eitaa logo
ملانصرالدین👳‍♂️
236.3هزار دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
1.6هزار ویدیو
70 فایل
🔹تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/vD91.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
علیه السلام میلاد باسعادت‌ حضرت‌ زین‌العابدین امام سجاد علیہ السلام بر تمام شیعیان مبارڪ🍃🌺 👳‍♂️‍ @mollanasreddin 👳‍♂️‍
➕"نمی شه....به هیچکس انتقالی نمی دیم. اگه شما از اینجا برید پس کی باید خمپاره و کاتیوشا بریزه روی سر دشمن؟" به همین خاطر انتقالی از تیپ ذوالفقار شده بود آرزو. یک روز که در طبقه پنجم ساختمان شهید ناهیدی بودیم ، یکی از بچه‌ها سطل آب کثیفی را از پنجره ریخت پایین. ⭐️که بر حسب اتفاق حاج عباس برقی آنجا بود و پاشیده شد روی او.. حاجی هم تا نگاهی به بالا انداخت، فهمید این گند کاری کار کی بوده، همان روز اخراجی او را از تیپ ذوالفقار داد. با این اتفاق فکر تازه‌ای به ذهن مون رسید تا از آنجا یا انتقالی یا اخراجی بگیریم... یک قالب سنگین یخ را به هر طریقی که بود تا طبقه پنجم بردیم و از آن بالا انداختیم جلوی پنجره فرماندهی تیپ. ولی خبری نشد هر چه دم دست بود از آن بالا انداختیم. که دست آخر حاج عباس از همان پائین داد زد:🗣 "اگه خودتون رو هم از اون بالا بندازید پائین، اون اشتباهی رو که کردم و رفیق تون رو اخراج کردم دیگه مرتکب نمیشم... نشد که نشد..😁 👳‍♂️‍ @mollanasreddin 👳‍♂️‍
💠 11 ✅ بچه ها خصلت هایی دارند که میتونه برای تمامِ عمر، الگوی ما باشه. رسول خدا به خاطر بعضی از همین خصلت ها بود که بچه ها رو دوست داشتند. 💠 پيامبر صلي الله عليه و آله : كودكان را به خاطر پنج چيز دوست مى دارم : اول آن كه بسيار مى گِريند ، دوم آن كه باخاک بازى مى كنند، سوم آن كه دعوا كردن آنان همراه با كينه نيست؛ چهارم آن كه چيزى براى فردا ذخيره نمى كنند، پنجم آن كه مى سازند و سپس، خراب مى كنند(دل بستگى ندارند) . اُحِبُّ الصِّبْيانَ لِخَمْسٍ : اَلاَْوَّلُ : اَنـَّهُمْ هُمُ الْبَكّاؤونَ ، وَالثّانى : يَتَمَرَّغونَبِالتُّرابِ وَ الثّالِثُ : يَخْتَصِمونَ مِنْ غَيْرِ حِقْدٍ وَ الرّابِـعُ : لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا وَ الْخامِسُ :يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبونَ ؛ [مواعظ العدديّه ، ص ۲۵۹] 😁لطیفه😁 البته همه ی خصلت های بچه هام نباید الگو قرار بگیره. مثل بعضیا که ماه رمضون کودکِ درونشون فعال میشه😁 به یاد بچگیاشون روزه کله گنجشکی میگیرن. یعنی هم سحری میخورن، هم صبحونه، هم ناهار، هم عصرونه؛ بعد زودتر از بقیه میشنن سرِ سفره افطاری و با لبخند به همه میگن قبول باشه😁😁 👳‍♂️‍ @mollanasreddin 👳‍♂️‍
📚 👈 حیا از ناظر 🌴مردی حبشی در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: یا رسول الله! گناه بسیار دارم، آیا می توانم توبه کنم و توبه من قبول می شود؟ 🌴رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آری خداوند می پذیرد. مرد حبشی گفت: در آن وقت که گناه می کردم، آیا خدا مرا می دید؟ 🌴رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آری او ناظر و شاهد بر تو بود. ناگهان مرد گناهکار، آه بلندی کشید، نعره ای زد و جان داد! 👳‍♂️‍ @mollanasreddin 👳‍♂️‍
📚 👈رضايت خدا، نه رضايت خلق‏ 🌴لقمان عليه‏ السلام به پسرش چنين وصيت كرد: پسرم! قلبت را به خشنودى مردم و تعريف و تكذيب آن‏ها وابسته نكن، چرا كه چنين چيزى هر چند انسان كوشش فراوان كند به دست نمى ‏آيد. 🌴پسر گفت: مى‏ خواهم در اين مورد، مثال يا نمونه عملى بنگرم تا موضوع را به روشنى دريابم. 🌴لقمان عليه ‏السلام فرمود: برخيز از خانه بيرون برويم، تا موضوع را به تو نشان دهم. 🌴لقمان و پسرش از خانه خارج شدند، الاغى نيز داشتند، لقمان سوار بر آن شد، پسرش پياده به دنبال او به راه افتاد، تا به گروهى رسيدند، آن گروه تا اين منظره را ديدند گفتند: اين پيرمرد را ببين چقدر سنگدل و نامهربان است، خود سوار بر مركب شده و پسرش پياده به دنبالش حركت مى ‏كند، به رسايت كه اين كار، بدكارى است. 🌴لقمان به پسرش گفت: آيا سخن آن‏ها را شنيدى؟ پسر گفت: آرى، لقمان گفت: اينك من پياده مى ‏شوم و تو سوار شو، لقمان پياده شد و پسرش سوار گرديد و حركت كردند، تا به گروهى رسيدند، آن گروه وقتى اين منظره را ديدند، گفتند: اين پدر و پسر هر دو پدرِ بد و پسرِ بد هستند، پدر از اين رو بد است كه پسرش را تربيت نكرده به گونه ‏اى كه پسر بر مركب سوار شده، و پدر پيرش پياده حركت مى ‏كند، پسر نيز بد است از اين رو كه با اين بى رحمى، به پدرش جفا نموده است، زيرا پدر شايسته ‏تر است كه احترام شود و سوار گردد. 🌴لقمان به پسرش گفت: سخن آن‏ها را شنيدى، پسر گفت: آرى، لقمان فرمود: اين بار هر دو سوار مى‏ شويم. 🌴آن‏ها هر دو سوار بر مركب شدند و حركت نمودند تا به گروهى رسيدند، آن گروه تا اين منظره را ديدند، گفتند: در دل اين دو سوار يك ذره رحم نيست، دو نفرى سوار بر اين حيوان زبان بسته شده‏ اند، كمر اين حيوان را شكستند، چرا بيش از توان اين حيوان به او تحميل كرده ‏اند؟ بهتر اين بود، كه يكى سوار گردد و ديگرى پياده حركت كند. 🌴لقمان به پسرش گفت: سخن آن‏ها را شنيدى؟ پس گفت: آرى، لقمان فرمود: 🌴بيا اين بار هر دو پياده شويم و به دنبال الاغ حركت كنيم، آن‏ها هر دو پياده شدند، و به دنبال الاغ حركت نمودند، اين بار به گروهى رسيدند، آن گروه گفتند: به راستى اين دو نفر عجب آدمهاى جاهل هستند، خود پياده حركت مى ‏كنند و الاغ را بدون سواره رها كرده ‏اند، چقدر بى ‏فكر هستند. 🌴لقمان عليه‏ السلام به پسرش فرمود: سخن آن‏ها را شنيدى؟ او عرض كرد: آرى. 🌴لقمان عليه ‏السلام فرمود: آيا ديگر هيچگونه چاره ‏اى براى كسب رضايت مردم وجود دارد؟ اكنون كه چنين است رضايت آن‏ها را محور قرار نده بلكه رضايت خدا را محور و هدف قرار بده تا به سعادت و رستگارى دنيا و آخرت نايل شوى. 👳‍♂️‍ @mollanasreddin 👳‍♂️‍
