eitaa logo
توضیح الاشارات | حسین مولوی
1.8هزار دنبال‌کننده
526 عکس
22 ویدیو
3 فایل
﷽ 🔹️معلم 🔸️مروج کتاب 🔹️مدرس دانشگاه 🔸️مدیرکل آموزش و پرورش استان مرکزی در دولت شهید رئیسی ▫️ روایت هایی از تجربه ها.. و آنچه می خوانم پیام بدهید 👇 @molavihossein789
مشاهده در ایتا
دانلود
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم در حرم ملکوتی و مطهر امام رئوف و مهربان حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء نشسته ام و زیارت می خوانم و نایب الزیاره همه شما و این مرد در گوشه ای نشسته و حال خوشی دارد. یاد آن فراز از اذن دخول حرم افتادم که فرمود :《 خداوندا؛ من احترام صاحب این مکان شریف را غیبت او می دانم‌ همان‏ گونه که احترام ایشان را در زمان زنده بودنش می دانم و مى‏ دانم که رسول تو و جانشینان تو – که درود بر آنان باد – زنده‏ اند؛ نزد تو روزى مى ‏خورند. آنان من را مى‏ بینند، سخن مرا مى ‏شنوند و به سلام من پاسخ مى‏ دهند ولی تو مانع شده ای که گوش ظاهری من کلام آنان را بشنود ولی لذّت راز و نیاز ( و گریه) با ایشان را برایم فراهم کرده ای.》و این همان راز گرفتن اذن است. برخی اذن دخول ظاهری می گیرند و مشرف می شوند و برخی علاوه بر آن در حرم حال خوش دارند، گريه می کنند و این اذن دخول به محوطه ای است که ملائکه در آن رفت و آمد دارند. در نزدیکی ایشان نشسته ام. اگر قرلر باشد ملائکه مقرب بیایند و دعای او و اشک های او را بالا ببرند پر آن ها بر من گناهکار نیز خواهد خورد و همین کافی است.. الحمدلله به وجود این مضجع شریف. قبر امام غریب. نایب الزیاره شما هستم ان شاءالله... حسین مولوی ۱۰ آذر ۱۴۰۲. مشهد مقدس
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم امروز روز جهانی معلولين بود. طبق عادت مالوف و رسم مرسوم پیامی مهمی صادر کردیم و تبریک گفتیم و آرزوی سربلندی نمودیم و فرمودیم آن را روابط عمومی منتشر نماید و خلق را مستفیض! این رسم است و بد هم نیست؛ حالا نمی دانم چقدر حکیمانه است و اصلا اصل صدور پیام در چنین مناسبت هایی از طرف یک مدیر کل از کجا نازل شده و این که این پیام های رسمی و بعضا طولانی آیا خوانده می شوند؟ یکی دو هفته پیش بزرگواری به من پیام داد که در یکی از مدارس استان دانش آموزی که دچار ضایعه نخاعی شده _ علی رغم این که مدرسه آسانسور دارد _ توسط مدیر مدرسه محدود می شود. مثلا دانش آموز دلش می خواهد به نماز خانه برود اما مدیر نه تنها همراهی نمی کند بلکه مخالفت هم می کند و به او می گوید که " تو که نمی توانی نماز بخوانی..." و یا اجازه نمی دهد در برخی از کلاس ها که در طبقه سوم تشکیل می شود شرکت کند و او را به حیاط می فرستد. اولیا به اداره مراجعه می کنند و حتی خبر از طریقی به وزارت می رسد و مدیر متوجه وظیفه اش می شود و حالا گویا مدیر از دست خانواده دانش آموز هم ناراحت شده که به نظرم این اول مصیبت است. قضاوت نمی کنم اما خب حال و روز این دانش آموز و خانواده او را نمی توان درک کرد؛ یعنی دشوار است درک حال آن ها... یادم آمد مطلب مجله ی رشد مدیریت در سال ۱۳۸۲. در آنجا مقاله ای بود با عنوان " قیچی برای چپ دست ها ؛ خلاصه اش این بود که کارخانه ی قیچی سازی با تولید قیچی ای برای چپ دست ها نوشته بود : هیچ کس نباید کنار گذاشته شود. شما می دانید که خط تولید قیچی برای راست دست ها که مشتری فراوان دارد برای کارخانه به صرفه است و ایجاد خط تولید قیچی برای چپ دست ها برای کارخانه صرفه ای نخواهد داشت اما صاحب این کارخانه چنین اندیشه ای دارد که " هیچ کس نباید کنار گذاشته شود " ما در آموزش و پرورش به چنین مدیرانی نیاز داریم؛ شعارشان این باشد: در مدرسه ما هیچ کس کنار گذاشته نمی شود...
