eitaa logo
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
1.6هزار دنبال‌کننده
641 عکس
6 ویدیو
0 فایل
بررسی اثار احوال ونظرات مفسرفقیه فیلسوف وعارف کبیر محمدحسین طباطبایی وسایر علما
مشاهده در ایتا
دانلود
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
#حسین_منی_و_انا_من_حسین ☑️قسمت ۴۱ ▪️این مشتق شدن را انفطار گفتیم. انفطار چیست؟ شکوفه‌ی درخت از
  ☑️قسمت ۴۲ ▪️اینکه در روایت داریم مثلا حضرت آدم ۲۰ حرف از اسم اعظم را در خود ظهور داد، اسم اعظم همین نور واحد است، همان است که حضرت امام صادق علیه‌السلام فرمود نَحْنُ وَالله الأسْماءُ الحُسنی چون الأسْماءُ الحُسنی که عبارت از همه‌ی اسماء است، در واقع همان اسم اعظم است. این اسماء تمام شدنی نیستند. در هر برهه‌ای از زمان، انبیاء الهی تعدادی متفاوت از این اسماء را ظهور داده‌اند؛ اینکه حضرت سلیمان یا حضرت آدم اسماء بیشتری را مثلا نسبت به حضرت عیسی ظهور داده‌اند به معنای این نیست که مثلا مقام آدم یا سلیمان بالاتر از عیسی هستند، اسماء مراتب دارند، برخی از اسماء امام دیگر اسماء هستند؛ ما اسماء جزئی، اسماء کلی، اسماء سبعه، اسماء اربعه و... داریم. برخی از اسماء مثل الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۴ رکن کعبه هستند که در بین اسماءالله اوتاد هستند، ۷ اسم داریم که ائمه سبعه اسماءالله هستند، حیّ، عالم، مرید، قادر، سمیع، بصیر و متکلمّ. قبله‌ی همه‌ی اسماءالله، این ۷ اسم و ۴ اسم و اسم شریف الله است، الله نیز اسم اعظم است. آنجا که می‌گوید حضرت سلیمان ۷ حرف و حضرت عیسی ۲ حرف را ظهور داده‌اند، نشان می‌دهد که حضرت سلیمان ۷ حرف از اسماء جزئیه را دارا بود اما حضرت عیسی ۲ اسم داشت که یکی از آن دو اسم، اسم الحَیّ بود که همین یک اسم برابر است با اسمائی! باید به این نکته‌ی مهم نیز اشاره کنم که تمامی انبیاء مقیداً دارای اسم بودند؛ هیچ پیغمبری، هیچ اسمی را به صورت اطلاقی دارا نبوده است. اگر یک پیغمبر، یک اسم را به شکل اطلاقی دارا باشد، تمام اسماء را دارا خواهد بود، اسماء در مرتبه‌ی اعلا، عین هم هستند و بینونتی ندارند، تنها در مرتبه‌ی فعل است که اسماء متفاوتند. ▪️ائمه‌ی اطهار علیهم السلام، این نور واحد را به صورت اتمّ در خودشان ظهور دادند. اگر دقیق تر بگوییم، این ۱۴ هیکل بشریه‌ی نوریه که ۱۴۰۰ سال پیش زندگی می‌کرده‌اند، توانستند در معراج انسانی شان به مقام آن نور واحد برسند و تمام اسماء حسنی را به نحو اتمّ در خودشان پیاده کنند. فقط ۱۴ نفر به این مقام رسیده‌اند و توانسته‌اند الله را آنگونه که هست، آیینه‌ی تمام نما باشند. اهل‌بیت علیهم السلام آیینه‌ی تمام نمای خدا چه فعلاً و چه اسماً و صفاتاً هستند... اسد الله در وجود آمد آنچه در پس پرده بود آمد ▪️در روایتی داریم که وقتی حضرت آدم خلق شد، اشباح مقدسه‌ای را در عالم معنا دید. حق متعال می‌فرماید هنگامی که آدم را خلق کردم، اشباح نوریه را از بالاترین مرتبه‌ی عرش به ظَهر حضرت آدم انتقال دادم. در این روایت، از اشباح سخن گفته شده نه از خود این حقیقت، نه از حقیقت اهل‌بیت، نه از ذات ایشان، نه از نور واحد! این اشباح، همان اشباح اهل‌بیت علیهم السلام است که به ظَهر آدم منتقل شدند. این ظهر دو معنا دارد. یکی از معانی این است که این اشباح در حقیقت آدم ظهور پیدا کردند، یعنی محل ظهور شبح نور واحد، حقیقت آدم است. یعنی انسان تا آدم نشود، اشباح نوریه اهل‌بیت علیهم السلام در حقیقت او تجلی نمی‌کنند لذا اشباح برای مخلوق نیست، برای ملائکةالله نیست. نه اشباح اهل‌بیت بلکه جلوه‌ای از اهل‌بیت علیهم السلام، رشحه‌ای از رشحات نور اهل‌بیت در عالَم ظهور کرده است... لذا آمده است که تا آخرالزمان، کل عالم محل ظهور تنها ۲ حرف از اسم اعظم است. فقط هیکل انسان است که قابلیت این را دارد که این شبح و حقیقت اهل‌بیت علیهم السلام را در ظهر خودش، یعنی در جان خودش تجلی دهد.
