eitaa logo
«محمد مهدی تقی خانی»
1.5هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
2.4هزار ویدیو
47 فایل
اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسري[هَمـٰانـٰا،بـٰاسَختی،آسـٰانی‌می‌آیَد...]🪄💛 همـہ منـو میشـناسن میـگن بچـہ هیـئت امـام حسیـنه🤏🏻👀 با افتخـاࢪ اولیـن فن تکخـوان خوش صداے نجم الثاقب آقـا محمد مهدے تقـے خانے هستیم>🎤🕶 پسـر خوش قلب هیــئت های امام حسین💔🥺
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از «یآس‌زینلۍ»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پ.ن ببخشید‌که‌فیلم‌‌صدا‌نداره‌صدا‌نداره‌به‌خاطره‌‌دلیلی‌مجبور‌شدم‌که‌صدارو‌بردارم😁 من‌به‌اقای‌تقی‌خوانی‌گفتم‌دست‌تمون‌بدیدولی‌داستان‌داره‌این‌فیلم‌که‌اقای‌تقی‌خوانی‌دست‌تکون‌دادن‌یا‌نه‌که‌ادامه‌ی‌فیلم‌میشه‌واسه‌پارت‌۲‌که‌خیلی‌زود‌قول‌آماری‌میکنم🙂💘
https://eitaa.com/fan_yas_1395/13943 مشکلی ندارن بنظرت؟😅💘
خب‌خب‌از‌اون‌شب‌بگم‌براتون‌ که‌‌جزو‌همون‌²⁴بهترین‌شبام‌هست (منظورم‌دفعاتی‌که‌نجم‌الثاقبو‌دیدم‌هست) که‌خوب‌اون‌شب‌برای‌من‌ بهترین‌شبا‌رو‌به‌²⁵شب‌رویایی‌تبدیل‌کرد-! ولی‌فقط‌یه‌نغض‌توش‌بود🥲 اینکه‌نتونستم‌برم‌ُ‌از‌نزدیک‌ببینمشون💔 ولی‌واقعا‌اجرا‌عالی‌بود خب‌اول‌که‌واسه‌رفتن‌خیلی‌ذوق‌داشتم ولی‌متاسفانه‌بابام‌دیر‌اومدن‌دنبالمون🥲🤌 ولی‌یکی‌از‌دوستای‌نازم‌ برامون‌جا‌گرفته‌بود(از‌همینجا‌ازت‌تشکر‌میکنم🙏🙃) خلاصه‌رفتیم‌و‌نشستیم‌سر‌جاهامون‌ یهو‌به‌سرمون‌زد‌که‌‌بریم‌بیرون‌شاااید‌ببینیمشون رفتیم‌بیرون‌و‌دقیقا‌همون‌موقع‌بود‌که یکی‌از‌ماشین‌ها‌رو‌دیدیم🤭 رفتیم‌سمتش اقای‌تقی‌خانی‌و‌اقای‌رمضانی‌(کوچک) و‌اقای‌سلیمانی‌پیاده‌شدن اقای‌تقی‌خانی‌که‌خودشونو‌مث‌ِ‌مامورا‌پوشونده‌بودن‌که شناسایی‌نشن😂💔 جوری‌که‌فقط‌قادر‌به‌دیدن‌چشماشون‌بودیم😂 ولی‌متاسفانه‌همهههه‌ایشونو‌شناختن!