سلام و احترام
عزاداریهاتون قبول 🤲
اشعار ومتن روضه #شب_دوم_محرم۱۴۰۵ خدمتتون ارسال میشه.👇
#ورود_به_کربلا
#متن_روضه
#شب_دوم_محرم۱۴۰۵
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
●━━━━━━───────
صاحب عزا، سلام به شال سیاه تو
قربان روضه ها و دم و اشک و آه تو
ای منتقم بیا، تو امیدی به جان ما
این کشور است، مُلک تو و در پناه تو
مانند حُر دوباره به سوی تو آمدم
باشد که سر به راه شوم، سر به راه تو
ای وارث ردای حسینی بیا بیا
خود را کشانده ام برسم تا سپاه تو
هرکی آرزوشه به آقاش بگه
دست مرا بگیر و ببر سوی کربلا
من آمدم که جان بدهم با نگاه تو
روضه بخوان برای جهان روضه خوان تویی
ما را نمانده است توان روضه خوان تویی
از لحظه ای بگو که امامی غریب ماند
از آن مسیح خسته که روی صلیب ماند
مرحوم ابی مخنف میگه هفتا اسب هفتا مرکب عوض کردن اما قدم از قدم برنداشت. ابی عبدالله فرمود: یه نفر بگه این جا کجاست؟نه این که نمیدونست کجاست؟حضرت میخواست حجت بر همه تمام بشه همه با گوش خودشون بشنون والا اسم کربلا و خاک کربلا برا آقا آشنا بود.
بیست و یک سال قبل عاشورا با پدرش از صفین برمیگشت دید پدرش از اسب پیاده شد خاک و برداشت گریه کرد شنید باباش هی به این خاک میگه اینجا خون حسینم و میریزن هذا ارض کربلا..نوزاد بود مادرش کنار گهواره داشت گهواره تکون میداد پیغمبر وارد شد دید فاطمه داره براش لالایی میخونه...
این دل تنگم عقده ها دارد
گوییا میل کربلا دارد
لذا تا شنید اسامی مختلف رو گفت نینوا، شاطی الفرات، قادسیه، قاضریه، تا رسید به نام کربلا تا پیره مرد گفت اینجا کربلاست فبکی الحسین دستش رو آورد بالا فرمود:" انا لله و انا الیه راجعون،
اللهم انی اعوذ بک من الکرب والبلا"پیاده شد با دست اشاره کرد فرمود: این جا همون جایی که باید شترها زانو بزنن بار بندازند. اینجا همون جاست که مردامون و میکشن،خونمون و میریزن.. یه جمله فرموده گفتم خدا کنه این جمله رو رباب نشنیده باشه"ههنا مذبح اطفالنا"
آی علی لای لای."ههنا هتک حرمتنا وسبی نسائنا"یه نفر بلند شه به من بگه این جمله چه معنایی داره؟وسبی نسائنا این جا همان جاست که نامحرم ناموس ما رو میبیره به اسارت تا گفت و سبی نسائنا شاید یهو نگاش افتاد به زینب برات بمیره داداش.دستور داد به ابالفضل خیمه ها رو زدن،خیمه ی اهل حرم رو تو گودی زدن تا صحنه ی جنگ رو نینن زن و بچه یه جوری گفت خیمه بزنید دور این زنها نیزار باشه فقط یه راه باشه برا رفت و آمد کسی زن و بچه امو تهدید نکنه.امشب روضه، روضه ی نگرانی دو نفره که همهی عالم و بیچاره کرده روضه و غمشون.امام سجاد تو مسجد شام فرمود: بابای من و نگران کشتن،نگران بود حسین.نگران خودش؟ نه والله. اگه نگران خودش بود که لحظه آخر نمیگفت "رضاً برضائک" نگران زن و بچه و ناموسش بود،زینب هم نگران بود فقط نگران حسینش بود.