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
#شرح_مراتب_نفس_اماره   ☑️قسمت ۱۱ ▪️«وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَىٰ
  ☑️قسمت ۱۲ ▪️این آتش اعنی دنیا، اگر به دریا که همان آخرت است، برنگردد هم‌چنان ندا سر می‌دهد که «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ». خاصیت آتش این است که علوّ و برتری می‌جوید و به سمت بالا حرکت می‌کند. شیطان هم همین را گفت. «خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ».(اعراف/١٢) نفس این‌گونه است که همه‌چیز طلب می‌کند. هم دنیا را می‌خواهد و هم مدعی است که من خدا هستم. نفس سیری‌ناپذیر است. اگر این نفس را رها کنی ادعای الوهیت و ربوبیت می‌کند. در حالی که غیرت خدا اجازه نمی‌دهد. کبریایی مختص خداست. چون نفس آینه‌ی حق متعال است و در واقع ما اثری از خداوند داریم لذا این اثر گاهی در انسان جلوه‌گری می‌کند و می‌خواهد بگوید که أنا الحق. خدا می‌گوید که در عالم فقط من هستم که می‌توانم بگویم أنا و امیرالمؤمنین علیه السلام. جز این ۱۴ نفر و من کسی اجازه أنا گفتن ندارد. هرکس دیگری که أنا بگوید در دریا غرق می‌شود و یا سرش بالای دار می‌رود. آن جایی که امیرالمؤمنین هم فرمودند أنا، خدا فرمود شما اجازه داری بگویی أنا اما در کنارش حتما باید یک اقرار دیگری هم داشته باشی و آن انا و أنت های دیگری است که آنها را هم باید بگویی. باید به نخلستان‌های کوفه بروی و بگویی أنا الفقير أنت الغنى، أنا المخلوق أنت الخالق، أنا الضعيف، أنت القوى. لذا خدا می‌گوید فقط من. «إنّی أنا» فقط شأن خداوند است. غیر از خدا هیچ احدی نمی‌تواند این را به زبان بیاورد. تا خدا خدایی می‌کند شما شمایید و کاریش هم نمی‌شود کرد. حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این را فهمیدند که فرمودند: یا لَیْتَ رَبّ مُحَمدٍ لَمْ یَخْلُقْ مُحَمَّداً. چون ایشان دیدند که به همه‌ی مراتب رسیده‌اند و همه‌ی حدود را از بین برده‌اند اما خدا گفت: «مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ». (احزاب/٤٠) ▪️حال این بقره چیست؟ این گاو مظهر نفس است. گاو بین شتر و گوسفند است. از گوسفند پایین‌تر است و از شتر بالاتر. شتر مظهر جسم است. شتر مرکب است و جسم مرکب روح است. صالح علیه السلام از کوه وجود خودش شتر را بیرون آورد. «قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى».(طه/١٨) حضرت موسی درباره عصای خود می‌فرماید که این عصا عصای عقل من است. من به این عصا تکیه می‌کنم و کارهایی با آن انجام می‌دهم و برای گوسفندان خودم برگ علوم و حقایق می‌ریزم. از روح خودم به این جنبه حیوانیت غذا می‌دهم. ایشان پیامبر الوالعزم است و نفسش در کنترل اوست. لذا می‌فرماید که اگر این عصا را رها کنم اژدها می‌شود. نفس اژدرهاست او کی مرده است؟ اگر تحت کنترل عقل باشد عصاست که من با آن این برگ‌های حقایق را می‌ریزم و نفس، جسم، خیال و وهم من هم از آن بهره می‌برد. بقره مظهر حیوانیت است...
◾️ ◾️ ☑️ : در مورد این بیت جناب حافظ سؤال شد که می‌گوید: ساقیا! جام دمادم ده که در سیر طریق هرکه عاشق وش نیامد، در نفاق افتاده بود ☑️ : «سير طريق إلى الله»، به گونه ای نیست که با نفاق و یا با طرق زهاد وعباد سازش داشته باشد و طریقه‌ای نیست که عبادات را «خوفا للنار» و یا «شوقا إلى الجنه» بتوان انجام داد و به مقصد نایل گردید. پیمودن طريق الى‌الله با «شکرا له» و «حبا له» حاصل می‌گردد و با عشق به محبوب می‌توان آن را پیمود. بنابراین، سالک به گرفتن جام پیاپی از دست محبوب، احتیاج دارد. از نظر ظاهر و شرع، آنکه عمل خود را «شوقا للجنه» و یا «خوفا للنار» انجام می‌دهد نمی‌توان وی را منافق نامید؛ ولی به نظر دقیق، هرکس عمل را در طریقی غیر از طریق محبت و عشق به حق - سبحانه - انجام دهد، می‌توان او را به این نظر منافق نامید که هرچند صورت عمل خدایی است، ولی شخص سالک در واقع، طالب مطامع نفسانی بوده است و اگر خدا را هم طالب است، برای آن است که می‌داند بهشت را جز از خدا نمی‌توان به دست آورد. ◾️يادداشتهای جلسات اخلاقی-عرفانی علامه طباطبایی ‹ره›، حجةالحق علی سعادت پرور انتخاب و تنظيم : عبدالرضا باختری◾️ ☑️ازمباحث«مطارحات» @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
◾️لعن دشمنان اهل‌بيت در قرآن - بخش اوّل◾️ ▪️به موجب آيات متعدّد قرآن كريم كسانى كه ولايت اهل‌بيت عل
