9. چوب جفا.mp3
زمان:
حجم:
5M
#روضه_حضرت_زینب
( سلام الله علیها )
حجه الاسلام والمسلمین
#استاد_میرزا_محمدی
یا مزن چوب جفا را
بر لب و دندان من
یا بگو بیرون روند
از مجلست طفلان من
یا نزن ، شرمی نما
از روی زهرا مادرم
یا بزن ، مخفی ز چشمِ
خواهر گریان من
شاعر :
#استاد_حاج_غلامرضا_سازگار
#کارگاه_آموزش_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
4. قسمت اول.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
#حضرت_زینب
( سلام الله علیها )
حجه الاسلام والمسلمین
#استاد_میرزا_محمدی
#قسمت_اول
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا
بَقِیَّهَ اللَّهِ فی اَرْضِهِ
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقُومُ
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقْعُدُ
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
حينَ تُصَلّى وَ تَقْنُتُ
الان کجای عالم شرف حضور داری آقاجان ...کجا داری نماز میخوانی ... کجا داری گریه می کنی ... کجای عالم داری برای ما دعا می کنی ... کجای عالم داری برا ما استغفار می کنی ؟؟؟
اونی که ما گریه کنا می فهمیم اینه ،الان تو کوفه با عمه جانت زینب ، داری همراهی می کنی ...
بعضی ها فرمودن وقتی قافله رو از کوفه بردن تا وقتی که تو کوفه بودن یه عده ازین 84 زن و بچه که بعضی هاشونم بنی هاشمی نبودن تو کوفه فامیل داشتن .
سکینه ی بنت الحسین دید بعضی ها اومدن بعضی ازاین اسرا رو از قافله جدا کردن عمه جان اینا کجا دارن میرن؟ فرمود عزیز برادرم اینا اینجا فامیل دارن ازین به بعد دیگه با ما نمیان ... " نه نمیان ،اینجا خونه دارن اینجا کس و کار دارن ..."(خیلی دله این نازدانه ابی عبدالله شکست) عرضه داشت عمه جان مگه ما تو کوفه کس و کاری نداریم ؟(الله اکبر) یه نگاهی کرد؛ دید از این به بعد لباس هاشونو رفتن عوض کردن" این بچه هایی که از گرسنگی و تشنگی رنگ به چهره نداشتن دیگه آب و غذا بهشون دادن ... یعنی از اینجا به بعد فقط بنی هاشم تو قافله ی اسرا هستن ..."
@javdafshani
1. قربون کبوترای حرمت.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
حجه الاسلام والمسلمین
#استاد_میرزا_محمدی
مرغ بی بال و پرم یا سیدی
من گدای این درم یا سیدی
تو که آهو را ضمانت می کنی
کی فراموش این غلامت می کنی
غرق در دریای عصیانم رضا
جز تو را ناجی نمی دانم رضا
ای ولایت شرط ایمان همه
رد مکن مارا به جان فاطمه
قربون کبوترای حرمت
امام رضا
قربون این همه لطف و کرمت
امام رضا
آی کبوتر که نشستی
روی گنبد طلا
هر کجا پر می کشی
تو حرم امام رضا
من کبوتر بقعیم
با تو خیلی فرق دارم
توی غربت سرمو
به روی این خاک میزارم
اونجا خادما
با زائر آقا مهربونن
اینجا زائرا رو
از کنار قبرا می رونن
تو که هر شب میسوزه
صد تا چراغ دور وبرت
به امام رضا بگو
غریب تویی یا مادرت
أَعُوذُ بِجَلاَلِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ ...
