سلام و احترام
عزاداریهاتون قبول🤲
اشعار و متون روضه #شب_هفتم_محرم۱۴۰۵ خدمتتون ارسال میشه🖤
#متن_روضه
#علی_اصغر_ع
#شب_هفتم_محرم۱۴۰۵
●━━━━━━─────
این هفتمین شب است که هیئت قیامت است
امشب مسیر روضه به سمت خجالت است
امشب تمام روضه شده آب ،آب آب
خون گریه میکنیم برای غم رباب
کار جنون ما به تماشا کشیده است
ای اهل روضه ها شب هفتم رسیده است
تا بیشتر به قلب شما غم بیاورم
ناچارم اسم حرمله را هم بیاورم
الهی حرمله آتش بگیری. تا زین العابدین فهمید خبر مختار رو نه خبری از عمر سعد گرفت نه سراغی از سنان و خولی گرفت اول سوالی که پرسید گفت به من بگو با این حرمله چه کردن ؟
الهی حرمله از غم بسوزی
که دیگر حنجر طفلی
امشب دخیل بسته ی یک گاهواره ایم
خون گریه های حنجره ای پاره پاره ایم
لطمه زنانِ مقتل یک شاهزاده ایم
انگار روبروی حرم ایستاده ایم
وقتی که دید نیست دگر راه چاره ای
الا ای تیر با من قطع کردی گفتگویش را لب من بر لبش بود و تو بوسیدی گلویش را
این حسینی که به جهت اصلاح امت آمده باید حجت اکبر رو کنه ،حجت کسی بخواد رو کنه باید بیاد وسط میدون وقتی اومد کربلا شصت هزار درهم حضرت زمین کربلا رو خرید. مثل فردا اون ملعون شریعه رو بست آمد مقابل خیمه اون ملعون بلند فریاد زدتو هین کرد گفت حسین از عطش و تشنگی باید بمیری یه قطره نه به خودت میدم نه به بچه هات
وقتی که دید نیست دگر چارهای
گل کرد روی دست پدر شیر خواره ای
فرمود این پسر نفسم نور دیده است
کار گلوی او به تلظی کشیده است
مولا اشاره کرد به خشکیده روی او
برقی زد از سفیدی زیر گلوی او
*امام باقر میفرماید: جد ما هنوز داشت با دشمن حرف میزد
دشمن مجال یک کلمه بیشتر نداد
جز با سه شعبه تیر جواب پدر نداد
خشکیده بود چونکه گلو زودتر شکست
قلب پدر شبیه گلوی پسر شکست
هر شعبه ای به یک طرف حنجره نشست
انگار تیر بر جگر مادرش نشست
ناسخ التواریخ میگه: بچه رو که سیدالشهدا برد رباب رفت ته خیمه شاید الگوش زینب بود آخه زینب هم وقتی فهمید بچه هاش شهید شدن نیومد بیرون. اما نقل معروف میگه: دقایقی بعد همهمه و صدای شيون که بلند شد یهو دیدن رباب از خیمه اومد بیرون نقل اینه که از خیمه زد بیرون میگم شاید میخواست ببینه حسین سالمه یا نه؟ آخه شنیده بود بچه رو دست حسین زدن میخواست به حسین بگه آقا فدای سرت بچه ام فدای سرت مادر اومد وسط میدون.
یه لحظه هم برای علی از خیمه بیرون نزدم
دلواپس تو بودم و به خاطر تو اومدم
اصلاً فدای سرت بچه ام آه بچه ام
با حنجرش شد سپرت بچه ام آه بچه ام
رسید بالا سر بچه نگاه کرد دید بابا داره با دست خودش قبر میکنه نشست کنار حسین بچه داخل قبر
آب نداریم ولی از خون پاکش میکنیم
دل نداریم ولی با هم خاکش میکنیم
نه خاک نریز چشماش هنوز بازه حسین
نه چشماشو ببین،ببین چقدر نازه حسین
خواب رسول ترک دیدن حالت چطوره؟
گفت خوبم الحمدالله اینجا اومدم میدونی کارم چیه؟کارت چیه؟ هر چند روز یه بار قتداقه علی اصغر میدن دستم گفتن چطور به این مقام رسیدی؟ گفت: تو دنیا هر وقت روضه علی اصغر میرفتم دستامو تکون میدادم..حالا تو هم دستات بیار بالاعلی لای لای علی لای لای
نشسته بود با خودش خلوت میکرد
مسیر تیر و که نشد یه ذره تغییر بدم
یه خورده آب خوردم بزار برم بهش شیر بدم
میرم ببینم کجاست بچه ام آخ بچه ام
انگار روی نیزه هاست آخ بچه ام
من میخواستم وایستی روی پای خودت نه روی نیزه
دستام و شبیه گهواره میگیرم سوی نیزه
قول میدم اگه ورق برگرده و علی نمیره
جوری لالایی میگم حرمله گریه اش بگیره
بدون تو دنیا دیگه به ما نمی سازه
میبینمت هنوز چشات بازه
برات میخونم برات لالایی
به اصرار عمه منم یه ذره آب خوردم
ولی تو هنوز روی نیزه هایی
«بلند بگو یا حسین..»
