15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍫
برشتوک شکلاتی
مواد لازم:
آرد نخودچی ٢٠٠ گرم
آرد سفید ۶٠ گرم
روغن جامد یا کره ١۵٠_١٧٠ گرم
پودر قند ١۵٠ گرم
پودر هل ١ ق چ
شکلات ١۵٠ گرم (میتونید از ترکیب شیری و تلخ استفاده کنید که طعم ملایم تری بده)
طرز تهیه:
ابتدا شکلات را روی حرارت ملایم کتری بنماری کنید تا ذوب بشه بعد ٢ ق غ روغن مایع بهش اضافه کنید تا رقیق تر بشه
کف قالب ها را با شکلات پوشش بدید و بزارید یخچال تا ببنده
آردها را ترکیب کرده و داخل تابه الک کنید و روی شعله ی ملایم ٢٠ دقیقه تفت بدید
بعد روغن کاملا جامد (اگه نیمه جامده از جاهای سفت روغن بردارید) یا کره را کم کم اضافه کنید و چند دقیقه که تفت خورد پودر هل را اضافه کنید و مخلوط کنید شعله را خاموش کرده و پودر قند را بصورت الک شده به مواد اضافه کنید و مخلوط کنید اگر مواد خیلی شل بود کمی آرد نخود اضافه کنید و اگر سفت بود مقداری روغن❗️
اجازه بدید مواد از داغی اولیه بیفته بعد توی قالب را پر کنید و یک ساعت یخچال بزارید تا سفت بشن و بعد به راحتی از قالب جدا کنید✅
نکات:
💥 اگه از کره استفاده میکنید ماندگاری ٢ هفته در یخچال و اگه از روغن استفاده کردید ٣ هفته توی محیط میمونه
البته بهتره تو یخچال بزارید☺️
💥 میتونید همه ی آرد را از آرد نخود استفاده کنید ولی رنگ برشتوک تیره تر میشه
#آموزش_رایگان
#برشتوک_شکلاتی
@mohadese_ameri
.
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
من هنوز نرسیدم خونه ولی یه نگاه به پیاماتون انداختم دیدم😍👇🏻
....
محدثه عامری/اولین نانواییِ تخصصیِ ایتا🇮🇷
. من هنوز نرسیدم خونه ولی یه نگاه به پیاماتون انداختم دیدم😍👇🏻 ....
.
بچه هااا امشب یه چیزی شد😔
همون موقعی که پیام دادم گفتم هنوز نرسیدم خونه....
یه دقیقه نگران نشید
تا بگم چون موضوع نگران
کننده نبود، برای خودم ناراحت کننده بود
کلی عذاب وجدان گرفتم🥺
.
امشب هرچی دنبال جا پارک گشتیم پیدا نمیشد همه جاهایی که شبای قبل پارک میکردیم پر بود همینجور که داشتیم می رفتیم یهو یه ماشین از پارک دراومد گفتم آخ جون جا پارک پیدا شد ماشینو زدیم همونجا و رفتیم...
یکم جلوتر که رفتیم دیدم یه خانومی داره غر میزنه که چرا ماشین پلیس راه رو از جلوتر میبنده نمیزاره تو این کوچه ها پارک کنیم
منم شروع کردم به سخنرانی😁 که ای بابا ماکه هر شبی اومدیم خدا خودش بهمون جای خوب و نزدیک داده🙈
دیگه خانومه گفت آره ماهم همینطور
گفتم خوووب دیگه پس غرنزن(اینو تو دلم گفتم😉)
خلاصه رفتیم برنامه که تموم شد
داشتم به جای ماشین نزدیک میشدم
که دیدم یه آفای مُسن دقیقا جای ماشین ایستاده و در خونش بازه
تازه فهمیدم اونجا خونه بوده، قبل ازینکه اون آقا چیزی بگه، خودم شروع کردم به معذرت خواهی🙈 آخه درشون اصلا شبیه در خونه نبودفکر کردم موسسه ای یا جاییه که تعطیله😶🌫
...
.
بعدش اون آقا گفت من یه مادر مریض دارم که هر لحظه ممکنه نیاز بشه ببرمش اورژانس، اینجا بود که از خجالت آب شدم
کلی ازش حلالیت طلبیدم و گفتم واقعا نمیدونستم اینجا خونه ست😔
بنده خدا گفت من میدونم شرایط مملکت طوریه که ممکنه ازین چیزا پیش بیاد، اشکال نداره
ایشون که بزرگواری کرد و بخشید
ولی اینو گفتم که بگم، یه شبایی آدم به خیال خودش فکر میکنه داره ثواب میکنه غافل ازینکه ممکنه همون موقع یه حق الناس
بزرگی گردنش بمونه
این شبا باید بیشتر حواسمون باشه
.