eitaa logo
‌"زیر نور ماه"
91 دنبال‌کننده
131 عکس
7 ویدیو
0 فایل
احتمالا محلی برای حرف های دختری رنگین کمانی که گاهی از روزمرگی های رنگی رنگیش تعریف میکنه گاهی ام روزاش بی رنگ و سیاه و سفید میشن بلخره زندگی همینه...
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ؛کاتوره
خلاصه بعد نماز گفتم بیا فقط با هم بدون کفش قدم بزنیم و مهم نباشه که مقصد کجاست ، هر جای مشهد الرضا قشنگه :)
هدایت شده از ؛کاتوره
با هم رفتیم و رفتیم و یهو دیدم حنا میگه عسل اون روبرو رو نگا کن ؛ وقتی نگاه کردم دیدم دقیقا همون باغی بود که حنا دنبالش بود و همون چایخونه اصلی باغ رضوان😭😭
هدایت شده از ؛کاتوره
انقدر راه رفته بودیم پاهامون قفل کرده بودن ، یهو کنار دارالشفا یه آمبولانس روشن دیدیم خیلی همزمان با حنا به هم خیره شدیم و بعد گفتم ببین بلدی طوری غش کنی که کف بالا بیاری ما رو ببرن خونه؟ :)
هدایت شده از ؛کاتوره
اینجا حنا یکی از خاطره های تلخشو از آمبولانس و بیمارستان برام تعریف کرد ، ولی چون دو تا مست بودیم طوری خاطره تلخو به جوک اسیدی تبدیل کرده بودیم که من یه لحظه از خنده تعادلمو از دست دادم وسط صحن نشستم رو زمین :)))))
هدایت شده از ؛کاتوره
خلاصه رفتیم خونه [بدون آمبولانس😔] و با بچه های اکیپ کلی خوش گذروندیم
هدایت شده از ؛کاتوره
موقع خواب همه ثانیه اول خروپفشون رفت هوا حالا من و حنا تازه اول شبمون بود
هدایت شده از ؛کاتوره
اپراتور حنا توی هتل آنتن نمیداد و فقط یه جاهای مخصوص وصل میشد حنا گوشیو گرفته بود دستش و توی کل هتل دنبال آنتن میگشت منم مثل دُم دنبالش راه میرفتم هر جا میگفت وصل شد میگفتیم بشینیم بشینیم 🤣🤣
هدایت شده از ؛کاتوره
خلاصه کنار پنجره بغل در وصل شد و ما همونجا رو موکت دراز کشیدیم🤣😭
هدایت شده از ؛کاتوره
وایب شبامون دقیقا همین بود دقیقا
هدایت شده از ؛کاتوره
حالا تا صبح بیدار موندیم چیکار کردیم؟ تقلید تلفظای رکعات نماز امام جماعتی که نماز مغربو خونده بود :]
هدایت شده از فلان‌جا
آخر شب خیلی خانومانه برنامه ریختیم برای ساعت خواب و بیداری برای نماز صبح بعد مایی که کلا بیدار موندیم و نشستیم داریم ادای امام جماعت نماز مغرب دیشبو در میاریم و از شدت خنده ی خفه پاره شدیم :