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5891149912548056393.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
#زمینه
#علی_اصغر_ع
#شب_هفتم_محرم۱۴۰۵
#سینهزنی
●━━━━━━─────
گل نیلوفرم، لای لای بالام لای لای
لایلای گولوم لایلای، لایلای علی لایلای
علی اصغرم، گریه کنم هایهای
ذکر حرم وای وای، لایلای علی لایلای
چشماتو که میبندی، چشمای منم میره
سقا هم اگه با آب، برگرده دیگه دیره
وا عطشا، به کربلا
نفست در نمیاد علی چرا
منم میرم، مثه بابا
واسه تو رو میزنم به کوفیا
علی بالام علی بالام
علی لای لای علی لای لای
تو میری من ولی، میشم پریشونت
مادر به قربونت، داغت نفس گیره
دیدم از دور علی، رو دست بابایی
میخونه لالایی، اشکاش سرازیره
بین خطبهی بابا، قنداقهات پر از خون شد
چارهساز این عالم، حیرون بین میدون شد
منالورید، الیالورید
قد مادرت تو کربلا خمید
منالاذن، الیالاذن
نفسم رو تیر حرمله برید
علی بالام علی بالام
علی لای لای علی لای لای
صدای گریههات، مونده توی گوشم
کردی فراموشم، با نیزه میشینی
فدای خندههات، دیگه نمیخندی
چشماتو میبندی، من رو که میبینی
همراه عمو عباس، تا شام بلا میری
از نیزه میای پایین، تو طشت طلا میری
رو خاکا با، اشک چشام
مینویسم علی پاکش میکنم
سر تو رو، اگه بدن
کنار رقیه خاکش میکنم
علی بالام علی بالام
علی لای لای علی لای لای
#سیدمیلادحسنی
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5888898112734372154.mp3
زمان:
حجم:
2M
#شور
#امام_حسين_ع
#شب_هفتم_محرم۱۴۰۵
#سینهزنی
●━━━━━━─────
عمریه دلم به پرچمت دخیله
میزنم به سینه با اذن عقیله
این شبا به یاد کربلا میخونیم
احنه غیر حسین ماعدنه وسیله
وسیله السعدا
یاسیدالشهدا
اتیش عشقت آقا
لاتبرد ابدا
سرخیه روسینم بهترین مداله
دلبریدن از عشقت اقا محاله
آرزومه آخر توروضه بمیرم
خون من بریزه پای تو حلاله
….