یادش بخیر قدیما که "بی کلاس"بودیم بیشتردور هم بودیم و چقدر خوش میگذشت و هر چقدر باکلاس ترمیشیم از همدیگه دورتر میشیم راستش حالاكه فك ميكنم ميبينم بی كلاسی چقد زيبا بود!!! 👳‍♂️‍ @mollanasreddin 👳‍♂️‍
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌 | 🔻 انتشار مطالب آزاد است. ⛅️ | @Aseman
🌸یک ساعت سپاهی شدم پدرم درآمد قدرت‌الله مهرابی کوشکی هر شب ماجرایی با عراقی‌ها داشتیم؛ بعضی از این اتفاق‌ها در عین دردناک بودن باعث خنده هم بود. یک شب در آسایشگاه را باز کردند؛ بیست نگهبان بودند؛ ریختند توی آسایشگاه و دنبال «حرس خمینی» می‌گشتند. این اسمی بود که روی پاسدارها گذاشته بودند. بی‌خوابی‌شان گل کرده بود و می‌خواستند کمی وقت بگذرانند. عراقی‌ها تصور می‌کردند هر کسی هیکل‌گنده‌تر و چاق‌تر است پاسدار و سپاهی است. فکر می‌کردند سپاهی‌های ما مثل فرمانده‌هان خودشان شکم‌ گنده‌اند. یک‌بار در یکی از حمله‌ها یک راننده آذری‌زبان آمبولانس را گرفته بودند؛ طرف هیکلی داشت و این‌ها فکر کرده بودند که یکی از فرماندهان عالی‌رتبه را اسیر کرده‌اند. جنجالی در روزنامه‌هایشان راه انداختند. آن‌شب دنبال پاسدارها می‌گشتند. به ارشد آسایشگاه گفتند: بگو کی پاسدار است؟ ارشد حرفشان را ترجمه کرد و آخرش هم گفت: بچه‌ها این‌ها دنبال شر هستند. یکی بگوید که ما پاسدار نیستیم تا شر بخوابد. یکی از بچه‌ها بلند شد و گفت: پاسدار به این راحتی‌ها اسیر نمی‌شود. اصلا قیافه ما به پاسدارها نمی‌خورد. ارشد همه حرف‌ها را ترجمه کرد اما فایده‌ای نداشت؛ پانزده نفر را به‌زور جدا کردند؛ یکی از آن پانزده نفر واحدی بود. آدم ساده و شوخ طبعی بود. همیشه امید داشت و همیشه شوخی می‌کرد. این پانزده نفر به جرم سپاهی بودن روانه زندان عمومی اردوگاه شدند. همه کارهای این رفیقم خنده‌دار بود. چند دقیقه بعد صدای فریاد این پانزده نفر بلند شد. همه دنبال صدای او بودند؛ صدایش را که شنیدند از خنده ریسه رفتند. یک ساعت که گذشت آن پانزده نفر را از بازداشتگاه برگرداندند قیافه‌‌اش خیلی خنده‌دار بود؛ برای یک ساعت توی عمرش سپاهی شده بود؛ می‌گفت: چند بار به پدرم گفتم بگذار من برم توی سپاه اما قبول نکرد. می‌گفت خطر دارد. بنده خدا چیزی می‌دانست. حالا خبر نداره که من برای یک ساعت سپاهی شدم و پدرم درآمد. آن شب خیلی خندیدیم. با این خنده‌ها سختی‌های اسارت را تحمل کردیم. 👳‍♂️‍ @mollanasreddin 👳‍♂️‍
👈بهترين و بدترين غذا 🌴روزى ارباب لقمان به لقمان گفت: گوسفندى را ذبح كن و دو عضو از بهترين عضوهايش را بپز و برايم بياور، لقمان گوسفند را ذبح كرد، و قلب و زبان او را پخت و نزد اربابش نهاد. 🌴روز ديگر اربابش گفت: دو عضو از بدترين عضوهاى آن گوسفند را بپز و نزد من بياور، لقمان باز قلب و زبان را پخت و نزد اربابش آورد، 🌴ارباب پرسيد: از تو خواستم برترين عضو گوسفند را بياورى، قلب و زبان آوردى، سپس بدترين را خواستم، باز قلب و زبان آوردى، علت چيست؟ 🌴لقمان گفت: اين دو عضو برترين عضو هستند اگر پاك باشند، و بدترين عضو هستند اگر پليد باشند. 👳‍♂️‍ @mollanasreddin 👳‍♂️‍