#کارگاه_آموزش_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
2. گلچین.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
#حضرت_زینب
( سلام الله علیها )
حجه الاسلام والمسلمین
#استاد_میرزا_محمدی
( ملودی های آواز بیات اصفهان
به خوبی در این اثر دیده میشود ... )
با غصه های آل عبا گریه می کنی
در اوج روضه های عزا گریه می کنی
ما با گناه اشک تو را در می آوریم
از سوز بی وفایی ما گریه می کنی
ای صاحب عزا،
تو به این روضه های ما
می آیی و بدون صدا گریه می کنی
«گاهی نجف، مدینه،
گهی کربلا و گاه»
در مشهد امام رضا گریه می کنی
بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا
بر داغ سید الشهدا گریه می کنی
این روزها به حال دل زینب اسیر
در ماجرای شام بلا گریه می کنی
بر رأس های رفته
به بالای نیزه ها
با خیزران و طشت طلا
گریه می کنی
حالا دوباره
چشم تو را خون گرفته است
با غصه های آل عبا
گریه می کنی ...
شاعر : #وحید_محمدی
#کارگاه_آموزش_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
5. قسمت دوم.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
#حضرت_زینب
( سلام الله علیها )
حجه الاسلام والمسلمین
#استاد_میرزا_محمدی
#قسمت_دوم
کجا دارن میرن ؟ اینا رو دارن میبرن شام بلا ..." همونایی که 40 سال کینه ی امیرالمومنین و به دلاشون داشتن ..."
آقا جان الان کجای عالمی ؟
از زبان خود شما روضه ی #اسارت عمه جانتو بخوانیم" اون روضه ای که خودت فرمودی من خون گریه می کنم ..."روضه ای که امام زمان خون گریه کنه حیفه من و تو گریه نکنیم ..."
عمه ي من نائبه الحيدر است
سيدهُ النساء ، پس از مادر است
عمه ی من سفیر خون خداست
همدم هجده سرِ از تن جداست
عمه ی من اوست که در قافله
نشسته آورده به جا نافله ...
عمه ی من ، بر سرِ بازارها
دیده ز اهل ستم آزارها
شاعر : #استاد_سازگار
این بی بی کسی هست که 56 سال آفتاب سایه اش رو ندیده بود ؛ این خانمی که 56 سال تا کربلا که بیاد، تاریخ نوشته هیچ چشمی قد و قامتشو ندیده"" این خانمیه که وقتی حرم پیغمبر میخواست بره ، امیرالمومنین و حسنین دورش و می گرفتن ،شبانه به زیارت پیغمبر میرفت" امیرالمومنین قنبر رو میفرستاد برو چراغ های حرم رو کمتر کن ..." یه روز امام مجتبی پرسید بابا ما که زیارت میخوایم بریم روز میریم بدون هرگونه تشریفات" اما چرا زینب خواهرم که میخواد بره شب می بریمش با این همه تشریفات ؟ فرمود همه ی اینا به خاطر اینه مبادا کسی قد و قامتشو ببینه ....
" حالا این خانم محاصره شده بین نامحرما ...." این زینب و آوردن تو کوچه و بازار کوفه دارن میگردونن .... یه جمله فقط" این خانمو آوردن تو مجلس شراب ...."
آی حسین ......
@javdafshani
◦•●◉✿ اَُِلَُِلَُِهَُِمَُِ َُِعَُِجَُِلَُِ َُِلَُِوَُِلَُِیَُِکَُِ َُِاَُِلَُِفَُِرَُِجَُِ ✿◉●•◦
●اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمک
کیا منتظر امام زمانن بِسْمِ اللهِ
●اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِه
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً
وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا برحمتک یاارحم الراحین.
کیا منتظرش هستن؟؟
یا صاحب الزمان...اونم میگه جونم نوکرم.هان توصداش بزن اگه جوابتو نداد.
●من که غیر از خونه ی تو جا ندارم برم
یه جوری دل بستم انگار پا ندارم برم
●آه میدونی بندهی فراریت غیرتو هیشکیو نداره
بعدِ تموم اشتباهاش مییاد به سمت تو داره دوباره
●چه امیدی مگه دارم به جز چشم خطا پوشت
دستمو باز می گیری تا (بیام بازم تو آغوشت)۳
●جانحیدر،جانزهرا تورو به زینبین بگذر این بی سرو پا
تو روبه جان حسین بگذر از این بی سرو پا
●آه..تو رو به حق کسیکه منشٵ خیرِ کثیره ۲
همونی که تو روزه حشر دست گداشو میگیره
(خدا کمکم کن)
●به حق اون شهیدی که به راه تو گُذشت از سر
ببخشم ای خدا امشب تورو به جانِ علی اصغر
به علیٍٔ الاصغر الهی العفو...