شب جمعه ها میشه کربلا غوغا
چونکه میرسه بازم حضرت زهرا
تا نفس باشه برای تو میخونیم
ابد ولله ما ننسی حسینا
تموم خواهش ما
که بعد مردن آقا
جنازمو ببرن
به سمت کرببلا
ذکر یاحسین جان شور عالمینه
مرکز دلامون بین الحرمینه
دورامو زدم باز برگشتم دوباره
دیدم هرچی خیره توباب الحسینه
#حسن_کاتب
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5891149912548056403.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
#شور
#علی_اصغر_ع
#شب_هفتم_محرم۱۴۰۵
#سینهزنی
●━━━━━━─────
اى نوهء فاطمه و حيدر…عليٌ الأصغر عليٌ الأصغر
معجزهء خدا و پيغمبر…عليٌ الأصغر عليٌ الأصغر
عشق ابالفضل و على اكبر…عليٌ الأصغر عليٌ الأصغر٤
چه نام دلربائى داره ، فداى نام على اصغر
قلّادهء منو ببنديد ، دم مقامِ ٣ على اصغر
اى قرارِ دلِ - هر دلِ بى قرار
دُوْرِ گهوارته - گردش روزگار
وا ميشه با نگات - گره عالمين
الدّخيل الدّخيل - يا رضيع الحسين
يا رضيع الحسين ادركنى…
-
به جاى لالايى برات مادر…عليٌ الأصغر عليٌ الأصغر
مى گفت از مناقب حيدر…عليٌ الأصغر عليٌ الأصغر
تا كه بشى مثل على اكبر…عليٌ الأصغر عليٌ الأصغر٤
مادر من هم آرزوش بود ، بشم در اين خونه نوكر
خدا رو شكر دعاش اثر كرد - شدم غلامِ ٣ على اصغر
روز محشر با تو - ندارم واهمه
وقتى قنداقتو - مياره فاطمه
دم مى گيرن با هم - همهء عالمين
دست ما رو بگير - يا رضيع الحسين
يا رضيع الحسين ادركنى…
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
#اعلام_مراسم
#شب_هشتم
مراسم عزاداری دهه اول محرم ۱۴۴۸🏴
🎙بهکـلـام :
حجت الاسلام سلیمانی
🎤بانـوای:
کربلایی سید محمد رضایی
زمـان:
یکم تیرماه همراه بانمازمغرب وعشاء
مکـان:
اصفهان، شهر درچه، محله فودان،مسجدامیرالمومنین(ع)🕌
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
سلام و احترام
عزاداریهاتون قبول🤲
اشعار و متون روضه #شب_هشتم_محرم۱۴۰۵ خدمتتون ارسال میشه🖤
#قسمت_اول
#متن_روضه
#علی_اکبر_ع
#شب_هشتم_محرم۱۴۰۵
●━━━━━━───────
السلام علیکم یا اهل بیت النبوة وموضع الرساله ومختلف الملائکه،السلام علی المهدی وعلی آبائه
سالها درطلب سیم و زرِ دنیاییم
که خجالت زده از ،گل پسرِ زهراییم
به عمل کار برآید به سخنرانی نیست
مانعِ آمدنِ حضرتِ حجت ماییم
او حسینی ایست ولی بی علی اکبر مانده
غافل از فلسفهٔ مکتب عاشوراییم
حال ما حال یتیمی ایست
که از، بی مهری محتاجِ نوازشگری باباییم
پیغمبر فرمود: یتیم تر ازیتیمی که پدر از دست داده کسیه که از امامش دور افتاده
حال ما ،حال یتیمی است که از بی مهری
همه محتاجِ نوازشگریِ باباییم
عصرِ غیبت به خدا ،کثرت ما ،وحدت ماست
تا نیاید خبر از صاحبمان تنهاییم
وعده ی آمدنِ منجی عالم حتمی است
چشم بر راه، همه منتظر فرداییم
آبرویی هم اگه هست از آقایی اوست
ماهمه نوکر این خانه ولی آقاییم
کاش همراه خود این قافله را هم ببرد
همه در آرزویِ دیدنِ پایین پاییم
دلمون برای کربلای حسین یه ذره شده حسین جان یه وقت اربعین جانمونم آقا
همه در آرزویِ دیدن پایین پاییم
شب هشتم شد و در راه به خود میگفتیم :
مجلسِ ختمِ حسینِ ابن علی می آییم
خدا رحمت کنه :شیخ جعفر شوشتری رو می فرمود :نگید مجلس علی اکبر،بگید مجلسِ وفات حسین بلکه مجلس وفاتهای حسین ، استادشامخی و اساتید رو خدا رحمت کنه میفرمود: نقل معتبرتره شیخ جعفرشوشتری سه تاوفات برای حسین نقل میکنه:سه لحظه احتضار برا همین میگه وفاتهای حسین
قبلهٔ قلب حرم راه چرا گم کردی؟
سر پیری چه بلایی سرم آوردی!!
