🌐 « ... وقتی بیدار شدم، عجیب احساس سبکی و آرامش می کردم.
میدانستم که تسکین من شروع شده است...»
🔻 در سفرم به کشور سوریه تصمیم گرفتم به بخش مسیحینشین «جدیده»، که کلیساهای ارتودوکس به چشم میخورد بروم. در آنجا مراسم ختم بود. میدانستم که جوامع سوری و روس و یونانیهای ارتدوکس ، علاوه بر مراسم ختم، مراسم یادبود چهلم وسال هم دارند که باعث میشود مصیبت زده ها تجدید میثاقی با متوفی کنند.
🔻من در مرگ پدرم برای اینکه قوی باشم خودم را نگه میداشتم که گریه نکنم و با حبس کردن غصه در درون ، خودم را مریض کردم. ولی در شب مراسم چهلم ، وقتی در خانه استراحت میکردم ، صدا از اعماق وجودم بر میخاست ؛ جیغ می زدم و به خودم می پیچیدم.بعد خسته شدم وبه خواب رفتم.وقتی بیدار شدم، عجیب احساس سبکی و آرامش می کردم.
میدانستم که تسکین من شروع شده است. »
منبع: زندگی شیرینتر میشود،ص۱۷۴
نوشته: ویلیام سینونو
@safarvaname | سفر و نامه
#سفرنامه_مهماندار_هواپیما
#سفرنامه_هوایی
#بهره_سفرنامه
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه
مرکز مطالعات سفرنامه | سفر و نامه
🌐 « ... وقتی بیدار شدم، عجیب احساس سبکی و آرامش می کردم. میدانستم که تسکین من شروع شده است...» 🔻
📌نکته #معرفتافزا،
در «سفرنامه مهماندار هواپیما» :
💠 غم، سنگینی نیست که با تحمل کردن سبک شود؛ آبی است راکد که باید جریان یابد تا ساحل روح را تازه کند. آیینهای سوگواری، مانند آن مراسم چهلم، تنها برای احترام به درگذشته نیست، بلکه دریاند برای زندگان تا رنج درون را به رسمیت بشناسند و رهایش کنند. تو با فشردن درد در سینه، آن را زخمی عمیقتر کردی، و با رها کردنش در آن شب، به بدن و روانت اجازه داد تا درمان را آغاز کنند. تسکین، نه در انکار درد، که در تجربه کامل آن آغاز میشود.
#بهره_سفرنامه
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه
🔸« حمید معصومینژاد، رم »
نوشته: الساندرا مولاس
ترجمه: حمید معصومینژاد
🔻کتاب «حمید معصومینژاد، رم» بر پایه تجربیات و سفرهای خبرنگارانه خانم مولاس به مناطق بحرانی جهان شکل گرفته است. او که جایزه "همبستگی" را به خاطر فعالیتهایش در چنین مناطقی دریافت کرده، با نگاهی باز و احترام به سنتهای جوامع مختلف، سفرهای خود را نه فقط برای گزارشگری، بلکه برای درک و انعکاس غنای فرهنگهای انسانی انجام داده است. این سفرها بستری برای جستجوی حقیقت فراهم کردهاند؛ حقیقتی که در قالب یک ماجرای واقعی پرتناقض روایت میشود و در نهایت، ابعاد سیاسی پنهان آن آشکار میگردد.
@safarvaname | سفر و نامه
#سفرنامه_دوردنیا
#سفرنامه_سیاسی
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه
🌐 « ... دوستان من در حومهی سایگون هر روز چیز جالبی از فرهنگ ویتنامیها یاد میگرفتند. آنها میگفتند: روزی در مراسم ختم آنها شرکت کردند و دیدند که جمعیت زیادی آمده بودند و گریه میکردند.
دوستان از آنها سوال میکنند:«او این همه آدم را میشناخت؟»
مردی لبخند زد و گفت: «همهی اینها» از خانوادهای متوفی پول گرفتهاند.»
بعد از اینکه این مطلب را شنیدیم، تصمیم گرفتیم که آدمهای مهم را تا زمانی که هستند، عزیز بداریم.
تصمیم گرفتیم، به ده نفر از نزدیک ترین کسانمان در زندگی، نامه بنویسیم یا تلفن کنیم و بگوییم چه قدر دوستشان داشتهایم.