وقتی خیمه ها رو زدن دستور داد همه ی بنی هاشم جمع شن تو خیمه ی خودش زنها اول از همه آمدن،زینب آمد، رباب آمد،کلثوم آمد، سکینه آمد،نجمه آمد،همه آمدن تو خیمه خود حضرت رفت روی بلندی اینجا مرحوم سید نقل میکنه میگه یه نگاه به زن و بچه اش کرد.تا نگاه به اهل بیتش کرد باز هم گریه کرد"فنظر الحسین الیهم و بکاء" بعد دستش رو آورد بالا شکوه کرد به خدای خودش "اللهم انا عشیره نبیک" خدایا ما اهل بیت پیغمبر توایم."قد اخرجنا وتردنا من دیارنا"خدایا ما رو از خونمون بیرون کردن ما رو آواره ی بیابونها کردن ما بیابون نشین نبودیم این زن و بچه صحرا نشین نبودن. چند روز اینها تو راه بودن از هشتم ذیحجه راه افتادن تا دوم محرم.. این زن و بچه تو این گرما و آفتاب ..تا رسیدن دیدن همه با سر نیزه وایستادن اینجا کجاست بابا؟ این خواهر و برادر کنار هم بودن خیلی سخت گذشت به زینب ،اومد دید کنار خیمه ابی عبدالله داره شعر میخونه، زمزمه میکنه با خودش "یا دهر اف لک من خلیل" داداش این حرفهایی که میزنی بوی مرگ میده،نکنه ایمان پیدا کردی این سرزمین جداییه؟ فرمود آره زینبم هم همونجاست تا شنید از حسین اینجا همون سرزمینیه که من و از حسین جدا میکنه.نوشتن زینب تو صورتش لطمه زد "ولطمت علی وجهها"یه ضجه زد افتاد جلوحسین رو زمین آی حسین. نوشتن ابی عبدالله سر خواهرو بغل کرد رو صورتش یه ذره آب پاشید آرومش کرد.زینبم آروم باش زوده الان گریه کنی. هنوز حسینت زنده بود فقط شنیدی حسینت و میخوان ازت جدا کنن از حال رفتی.چه حالی داشت اون ساعتی که اومد بالای تل زینبیه یه نگاه کرد
دید بالای بلندی ازدحام
صد حرامی دور یک بیت الحرام
حمله ور بر کعبه دید اصحاب فیل
دشتی از نمرود گِرد یک خلیل
کعب نی ها گرد کعبه در طواف
سنگ ها آماده ی این اعتکاف
آیه های عاشقی تفسیر شد
خنجری با حنجری درگیر شد
خواهری گفتا به قربان سرت
بانویی گفتا بمیرد مادرت
با اشاره حرفها میزد حسین
پیش زینب دست و پا میزد حسین
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
#امام_حسین_واحد
#حضرت_اباالفضل_واحد
#ورود_به_محرم
●━━━━━━─────
پرچم عزاته رو شونم - پای سفره ی تو مهمونم
باز محرم اومد باز گریه - اشکامو می بینی می دونم
باز هلال غم ابی عبدالله
پرچم و علم ابی عبدالله
شعر محتشم ابی عبدالله، حسین
منشا حیات ابی عبدالله
کشتی نجات ابی عبدالله
جون من فدات ابی عبدالله، حسین
خوشبختم با، علمت ۳
دست ما و ، کرمت ۳
..................
پرچمت پناه افلاکه ـ چشم من براتو نمناکه
روضه خون داغت جبریله ـ روضه ی تو فوق ادراکه
مست ترتبم ابی عبدالله
پای سفره تم ابی عبدالله
اوج حاجتم ابی عبدالله ، حسین
بهترین مسیر ابی عبدالله
عشق بی نظیر ابی عبدالله
دستامو بگیر ابی عبدالله ، حسین
دنیای من ، حرمت ۳
دست ما و ، کرمت ۳
........................................
