بسم الله الرحمن الرحیم
همتی کن این جهان را باز ساز
با نگاهی نو ، جهانی نو ، بساز
این واژه شریف و مقدس #معلم هست که هر بار بیش از پیش من را به شوق می آورد؛ زندگی می بخشد؛ امید می آفریند و سپاس خدای را که توفیقِ در آمدن به این کسوت را عطا کرد و باقی با همه ی طمطراق، عارضی است....
حسین مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
پنج شش سال پیش _ سال ۹۵ _ این کتاب را خانم افسانه بایگان ، در برنامه ی خندوانه معرفی کرد. به قیافه اش نمی آمد که اهل خواندن کتاب _ آن هم از این نوع کتاب ها _ باشد. اما خب ما معمولا به نگاه به ظاهر قضاوت می کنيم
چند روز بعد کتاب را از پاتوق خریدم و خواندم؛ خیلی غصه خوردم برای شیخ اشراق؛ با آن نورانیت ؛ با آن همه فهم و درک از عرفان و فلسفه و با آن همه پاکی و صفا ، در آخر گرفتار کسانی شد که در سطحی ترین وجه او را قضاوت کردند و به مسلخ بردند و شهیدش کردند. او را که در جوانی به قله عرفان و فلسفه رسیده بود.
چند وقت پیش ، به مناسبتی و در تحلیل عوامل موثر در ناهنجاری های مدرسه ، از مشکلات، تنگناها و علل گرفتار شدن مدارس در جو ملتهب جامعه تحلیلی ارایه دادم و به گمانم از من معلم از جهتی و از منِ مدیر از جهتی دیگر، انتظاری جز تحلیل کارشناسانه در حوزه تخصصی نیست؛ اما باور کردنی نبود آنجا که شنیدم یکی از مسئولان ارشد و موثر ، در غیاب من ، عنوانی در حدود ضد انقلاب به حقیر نسبت داده است.
امشب یاد شیخ اشراق افتادم که چگونه و در مظلومیتِ او، با استناد به آیات قرآن نسبت کفر و الحاد دادند و آن شد که نباید می شد و در حالی که شیخ تنها ۳۸ سال داشت بر فراز دار سرفراز شد.
و چه شاهکاری است این رباعی از شاه نعمت الله ولی
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی وَ آن هم کافِر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود
#شیخ_اشراق
#قلندر_و_قلعه
#حسین_مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
اتاق، خلوت پاکی است؛
برای فکر، چه ابعاد ساده ای دارد!
خیال خواب ندارم!
#سهراب_سپهری
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب هایی که سی سال است آلبومی از خاطرات برای من هستند. جغرافیا سال ۱۳۷۱ و اخلاق و تربیت اسلامی ۱۳۷۲.
از وقتی که مادر عزیزتر از جانم یک کتابخانه کوچک در طاقچه کاهگلی روستا برایم درست کرده بود آن ها را نگه داشته ام و از این خانه به آن خانه بردمشان.
آلبومی هستند از سوال های متنی که در آن نوشته و امضاهای یادگاری که در صفحات آن به جای گذاشته ام.
آلبومی از خط هایی که همکلاسی ها _ وقتی حوصله شان از صحبت های معلم سر رفته _ حواله صفحات کتاب من کرده اند و بیت هایی که جوشیده ولی ادامه نیافته در آخر کتاب هست و ردّ جلدهایی که بر کتاب گرفته ام در مقوای ضخیم آن مانده است.
شماره تلفن های چهار و شش رقمی دهه هفتاد که بر گوشه ی صفحاتی از کتاب است و تمبرهای که در داخل صفحات آن هنوز بوی محبت و عشق نامه های آن روزگاران را با خود دارد...
آلبوم های یادگاری فقط آلبوم های عکس نیستند....
حسین مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
" گروهی در کارهای بزرگ به #خدا امید بسته اند و در کارهای کوچک به #بندگان_خدا "
آن گروه #ما هستیم ؛ #من هستم...
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت همکاران عزیز و مدیران گرانقدر عرض سلام و ادب دارم. آرزوی بهروزی برای همه شما بزرگواران.
به استحضار همه عزیزان می رسانم که بنده ی حقیر توفیق داشته ام در دوران تحصیل در محضر بسیاری از همکاران گرانقدر همکلاسی و در طول خدمتِ بیست و چندساله همکار باشم و به اقتضای خدمتگزاری در بخش های مختلف اداره و مدرسه ، نسبت به همه ارادت پیدا کنم و ادب حکم می کند در مواجهه با همه، متواضعانه ابراز ارادت نمایم.