◾️لعن دشمنان اهل‌بيت در قرآن - بخش دوّم◾️ ▪️۲- وَالَّذينَ يَنقُضونَ عَهدَ اللهِ مِن بَعدِ ميثاقِهِ وَ يَقطَعونَ ما اَمَرَ اللهُ بِهِ اَن يوصَلَ وَ يُفسِدونَ فِى الاَرضِ اُولئِكَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَ لَهُم سوءُ الدّارِ (رعد-۲۵) ▪️كسانى كه عهد الهى را پس از آن كه بستند، می‌شكنند و آنچه را خداوند امر به اتّصال به آن نموده است، می‌گسلند و در زمين فساد می‌كنند، براى آنها لعنت و اقامتگاه اخروى بدى است. ▪️با توجّه به اينكه اوّلاً به موجب احاديث فراوان در زمينۀ اخذ ميثاق در عالَم ذرّ، خداوند از همۀ خلق بر ربوبيّت خود و رسالت پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ولايت على بن ابی‌طالب علیه السّلام عهد و ميثاق گرفته است و نيز بر اساس حديث غديرخم كه شيعه و سنّى به نحو فوق التّواتر آن را نقل كرده‌اند، پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در روز غديرخم بر امامت و ولايت اميرالمؤمنين علیه السّلام از حاضران پيمان و بيعت گرفتند؛ ▪️ثانياً به موجب احاديث فراوانى چون حديث سفينه و آياتى همچون قُل لا اَسألُكُم عَلَيهِ اَجرآ اِلاَّ المَوَدَّةَ فِى القُربى: بگو از شما پاداشى درقبال ايفاى رسالت درخواست نمی‌كنم جز پيوند دوستى با نزديكانم. و يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصبِروا وَ صابِروا وَ رابِطوا: اى مؤمنان شكيبايى كنيد و با يكديگر ثابت قدمى پيشه كنيد و (با امام خويش) ارتباط داشته باشيد. مؤمنان به حفظ ارتباط با اهل‌بيت علیهم السّلام امر شده‌اند؛ ▪️كسانى كه پيمان ولايت اميرالمؤمنين علیه السّلام را شكستند و ارتباط و پيوند خويش با خاندان پيامبر اكرم علیهم السّلام را گسستند، از مصاديق بارز وَالَّذينَ يَنقُضونَ عَهدَ اللهِ مِن بَعدِ ميثاقِهِ وَ يَقطَعونَ ما اَمَرَ اللهُ بِهِ اَن يوصَلَ در آيه مورد بحث می‌باشند. ▪️و نيز كسانى كه با حمله به خانۀ دختر پيامبر خدا و به آتش كشيدن آن و كشتن نوۀ پيامبر اكرم در رحم مادرش و مجروح و مصدوم كردن دختر داغدار رسول خدا و با زور به بيرون كشيدن اميرمؤمنان از خانه‌اش و نهايتاً با انواع و اقسام ارعاب و سركوب، مسير زعامت و رهبرى جامعه اسلامى را از آنچه پيامبر اكرم به امر خداوند ترسيم كرده بود منحرف كردند، از مصاديق بارز يُفسِدونَ فِى الاَرضِ در آيه مورد بحث می‌باشند. ▪️در نتيجه به موجب آيه مزبور اولئِكَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَ لَهُم سوءُ الدّارِ: براى آنها لعنت و اقامتگاه اخروى بدى است. ▪️بر همين اساس در حديثى كه در تفسير على بن ابراهيم از امام عسکرى علیه السّلام ذيل همين آيه ذكر شده است چنين می‌خوانيم: وَالَّذينَ يَنقُضونَ عَهدَ اللهِ مِن بَعدِ ميثاقِهِ، يَعنى فى اَميرِالمُؤمِنينَ وَ هُو الَّذى اَخَذَ عَليهِم فِى الذَّرِّ وَ اَخَذَ عَلَيهِم رَسُولُ اللهِ بِغَديرِ خُمٍّ: و كسانى كه عهد الهى را پس از آن كه بستند می‌شكنند، يعنى در مورد اميرالمؤمنين، كه خداوند در عالَم ذرّ بر ولايت او از آنها پيمان گرفت و رسول خدا نيز در غدير خم بر امامت او از آنان پيمان ستاند. ادامه دارد...‌ ◾️کتاب ره توشۀ دیدار تألیف استاد مهدی طیّب◾️ - ۵ @mohamad_hosein_tabatabaei
‼️فردا به امروز خیلی نزدیک است و امروز به فردا خیلی دور‼️ ▪️هر چیز رفتنی دور است؛ امّا آمدنی نزدیک است. دنیا را مثل روزی که گذشت، رفته حساب کن و قیامت و آخرت را فردا حساب کن. امیرالمؤمنین علیه السّلام می‎فرماید: ما اَقرَبَ الغَدُ مِن یَومٍ: فردا به امروز چه نزدیک است. ▪️مالک دنیا باشید نه مملوک آن. بعد از موت، خداوند انسان را مالک آسمان و زمین می‎کند. انسان قبل از موت مملوک است. ▪️مالک صاحب ‌اختیار است و اختیار خودش و ملکش دست خودش است و با ملکش هر کار که بخواهد، می‎کند. امّا مملوک اختیارش دست مالک است. مالک دنیا با مملوک دنیا خیلی فرق دارد. ▪️از دنیا آنچه داری، مالکش باش نه مملوکش. تنها مملوک خدا و اولیائش باش که آنها هم به تو عزّت می‎بخشند. مگذار دنیا به عزّت و اختیارت لطمه بزند و تو را در خدمت خود در آورد. (در حدیث قدسی آمده است که خدا می‎فرماید: خَلَقتُ الاَشیاءَ کُلَّها ِلاَجلِکَ وَ خَلَقتُکَ ِلاَجلی: همه‎ی چیزها را به خاطر تو آفریدم و تو را به خاطر خودم آفریدم.) مملوک دنیا بودن، دین مستقلی است و انسان را از طاعت و عبادت و بندگی خدا باز می‎دارد. ☑️مصباح_الهدی|ص١٤٤ @mohamad_hosein_tabatabaei
◾️روز پنجم ربيع الاول مصادف است با رحلت حضرت سكينه بنت الحسين عليهاالسلام◾️ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