صاحب اللوائی یا عباس - پرچمت تا آخر پا بر جاس
روزی مونو دادی توو روضه - بی تو نوکری مون بی معناس
ساقی حرم یا ابوفاضل
صاحب کرم یا ابوفاضل
راه آخرم یا ابوفاضل ،قمر
الگوی ادب یا ابوفاضل
شیر با غضب یا ابوفاضل
هاشمی نسب یا ابوفاضل ،قمر
پرچمدار ، حرمه ۳
سایش روی ، سرمه ۳
#احسان_نرگسی
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5875147740576489490.mp3
زمان:
حجم:
766.8K
پرچم عزاته رو شونم... پای سفره تو مهمونم...
#سبک
#واحد_حضرت_ابالفضل_ع
#ورودی_کربلا
#شب_دوم_محرم۱۴۰۵
#سید_محمد_رضایی
@monadi_school
#ورود_به_کربلا
#شب_دوم_محرم۱۴۰۵
#زمینه
●━━━━━━─────
یه کاروان عشق؛ یه کاروان نور
میرسه از راه
یه کاروان شوق؛ یه کاروان شور
میرسه از راه
علی اصغر کنار مادر خوابیده آروم
روی دوش عمو نشسته رقیه خانوم
تو دل زینب، دلشوره افتاد
از دل سوره های چشماش، یه سوره افتاد
داره میخونه
با دل محزون
ما رو برگردون
حسین
ما رو برگردون
ما رو برگردون
بنددوم:
یه کاروان غم یه کاروان آه
میرسه از راه
کنار خورشید یه کاروان ماه
میرسه از راه
واسه عمه، علیِ اکبر رکاب میگیره
داره نجمه برای قاسم نقاب میگیره
تا چشم میبینه، فقط سرابه
کی حال زینبو میفهمه؟ توو اضطرابه
داره میخونه
با چش گریون
ما رو برگردون
حسین
ما رو برگردون
ما رو برگردون
#علی_میرحیدری
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
سید محمد رضایی4_5852986619862195508.mp3
زمان:
حجم:
3M
یه کاروان عشق....
#سبک
#زمینه
#ورود_به_کربلا
#شب_دوم_محرم۱۴۰۵
#سید_محمد_رضایی
#آموزش_مداحی_منادی
@monadi_school
#امام_حسین_شور
#شب_دوم_محرم۱۴۰۵
#شور
●━━━━━━─────
صلاة یا اباعبداللهه
صراط تا اباعبداللهه
فقط توی غوغای محشر
نجات با اباعبداللهه
مشق هر شبم حسینه
دین و مذهبم حسینه
هرجا باشه حرفی از عشق
من مخاطبم حسینه
ای عبادتم راه سعادتم
از روز ازل بوده ارادتم
ارث پدری اینه که بگم
من بیچاره ی خودتو و خونوادتم
آقام آقام آقام
ابی عبدالله
_
هنوز دنیا قشنگه با تو
یه روز همه میرن اما تو
برام سنگ تموم میزاری
حسین لا حبیبی الا تو
دل ازت جدا نمیشه
هیچ جا کربلا نمیشه
هرچقدر برات بمیرم
حق تو ادا نمیشه
محراب دلم تب و تاب دلم
از حرمته راهی تا به دلم
کی میگه ماها ندیده عاشقیم
عکستو خدا کشیده رو قاب دلم
آقام آقام آقام
ابی عبدالله
#علی_قالیباف
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
زمان:
حجم:
363.9K
صلاة یا اباعبداللهه
صراط یا اباعبداللهه....
