eitaa logo
یادداشت‌های محمدمنتج
527 دنبال‌کننده
487 عکس
11 ویدیو
0 فایل
عقلانیت انقلابی؛ «اصول‌گرایی در مبانی» و «اصلاح‌طلبی در روش‌ها» است. https://virasty.com/montaj https://ble.ir/mohammadmontaj @Mohamadmontaj
مشاهده در ایتا
دانلود
آفات سوپرانقلابی‌ها برای انقلاب (۶) چرا سوپرانقلابی‌؛ شیفتۀ سیاست هیجانی است؟ سوپرانقلابی‌گری الگوی گرایش شدید به هیجان است. برای سوپرانقلابی، سخن قاطع، برخورد نمایشی، اعلام پیروزی فوری و تصویرسازی از نبرد نهایی حق و باطل، جذاب‌تر از کارهای آرام و ماندگار است. اما اصلاح ساختار اداری، تربیت نیروی انسانی، مبارزه تدریجی با فساد، حل مسائل اقتصادی، افزایش بهره‌وری، گفت‌وگوی اجتماعی و کار کارشناسی مداوم، کشش کمتری دارد؛ چون هیجان آنی ندارند. انقلابی‌گری عمیق به صبر، انضباط، شناخت واقعیت، تحمل و کار پیوسته نیاز دارد. لذا هرجا فضا آرام، واقع‌بینانه و حساب‌شده شود، این طیف احساس می‌کند روحیه انقلابی تضعیف شده و برعکس، هرجا فضا هیجانی، تند و پرشور شود، چنان به‌سرعت برانگیخته می‌شود که مرز میان امید و واقعیت را از یاد می‌برد. انقلابی‌گری هیجانی یا همان سوپرانقلابی‌گری، با تامل کارساز، پیشرفت آرام و دستاوردهای غیرنمایشی رابطه خوبی ندارد. جمع‌بندی؛ هیچ حرکت بزرگی بدون انگیزه و حرارت پیش نمی‌رود؛ اما خطر آنجاست که هیجان، جای عمق را بگیرد و سیاست، از یک کار سخت و مستمر، به مصرف پیاپی لحظه‌های هیجانی تبدیل شود و آنگاه که مجریان، سخت‌کوشانه زیر آفتاب، مشغول کار و عرق‌ریختن در پروژه‌های اجرایی هستند، سوپرانقلابیها؛ در سایه بنشینند و پارو‌ی‌پا بیندازند و به‌ شیوۀ معلمان املاء بگویند؛ «البته می‌توانست بهتر هم باشد!». اکنون شاید بهتر بفهمیم چرا ایشان نوعا از پروژه‌های اجرایی فراری‌اند و غیر از سایه‌نشینی متاعی در کارنامه ندارند. و در یک‌کلام؛ می‌توانی در دهه هفتم زندگی‌ات باشی اما هنوز «نابالغ سیاسی
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از زیر اسپیلت وقتی فحاشی می‌کنی به نظام، وضعیت رزمندگان را به خاطر بیاور! بعد از ۱۲۰ روز مقاومت در جزیره هرمز؛ دما ۵۵ درجه؛ رطوبت ۹۰ درصد؛ غذا کنسرو؛ سنگر مخفی زیر درخت؛ بیهوشی از فرط خستگی! https://eitaa.com/mohammadmontaj/764
آفات سوپرانقلابی‌ها برای انقلاب (۷) سوپرانقلابی‌؛ اسیر سندروم دیده‌شدن! سوپرانقلابی‌گری نه یک باور عمیق، که یک پُز هویتی است. سوپرانقلابی نه قربانی شبکه‌های اجتماعی، که شیفتۀ سازوکار آن‌ است؛ فجازی، بهترین ویترین برای نمایش نارسی‌سیسم یاخودشیفتگی سیاسی اوست. در بازار توجه؛ حقیقت، خریدار ندارد و او خوب فهمیده‌ که تحلیل دقیق و چندوجهی، یعنی سکوت و دیده نشدن؛ و برای اینکه در این بازار شلوغ، بهترین فروشنده باشد، دائما هیجان ارزان تولید‌می‌کند. او برای لایک و ری‌توییت، راحت اصول اخلاقی و عقلانیت را قربانی می‌کند. او به جای آنکه خادم یک آرمان باشد، اسیر سندروم دیده شدن است. برای او؛ خیانت، یک برچسب آماده‌مصرف است تا مخالفان را با آن ساکت کند. فتح قریب‌الوقوع و ده‌ضربه‌تا خیمۀ ترامپ، یک دروغ شیرین است تا خود را سردار میدان جا بزند. فریادزدن و معلم‌املاء‌شدن، جایگزین برنامه‌ و کارنامه شده است؛ چون فریاد، سریع‌تر از هرچیز، او را به هدف‌ش دیده‌شدن می‌رساند انقلابی‌گری اصیل، یک وظیفۀ خاموش است؛ در پی اصلاح ساختارهاست. سوپرانقلابی‌گری تنها یک حنجرۀ دریده می‌خواهد. او نه به دنبال حل مسائل کشور، که به دنبال تأیید مخاطبانی است که از دیدن جنگ حق و باطل ساختگی در گوشی‌هایشان لذت می‌برند. در این بازی، هرچه وقیح‌تر، بی‌پروا‌تر و خشمگین‌تر باشی، امتیاز بیشتری می‌گیری. سوپرانقلابی‌گری یک مسیر جهادی نیست، یک اعتیاد مجازی است که فرد را از واقعیت‌های تلخ و شیرین حکمرانی دور می‌کند و او را در حباب خوش‌خیالیِ «من، تنهاترین مدافع انقلاب هستم» زندانی می‌کند سوپرانقلابی برای دیده‌شدن، انقلاب را هم حراج می‌کند.