آیات 27-26 آل عمران، قسمت دوم بخش اول ● ملك ، چه حق و چه باطل از ناحيه خداى تعالى است تُؤْتى ال
آیات 27-26 آل عمران، قسمت دوم بخش دوم ● معناى ((عزت )) و ((ذلت )) و بيان اينكه عزت فقط از آن خدا از ناحيه او است وَ تُعِزُّ مَن تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشاءُ كلمه ((عزت )) به معناى نايابى است ، وقتى مى گويند فلان چيز عزيز الوجود است ، معنايش اين است كه به آسانى نمى توان بدان دست يافت ، و عزيز قوم به معناى كسى است كه شكست دادنش و غلبه كردن بر او آسان نباشد، بخلاف ساير افراد قوم ، كه چنين نيستند، زيرا عزيز قوم در بين قوم خودش مقامى دارد. در نتيجه هر نيروئى كه تك تك افراد دارند او داراى همه آنها است ، ولى عكس قضيه چنين نيست ، يعنى تك تك افراد نيروى او را ندارند، اين معناى اصلى كلمه است ، ليكن بعدها در مورد هر چيز دشوارى نيز استعمالش كردند، مثلا گفتند: ((عزيز على كذا)) يعنى فلان حادثه بر من گران است . همچنان كه در قرآن آمده : ((عزيز عليه ما عنتم )) و در آخر در مورد هر غلبه اى استعمال شد، مثلا گفتند: ((من عزیز)) كسى كه غلبه كرد، دار و ندار مغلوب را غارت نمود، در قرآن هم در اين معنا استعمال شده ، آنجا كه فرموده : ((و عزنى فى الخطاب )) ولى معناى اصلى كلمه همان است كه گفتيم . در مقابل اين كلمه ، كلمه ذلت است كه در اصل لغت به معناى چيزى است كه دست يابى بدان آسان است ، حال چه دستيابى محقق و چه فرضى ، در قرآن كريم آمده : ((ضربت عليهم الذله و المسكنه )) و نيز آمده : ((و اخفض لهما جناح الذل )) و نيز فرموده : ((اذله على المؤمنين )). و عزت يكى از لوازم ملك است ، عزت مطلق هم از لوازم ملك مطلق است ، پس غير خدا هركس سهمى از ملك و عزت داشته باشد خداى تعالى به او ارزانى داشته ، و مليكش كرده است ، و مردم و امتى هم كه سهمى از عزت داشته باشند باز خدا به ايشان داده ، پس عزت تنها و تنها از آن خدا است ، و اگر نزد غير خدا ديده شود از ناحيه خدا است . ترجمه تفسير الميزان جلد 3 صفحه : 207 همچنان كه خودش فرمود: ((ايبتغون عندهم العزه ، فان العزه للّه جميعا)) و نيز فرموده : ((و للّه العزه و لرسوله و للمؤمنين )). تا اينجا آنچه گفتيم راجع به عزت حقيقى بود، و اما عزت غير حقيقى در حقيقت ذلت است ، به شكل عزت . همچنان كه باز قرآن كريم مى فرمايد: ((بل الذين كفروا فى عزه و شقاق )) و به همين جهت در دنبال همين آيه فرموده : ((كم اهلكنا من قبلهم من قرن ، فنادوا و لات حين مناص )). ذلت هم در مقابل عزت احكامى مقابل احكام آن دارد، پس هر چيزى كه غير خدا تصور شود به خودى خود ذليل است ، مگر آنكه خدا عزتش ‍ داده باشد. 🔹🔶🔸🔷🔹🔶🔸🔷🔹🔶🔸 🔹💠کانال کیش,مهر💠🔹 🔺درمحضرعلامه طباطبایی ره🔺 ▶️: https://telegram.me/mohamad_hosein_tabatabaei
◾️حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره◾️ ▪️اگر کسی اهلیت داشته باشد، _ یعنی طالب معرفت باشد و در طلب جدیت و خلوص داشته باشد، _ در و دیوار به اذن‌الله معلمش خواهند بود، وگرنه سخن پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هم در او اثر نخواهد کرد؛ چنان‌که در ابوجهل اثر نکرد! ◾️در محضر بهجت، ج١، ص٢٢◾️ ▪️اهل منبر خوب استقصا نمی‌کنند روایات عامه (اهل سنت) را درباره این مطالب که آن‌چه این‌ها نقل کرده‌اند حجت است. ▪️می‌گوید حضرت امام حسن تشریف داشت، یزید هم بود، معاویه هم بود، شاید کس دیگری هم بوده که این را نقل کرده. حضرت امام مجتبی سلام الله علیه، کلمه‌ای گفت، [که] در نظر آن‌ها تند بود، بر علیه معاویه بود. [اما] وقتی که داشت تشریف می‌برد، [معاویه] یک جایزه خطیره‌ای (بزرگی) برای او حواله داد. ▪️یزید اعتراض کرد؛ او آن حرف را به تو زد، [تو] به او این مقدار جایزه می‌دهی؟! [معاویه] گفت: «یا بُنَیَّ، والله إنَّ أَلْحَق لَهُمْ، أَخَذْناهُ مِنْهُمْ أَفَلا نُرْدِفُهُمْ دآبةً أَخَذْناها مِنْهُمْ؟!؛ فرزندم! حق [حکومت] از آن ایشان (خاندان پیامبر) است، و ما [به ظلم] از آن‌ها گرفته‌ایم! آیا آن‌ها را بر مرکبی که از آن‌ها غصب کرده‌ایم، سوار نکنیم!» حاضر نباشیم پشت سر خودمان هم بنشینند؟ ▪️چه کلمه بسیار عجیب و غریبی است! آدم این‌ها را نباید حفظ کند؟ ما در روایات خودشان، عجائب و غرائب دیده‌ایم، بر له (به نفع) اهل‌بیت علیهم السلام، بر علیه دشمنان اهل بیت. ◾️بیانات در درس خارج فقه، کتاب حج، ١۴ دی ١٣٨۴◾️ @mohamad_hosein_tabatabaei
