بسم الله الرحمن الرحیم
مانده بر دیوار، یک ساعت وَ قابی از شما
عشق بودید و ما قدر شما نشناختیم
اولین ساعت دیواری که پدر آن را در حوالی سال ۱۳۶۲ از تهران خریده و مادر آن را بر دیوار کاهگلی اتاق پذیرایی زده بود و همچنان هست و آن قاب،کتابِ قصه ی سفر به مشهد و زیارت امام رضا علیه السلام است که شیرینی آن سفر را از سال ۱۳۵۲ تا کنون روایت می کند.
زندگی بر مدار این ساعت می چرخید؛ مادر هر روز بارها دست در دستگیره درب سبز اتاق می گرفت و باز می کرد و نگاهی به ساعت می انداخت و برنامه ی کارهای روزانه اش را تنظیم می کرد؛ گاهی نگران می شد و گاهی خوشحال؛ که برای انجام کار دیگری وقت هست ؛ نگاه می کرد ببیند وقت آمدن مردان از صحرا رسیده است؟ یا فرصتی هست کاری در پیش بگیرد.
او یک نفر بود اما همه را پشتیبانی می کرد.
#پدر
#مادر
#خانه_پدری
#حسین_مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به مدیر کانال #برج_یزید 😊
در برج یزید زهرماری
تحلیل و خبر همیشه داری
من در پی خانه ی قرارم
لیکن تو همیشه بی قراری
این داب امام صادقی هاست
از سستی و تنبلی فراری
در گوشی خود همیشه غرقی
از حال خودت خبر نداری
برخیز و بیا ز برج بیرون
حقا که تو اندرون غاری
#حسین_مولوی
#محمد_جواد_مولوی
#دانشگاه_امام_صادق ع
#برج_یزید
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
#کتاب
#کتابخوانی
#کتابخانه
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد احمد صافی از پیشکسوتان عرصه تعلیم و تربیت دارفانی را وداع گفت. خدایش رحمت کناد.
پارسال کتابی از ایشان با عنوان " بررسی مسائل آموزش و پرورش ایران " خواندم؛ اما خاطره مواجهه حضوری حقیر با ایشان بر می گردد به آخرین روزهای مردادماه امسال در اجلاس مدیران آموزش و پرورش کشور که در سالن اجلاس سران برگزار شد.
این پیشکسوت خیلی مودبانه و آرام در ردیف جلوی سالن نشسته بود. از مدیران مناطق و نواحی کشور معدودی او را می شناختند. حتی از مسئولان وزارت هم به ایشان توجه چندانی نشد.
در فرصت استراحت رفتم کنارش نشستم. بعد از عرض ارادت نام کتابش را بردم که خوشحال شد. وقتی از پسر عمویش استاد علی صافی ( که استاد ما در تربیت معلم بود ) ذکر خیر کردم بیشتر خوشحال شد و تحویلم گرفت. عکسی با هم گرفتیم.
علی رغم سن زیاد سر حال بود و آمده بود به اجلاس تا جریان تعلیم و تربیت کشور را دنبال کند.
برای من فرصت مغتنمی بود. عکاسی توسط یکی از همکاران انجام گرفت و متاسفانه من یادم رفته است که این عکس ها در گوشی کدام بزرگوار است.
نام این استاد با تعلیم و تربیت کشور عجین است. خداوند روح ایشان را شاد کند.
حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی از معلم ها فقط معلم نیستند بلکه ارزش افزوده دارند. شاید بتوان گفت معلم پلاس هستند. کاری فراتر انجام میدهند و به همین خاطر در خاطره ها می مانند.
در سال ۱۳۷۲ در سال دوم دانشسرای شازند درس می خواندم.
آقای انصاری ادبیات فارسی ما را درس می داد. درس املا هم با ایشان بود.
استاد در اولین جلسه ما را بر آن داشت تا برویم و کتاب گلستان سعدی را بخریم ؛ چون مقرر کرده بود در زنگ املا از دیباچه و حکایت ۲۷ باب سوم _ در فضیلت قناعت _ املا خواهد گفت.
غُرغر دانش آموزان شروع شد اما چاره ای نداشتند. رفتم از کتابفروشی "فرهنگ" در شازند کتاب را خریدم به ۱۲۰ تومان.
