بسم الله الرحمن الرحیم
پر می کشد اینجا دل من تا غزه
اینجا دل من خون شد و آنجا غزه
تعبیر حدیث حق و باطل این است
باطل همه یک طرف و حق با غزه
#حسین_مولوی
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
بزرگداشت مقام معلم و تجلیل از بازنشستگان ناحیه یک در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ کم نظیر برگزار شد. با شکوه تمام. برای اولین بار _ حداقل در استان _ از تمبر یادبود این مراسم رونمایی کردیم و از تمبر یادبود هر یک از بازنشستگان که شگفت زده شده بودند.
اکنون با دست هنرمند استاد علی شعبانی همکار هنرمند و فرهیخته در کنار درب اتاق مدیر ناحیه یک به صورت نقش برجسته درآمده است و در آخرین روز حضورم در این ناحیه از آن رونمایی کردیم.
نقش نام #معلم در لوح وجود من مستدام باد.
حسین مولوی
معلم
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
در حرم ملکوتی و مطهر امام رئوف و مهربان حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء نشسته ام و زیارت می خوانم و نایب الزیاره همه شما و این مرد در گوشه ای نشسته و حال خوشی دارد.
یاد آن فراز از اذن دخول حرم افتادم که فرمود :《 خداوندا؛ من احترام صاحب این مکان شریف را غیبت او می دانم همان گونه که احترام ایشان را در زمان زنده بودنش می دانم و مى دانم که رسول تو و جانشینان تو – که درود بر آنان باد – زنده اند؛ نزد تو روزى مى خورند. آنان من را مى بینند، سخن مرا مى شنوند و به سلام من پاسخ مى دهند ولی تو مانع شده ای که گوش ظاهری من کلام آنان را بشنود ولی لذّت راز و نیاز ( و گریه) با ایشان را برایم فراهم کرده ای.》و این همان راز گرفتن اذن است. برخی اذن دخول ظاهری می گیرند و مشرف می شوند و برخی علاوه بر آن در حرم حال خوش دارند، گريه می کنند و این اذن دخول به محوطه ای است که ملائکه در آن رفت و آمد دارند.
در نزدیکی ایشان نشسته ام. اگر قرلر باشد ملائکه مقرب بیایند و دعای او و اشک های او را بالا ببرند پر آن ها بر من گناهکار نیز خواهد خورد و همین کافی است..
الحمدلله به وجود این مضجع شریف. قبر امام غریب. نایب الزیاره شما هستم ان شاءالله...
حسین مولوی
۱۰ آذر ۱۴۰۲. مشهد مقدس
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز روز جهانی معلولين بود. طبق عادت مالوف و رسم مرسوم پیامی مهمی صادر کردیم و تبریک گفتیم و آرزوی سربلندی نمودیم و فرمودیم آن را روابط عمومی منتشر نماید و خلق را مستفیض!
این رسم است و بد هم نیست؛ حالا نمی دانم چقدر حکیمانه است و اصلا اصل صدور پیام در چنین مناسبت هایی از طرف یک مدیر کل از کجا نازل شده و این که این پیام های رسمی و بعضا طولانی آیا خوانده می شوند؟
یکی دو هفته پیش بزرگواری به من پیام داد که در یکی از مدارس استان دانش آموزی که دچار ضایعه نخاعی شده _ علی رغم این که مدرسه آسانسور دارد _ توسط مدیر مدرسه محدود می شود. مثلا دانش آموز دلش می خواهد به نماز خانه برود اما مدیر نه تنها همراهی نمی کند بلکه مخالفت هم می کند و به او می گوید که " تو که نمی توانی نماز بخوانی..." و یا اجازه نمی دهد در برخی از کلاس ها که در طبقه سوم تشکیل می شود شرکت کند و او را به حیاط می فرستد.
اولیا به اداره مراجعه می کنند و حتی خبر از طریقی به وزارت می رسد و مدیر متوجه وظیفه اش می شود و حالا گویا مدیر از دست خانواده دانش آموز هم ناراحت شده که به نظرم این اول مصیبت است.
قضاوت نمی کنم اما خب حال و روز این دانش آموز و خانواده او را نمی توان درک کرد؛ یعنی دشوار است درک حال آن ها...
یادم آمد مطلب مجله ی رشد مدیریت در سال ۱۳۸۲. در آنجا مقاله ای بود با عنوان " قیچی برای چپ دست ها ؛ خلاصه اش این بود که کارخانه ی قیچی سازی با تولید قیچی ای برای چپ دست ها نوشته بود : هیچ کس نباید کنار گذاشته شود.
شما می دانید که خط تولید قیچی برای راست دست ها که مشتری فراوان دارد برای کارخانه به صرفه است و ایجاد خط تولید قیچی برای چپ دست ها برای کارخانه صرفه ای نخواهد داشت اما صاحب این کارخانه چنین اندیشه ای دارد که " هیچ کس نباید کنار گذاشته شود "
ما در آموزش و پرورش به چنین مدیرانی نیاز داریم؛ شعارشان این باشد: در مدرسه ما هیچ کس کنار گذاشته نمی شود...
#حسین_مولوی
#معلم
باسلام و شب بخیر پیام جنابعالی را در خصوص معلولین مطالعه کردم و در کانال مدرسه باز نشر نمودم
سال گذشته دانش آموز معلولی را پذیرفتم که پدرش هر روز از شروع تا پایان مدرسه در راهرو می ماند تا اگر فرزندش هر نیازی داشت بر آورده کند امسال، با توجه به نیاز دانش آموز به طبقه همکف ترکیب کل کلاس ها را به هم ریختم تا بطور مختصری گرفتاری این دانش آموز کم شود. اما در این میان عشق این پدر به فرزند ستودنی و غیر قابل باور است.
او هر روز مجموعه ما را دعا می کند و ما هر روز بهبود او را به نظاره می نشینیم و این دعا پشتوانه کار ماست