻣﻬﻢ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺷﺪن ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ آﯾﺪ؛ ﺗﺎآﻧﺠﺎﮐﻪ در دوران ﮐﻮدﮐﯽ، ﯾﮑﯽ از ﭼﻨﺪ ﻣﻨﺒﻊ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﯾﺮ ﮐﺮدن ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﻫﻤﯿﻦ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ و در دوران ﮐﻨﻮﻧﯽ از آن ﻫﺎ ﮔﺮﯾﺰی ﻧﯿﺴﺖ ●ﻧﮑﺘﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺄﻣﻞ درﺑﺎره ﻓﻨﺎوری ﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻮدﮐﺎن ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎرﻫﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻮرد ﻋﻼﻗﻪ ﺧﻮد را ﺑﺪون ﻫﯿﭻ ﮔﻮﻧﻪ اﺣﺴﺎس ﺧﺴﺘﮕﯽ ای ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻌﻀﯽ از ﮐﻮدﮐﺎن ﺗﻤﺎم ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ و ﮔﻔﺘﺎر ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ دﻟﺨﻮاﻫﺸﺎن را از ﺣﻔﻆ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻫﻤﯿﻦ اﻣﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﻫﺎی درون ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮده و آن را در ذﻫﻦ ﺧﻮد ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺴﭙﺎرﻧﺪ. ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ، ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻫﺎی ﻓﺮﻋﯽ و ﺟﺎﻧﺒﯽ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻫﺎی اﺻﻠﯽ ﺑﺮای آن ﻫﺎ ﺟﺬاب و ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ●ﺗﺤﻮل اصلی در این صنعت ﻇﻬﻮر اﻧﯿﻤﯿﺸﻦ ﻫﺎی ﺳﻪ ﺑﻌﺪی ﺑﻮد ﮐﻪ در آن ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎی ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ، ﻣﺤﯿﻂ اﻧﯿﻤﯿﺸﻦ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺳﻪ ﺑﻌﺪی ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه و ازاﯾﻦ رو ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺟﺎن ﺑﺨﺸﯽ و ﻓﻀﺎﺳﺎزی، ﺑﺴﯿﺎر ﺑﻪ واﻗﻌﯿﺖ ﻧﺰدﯾﮏ ﻣﯽ ﺷﺪ. ازﺟﻤﻠﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪات اﯾﻦ ﻧﻮع اﻧﯿﻤﯿﺸﻦ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻘﺒﺎل ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎدی ﻧﯿﺰ روﺑﻪ رو ﺷﺪﻧﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ اﻧﯿﻤﯿﺸﻦ ﻫﺎی داﺳﺘﺎن اﺳﺒﺎب ﺑﺎزی١ ۱۹۹۵ و زﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﺣﺸﺮه٢ ۱۹۹۸ اﺷﺎره ﮐﺮد. ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ
🏷مکتب اﮔﺰﯾﺴﺘﺎﻧﺴﯿﺎﻟﯿﺴﻢ و ترویج همجنسگرایی ✍️مجتبی فرهنگ •ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﺮای اﻧﯿﻤﯿﺸﻦ ﻫﺎ، ﺳﻪ ﺳﻄﺢ از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ و ﭘﯿﺎم ﻫﺎ را درﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ؛ ﺳﻄﺢ ﻧﺨﺴﺖ، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﺒﺎﺣﺜﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻠﯿﺘﯽ ﻣﺜﺒﺖ داﺷﺘﻪ و ﻓﻘﻂ در ﭘﺎره ای ﻣﻮارد، اﺧﺘﻼف ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﮐﻤﯽ ﻣﺸﮑﻞ آﻓﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ. ﺳﻄﺢ دوم، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻇﺎﻫﺮ و ﮐﻠﯿﺘﯽ ﻣﺜﺒﺖ دارﻧﺪ، وﻟﯽ در رﯾﺸﻪ ﻫﺎ و ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺴﯿﺎر ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺳﻄﺢ ﺳﻮم ﻧﯿﺰ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺟﻨﺒﻪ ﻣﻨﻔﯽ داﺷﺘﻪ و وﺟﻮد آن ﻫﺎ در ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎ ﻣﻌﻀﻞ آﻓﺮﯾﻦ اﺳﺖ. •عموم ﻣﺤﺼﻮﻻت انیمیشن در داﻣﺎن ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ دﯾﮕﺮ زاده ﺷﺪه اﻧﺪ و از ﻟﺤﺎظ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ وام دار ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺧﻮﯾﺶ ﻫﺴﺘﻨﺪ؛ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﺗﻔﺎوت ﻫﺎ و ﺗﻀﺎدﻫﺎی ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ آن ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻮﻣﯽ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﻧﺒﻮده ازﺟﻤﻠﻪ اﯾﻦ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ، ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺑﺮآﻣﺪه از ﺗﻔﮑﺮ اﮔﺰﯾﺴﺘﺎﻧﺴﯿﺎﻟﯿﺴﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ در اﯾﻦ اﻧﯿﻤﯿﺸﻦ ﻫﺎ وﺟﻮد دارد. •اﮔﺰﯾﺴﺘﺎﻧﺴﯿﺎﻟﯿﺴﻢ در ﻟﻐﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ اﺻﺎﻟﺖ وﺟﻮد اﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﮔﺰﯾﺴﺘﺎﻧﺴﯿﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﺎم ﻣﮑﺘﺒﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آن ﺳﺮﺷﺖ اﻧﺴﺎن اﻧﮑﺎر ﺷﺪه و ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ آدﻣﯽ ﻓﺮاورده ﮐﺎر و اﻧﺘﺨﺎب ﺧﻮﯾﺶ اﺳﺖ و ﻣﺎﻫﯿﺖ و ﻃﺒﯿﻌﺖ ﭘﯿﺸﯿﻨﯽ ﻧﺪارد. اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻓﺮد اﮐﻨﻮن در ﭼﻪ ﻧﻘﻄﻪ ای ﻗﺮار داﺷﺘﻪ و ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﺿﻌﯿﻒ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻬﻢ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ او ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻼش و ﮐﻮﺷﺶ، ﺑﻪ سمتی ﺑﺮود و ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﭼﯿﺰی ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎ آن ﻓﺎﺻﻠﻪ دارد؛ ﺑﺮای ﻧﻤﻮﻧﻪ، در ﭘﺎﻧﺪای ﮐﻮﻧﮓ ﻓﻮﮐﺎر، ﺷﺨﺼﯿﺖ اﺻﻠﯽ داﺳﺘﺎن ﯾﮏ ﭘﺎﻧﺪای ﭼﺎق ﺑﯽ دﺳﺖ وﭘﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺳﯿﺮ داﺳﺘﺎن ﺑﻪ ﺑﺰرگ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﻨﮕﺠﻮی ﺷﻬﺮ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد. • اﯾﻦ ﺑﻪ آن ﻣﻌﻨﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ ذات ﭘﺎﻧﺪا ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺣﯿﻮان ﺗﻨﺒﻞ، ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮده و ﻣﻬﻢ، ﻫﺪف و ﺑﺎور ﺑﻪ آن ﻫﺪف اﺳﺖ. اﮔﺮ ﺑﺎور وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻓﺮد، اراده ﮐﻨﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰی رﺳﯿﺪ و اﯾﻦ ﻓﺮد اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﻪ ذات و ﺷﺎﮐﻠﻪ ازﭘﯿﺶ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪه. ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ اﮔﺮﭼﻪ در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻧﺨﺴﺖ، ﺑﺴﯿﺎر ﺧﻮب و ﺳﺎزﻧﺪه ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ، ﺑﺎاﯾﻦ ﺣﺎل اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ، رﯾﺸﻪ در ﻣﮑﺘﺐ ﻫﺎﯾﯽ دارد ﮐﻪ در ﻣﺒﺎﻧﯽ و ﭘﯿﺶ ﻓﺮض ﻫﺎ ﺗﻔﺎوت ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﺒﺎﻧﯽ و ﭘﯿﺶ ﻓﺮض ﻫﺎی دﯾﻨﯽ ﻣﺎ داﺷﺘﻪ و اﮔﺮ ﺑﻪ درﺳﺘﯽ ﺑﺮرﺳﯽ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﺸﻮﻧﺪ، در ﺑﻠﻨﺪﻣﺪت ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻣﻮﺟﺐ اﺳﺘﺤﺎﻟﻪ ﻓﮑﺮی ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺎ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﻮﻧﻪ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ وﺟﻮد، ﻣﻘﺪم ﺑﺮ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺷﺪ و اﻧﺴﺎن، ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺧﻮد را داﺷﺖ، ﺣﺘﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﺧﻮد را ﻧﯿﺰ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪه و از اﯾﻦ ﻧﻈﺮ دﯾﮕﺮ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری ﺑﯿﻦ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻣﺮد و زن ﻧﻤﯽ ﺗﻮان ﻗﺎﺋﻞ ﺑﻮد و دوﮔﺎﻧﻪ ﻣﺮد و زن ﺑﻪ ﮐﻠﯽ زﯾﺮ ﺳﺆال ﻣﯽ رود. اﺛﺮات ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻔﮑﺮی را اﻣﺮوزه ﻣﯽ ﺗﻮان در بحث ﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻫﻢ جنس ﺑﺎزی و ﯾﺎ ﺟﺮاﺣﯽ ﻫﺎی ﻣﮑﺮر ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺟﻨﺴﯿﺖ، و... ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐﺮد •اﯾﻦ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ از وﺟﻬﯽ زﯾﺮﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﯾﮏ ﺳﻄﺢ ﺑﻮده اﻧﺪ، وﻟﯽ در وﺟﻮه و ﻻﯾﻪ ﻫﺎی دﯾﮕﺮ، زﯾﺮﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺳﻄﺢ دﯾﮕﺮی ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ؛ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﻮﻧﻪ، ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ «ﺧﻮدﺑﺎوری» و «دروﻧﯽ ﺑﻮدن رﺷﺪ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ» در ﻇﺎﻫﺮ، ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﻣﺜﺒﺖ و از ﺟﻨﺲ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺳﻄﺢ ﻧﺨﺴﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ، وﻟﯽ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﯿﻖ ﺗﺮ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و در ﮐﻨﺎر دﯾﮕﺮ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ و در ﭼﺎرﭼﻮب ﻓﯿﻠﻢ دﯾﺪه ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، رﮔﻪ ﻫﺎی اﮔﺰﯾﺴﺘﺎﻧﺴﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ آن ﻫﺎ ﺧﻮدﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ˇˇ🌿@mogtaba_farhang🌿ˇˇ