آفات سوپرانقلابی‌ها برای انقلاب (۸) سوپرانقلابی، مستِ آرزوها؛ حاکمیت، زخمیِ واقعیت. حکمرانی یعنی مواجهه با واقعیت‌های فرساینده. مدیر کشور در طوفان محدودیت منابع، فشارهای بین‌المللی و گره‌های پیچیدهٔ اقتصادی، سکان کشتی را به دست می‌گیرد؛ کشتی‌ای که هر انتخابی در آن هزینه‌ای دارد و گاهی برای نجات کشور، باید از آرزو گذشت و به مصلحت تن داد. سوپرانقلابی، تماشاگری طلبکار است؛ در دنیای آرزوهایی می‌زیَد که در آن هیچ دیواری کج و هیچ دری بسته نیست، مگر آنکه اراده‌ای در کار نباشد! و هرگاه واقعیتِ حکمرانی با توهماتش برخورد کند، فریاد خیانت سر می‌دهد. او نه در پی حل مسئله، که دنبال حفظ رؤیای خیالی خود است. برایش برچسب‌زدن به مسئولان، راحت‌ترین راه فرار از واقعیت است: اگر مشکلی حل نمی‌شود، به‌جای تحلیل، می‌گوید خیانت شده! اگر تصمیم محتاطانه‌ای گرفته می‌شود، از سر نادانی سیاسی، آن را به ترس تعبیر می‌کند؛ چراکه هرگز در اتاق فرمان نبوده تا طعم اضطرار را بچشد. اگر مذاکره‌ای در کار است، فریاد سازش سر می‌دهد؛ زیرا می‌خواهد در حباب امن رؤیایش بماند و مجبور نباشد هزینهٔ یک شطرنج بین‌المللی را درک کند. سوپرانقلابی‌گری کودکیِ سیاسی است؛ فکر می‌کند با یک گریهٔ بلند، قوانین طبیعت تغییر می‌کند. وقتی حاکمیت دست به جراحی می‌زند، او از پشت پنجره جیغ می‌کشد: چرا فریاد نمی‌زنید؟ چرا با خیانت جرّاح برخورد نمی‌کنید؟ سخن آخر: حاکمیت، زخمیِ واقعیت است و سوپرانقلابی، مستِ توهم. تا وقتی او فکر می‌کند ارادهٔ قلبی جای تدبیر اجرایی را می‌گیرد، یاری‌رسان نیست، بلکه باری بر دوش کشور است و تنها هنرش، تولید بحران اعتماد است.
ما و ولایتمداری... ما ولایتمداری را اینگونه یافته‌ایم که مولا؛ اگر بگوید صبح تا ظهر بجنگید، می‌جنگیم! و اگر بگوید ظهر تا شب مذاکره‌ کنید، مذاکره‌ می‌کنیم! و اگر بگوید شب تا صبح بمانید در خیابان، می‌مانیم! و این چرخه را تا علی‌الطلوعِ قیامت ادامه می‌دهیم؛ بی چون و چرا... حاشا که بچه‌بسیجی «میدان و میز و خیابان» را خالی کند! https://eitaa.com/mohammadmontaj/768