eitaa logo
🌹 منتظران ظهور 🌹
2.9هزار دنبال‌کننده
16.6هزار عکس
10.1هزار ویدیو
307 فایل
🌷بسم ربِّ بقیة الله الاعظم (عج)🌷 سلام بر تو ای امید ما برای زنده کردن حکومت الهی مرا هزار امید است و هر هزار تویی کپی متن با ذکر صلوات و دعای فرج ، حلال است🙏🏻 ادمین: @Montazer_zohorr تبادل و تبلیغ: https://eitaa.com/joinchat/1139737620C24568efe71
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️کی‌روش به خبرنگار انگلیسی: چقدر برای این سوال پول گرفتی؟ 🔹در نشست خبری سرمربی تیم ملی، خبرنگار اسکای‌ اسپورت در سوالی به کی‌روش گفت: سرمربی‌گری تیم کشوری که حقوق زنان در آن رعایت نمی‌شود چه منفعتی برای شما دارد؟ کی‌روش در واکنش به این صحبت‌ها گفت: شما چه مبلغی برای این سوال دریافت می‌کنید؟ 🔸پس از اتمام نشست خبری، کی‌روش خطاب به آن خبرنگار گفت: به حرف‌های من فکر کن! راستی از کشور خودتان چه خبر؟ https://eitaa.com/montazeraan_zohorr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 علامه طباطبایی به این سوال پاسخ می دهد: 🔶 «چرا اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود؟» 🔷 در شريعت فطرت، اولين حق مشروع هر مجتمعى سلب حريت از دشمن جامعه خويش است، و به عبارت ديگر هر جامعه اى هر گونه آزادى را از دشمن كه در صدد بر آمده زندگى آن جامعه را بكلى تباه سازد مالك است و حق دارد هر گونه آزادى اراده و عمل را از دشمن جانى خود تملك كند و بگيرد، يا اينكه او را بكلى از صفحه روزگار بر اندازد يا زنده اش گذارد و تملكش نمايد، و هم چنين نسبت به دشمن دين و سنن و قوانين جاريه اش مى تواند جلو قانون شكنى و آزادى عملش را بگيرد، و اختيار دارد كه او را به جان و يا مال و يا غير آن مجازات نمايد، يقينا هيچ انسان عاقلى بخود اجازه نمى دهد كه از حريت و آزادى دشمنى كه نه براى حيات مجتمع او وقعى قائل است و نه با او در حفظ مجتمعش برادرى و تشريك مساعى مى نمايد و نه از تباه ساختن مجتمعش پروا داشته و در مواقع خطر به خودش وا ميگذارد طرفدارى نمايد، و آيا از آزادى چنين دشمنى طرفدارى كردن و هم وظيفه فطرى حفظ اجتماع را انجام دادن جمع صريح بين دو متناقض و سفاهت و ديوانگى نيست؟ يقينا خواهيد گفت چرا. 🔻ترجمه تفسير الميزان، ج6، ص: 507
داستان پدر علامه طباطبایی.mp3
5.38M
🎙 🔹 عمل خالصانه علامه طباطبایی در تألیف تفسیر المیزان 🔸 حکایت ثروتی عظیم که به ملکوت رفت. 📌برگرفته از جلسات «استعدادت را دریاب»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❓سؤال👇🏻 آیا درست است که نماینده مجلس گفته: «حفظ نظام حتی بر حفظ جان امام زمان هم مقدم‌ است» ✅پاسخ👇🏻 حرف درست و دقیقی هست و در واقع ایشان سخنان امام خمینی(ره) را تکرار کرده اند. امام در اول فروردین‌ماه سال ۱۳۶۲ در بخشی از سخنان خود در جمع مسئولان نظام می‌فرمایند: امروز ما مواجه با همه قدرت‌ها هستیم و آن‌ها در خارج و داخل دارند طرح‌ریزی می‌کنند؛ برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست دهند و نابود کنند. و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهمّ تکلیف‌هایی است که خدا دارد؛ یعنی، حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد اهمیتش بیشتر است؛ برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا می‌‌کند برای اسلام و همه انبیا از صدر عالَم تا حالا که آمدند، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند. (صحیفه امام، جلد ۱۵، صفحه ۳۶۵) امام خمینی (ره) همچنین فرمودند: «حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول الله (ص) است یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حجّ است» لذا امام راحل در راستای این موضوع تأکید می‌کنند: «مسأله حفظ نظام جمهوری اسلامی از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی‌کند» حفظ جان افراد و حتّی حفظ جان حاکم اسلامی ـ که رسول خدا (ص) و ائمه (ع) نیز از مصادیق حاکم اسلامی‌اند جزء احکام فرعیّه اسلام هستند. اینکه در روایت آمده، نماز عمود اسلام است؛ یعنی کار عمود (ستون)، حفاظت از کلّ بناست، و حاکم اسلامی هم مجری اسلام است لذا نه ستون اسلام با خود اسلام برابری می‌کند نه حیات دنیوی مجری آن. بلکه اصل اسلام، که یک نظام منسجم باشد، ارجحیّت بر برخی اجزاء و حیات دنیوی مجریانش دارد و حکومت اسلامی نمای بیرونی این نظام منسجم فکری است. لذا حفظ نظام اسلام، بر هر امر دیگری اولویّت دارد. 👈🏻حقیقت امر این است که امروز و در زمان غیبت معصوم، اسلام در قالب جمهوری اسلامی ایران و نظریّه ولایت فقیه نمودار شده و در حال به اجرا در آمدن است؛ اگر چه هنوز بسیار فاصله داریم با آن روز که موانع برطرف شوند و اسلام، تمام و کمال به اجرا درآید. ولی به هر حال، امروز اسلام با این نظام شناخته می‌شود لذا شکست این نظام و آسیب دیدن ولایت فقیه (نه شخص ولیّ‌فقیه) مساوی است با شکست اسلام. اگر خدای ناکرده این نظام برافتد، صدها سال طول می‌کشد تا اسلام راستین بتواند دوباره سر بلند کند. بر همین مبنا بود که امام (ره) فرمودند: «حضرات آقایان توجه داشته باشند که مصلحت نظام از امور مهمّه‌ای است که گاهی غفلت از آن موجب شکست اسلام عزیز می‌گردد»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سفرِ پر ماجرا_26.mp3
7.03M
۲۶ بعداز وفات؛ تو می مونی و خودت! اگه الآن؛ از خلوت هات لذّت میبری اونجا هم از تنها موندن با خودت نمی ترسی! عشق تنها همراهیه؛ که به خلوتهات اوج میده و تنهات نمیذاره. استاد_شجاعی 🎤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹 منتظران ظهور 🌹
راز پیراهن قسمت چهل و چهارم: روز موعود فرا رسید ،ژینوس مانند روحی سرگردان ، آرایش خود را تکمیل کرد
راز پیراهن چهل و پنجم: زری و ژینوس سوار بر ماشینی سیاهرنگ ، رو به مقصدی نامعلوم شدند...البته برای ژینوس نامعلوم بود. راننده ماشین هم مردی بود با هیکلی زمخت و نخراشیده ، چشمانی ریز و سیاه و لباسی سرتاپا مشکی... ژینوس که بعد از ماه ها حصر در آن خانهٔ ارواح اولین بار بود پای از آنجا بیرون میگذاشت ، از پشت شیشه ، اطراف را زیر نظر داشت ، او اصلا به یاد نمی آورد که این جاده پیچ‌در پیچ‌و خاکی را کی و چگونه طی کرده ، همه چیز برایش نا آشنا بود. ژینوس در فکرش خود را داخل جشنی تصور می کرد که قرار بود هنرنمایی کند ، او واقعا نمی دانست قرار است چه کند اما زری به او اطمینان داده بود که خودشان کارها را درست می کنند و ژینوس ساده و خوش خیال نمی دانست قرار است چه بشود و او را به کجا بکشانند. یک ساعتی از حرکت می گذشت که به روستایی خوش آب و هوا که پر از تپه بود و تپه هایش مملو از درختان سر به فلک کشیده بودند. تک و توک خانه هایی به چشم می خورد ، ماشین آنها از خانه ها گذشت و به جاده ای باریک که در دو طرفش درختانی ردیف وجود داشت ، پیش رفتند و پیش رفتند ، کاملا مشخص بود که مقصد آنان ، عمق جنگل پیش روست. بالاخره بعد از طی مسافتی به جایی رسیدند که فضای وسیع و دایره واری در وسط بود که دور تا دورش درختان جنگلی بود و کمی آنطرف تر هم خانه ای بزرگ که با چوب ساخته شده بود به چشم میخورد. چند نفر در حال چیدن میز و صندلی در این دایره بودند و یک طرف هم سکویی گذاشته شده بود که با فرشی قرمز پوشیده شده بود که مشخص بود جایگاهی ست برای کسانی که می خواهند هنرنمایی کنند. زری و ژینوس از ماشین پیاده شدند. زری به خانه چوبی اشاره کرد و‌گفت : ما باید اول بریم اونجا، استادبزرگ و چند نفر از دوستانش منتظر ما هستند، باید یک سری امور را یادت بدیم که توی این جشن بدرررررخشی..... ژینوس سری تکان داد و پشت سر زری حرکت کرد. 📝به قلم ط_حسینی 🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