ابراز ارادت به جهتِ سابقه ی دوستی، قطعا به معنای ایجاد تبعیض در اختصاص امکانات و یا اغماض در اعمال مدیریت نیست و اگر چنانچه شخصی در مراجعه به مدیران ادعای نسبت با بنده کرد، این متن سند برای اعمال قانون است و کارشناسان محترم اداره نیز در اعمال مدیریت از جایگاه یک ناظر، همین مطلب را مد نظر قرار دهند.
خداوند به همه ما حسن عاقبت عنایت فرماید
حسین مولوی
معلم و مدیر آموزش و پرورش ناحیه یک اراک
بسم الله الرحمن الرحیم
یک قفسه #سفرنامه ؛ از پاکستان ؛ افغانستان ؛ کوبا ؛ آمریکا؛ اسپانیا؛ آلمان ؛ چین ؛ ویتنام....
از ابن بطوطه گرفته تا ابن فضلان؛ از باستانی پاریزی تا امیر موسوی؛ از اسلامی ندوشن تا منصور ضابطیان ؛ از جلال آل احمد تا رضا امیرخانی ....
سفرنامه خوانی یکی از جذاب ترین بخش های کتابخوانی است. اگر چه همیشه سفر ممکن نیست اما همراهی با سفر نامه نویسان کار دشواری نیست.
اخیرا یکی از دوستان مرکز مطالعات سفرنامه را راه اندازی کرده است؛ می توانید در این کانال با سفرنامه ها آشنا شوید...
@safarvaname
حسین مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
در یک همایش دویست نفره ی علمی فقط بر روی میز این چند نفر #کتاب بود؛ اعضای شورای معاونین آموزش و پرورش ناحیه یک اراک.
گفتمان سازی درباره کتاب یکی از هدف ها در آموزش و پرورش ناحیه یک اراک است. از شورای معاونان تا مدیران مدارس و مربیان....
#کتاب
#کوزه_و_دریا
#علمای_مجاهد
#رهبران_آخر_غذا_می_خورند
#جلوگیری_از_نفله_شدن_در_مدیریت
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
دیروز به دعوت مشاور وزیر در نشست《 ارائه و نقد الگوی جدید اجرای سند》 شرکت و این الگو را از نگاه یک مدیر ناحیه نقد کردم.
مهمترین نکته در نقد حقیر به این الگو عبارت بود از غافل شدن وزارت از ادارات آموزش و پرورش به عنوان راهبران اصلی اجرایی سازی سند.
به نظر من آنچه در وزارت اندیشیده می شود صرفا معطوف به مدرسه است و انگار نه انگار که اگر قرار باشد برنامه های تحولی در مدرسه انجام شود چاره ای نیست از داشتن یک اداره تحول گرا
اداره تحول گرا، هم از حیث کارشناسی و هم از جهت منابع مالی باید ارتقا یابد. اگر اداره تقویت نشود حکایتش حکایت همان کوری است که عصا کش کور دیگر است و چه راهبری ای خواهد شد این راهبری!
و در مدرسه نیز چاره ای جز ارتقای جایگاه بی بدیل مدیر نیست. تا زمانی که مدیر بودن در مدرسه به یک آرزو تبدیل نشود نمی توان انتظار تحول داشت. در سایه یک مدیر مقتدر هم معلمان ارتقا می یابند و هم خانواده ها پای کار می آیند.
اگر قرار است معلم را رشد بدهیم و به جایگاه تحولی برسانیم و یا جایگاه والای او را استمرار ببخشیم باز هم باید از درب مدیر وارد شویم. پس مدیر در مدرسه عنصر اساسی تحول است. هر چند برخی عنصر اساسی را معلم می دانند و من انکار نمی کنم اما حرف من این است که معلم تحول گرا باید راهبری شود و آن در ذیل یک مدیر تحول گرا حادث می شود.
#حسین_مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
یلدا هم یلداهای قدیم که در روشنای چراغ گرد سوز دور تا دور کرسی نشسته بودیم .
آن شب ها که آرنج هایمان را ستون می کردیم و قد می کشیدیم تا دست هایمان به جام محبت تو برسد.
تو مانند ساقی از ساغر چشمانت بر جام قلب هایمان شراب محبت می ریختی.
چشم هایمان که به هم دوخته می شد محبت از عمق قلبهایمان پر می کشید و در قلب های مقابل فرو می نشست.
اکنون دومین سالی است که یلدا بی تو جریان دارد اما من شراب از ساغر چشمانت ننوشیدم.
دلم تنگ آن چراغ گردسوز و کرسی گرم و هرم نفس های تو و پدر و خواهر و برادران است که با کمترین بهانه ای عشق را بر زمین قلب همدیگر می کاشتیم.
جایتان خالیست....
#حسین_مولوی