#سبک
#شور
#امام_حسین_ع
#سید_محمد_رضایی
#آموزش_مداحی_منادی
@monadi_school
🔻 برنامه شب دوم محرم
📌 با حضور دکتر سید مصطفی خوشچشم،
حجتالاسلام جنتیمحب
و کربلایی سید محمد رضایی
🚩 یازده شب مجلس حماسه خوانی حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام
@monadi_school
سلام و احترام
عزاداریهاتون قبول🤲
اشعار و متون روضه #شب_سوم_محرم۱۴۰۵ خدمتتون ارسال میشه🖤
#روضه
#حضرت_رقیهسلاماللهعلیها
#شب_سوم_محرم۱۴۰۵
●━━━━━━───────
ترک خوردی ای شیشه ی عمر من
ای آئینه ی قدی مادرم
اگر چه کمی تاره اما بشین
خودت رو ببین توی چشم ترم
میدونم که نایی نمانده برات
نگو که بریدی و خسته شدی
شب گیسوی تو سپیده زده
بمیرمکه انقدر شکسته شدی
بشین تا یکم از قدیما بگم
میشستی روی زانوهام یادته
میگفتم عزیزم فدای چشات
تو زل میزدی تو چشام یادته
النگو و گوشواره هات یادته
همون ها که سوغات آوردم برات
چقدر ذوق کردی و بعدش باشوق
پریدی تو آغوش گرم بابات
بابا جان دختر قشنگم!
چقدر ناز میکردی تا آخرش
بشینی رو زانو و بوست کنم
تا نازت میکردم میگفتم گلم
الهی یه روز عروست کنم
چه روزهای خوبی بود اما گذشت
کجا بودیم و حالا جامون کجاست
عوض کرده جاهامون و روزگار
حالا روی زانوت جای باباست
سوال از من اما جوابش با تو
چی شد گوشواره هات؟ النگوت کجاست؟
دو تا دست شونه زنم کربلاست
بگو مخمل تار گیسوت کجاست ؟
به کوری چشم حسودای شهر
میمردی برام و میمردم برات
برای رسیدن به من کشتنت
رو نیزه چقدر غصه خوردم برات
دعا میکنم دستشون بشکنه
همون ها که با هم تو رو میزدن
جا انگشتا شون مونده رو صورتم
بمیرم که محکم تو رو میزدن
چشای من و دور دیدن
تو رو توی بازار بردن بابا
به خاک لباسهای تو خندیدن
یتیم و غریب گیر آوردن بابا
نه دیگه تو اون دختر سابقی
نه بابای تو بابای اون روزاست
بیا با هم از این خرابه بریم
بریم اونجایی که جای ما دو تاست
خیلی این پدر و دختر شبیه هم شدن زین العابدین تو مجلس شام چند تا جمله داره اول پیغمبر رو معرفی کرد گفت من پسر پیغمبرم، بعد جد دومش رو معرفی کرد
"انا بن یعسوب الدین امام المتقین" مستقیم نگفت من پسر علیم با اشاره گفت بعد مادرش رو معرفی کرد"انابن فاطمه" این جا روایت میگه تا گفت "انابن فاطمه" صدای گریه ی همه بلند شد "ضجه الناس "بعد هی تکرار میکرد هی میگفت "انابن فاطمه" انابن فاطمه" خوب که مجلس آماده شد باباش و معرفی کرد.فرمود: آی مردم "انابن من قتل صبرا" بابای من و با قتل صبر کشتن قتل صبر چیه؟ شب عاشورای رقیه اس دخترش هم با قتل صبر کشتن .بابا رو چه جوری کشتن؟اول تشنه انداختنش رو زمین، بعد نشستن رو سینهاش، بعد سرش رو برگردوندند روخاک از قفا جدا کردند، هنوز زنده بود بعد سرش رو بردن تو تنور، بردن بالا نیزه، بردن تو تشت طلا، چوب زدن، سنگ زدن، نیزه زدن. با دخترش چکار کردن؟ میخوام قتل صبر دختر و بگم شام غریبان با لگد بیدارش کردن، کجا دیدین دختر بچه ی بیهوش که از تشنگی کجا دیدین سه ساله رو اینجوری بیدار کنن. بیدارش کردن موهاش و کشیدن قتل صبر و میگم ،لباس اسارت تنش کردن ،پابرهنه رو خار مغیلان دوندنش ،طناب آوردن دستاش تو طناب بستن ،آی حسین... اما همه ی اینها یه طرف اوج قتل صبر اونی که خیلی اذیتش کرد نگاه نامحرم بود. دید یه نفر داره بهش نگاه میکنه، اینا ناموس اهلبیت بودن میگفت چرا اینجوری من و اینجوری نگاه میکنن. چرا با دستهاشون به من اشاره میکنن. عمه یه پارچه بده رو صورتم بکشم.حالا این پدر و دختری که این همه شبیه به هم اند رسیدن به هم