چرا یه عده نمیگن خجالت می کشی؟شب دیگهای سراغ داری که بیای بگی غلط کردم؟جای دیگه سراغ داری براتِ بینالحرمین بگیری اربعین؟ الهی العفو..
●اِلهی اِنَّ جودکَ بَسَطَ اَمَلی وشُکرَکَ قبِلَ عملی
پرودگارا..رو بهسوی کسی آوردم با اینی که ناقابلم بازم منو قبولم کرده،با اینی که می دونه خوب نوکری برا حسینش نکردم،بازم شب بیست و یکم رام داده بیام گریه کنم..
●سیدی...اِلیکَ رَغْبَتی واِلیکَ رَهبَتی واِلیکَ تٵمیلی..
من فقط از تو میترسم،ازاون وقت وساعتی میترسم کهامام صادق فرمود توهمین دعای ابوحمزهآورده،عریاناز توقبربیرون بیام،خوار وذلیل باشم،پیش هیچکس احترامی نداشته باشم.یه نیگاه طرف چپم بندازم یه نیگاه طرف راستم بندازم،خدا رفیقامو دارن می برن بهشت.من موندمُ گناهم واعمالم خدای من..
●اِلیک اَمَلی وعلیک یا واحدی عَکفَت هِمّتی وفیماعندکانْبَسَطَت رَغبتی ولک خالصُ رجائی وخوفی وبک اَنِسَت مَحبَتی
فقط ازتو میترسم،رغبتم به سوی توئه،نه امشب یه جور دیگه بگیم؛از اون وقت و ساعتی میترسم که لحد آخروبذارن، نکیر و منکر بیان بالا سرم..
مَن ربُک؟مَن امامُک؟من دینُک؟من پیغمبرک؟
از چی میترسی نوکر حسین؟؟
از اون وقت و ساعتی میترسم که زبونم بند بیاد؛
از هیبت این دو ملک،نتونم بگم؛
مَن امامُک امیرالمؤمنین اَنا شیعتی
اما ما رو غمی نیست،ما امام رضا داریم باریکلا می بینم دلت پنجره فولاد گیر کرده به خدا کسی رو سراغ دارم،اعمالِ به جایی نداره فقط یک نفرو دوست داره،هروقت دلش میگیره پامیشه میره حرم سلطان به خدا به حالش غبطه میخورم.
امشب بگیم با امام رضادل ما رو هم این جوری کن ما رو بخر برای خودت،هر وقت که دلتنگ شدیم زود به زود بیایم ببینیمت آقا
●آخ منو رها نکن که جلد گنبدم
آقا کبوترِ هوای مشهدم یا امام رضا..
●اَلقیتُ بیدی وبحبلِ طاعتکَ مددتُ رهبتی یامولای بذکرک عاشَ قلبی
قلبم فقط با ذکر تو آروم میگیره فرمود:نحن ذکرلله
ذکر ما نوکرا ذکر حسینه، هر کی با ذکر حسین آروم میشه فقط بگه؛اونایی که دلتنگشن بگن..