پیام مدیر دبستان دهگان ؛ آقای میرهاشمی 👇👇👇
باسلام و شب بخیر پیام جنابعالی را در خصوص معلولین مطالعه کردم و در کانال مدرسه باز نشر نمودم سال گذشته دانش آموز معلولی را پذیرفتم که پدرش هر روز از شروع تا پایان مدرسه در راهرو می ماند تا اگر فرزندش هر نیازی داشت بر آورده کند امسال، با توجه به نیاز دانش آموز به طبقه همکف ترکیب کل کلاس ها را به هم ریختم تا بطور مختصری گرفتاری این دانش آموز کم شود. اما در این میان عشق این پدر به فرزند ستودنی و غیر قابل باور است. او هر روز مجموعه ما را دعا می کند و ما هر روز بهبود او را به نظاره می نشینیم و این دعا پشتوانه کار ماست
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم دوشنبه های همدلی ۲ این روزها در کانال روابط عمومی آموزش و پرورش عکس های فراوانی از من منتشر می شود؛در حال سخنرانی؛ در حال دیدار دو یا چند جانبه؛حضور در جلسات، اعلام نظرات و دادن پیشنهادات و گفتن بعضی بدیهیات واقعا سرم شلوغ است؛از این مدرسه به آن مدرسه؛از این جلسه به آن جلسه؛ از این همایش به آن همایش؛ از این شهرستان به آن شهرستان؛ از این استان به آن استان... گویی فقط من کار می کنم؛ اما _ خدا شاهد است _ عمیقا اعتقاد دارم که کار اصلی آموزش و پرورش بر عهده‌ی آن معلم در کلاس درس است؛ آن مدیر؛ آن مربی و معاون در کف مدرسه؛ آن خدمتگزار عزیز؛ فرقی نمی کند در خلوتی حوصله بر روستا باشد و یا در شلوغی مزدحم در شهر... آن معلمی که هر روز دانش آموزانش را سوار ماشین خودش می کند و می برد در مدرسه ای که به سختی گرم می شود؛ مدرسه کوچک و بی پول و سخت محتاج تعمیر... آن مدیر که شب با فکر دانش آموزان و مدرسه اش می خوابد و پيوسته دنبال ایجاد روزنه ای برای جذب منابع مالی؛ به هر کسی رو می اندازد. آن مربی یا معاون پرورشی که با کمترین امکانات موقعیت تربیتی خلق می کند تا آیا مقبول مدیر و اداره بیفتد یا نه. آن معاون اجرایی که چشمانش را به رایانه دوخته تا کار و بار دانش آموزان را سامان بخشد. آن معاون آموزشی که بی قرار است تا دانش آموزان قرار یابند. آن خدمتگزار عزیز که کار می کند اما قدر کارش کم دانسته‌ می شود. همه و همه ... در مدرسه همه بیش از وظیفه کار می کنند؛ سخت و لطیف؛ موقعیت سختی دارند اما از آن بلندی و مهابت، خودشان را پایین می آورند تا بشوند هم سطح یک کودک " چون که با کودک سر و کارت فتاد..." خستگی ناپذیر همیشه امیدوار آنان مغلوب برق چشمان دانش آموزان معصوم می شوند آنان هر روز حیات می بخشند. از افق دور خنداب در انتهای سربند در روستاهای دور دست شازند در گستره ی نوبران در پهناوری زرندیه ساوه ی سربلند در کنار شکوه کمیجان در دشت عزیز فراهان در روستاهای دلیجان در گلستان محلات در خمین ی شهر در کنار کوه های بلند تفرش در شهرستان نامدار آشتیان در شهرستان نامور اراک..‌. هیچ عکسی از آنان نیست خبرگزاری ها از آنان نمی نویسند و از کارهایشان و از دلسوزی هایشان از همدردی هایشان با کودکان از شُکوه خنده هایشان در کلاس درس از بازی های کودکانه شان با کودکان از امیدهایی که می آفرینند از غم هایی که از دل ها می زدایند از اشک هایی که پاک می کنند عکس ها و خبرها فقط از مدیرکل است و از معاونان مدیرکل و کمی دورتر از اتاق مدیرکل اما مدیران کل واقعی معلم ها هستند‌‌‌... مدیران کل مدیران مدارس هستند و معاونان و خدمتگزاران... مدیران کل واقعی آموزش و پرورش که هم آموزش می دهند و هم پرورش... همیشه از خودم می پرسم : چه کسی گفته است خبرهای اصلی آموزش و پرورش این ها هستند؟ همین هایی که مدیرکل در آن ها هست؟ خبر اصلی شمایید.. شما که در کلاس و مدرسه عشق می آفرینید... و من مثل شما هستم الباقی اضافات است مدیرکل شدن حتما مرا دار مکافات است خبر پشت خبر از من؛ ولی از تو نمی‌گویند تمام کارها با توست؛ کار ما که شوقات است حسین مولوی معلم و مدیر کل