◾️آقا! آقا! این چه سوالیست که مطرح می‌کنید! امامی‌که بین شیعیان یک چهره متهم است◾️ ☑️حجت‌الاسلام محمدحسین قرنی، کارشناس‌ارشد مذهبی و سیره‌شناس در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس خاطره‌ای از علامه طباطبایی در بیان مظلومیت امام حسن(علیه السلام) بیان کرده است. : ▪️در اوایل پیروزی انقلاب یکی از دوستان کویتی‌ام که مجله‌ای را در کویت منتشر می‌کرد، به ایران آمد. از من خواست که مقدمات مصاحبه‌ای فرهنگی با مرحوم علامه طباطبایی ره را برای او فراهم کنم. خدمت مرحوم علامه رفتیم و مصاحبه مفصلی در زمینه‌های مختلف فرهنگی با موضوعات مختلف حدیث، کلام، فقه، اصول، تاریخ و حکمت شکل گرفت و در آن نظریات تشیع در حوزه‌های مختلف بیان شد. ▪️وی افزود: مصاحبه ادامه داشت تا اینکه به مسأله امامت و قضیه امامت امام مجتبی (علیه السلام) رسید. دوست کویتی من پرسید؛ ▪️«شما درباره صلح امام مجتبی (علیه السلام) چه نظری دارید و آن را چگونه توجیه می‌کنید؟» ▪️مرحوم علامه که در طول مصاحبه با اشتیاق و با سعه صدر به سؤالات پاسخ می‌داد، با شنیدن این پرسش برافروخته شد. چند دقیقه‌ای جرأت حرف زدن نداشتیم. پس از دقایقی علامه فرمودند: ▪️«آقا، آقا، آقا! مثل اینکه امام حسن مجتبی (علیه السلام) در زندگی و در امامتش مرتکب خلافی شده و در طول تاریخ هر کسی به نوعی مسأله را توجیه کرده و حالا هم نوبت به من رسیده که من چگونه آن را توجیه کنم. این چه سؤالی است که مطرح می‌کنید؟ وای بر ما که امام مجتبی (علیه السلام) در بین شیعه یک چهره مظلوم و نعوذبالله گنه‌کار است که عملکردش احتیاج به توجیه دارد.» ▪️همراه با دوست روزنامه‌نگار کویتی‌ام به علامه عرض کردیم که شما در این باره توضیح بفرمایید تا مقداری زنگارزدایی و غبارروبی شود. علامه فرمود: ▪️«مظلومیت امام حسن (علیه السلام) به این نیست که قبرش چراغ و گنبد و بارگاه ندارد. ما تا اسم مظلومیت امام مجتبی (علیه السلام) را می‌آوریم، مسأله قبر و زائر و چراغ و فرش و گنبد را مطرح می‌کنیم.» این بیان علامه قابل تعمق است. قبول نمی‌کنم در بین شیعیان کسی باشد که بپذیرد مثلاً؛ امام رضا (علیه السلام) به خاطر داشتن گنبد و مزار و فرش و چراغ امتیاز بیشتری از امام مجتبی (علیه السلام) دارد. کسی تصور این معنا را نمی‌کند. به هر حال علامه در ادامه سخنان خود فرمودند که؛ «مظلومیت امام مجتبی (علیه السلام) به این است که آن حضرت بین ما شیعیان هم یک چهره متهم است.» @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
◾️لعن دشمنان اهل‌بيت در قرآن - بخش دوّم◾️ ▪️۲- وَالَّذينَ يَنقُضونَ عَهدَ اللهِ مِن بَعدِ ميثاقِهِ
◾️لعن دشمنان اهل‌بيت در قرآن - بخش سوّم◾️ ▪️۳ـ اِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما أنزَلنا مِنَ البَيِّنتِ وَ الهُدى مِن بَعدِ ما بَيَّنهُ لِلنّاسِ فِى الكِتبِ اُولئِكَ يَلعَنُهُمُ اللهُ وَ يَلعَنُهُمُ اللّاعِنونَ (بقره-۱۵۹) ▪️هر آينه كسانى كه آنچه از حقايق آشكار و هدايت را كه فرو فرستاديم، پس از اين كه آن را در كتاب آسمانى قرآن براى مردم تبيين نموديم، كتمان می‌كنند، خدا آنها را لعنت می‌كند و همۀ لعنت كنندگان نيز آنها را لعنت می‌كنند. ▪️به موجب احاديث فراوان اهل‌بيت علیهم السّلام، مقصود از حقيقت و هدايتى كه در قرآن براى مردم به وضوح بيان گرديده است، ولايت و امامت اميرالمؤمنين علیه السّلام می‌باشد. ▪️در تفسير عيّاشى ذيل همين آيه از امام صادق علیه السّلام نقل شده است كه: اِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما أنزَلنا مِنَ البَيِّنتِ وَ الهُدى، فى عَلىٍّ هر آينه كسانى كه آنچه از حقايق آشكار و هدايت را كه در مورد على علیه السّلام فرو فرستاديم كتمان می‌كنند. ▪️از امام باقر علیه السّلام نيز روايت شده است كه: اِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما أنزَلنا مِنَ البَيِّنتِ وَ الهُدى مِن بَعدِ ما بَيَّنهُ لِلنّاسِ فِى الكِتبِ، يَعنى بِذلِكَ نَحنُ وَاللهُ المُستَعانُ: هر آينه كسانى كه آنچه از حقايق آشكار و هدايت را كه فرو فرستاديم، پس از اينكه آن را در كتاب آسمانى قرآن براى مردم تبيين نموديم كتمان می‌كنند، مقصود از آن ما اهل‌بيت هستيم و ما از خدا يارى می‌طلبيم. ▪️همچنين شخصى به امام صادق علیه السّلام عرض می‌كند مرا از مقصود اين سخن خداوند آگاه سازيد كه: هر آينه كسانى كه آنچه از حقايق آشكار و هدايت را كه فرو فرستاديم، پس از اينكه آن را در كتاب آسمانى قرآن براى مردم تبيين نموديم، كتمان می‌كنند. حضرت فرمودند: مقصود از حقايق آشكار و هدايت در آيه، ما اهل‌بيت هستيم و ما از خداوند يارى