●یا مولای بذکرک عاشَ قلبی وبمناجتک برِّدتُ اَلمِ الخوف عنی.فیامولای ویا مُؤَمَّلی ویامُنتهیٰ سؤلی
فَرِّقْ بَینی وبینَ ذنبیَ المانعِ لیمِن لزومِ طاعتک
خودم میدونم اشک چشمم خشک شده،گناهام یه مانعی شدن بین منو حسین خودت منو جدا کن
●فاِنما اسئلک لِقدیم الرجاء فیک وعظیمِ الطَّمَعِ مِنک
همون طور که نمازو به ما واجب کرده کُتِبَ عیکم الصیام تو قرآن فرموده روزه رو با ما واجب کرده حلال و حرام بر ما گذارده و گمارده.همون طورم برای خودش واجب کرده
●الذی اوْجَبتَهُ علیٰ نفسِک مِنَ الرٵفته والرحمة
به خودشم واجب کرده که با منو تو مهربون باشه، ولی در هر صورت ●فَالأَمرُلک امر امره توئه خدا
●وحدکَ لاشریکَ لک والخلقُ کُلهُم عیالُک وفی قبضتک
مثه اون مردی که این قدرتو بهش داده که به فکر اهل و عیالش باشه وفی قبضتکهمه چی دست تو
●وکُلُّ شیءٍ خاضعٌ لَکَ تبارکتَ
بیار بالا کشکور گدایی تو زن و مرد با هم صداش بزنید یارب العالمین... ماشالله بهبه به این میگن مستمع اهلِ دعا
●الهی...اِرحَمنی اِذا انْقَطَعَتْ حُجتی
خدا اون وقت ساعتی امیدم از همه نا امید میشه
خودت هوامو داشته باش.آره از پدر به پسر ارث میرسه ماهم بچه های علی هستیم،خدا نکنه هیچ مردی امیدش نا امید بشه، به ناامیدی امیرالمؤمنین به اون وقت ساعتی که...
میثم تمار میگه هم جوارو شانه به شانهی امیرالؤمنین میرفتم.واردنخلستان شدیم.دستور دادمیثم،چنددقیقه ایاینجا بایست⇩
ادامه⇦... من برمیگردم میگه ایستادم پنج دقیقه گذشت ده دقیقه گذشت نمی دونم چیزی ننوشن عبارات...
میگه یه مدت که گذشت از رفتن امیر المؤمنین به نخلستان، نگران سلامت جان و امنیت مولا شدم،
آروم آروم اومدم توی نخلستان، میگه هر چی جلو میرفتم متوجه یه صدایی می شدم؛
جلو رفتم دیدم یک آقایی تا کمر رفته توی چاه؛
هی داره داد میزنه گریه میکنه.مثه مادری که بچه شو از دست داده شیون میزنه...
نزدیک شدم متوجه صدای پام شد زود اومد بالا
تا نگام به نگاهه علی خورد دیدم به پهنای صورت گریه کرده، اون قدر امیرالمؤمنین اشک ریخته بود تمام محاسن مبارک خیسِ خیس شده بود.یه سوالی کرد ازم فرمود: میثم شنیدی به چاه چی میگفتم یا نه؟
من یه سوالی از شما دارم؟کسی که کنندهی دره خیبره کسی که اسدالله ؟کسی که یدالله ؟کسی که امیر المؤمنینِ؟ مگه میشه معلوم نباشه برای چی سر درون چاه برده ؟
آری تاریخ امشبو شب شهادت می نویسه...
ولی رفیقا بابامون امیرالمؤمنین اون روزی امیدش نا امید شد که همسرشو پشت در...
ببین امشب با چی شروع کردما...ای...
●حاجتو کرده روا شمیشر آلوده به زهر
شکر خدا راحت شدم از دست این مردم شهر
●بی وفایی رو بلدن این از خدا بی خبرا
یه روزیام تو کوچهها حقمو خوب کردن ادا ۲
روضه می خونم زیر لبم آروم
زهرا کجایی دل تنگتم خانوم
●سی ساله آزگاره که به یادتم هر شب و روز
(فاطمه یه چیزی آروم بگم حسن نشنوه
فاطمه شب ها که میشه بیشتر میسوزم اخه اومدن گفتن علی به فاطمه بگو بره بیرون شهر گریه کنه. شبا از ناله های زهرا خواب نداریم)
●سی ساله آزگاره که به یادتم هر شب و روز
اون خاطرات خوبمون تو خاطرتم مونده هنوز
●یادت میاد فاطمه جان زندگیمون خدایی بود
کنار مسجد خونمون عجب برو بیایی بود
(زندگیمو نظر زدن ای وای
گل یاس مو کتک زدن ای وای
بی بهونه تو رو زدن ای وای
تو رو چندین نفر زدن ای وای)
●دیدی چه جوری آخرش خوشیمونو به هم زدن
چه قدر بلا سرت اومد درست جلو چشای من ۲
●عقدههاشون از علی بودحلالم کن درد کشیدی به جای من
تا بشکنن غرورمو پیش چشام تو رو زدن۲
امید علی اونجایی نا امید شد،..که فاطمه شو پشت در لگد کردن...نه امشبی که دارن همه رو جمع میکنه
دور هم...