آقای انصاری چنان با احساس و مطنطن از این حکایت املا می گفت که به وجد می آمدم : 《 مشت زنی را حکایت کنند که ...》 یا وقتی از دیباچه می خواند:《 فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده ...》
سخت بود اما شیرین. این کار بی نظیر آقای انصاری حلاوت و شیرینی سخن سعدی را آرام آرام در کامم ریخت و گلستان شد همراه و همنشین و هم آغوش من. حتی وقتی برای انجام کارهای کشاورزی به صحرا می رفتم کتاب را با خودم می بردم.
بعد از بیست و نه سال همچنان یاد استاد انصاری یادآور شیرین سخنی سعدی ، ادب و ادبیات و یک معلم پلاس است. یادش بخیر باد.
#حسین_مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
"صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن" *
احکام رتبه بندی ما را حساب کن
ما را ببر به رتبه ی استادیِ تمام
یک بار هم عزیز دلم تو صواب کن !
حسین مولوی ؛ ۱۶ آذر ۱۴۰۱
* یک مصراع هم قرض گرفتیم از حافظ جان!
@molavihossein1
Mohammad EsfahaniMohammad Esfahani - Ta Man Bedidam Rooye To.mp3
زمان:
حجم:
10.7M
بسم الله الرحمن الرحیم
تا من بدیدم رویِ تو
ای ماه و شمعِ روشنم
هر جا نشینم، خُرَمَم
هر جا رَوَم، در گُلشَنم
#محمد_اصفهانی
#ماه_غریبستان
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
برای پیرتر شدن یک سال هم کافی است؛ به قدری که اگر به عکس سال گذشته _ آذر ۱۴۰۰ _ نگاه کنی و آن را با تصویر آذر ۱۴۰۱ مقایسه کنی می بینی تغییر محسوس است و خیلی هم محسوس است.
حسین مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
همتی کن این جهان را باز ساز
با نگاهی نو ، جهانی نو ، بساز
این واژه شریف و مقدس #معلم هست که هر بار بیش از پیش من را به شوق می آورد؛ زندگی می بخشد؛ امید می آفریند و سپاس خدای را که توفیقِ در آمدن به این کسوت را عطا کرد و باقی با همه ی طمطراق، عارضی است....
حسین مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
پنج شش سال پیش _ سال ۹۵ _ این کتاب را خانم افسانه بایگان ، در برنامه ی خندوانه معرفی کرد. به قیافه اش نمی آمد که اهل خواندن کتاب _ آن هم از این نوع کتاب ها _ باشد. اما خب ما معمولا به نگاه به ظاهر قضاوت می کنيم
چند روز بعد کتاب را از پاتوق خریدم و خواندم؛ خیلی غصه خوردم برای شیخ اشراق؛ با آن نورانیت ؛ با آن همه فهم و درک از عرفان و فلسفه و با آن همه پاکی و صفا ، در آخر گرفتار کسانی شد که در سطحی ترین وجه او را قضاوت کردند و به مسلخ بردند و شهیدش کردند. او را که در جوانی به قله عرفان و فلسفه رسیده بود.
چند وقت پیش ، به مناسبتی و در تحلیل عوامل موثر در ناهنجاری های مدرسه ، از مشکلات، تنگناها و علل گرفتار شدن مدارس در جو ملتهب جامعه تحلیلی ارایه دادم و به گمانم از من معلم از جهتی و از منِ مدیر از جهتی دیگر، انتظاری جز تحلیل کارشناسانه در حوزه تخصصی نیست؛ اما باور کردنی نبود آنجا که شنیدم یکی از مسئولان ارشد و موثر ، در غیاب من ، عنوانی در حدود ضد انقلاب به حقیر نسبت داده است.
امشب یاد شیخ اشراق افتادم که چگونه و در مظلومیتِ او، با استناد به آیات قرآن نسبت کفر و الحاد دادند و آن شد که نباید می شد و در حالی که شیخ تنها ۳۸ سال داشت بر فراز دار سرفراز شد.
و چه شاهکاری است این رباعی از شاه نعمت الله ولی
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی وَ آن هم کافِر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود
#شیخ_اشراق
#قلندر_و_قلعه
#حسین_مولوی
@molavihossein1