می‌طلبيم. ▪️در نتيجه منكران و پوشانندگان ولايت اميرالمؤمنين و ديگر ائمّه علیهم السّلام به موجب اين آيه شريفه، مورد لعنت خداوند و لعنت كنندگان قرار دارند. ▪️۴ـ اَلا لَعنَةُ اللهِ عَلَى الظّالِمينَ (هود-۱۸) آگاه باشيد كه لعنت خداوند بر ظالمان است. ▪️با توجّه به اينكه ظلمى بالاتر از زير پا گذاشتن فرمان خدا در امر ولايت اميرالمؤمنين علیه السّلام و تمرّد كردن از نصب حضرت على علیه السّلام به مقام امامت و ولايت توسّط پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در غدير خم و غصب خلافت آن حضرت و حمله به خانه دختر داغديدۀ پيامبر اكرم و به آتش كشيدن آن و مضروب و مصدوم نمودن حضرت فاطمه علیها السّلام و به قتل رساندن فرزندى كه آن حضرت در رحم داشتند، متصوَّر نيست، قطعاً مرتكبان اين ظلم‌ها از مصاديق بارز آيۀ مورد بحث می‌باشند. ▪️روشن است كه آنچه در قالب چهار آيه بالا در زمينۀ لعن بر دشمنان اميرالمؤمنين و حضرت فاطمه علیهما السّلام ذكر شد، عيناً بر لعن دشمنان معاند، غصب كنندگان حقوق، شكنجه گران و آزار رسانان ستمگر و قاتلان و به شهادت رسانندگان ديگر ائمّه علیهم السّلام نيز صدق می‌كند و به استناد همان آيات، آنان نيز مورد لعنت خدا و رسول و همۀ لعن كنندگان از ملائكه و مؤمنان جنّ و انس می‌باشند. ▪️با عنايت به موارد فوق، آشكار است كه لعن بر دشمنان اهل‌بيت علیهم السّلام مصداق تخلّق به اخلاق الله و پيروى از انبياء الله و عمل به آيات الله و اقتداى به ملائكة الله است و گرچه نبايد دوست و پيرو اهل‌بيت علیهم السّلام همّت خود را در رويارويى با دشمنان آن بزرگواران، صرفآ به لعن محدود كند، لكن هيچ شيعه خالصى هر چند هم كه در ضعف و ناتوانى باشد، از انجام اين حدّاقلّ معاف نيست و اگر به آن مبادرت ورزد، اجر و پاداش عظيمى شامل حالش خواهد شد. ▪️چنانكه در تفسير امام حسن عسکرى علیه السّلام از پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم روايت شده است كه: هر كس از نصرت و يارى ما اهل‌بيت ناتوان باشد و در خلوت‌هاى خود، دشمنان ما را لعن كند، خداوند صداى او را به همه عالَم وجود، از كرۀ خاک تا عرش اعلى می‌رساند. پس هر بار كه اين شخص دشمنان ما را لعن می‌كند، ملائكه او را در اين لعن كردن يارى می‌كنند و كسى را كه او لعن می‌كند لعن می‌كنند، پس آن گاه ثناى الهى را به جا آورده و به خداوند عرض می‌كنند: پروردگارا بر اين بنده درود فرست، زيرا آنچه در توان داشت بذل نمود و اگر بر بيش از اين قدرت داشت، انجام می‌داد. پس در اين هنگام ندايى از جانب خداى عزّ و جلّ اعلام می‌كند كه دعاى شما را در مورد اين شخص اجابت كردم و صدايتان را شنيدم و بر روح او در بين روح‌ها درود فرستادم و او را در نزد خود از برگزيدگانِ نيكان قرار دادم. ◾️کتاب ره توشۀ دیدار تألیف استاد مهدی طیّب◾️ - ۶ @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️«مَن كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَي لِقَاءِ اللهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا...» اگر کسی با امام حسین رهسپار طریق گردد، توحید برای او مکشوف خواهد شد. در حادثه‌ی کربلا و حتی همین امروز، عده‌ای این مصباح هدایت الهی را ندیدند و نمی‌بینند چرا که کورند و کور نمی‌بیند! «مَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى» (إسراء، ۷۲). در گوش این افراد پنبه است، پنبه‌ی در گوش نیز به این معنی است که این افراد مطلقا استعدادی ندارند و خود را ضایع کرده‌اند! اگر کسی حتی اندکی نور داشته باشد، امام حسین علیه السلام او را جذب می‌کند کما اینکه در کربلا چنین کرد؛ در برخی نقل‌ها وارد است که ۳۳ نفر از لشکر ابن سعد در روز عاشورا به امام حسین علیه السلام پیوستند و شهید شدند. اگر کسی اندکی استعداد با خود پیش امام حسین علیه السلام ببرد، حضرت او را نجات خواهد داد. اگر کسی «فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا» را در جان خود پیاده کرده و با اباعبدالله الحسین که سرخیل عشاق است رهسپار گردد، نجات خواهد یافت. اگر نور فطرت کسی اندکی روشن باشد ولو یک عمر نصرانی بوده و یک رکعت هم نماز نخوانده باشد، حسین دست او را می‌گیرد؛ مگر وهب نصرانی چنین نبود؟ جناب زهیر که عُمْری عثمانی مسلک بود، جناب حر و... نمونه این افراد بودند منتها کسانی که پنبه در گوش خود کرده بودند و مطلقا هیچ استعدادی نداشتند و عین ثابته آنها طالب این بود که نور خدا را خاموش کنند، آمدند و بر صدر خدا نشستند و چه جنایت‌ها که نکردند...