کوچه وا شد سرفرصت به تو پرداختند
پدر شهید می بینید ادب میکنید دست به سینه میذارید.قربون اون آقایی برم صدا زد :
ای اهل کوفه پای نکوبید برزمین
ساکت شوید من پدری داغ دیده ام
خلوت کنید معرکه جنگ را
که من گریه ام بلند ،بر گل در خون تپیده ام
کوچه واشد سرِ فرصت به تو پرداخته اند
نفسم رفت تو را از نفس انداخته اند
رد تکبیر تو بر خاکِ کویر افتاده
اشهدی در وسط حلق تو گیر افتاده
قاب لبخند نبی شکل لبت درهم شد
آه تشخیص تو سخت است تنت مبهم شد
اکبرم تابحال نشده پا نشوی پای پدر
اربا اربا شده ای خوش قد وبالای پدر
کاش می شد که خودت آبرویم رابخری
عمه را از وسطِ جمعِ ارازل ببری
چه کسی روی عبا نعش جوان خواهد برد
کار تطهیر تو یک روز زمان خواهد برد
فرق علی اکبر با اسماعیل میدونیدچیه؟ اسماعیل رو به ابراهیم بهش گفت:پسرچی صلاح می بینی؟ صدازد: بابا هرچی بهت امرشده انجام بده پدر اومد پسر رو یه جور راضی کنه فرق علی اکبر اینه اکبر اومد بابا رو راضی کنه بذار من برم .اینجاست آرام آرام داره به ابی عبدالله حالت احتضار دست میده هرشهیدی اومد اذن بگیره آقا تعلل کرد صبرکرد قاسم به التماس وتقلا افتاد
ابی عبدالله روراضی کرد اما علی اکبر تاگفت
ابی عبدالله همون اول اجازه داد.از اینجا نگاهِ پدر گاهی حسرته گاهی خوفه،گاهی نگاه وجد و شوقه،اما نگاه ابی عبدالله اینجا مایوسانه بود دیگه امید به برگشت علی نداشت صدا زد :پسرم حالا میخوای بری یه سری به زن ها بزن بیقرارند اومدسمت خیمه, این بچه کوچیکا برای بازی خودشونو به بازوی علی اکبر آویزان میکردن علی اکبر سرش پایین بود خجالت می کشید یه وقت بی بی زینب اومد روبروی علی اکبریه نگاه کرد: بگیر بالا صورتتو، عمه به قربونت بره
صدا زد :میری پسرم ,یه جمله فرمود ارحم غربتنا به غریبی مارحم کن یه وقت دیدن ابی عبدالله اومد سمت علی اکبربه زنها فرمود: رهاکنید بذارید بره علی من رفتنیه،
نقل مقاتل اینه, ابی عبدالله خودش خوُد به سر علی اکبر گذاشت خودش شمشیر به کمرِ علی بست.
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
#قسمت_پایانی
#متن_روضه
#علی_اکبر_ع #شب_هشتم_محرم۱۴۰۵
●━━━━━━───------
برو بابا قربونت بره،امام سجادمیگه: یه لحظه دیدم یکی داره کف پاهامو می بوسه چشامو واکردم دیدم برادر بزرگترم علی اکبره پام و به زحمت جمع کردم داداش چه می کنی ؟صدا زد :داداش, حبیب رفت زهیر رفت یکی یکی رفتند منم باید برم این دوتا برادر چنان همدیگر رو بغل گرفتند آنقدر گریه کردند بغل هم..شیخ جعفر میگه: اولین لحظه احتضار ابی عبدالله، لحظهٔ رفتن علی اکبر بود سوارمرکب شد داره میره کارهای عجیبی دیدند حسین میکنه، شیخ جعفرمیگه: نمیدونم بی قراری پدر برای پسر بیشتربود یا بیقراری پسر برای پدرابی عبدالله داره علی اکبر رو از دست میده،علی اکبرم نگران تنهایی باباست کدومشون بی قرارتره،حالا علی اکبر داره میره راوی میگه:
دیدیم کارهای عجیبی میکنه حسین صدا زد: ای قوم شخصی فرستادم میدان خلقا و خُلقا شبیه رسول الله بود.دیدند همچین که علی اکبرچند قدم دورشد اشک مُتصلا بدون قطع شدن داره می ریزه ازمحاسن ابی عبدالله دیدیم حسین گاهی دستشو بالا میبره گاهی پشت سرمرکب میاد یه وقت دیدیم دست به محاسن گرفت اومدجلو تاجایی که صداشو بشنون:یا ابن سعد خدا رحم ات روقطع کنه داری علی اکبرمو ازم میگیری جنگ نمایانی کرد شجاعتی از خودش نشان داد یاد رسولِ خدا زنده شد همه محو سیمای نبوی علی اکبرند یاد امیرالمومنین زنده شد برگشت صدازد، ابا العطش.