فرمود: حسم گریه نکن بابا تو بزرگه اینایی
دید حسین داره داد میزنه،حسینم گریه نکن تو سید الشهدایی بابا
اما عین عبارته؛به حسن و حسین کلثوم گفت
به بقیه گفت همه رو به دستور صبر داد
تا رسید به زینب فرمودبابا تو گریه کن
می بینم اون روزی یو که توهمین کوفه دستاتو می بندن...
عمه جانم...عمه جان قدکمانم
✍تایپ :کربلایی محمد تقی باقریღ
ــــــــــــــــــــــــــــــ
#مناجات_روضه_ابوحمزه_شب_قدر
کربلایی امیر برومند|amirboroumand_channel@4_6012450839937943038.mp3
زمان:
حجم:
40.3M
🎙بانوای: #کربلایی_امیر_برومند
🎼سبک: #مناجات #ابوحمزه
🖊#امام_علی #شب_21
◔͜͡◔عنوان:#منکهغیرازتو
''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''
.
🔰 #روضه_حضرت_رقیه
وقتی به حادثه کربلا نگاه می کنیم متوجه می شویم در اوج مصائب و گرفتاری ها باز این مهروزی ودلسوزی وجود داشت.
زمانی که خبر شهادت #مسلم_ابن_عقیل به امام حسین ع رسید حضرت وارد خیمه زنان شدند دختر #مسلم را که خواهرزاده اش بود بغل گرفتند و شروع کردند به نوازش کردن مانند #پدری_دلسوز و مهربان برای او پدری کردند، حضرت ع با این رفتارشان علاوه براینکه درس #محبت و مهرورزی را به همه آموختند و به همه یاد دادند اگر دختری #یتیم شد
باید او را نوازش کرد، بغل گرفت و به او محبت کرد
نه اینکه به او سیلی وتازیانه زد
نباید به او گرسنگی وتشنگی داد.
نباید وقتی بهانه بابا گرفت سربریده بابایش را برای او برد.
مه میان غبارها گم شد
دختری بین #خارها گم شد
یک سه ساله یتیمه ی محزون
وسط #نیزه_زارها گم شد
یک پرستوی بال و پر مجروح
#زیر_پای سوارها گم شد
دختری با دو چشم بارانی
در میان شرارها گم شد
...........................................
روضه #حضرت_مسلم ابن عقیل ع
#شب_اول_محرم
#مسلمیه
#حمیده
.
🔗در سرود #سلام_فرمانده دهه نودیها میگن « #علی_بن_مهزیار ت میشم»، میدونید علی بن مهزیار کی بوده؟
💌 علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی معروف به علی بن مهزیار یکی از تشرف یافتگان خدمت امام زمان(عج) در غیبت صغری. وی فرزند ابراهیم بن مهزیار و برادرزاده علی بن مهزیاری است که از اصحاب ائمه بودهاست. برادر او محمد بن ابراهیم بن مهزیار نیز وکیل امام زمان(عج) در اهواز بود
قضیه تشرف او به محضر امام زمان علیهالسلام
شیخ طوسی در کتاب الغیبه از علی بن مهزیار نقل میکند: «من بیست مرتبه به حج مشرف شدم و در تمام این سفرها قصدم دیدن حضرت مهدی(عج) بود؛ ولی موفق نشدم؛ ناامید شدم و تصمیم گرفتم دیگر به حج نروم تا اینکه در خواب کسی به من گفت: ای علی امسال هم به حج برو. آن سال هم به مکه رفتم و خدمت امام زمان(عج) مشرف شدم
📚 الغیبة ص ۲۶۳
داستان مفصل تشرف ایشان را در پست بعدی بشنوید👇
#جمعههای_مهدوی
نامهای از امام صادق(علیه السلام) به عبدالله نجاشی که بر مسئولان (ریز و درشت) واجب است آن را نوشته و در اتاق خود نصب کنند!