◾️عارف بالله مرحوم حاج اسماعیل دولابی◾️ ▪️در نیّت و اعمالت هر چه صدق بیشتر باشد، ارزشش بیشتر است. ▪️صدق ضامن عدم خسارت است. شاهد این حقیقت، احادیث مَن بَلَغَ می‎باشند که می‎گویند اگر کسی به حدیثی که از قول معصومین نقل شده و در آن برای انجام عملی ثوابی وعده داده شده است عمل کرد، حتّی اگر آن حدیث جعلی باشد، آن پاداش به او داده می‌شود. ◾️مصباح الهدی - تألیف استاد مهدی طیّب◾️ @mohamad_hosein_tabatabaei
فَحُبُّك راحَتي في کُلّ حینٍ وَ ذِکْرُك مُونِسي في کُلّ حالي... @mohamad_hosein_tabatabaei
🏴شهادت جانسوز حضرت امام حسن بن علی العسکری علهیما السلام را به محضر مبارک فرزند ایشان، حضرت امام عصر، مولانا حجة ابن الحسن ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و تمامی شیعیان و محبان اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت عرض می‌کنیم. ■●صلوات جناب محی الدین ابن عربی بر حضرت امام حسن عسکری صلوات الله علیه●■ ■صَلَواتُ اللهِ و ملائِکتِه و حَمَلةِ عَرشِهِ و جَمیعِ خَلقِه مِن أرضِهِ و سَمائِهِ علی البَحرِ الزّاخِرِ، زَینِ المَفاخِرِ، الشّاهِدِ لأربابِ الشُّهودِ، الحُجَّةِ علی ذَوی الجُحُودِ، مُعَرِّفِ حُدُودِ حقائِقِ الرَّبانیَّةِ، مُنَوِّعِ أجناسِ العالَمِ السُّبحانیّة، عَنقاء قاف القِدَم، العالی عَن مَرقاة الهِمَمِ، وِعاءِ الأمانةِ، مُحیط الإمامةِ، مَطلَع الأنوارِ المُصطَفَوی، الحَسَن بن علیِّ العَسکری، علیه صلوات الله المَلِکِ الأکْبَر @mohamad_hosein_tabatabaei
■●توصيه های امام حسن عسكری عليه السلام به شيعيان●■ ■اوصيكم بتقوى الله، والورع في دينكم، والاجتهاد لله، وصدق الحديث واداء الأمانة الى من ائتمنكم من برّ أو فاجرٍ، وطول السجود وحسن الجوار، فبهذا جاء محمدٍ (صلى الله عليه وآله وسلم).. ■فإن الرجل منكم إذا ورع في دينه وصدق في حديثه، وأدّى الأمانة وحسّن خلقه مع الناس قيل: هذا شيعيّ فيسرّني ذلك. اتقوا الله وكونوا زيناً ولا تكونوا شيناً ، جرّوا الينا كل مودة، وادفعوا عنّا كل قبيح، فإنّه ما قيل فينا من حسن فنحن أهله، وما قيل فينا من سوء فما نحن كذلك، لنا حق في كتاب الله، وقرابة من رسول الله، وتطهير من الله لا يدّعيه أحد غيرنا إلاّ كذّاب، اكثروا ذكر الله وذكر الموت وتلاوة القرآن والصلاة على النبي (صلى الله عليه وآله وسلم)، فإن الصلاة على رسول الله عشر حسنات، احفظوا ما وصيتكم به واستودعكم الله، واقرأ عليكم السلام. @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●توصيه های امام حسن عسكری عليه السلام به شيعيان●■ ■اوصيكم ب
■●توصیه‌های امام حسن عسکری علیه السّلام به شیعیان●■ ●تقوای الهی ●تلاش و اجتهاد برای خدا ●ورع در دین ●راستگویی ●ادای امانت به کسی که شما را امین پنداشته، خواه انسان خوب و شایسته‌ای باشد، خواه فاجر. ●سجده‌های طولانی ●حسنِ همسایگی : ●در نماز جماعت آنها شرکت کنید ●در تشییع جنازه‌های آنها حاضر شوید ●به عیادت بیمارهای آنها بروید ●حقّ آنها را ادا کنید. ... ■حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام فرمودند: اگر یکی از شما دوستان و شیعیان من، در دین خودش ورع پیشه کند، اهل بی بندوباری، فسق و فجور و حرام‌خواری نباشد، راستگویی پیشه کند، امانت را ادا کند و با مردم خوش اخلاق باشد، دیگران می‌گویند: این را ببین، شیعه است و منِ امام عسکری خوشحال می‌شوم ... @mohamad_hosein_tabatabaei
☑️پنهان ز ديده ها و همه ديده ها از اوست ▪️از امير المؤ منين علي عليه السلام در چند موضع روايت شده است : فتجلي سبحانه لهم في كتابه من غير اءن يكونوا راءوه بما اءريهم من قدرته ؛ پس خدای سبحان با ارائه قدرت خود در كتابش برای مردم تجلی كرده بدون آن كه او را ببينند . @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️انسان كامل كسى است كه داراى نفس مكتفى و مقام عصمت مى باشد. نفس مكتفى و عصمت را كسى بجز حق متعال و يا كسانى كه از طرف او مأموريت براى ابلاغ خلافت دارند نمى توانند تشخيص بدهند. آن كس كه "إنّى جاعلٌ فى الارض خليفة" جاعل خليفه است مى داند كه چه كسى صاحب نفس مكتفى و عصمت است. بر اين اساس در امامت, احكام و اصول شرعيه انتخابات معنايى ندارد. ◾️بحثى پيرامون حديث غدير برگرفته از بيانات استاد صمدى آملى|ص٣٩◾️ @mohamad_hosein_tabatabaei
☑️اسم عزیز حق متعال اسم سنگینی است. مربوط به مرتبه واحدیت است. چو سلطــان عزت علم در کشد جهان سر به جیب عدم درکشد ▪️در تعریف اسم عزیز گفته اند که عزیز یعنی لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (شوری/۱۱). این آیه تفصیل اسم شریف العزیز است. لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ در مقام تنزیه است. هر مخلوقی هر کمالی دارد آن کمال را از خدا دارد و بلکه خدا فوق آن کمال است. اینکه حق متعال را از نقائص تنزیه کنی کار متوسطان است بلکه هر کمالی دیدی باید بگویی سبحان الله! یعنی حق تعالی بالاتر از این کمال است. در عین حالی که لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ است، وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ نیز است. او السَّمیع است یعنی مطلق سمیع است و هرکس سمعی دارد، در حقیقت شنونده خود خداست و هر بصری نیز بنابر اسم البصیر در حقیقت خداست. ▪️حضرت بقیة الله الاعظم، عزیز است. يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ... به معنای عزیز که دقت کنی، او تلبُّس اتمّ به توحید دارد. خود امام زمان نیز چنین است؛ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ. مثل او داریم؟! واحِدٌ دَهرِه. تکِ روزگارش است. وحید و فرید است. در عین حالی که "لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْء"ٌ، او "وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ." با همه است. آیا با این معنا می‌توان قائل شد که امام زمان ارواحنا فداه غایب