سوال من اینه یه دختر که از کربلا قتل صبرش شروع شده چه جوری نیمه ی شب تو تاریکی سر رو شناخت ؟ سر باباش یه سر معمولی نبود طاووس یمانی از اصحاب پیغمبره نقل میکنه میگه اینقدر پیغمبر حسین و میبوسید زیر گلوش و میبوسید، پیشونیش و میبوسید لبهاش و میبوسید اینقدر پیغمبر حسین و میبوسید ما تو تاریکی حسین و میشناختیم نو بوسه ی پیغمبر معلوم بود.مگه تو دعای کمیل نمیگی "یا نور المستوحشین فی الظلم"تو خرابه ترسیده بود یهو دید نور باباش اومد نور حسین آرومش کرد.دلیل اول نور بابا رو شناخت یا نور الله.. دلیل دوم :این حسین همان حسینی که وقتی تو حدیث کسا وارد خونه میشدن میگفتن "انی اشم عندک رائحه طیبه" اینها عطر مخصوص داشتن عطر و بوی این پنج نفر با همه ی اهل عالم فرق داشت از عطر هم همو میشناختن دلیل اول: نورباباش بود.دلیل دوم رائحه و عطر باباش بود. دلیل سوم چیه؟سر و بغل کرد آروم دست کشید رو صورت بابا با لمسش بابارو حس کرد دید این صورت همان صورته این همان محاسنه اما تا دست گذاشت رو لبها دید لبها پاره پاره اس یه ذره جلو تر رفت دید لبها پاره است دندون ها خورد شده گفت بابا همه چیم مثل توعه اما یه چیز فرق داره دندونات شکسته اما دندونای دخترت سالمه..چنان با مشت به صورتش میزد..ای خدا به اون ساعتی که تا رسیدن بالا سرش "حتی إمتلأ فَمُها مِن الدَّم" همه دهنش پر خون شد.
یک بوسه بدهکاری و جانی تو طلبکار
لبهاش رو گذاشت رو لب باباش دیگه ناله نزد
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5877656293535129788.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
#حضرت_رقیهسلاماللهعلیها
#زمینه
#شب_سوم_محرم۱۴۰۵
●━━━━━━─────
بی خبر برگشتی، خوش اومدی
از سفر برگشتی، خوش اومدی
بدنت مونده کجا، چرا فقط
با یه سر برگشتی؟ خوش اومدی
روزا همش گرمه، شب ها همش سرده
دنیام یه کم گریه س، باقی همش درده
تو رفتی و دنیا، آواره مون کرده
خوردم از ناقه زمین، سرم شکست
مثل دست مادرت، پرم شکست
حرمت زنای توو ، حرم شکست
دیر اومدی، دیر اومدی
بابای مهربون دیر اومدی
دیر اومدی، دیر اومدی
حالا که من شدم پیر اومدی
بابا حسین
نیمه شب برگشتی، خوش اومدی
چه عجب برگشتی، خوش اومدی
بابا جون چقدر شدی، شبیه من
پاره لب برگشتی، خوش اومدی
لاغر شدم آخه، بیمار شدم بابا
از خواب همش با درد، بیدار شدم بابا
بعد از تو راهی، بازار شدم بابا
همه جا حرمله بود، عمو نبود
توو محله ی یهود، عمو نبود
صورتم شده کبود، عمو نبود
خسته شدم، خسته شدم
غصه دارم بابا یه عالمه
خسته شدم، خسته شدم
این حرمله همش دنبالمه
بابا حسین
#وحید_محمدی
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