منبع: زندگی شیرینتر میشود،ص۱۷۷
نوشته: ویلیام سینونو
@safarvaname | سفر و نامه
#سفرنامه_مهماندار_هواپیما
#سفرنامه_هوایی
#بهره_سفرنامه
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه
مرکز مطالعات سفرنامه | سفر و نامه
🌐 « ... دوستان من در حومهی سایگون هر روز چیز جالبی از فرهنگ ویتنامیها یاد میگرفتند. آنها میگفتن
📌نکته #معرفتافزا،
در «سفرنامه مهماندار هواپیما» :
💠 این داستان به ما هشدار میدهد که گاهی احترامِ نمایشی پس از مراسمترحیم، نشاندهندهی محبت واقعی نیست. درس اصلی آن است که محبت و قدردانی را نباید به تأخیر انداخت؛ باید آن را در زمان حیات و حضور عزیزانمان به زبان آوریم و ابراز کنیم، قبل از آنکه فرصت برای همیشه از دست برود.
#بهره_سفرنامه
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه
🔸« لگدکوب خیال »
(سفرنامهها و یادداشتها)
نوشته: عبدالجبار کاکایی
🔻«... از جمله آفتهای جهان صنعتی شده و مکاتب فکری پدید آمده در آن، خودمحوربینی و قیمومیت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی بر تمدنهای دیگر است؛ میلیتاریسم جهان صنعتی برای امنیت شهروندان خود، حق حیات ملتهای دیگر را در اولویت ندارد. فرهنگ پدید آمده در نظامهای کاپیتالیستی از شراب تفرعن ذاتی و پدرخواندگی علمی بر جهان مست است و با آن که قریب به دو قرن از انقلابهای دمکراتیک غرب میگذرد، هنوز نظریهپردازان منتقد نتوانستهاند این ربات صنعتی بیترحم را مهار کنند.»
@safarvaname | سفر و نامه
#سفرنامه_اجتماعی
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه
🌐 « ... من و دوستم در یکی از شهرهای مکزیک که واهاکا نام داشت به گردش پرداختیم و فهمیدیم که دوم نوامبر روز ارواح است، روزی که مکزیکیها برای مردگانشان بزرگداشت میگیرند و به آنان حرمت میگذارند. اما روز، روز عزا نیست، جشن است و شادمانی و جشن تداوم زندگی و روابط خانوادگی.»
🔻و آن روز را مهمانی میگیرند و غذاهای مختلفی درست میکنند و از خاطرات افراد متوفی میگویند. در این لحظه دوستم گفت: وقتی مردم میمیرند ، چرا ما خاطرهشان را دفن میکنیم. او عهد کرد وقتی که صاحب بچه شد، خاطراتش را به او منتقل کند یا راهی برای پیداکردن و حفظ خاطرات عزیزان بیاید.
منبع: زندگی شیرینتر میشود،ص۱۸۵
نوشته: ویلیام سینونو
@safarvaname | سفر و نامه
#سفرنامه_مهماندار_هواپیما
#سفرنامه_هوایی
#بهره_سفرنامه
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه
مرکز مطالعات سفرنامه | سفر و نامه
🌐 « ... من و دوستم در یکی از شهرهای مکزیک که واهاکا نام داشت به گردش پرداختیم و فهمیدیم که دوم نوامب
📌نکته #معرفتافزا،
در «سفرنامه مهماندار هواپیما» :
💠 هنگامی که مرگ، جسمها را میرباید، خاطرهها را نباید به خاک سپرد؛ زندگی در دل یادها جریان مییابد و هر بار که داستانی از گذشته بازگو میشود، عزیزان دوباره در میان ما زنده میگردند.
#بهره_سفرنامه
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه
🔸« بنی هندل »
(تاکسینگاری، مردمنگاری گفتگوهای تاکسی)
نوشته: محسن حساممظاهری
🔻 تاکسینگاری، ترکیب جذاب و غریبی به نظر میآید، اما وقتی بیشتر به آن فکر میکنیم، ابتدا لبخندی به لبمان مینشید، انگار خاطرهای از گفتگوها و شوخیهای روزهای تاکسی سواریمان به خاطرهامان آمدهاست، چیزی که این روزها خیلی دلمان برایش تنگ شدهاست.
🔻محسن حساممظاهری در طی چند سال رفت و آمدهایش با تاکسی، خاطرات این سفرهای درون شهری را در کتاب «بنیهندل» و «مأمور سیگاری خدا» جمع کرده است. خواندنش خالی از فایده نیست.
@safarvaname | سفر و نامه
#سفرنامه_مردمشناختی
#سفرنامه
#مرکز_مطالعات_سفرنامه