است؟! مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ إِلَى دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ؟! بِنَفْسي اَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّا. بِنَفْسي اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا. جانم به قربان آن آقایی که هرگز از ما خالی نبوده و جانم بفدای آن آقایی که هرگز از ما جدا نبوده. ▪️يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ (یوسف/۸۸). وقتی عزیز را اینگونه معنا کردیم همه ما در مقابل او ذلیل و فقیریم. او باید به ما صدقه بدهد و می‌دهد! اصلاً کار امام در نظام هستی صدقه دادن به فقراست. همین وجود تو صدقه سری امام زمان علیه‌السلام است. همینطور مرتب دارد در کَیل [پیاله] وجودی تو صدقه می‌ریزد. و العِلم المصبُوب، ریزش او مدام است. در داستان جناب یوسف پیامبر فرمود: جام و پیاله پادشاه در رحل  هر کسی باشد، او را مجازات خواهیم کرد. جَزَاؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ (یوسف/۷۵). مجازات آن شخص که کَیل عزیز مصر نزد اوست چیست؟! گفتند که او را پیش خود نگه می‌داریم... حالا خوب رحلِ وجودِ خود را بگرد و ببین که این کَیل و پیاله‌ی یوسفِ مصرِ وجودِ تو کجاست؟! یوسفِ مصرِ وجود، امام زمان علیه‌السلام است... جام و پیاله اش را در رحل و بار و بُنه ما گذاشته است. بار تو همین وجود تو است. اگر تو همراهی کنی و این کَیل را آشکار کنی، مجازات تو این است که تو را نزد خودش نگه می‌دارد... در وجود همه ما این کَیل هست. مگر نگفت که وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي (حجر/۲۹). اجْسَادُكُمْ فِي الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُكُمْ فِي الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوسِ؛ همه در وجودشان این کَیل را دارند. حقیقت تو مال شماست یا مال امام زمان است؟! متعلق به اوست لذا باید به صاحبش برگردانی. امام زمان علیه السلام این حقیقت را عمداً در درون تو قرار داده، دنیا تو را به خودش مشغول کرده و تو فکر می‌کنی که این کَیل مال خودت است! إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا (نساء/۵۸). باید این امانت را به اهلش برگردانی. می‌توانی هر کاری دلت خواست با خودت انجام بدهی؟! نه، شرع اجازه نداده است. چرا اجازه نمی‌دهد؟! چون تو مال خودت نیستی. اگر مال خودت بودی اجازه می‌داد خودت را بکشی یا هر گناهی بکنی. نفس تو پیاله و جام انسان کامل است. اجازه نداری هر جور که دلت خواست خرجش کنی. ▪️يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ! مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ... این دنیا و گناه ما را مَس کرده است. این پیاله که شما در رحل ما گذاشتی کج و معوج شده است... آقا جان عنایتی به این پیاله کن... فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا...  
«اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِحَقِّ وَلِیَّکَ عَلِیِّ بْنِ اَبِی‌طالِبٍ اَلَّذِی ما اَشْرَکَ بِکَ طَرْفَةَ عَینٍ اَبَداً اَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ وَلِیِّکَ الْقائِمِ الْمَهْدِیِّ وَ تُصْلِحَ اَمْرَهُ فِی هذِهِ السّاعَةِ» @mohamad_hosein_tabatabaei
گَبر و تَرسا و مسلمان هر كسى در دينِ خويش قبله اى دارند و ما زيبا نگارِ خويش را @mohamad_hosein_tabatabaei
🍀السَّلامُ علَی مُطَهِّرِ الْأَرْضِ ، وَناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ وَالْعَرْضِ ، وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمَهْدِيِّ ، الْإِمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِيِّ🍀 @mohamad_hosein_tabatabaei
‍ ☑️علامه حسن زاده آملی ▪️بزرگان ما فرموده اند شب و روزى يك بار محاسبه داشته باش ، در يك وقت معين به محاسبه بنشين و نفس را به حساب بكش كه روزت را به چه نحو گذرانده اى!؟ ببين كه خرج و دخل روزانه ات چيست؟ ▪️ببين كه اقبال و اِدبارت و صواب و ناصوابت تا چه اندازه بود !؟ بر محاسن شاكر باش و از مقابح تائب . مرد حساب باش كه دار ، دار حساب است ، در نظام احسن عالم يك ذره بى حسابى نيست... ‼️ ▪️عده ای جوانان از علامه حسن زاده آملی درخواست نصیحت کردند، ایشان فرمودند: سعی کنید با نامحرم رابطه نداشته باشید، چه زن باشد چه مرد!! گفتند: آقا مگر مرد هم نامحرم می شود؟ علامه فرمودند:هرکس با خدا رابطه ندارد نامحرم است. @mohamad_hosein_tabatabaei
☑️تأمّلاتی درکشته شدن خلیفه دوم و سال روز آن‼️ ▪️طبق بسیاری از منابع موثّق تاریخی شیعه و تواریخ اهل سنّت، خلیفه دوم، صبح روز بیست و ششم ماه ذی الحجه، به دست پیروز نهاوندی که غلامی ایرانی ملقّب به بود، در مسجد النّبی مورد ضربات خنجر قرار گرفت و همان روز یا چند روز بعد درگذشت. ▪️اغلب علمای متقدّم شیعه مثل شیخ مفید(ره)، بر اینکه تاریخ مرگ در، ماه ذی الحجه است نه ربیع الاول، تأکید دارند. ابن ادریس حلّی(صاحب سرائر) درباره­ ی تاریخ نهم ربیع می گوید: هر کس بپندارد در تاریخ نهم ربیع کشته شده، به اجماع صاحبان کتب تاریخ، در اشتباه است و...." ◾️تاريخ :١٩ آذر ٨٨ استاد مهدی طیب◾️ @mohamad_hosein_tabatabaei
◾️بسم الله الرحمن الرحیم مرحوم ◾️  ▪️مسأله رزق یعنی اموال و اولاد، و کمی و زیادی آن، به دست خدا است، که هر کسی را به مقتضای حکمت و مصلحت از آن روزی می‏کند و اسباب بدست آوردنش را هم فراهم می‏کند، و خواست انسان و کرامت و حرمتی که نزد خدا دارد، هیچ اثری در کمی و زیادی رزقش ندارد.  برای اینکه چه بسا رزق یک مؤمن، و یک کافر، و یک عقل دوراندیش، زیاد می‏شود، همچنانکه رزق یک احمق و بی‏عقل زیاد می‏شود، و چه بسا همین نامبردگان رزقشان کم می‏شود، و یا در اول زیاد، و در آخر کم می‏شود، پس زیادی مال هیچ دلالتی بر سعادت و کرامت نزد خدا ندارد.  ☑️حکمت زلال ۲۹۷ @mohamad_hosein_tabatabaei