بابا تشنگی داره منو از پا درمیاره سنگینیِ سلاح از این طرف، اگه آبی هست به من برسون بچه بود ابی عبدالله ، مادرش پیش پیغمبرآورد حضرت فرمود :حسین جان زبان منو بمک حسین زبان پیغمبر رو مکید فرمود:بمک تاسیراب بشی رفع عطش کرد اینجا یاد پیغمبر افتاد آقا فرمود: هر وقت ما مشتاق پیغمبر می شدیم علی اکبر رونگاه میکردیم مث پیغمبر زبانتو به من بده چنان کامی گرفت از پسرش گفت برو به میدان پسرم, ان شاءالله کارت خیلی طول نکشه.جنگ نمایانی کرد زخمها داره زیاد میشه مرة ابن منقذ ،خدالعنتش کنه گفت: اثام عرب به گردن من اگه داغشو به دل باباش نذارم ازپشت با شمشیر زد به فرق علی اکبردور مرکب علی اکبر روگرفتند راه رو بر مرکب علی اکبر بستندباالاجبار مرکب رفت تودل لشکر،نه توان ایستادن داره علی اکبر نه غیرتش اجازه میده خودشو بندازه رو زمین لذا دوتا دستاشو انداخت گردن اسب،اسبم رفت تو دل لشکر
کوچه واکردند یه روزی هم برامادرش کوچه وا کردند هل من معین ...وای وای قطعه قطعه کردند بدنشو تا ابی عبدالله برسه فرصت پیداکردند نیزه دارا مشغولند شمشیردارا مشغولند ابی عبدالله خودشو رسوند تاحسین اومد فرارکردند صدازد:
کجا؟کنار هر بدنی هر شهیدی رسید ابی عبدالله پا به رکاب اسب گذاشت پیاده شد اما تابه اکبر رسید انگار رکاب رو گم کرد خودشو ازاسب به زمین انداخت اومد بلند شه دیدن این زانو تا میخوره دیدن بازانو قدم برداشت هی میگفت ولدی ولدی ولدی
قبل اینکه حسین گریه کنه دید مادرش داره گریه میکنه یه کاری کرد حسین نشست روخاک صورت به صورت علی گذاشت با انگشت خون از دهان علی پاک کردن دید هرکار میکنه صدا از نفس علی بالا نمیاد شروع کرد هی بوسیدن علی
جوانهای فامیل به دادم برسید
عبایی بیارید به دادم برسید
زمین گیر شدم ای داد وبیداد
جوانا یواش برداریدتن غرقه
به خون رو یواش بردارید
همه صحرا پر شده ازخون تازه
بنی هاشم بیایید تشیبع جنازه
شنیدم محاصره شدی علی
دیگه محتاج زره شدی علی
توخودت گره گشای عالمی
بمیره گره گره شدی علی
کار تطهیر تو یک روز زمان خواهدبرد
همه از خیمه ها بیایید که من یک نفرم
بغلت میکنم و ازبغلم می ریزی
سردار شهید پوررجبی چیزی ازبدنش نموند وقتی پیکرشو آوردند دخترش میگفت چرا بدن بابام کوچیک شده... هرکی یه گوشه عبا روگرفت بدن علی اکبر رو توعبا گذاشتند اباالفضل زیربغل ابی عبدالله جعفر زیربغل ابی عبدالله انگارپای حسینو میکشند سمت خیمه میبرند
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school زمینه؛ شکوه مولا.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
#زمینه
#علی_اکبر_ع
#شب_هشتم_محرم۱۴۰۵
#سینهزنی
●━━━━━━─────
میباره عطر و بوی پیغمبر
از نفسهای اکبر
در صورت، جمال طاها داره
در قامت، شکوه مولا داره
هر کس که علی رو دیده گفته
این اکبر، یا حیدر کراره
آخر شور و اقتداره
علی اکبر یا علی اکبر
توی میدون حریف نداره
علی اکبر یا علی اکبر
«علی اکبر یا علی اکبر»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از بابا تا که میگیره رخصت
میره میدون با هیبت
وقتی که علی توی میدونه
وقتی که داره رجز میخونه
هیچکس نیست دیگه حریف رزمش
وقتی که شمشیرو میچرخونه
یه تنه فاتح نبرده
علی اکبر یا علی اکبر
یاد مولا رو زنده کرده
علی اکبر یا علی اکبر
«علی اکبر یا علی اکبر»
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