عبدالله نجاشی از دوستداران و پیروان امام صادق (علیه السلام) بوده است. او در عصر خلافت عباسی، به استانداری اهواز منصوب میشود. به همین دلیل در نامه ای از امام صادق (علیه السلام) راهنمایی و نصیحت طلب میکند.
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به این نامه نیز بعد از دعا در حق عبدالله میفرمایند:
«خبر والی شدن تو بر اهواز مرا هم خوشحال کرد و هم ناراحت، علت خوشحالی این است که شاید خداوند به وسیله تو به شیعیان عزت دهد و ضعف آنان را بر طرف نماید …
و اما ناراحتیام به این دلیل است که مبادا نسبت به دوستان ما لغزشی مرتکب شوی که باعث شود بوی بهشت را هم نشنوی!!
بدان که خلاص و رهایی تو در حفظ خون مؤمنین و دست برداشتن از آزار آنان و رفق و مدارا با مردم است و همچنین در تأنی و معاشرت نیکو و نرمی بدون ضعف و صلابت بدون خشونت..... مبادا درهمی را در راه غیر خدا خرج کنی و مثلا به شاعران متملق یا دلقکان دهی ، جوایز و هدایای تو باید به کارمندان و زحمتکشان داده شود. مبادا چیزی از طلا و نقره برای خود بیاندوزی!
هیچ گاه سیر کردن شکم های گرسنه که آتش غضب خدا را خاموش می کند کوچک مشمار ! ...
بگذار از پستی دنیا به تو خبر دهم:
وقتی حسین بن علی (علیهماالسلام) به سمت کوفه روان شد ابن عباس او را به خدا قسم داد که مرو کشته می شوی !
حسین بن علی (علیهماالسلام) فرمود: من خود، جایگاه کشته شدنم را بهتر از تو می دانم و جز فراق دنیا از آن برایم چیزی نمانده! ای ابن عباس آیا میخواهی داستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و دنیا را برای تو بازگو کنم؟
گفت: بله
فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) به من فرمود:
روزی در هنگامی که فدک تحت اختیار فاطمه (علیهاالسلام) بود به همراه بیلی در قسمتی از آن مشغول کار بودم که ناگهان زنی بسیار زیبا در مقابلم آشکار شد که جمالش دلربا بود… آن زن به من گفت : آیا می خواهی با من ازدواج نمایی تا از این بیل راحت شوی و تمام گنج های زمین را به رویت بگشایم ؟!
به او گفتم: تو کیستی ؟
گفت: من دنیا هستم !
به او گفتم که برو و شوهری دیگر طلب کن، تو در شأن من نیستی و با بیل خود مشغول به کار شدم و اشعاری را زیر لب زمزمه نمودم …
امیرالمؤمنین (علیه السلام) از دنیا خارج شد در حالی که حق هیچ بنده ای بر گردن او نبود و سائر ائمه (علیهم السلام) نیز این چنین بودند .
[ای نجاشی] مواظب باش مؤمنی را نترسانی به فریاد مؤمنین برس!
چرا که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
کسی که به فریاد مؤمنی برسد خداوند در قیامت به فریاد او خواهد رسید . کسی که یک حاجت برادر مؤمن خود را برآورده کند خداوند حاجات کثیره او را برآورده خواهد کرد....
وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۲۱۲
حجتالاسلام دکتر قربانی مقدمتشرف علی بن مهزیار.mp3
زمان:
حجم:
9M
علی بن مهزیار که بود؟
داستان تشرف #علی_بن_مهزیار به محضر امام زمان علیهالسلام از زبان حجتالاسلام دکتر قربانی مقدم
بیا یارت میشم
هوادارت میشم
گرفتارت میشم
علی ابن مهزیارت میشم
#سلام_فرمانده
#جمعههای_مهدوی