😂 خلاصه‌وقتی‌طرفدارا‌جمع‌شدن‌شروع‌کردن به‌دادو‌بیداد‌که‌ماسکتوووو‌بده‌پایینننن😅🤌 یکی‌از‌بچه‌ها‌هم‌دستشو‌برد‌سمت‌صورت‌ِ اقای‌تقی‌خانی‌که‌ماسکو‌بده‌پایین ولی‌اقای‌تقی‌خانی‌نزاشتن‌و‌خب‌خودشون‌ماسکو‌دادن‌پایین😅 ولی‌کار‌اون‌دختر‌خانم‌خیلی‌زشت‌میبود🙃🤌 خلاصه‌بعد‌از‌اینکه‌لباس‌فرمشون‌رو‌از‌پشت‌صندق‌برداشتن ماسکو‌دادن‌بالا‌دوبارع😶😑🤌 ولی‌ایندفعه‌کسی‌چیزی‌نگفت! اقای‌تقی‌خانی‌راه‌افتادن‌سمت‌سالن‌اصلی البته‌همراه‌اقای‌رمضانیو‌سلیمانیو‌اقای‌گل‌محمدنیا! همون‌موقع‌بود‌که‌ماشین‌دخترا‌وارد‌پارکینگ‌شد😍 ما‌از‌اقای‌تقی‌خانی‌جدا‌شدیمو رفتیم‌به‌سمت‌ماشین‌دخترا و‌یهو‌ماشین‌دومه‌پسرا‌رو‌دیدم😃 هم‌برا‌دخترا‌و‌هم‌پسرا‌دست‌تکون‌دادیم ولی‌اونا‌فقط‌نگا😅 وقتی‌خواستن‌پیاده‌شن‌من‌رفتم‌توسالن‌که ببینم‌اقای‌گلمحد‌نیا‌کجا‌میرن خلاصه‌رفتم‌دویدم‌تا‌رسیدم‌بهشون دور‌اونا‌کمتر‌از‌دخترا‌شلوغ‌بود🙃 به‌اقای‌رمضانیه‌کوچک‌سلام‌کردمو‌ بعدم‌گفتنم‌واقعا‌خیلی‌کوچیکی‌اقا‌محمد‌مهدی😂 بعد‌اونا‌به‌صورت‌تند‌رفتن‌داخل‌نمازخونه ما‌خواستیم‌دنبالشون‌بریم‌ولی‌نشد‌متاسفانه🥲 بعد‌به‌فکرم‌زد‌برم‌پارکینگ‌ شاید‌دخترا‌هنوز‌نرفتن‌داخل🤨 و‌درست‌فکر‌کردمُ‌دیدمشون تا‌رسیدم‌بهشون‌دیدم‌حسنا‌بانو(غلامی) هم‌باهاشون‌بود گفتم‌واییییی‌خدا‌حسنا‌هم‌اومدههههه بعد‌یاس‌برگشت‌تا‌فاطمه‌خانمو‌صدا‌بزنه (فاطمه‌عسگری)چون‌جا‌مونده‌بود🙂 و‌امااا‌من‌از‌فرصت‌استفاده‌کردمو‌ یاس‌بانوم‌رو‌بغل‌کردم🥺 مادر‌خانم‌نوروزی‌گفت‌بچه‌ها‌سریععع و‌بچه‌ها‌هم‌دویدن‌رفتن‌دیگع🙂 من‌به‌دوستام‌گفتن‌بیایین‌بریم‌بشینیم‌الان‌میان‌رو‌استیج🙊 و‌خب‌باهم‌رفتیم‌سر‌جاهامون همون‌موقع‌به‌سرمون‌زد‌که‌زنگ‌بزنیم‌ به‌اقای‌صادقی‌ببینیم‌من‌میتونم‌ بیام‌پیششون؟! (البته‌از‌قبل‌هماهنگ‌شده‌بودم)☝️🏻👀 ولی‌متاسفانه‌فیلترم‌وصل‌نشد‌که‌زنگ‌بزنم!😫 (چون‌توی‌اینستا‌هماهنگ‌بودم‌و‌ خب‌قرار‌بودکه‌اونجا‌زنگ‌میزدم) بعد‌از‌اون‌دوستم‌گفت‌بیا‌زنگ‌بزنیم‌به‌رمضانی‌بزرگه اگر‌جواب‌داد‌به‌اونشون‌بگیم‌یا‌حداقل بگیم‌کی‌میان‌رو‌صحنه (اون‌موقع‌نمیدونستیم‌اقای‌رمضانی‌بزرگه‌نیستن)😄 ولی‌بازم‌متاسفانه‌همه‌شون‌گوشی‌هاشونو خاموش‌کرده‌بودن😩 @dokhtar_manjla
خوش‌اومدین‌:)💘 -اینجا‌ ؟ بهانه ای برای کنار هم بودن🤍،، https://eitaa.com/joinchat/59835483C44ef1eb0bf
منظورم اینه:) کپی ممنوع هییییچ جایی نیست، چون متعلق به مراسمی بوده که سپاهی ها و.... داخلش بودن! :)