"زیر نور ماه"
علاقم نسبت به این باکس های تولد خیلی عجیبه خالیشونم دوست دارم اصلا به نظرم خیلی خوبن
یه باکس تولد گرفتم
که چیزای توشم پکیج مورد علاقه هام بود:)
به دریا میزنم شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
"فاضل نظری"
تو همه جا کنارمی و پیشمی، وقتی تو شلوغیم، فکر کردن بهت بهم ارامش میده.تو تصورم بهم لبخند میزنی، وقتی کنارمی به حرفام گوش میدی وقتی که ساکتم، صدامو میشونی و صداتو میشونم حتی اگه چیزی نگی، وقتی ناراحتم میفهمی، وقتی باهات حرف میزنم به حرفام گوش میدی، هر اتفاقی بیفته تنهام نمیزاری و برات مهم نیست میتونم چقدر مزخرف و بد باشم.مهم نیست پیشم باشی یا نه من حضورتو کنارم حس میکنم و وجودت تو زندگیم پر رنگ تر از هرکس دیگه ایه، و ازت میخوام همیشه تو ذهنم بمونی حتی اگه بری.
"زیر نور ماه"
از امروز به مدت یه هفته قراره تنهای تنها باشم تو خونه:))))
تا الان که واقعا دوست داشتنی بوده
یعنی تو این ۶ روز کاملا خودِ خودم بودم
و واقعا با این خود واقعیم خیلی حال کردم:)
صبحش احساس کردم یکی اومد کنارم دراز کشید
چشامو باز کردم دیدم مامانم کنارم خوابیده
حول حوش ساعت ۶:۳۰ اینا بود
یکم بغلم کرد باهم حرف زدیم
بلند شدیم اون رفت وسایلشو جمع کنه
منم رفتم خرید اینا کردم
بعدشم براش واسه تو اتوبوس غذا درست کردم
و خلاصه رفتیم محل حرکت و راهیش کردم
حالا قبل رفتنش رفته برام گل خریده
میگه من تولدت نیستم
خیلی ناراحتم
مراقب دختر من باش
وقتی بغلش کرده بودم که خدافظی کنیم
انتظار داشتم از شدت گریه بمیرم
ولی عجیبه که خیلی منطقی برخورد کردم و بچه بازی درنیاوردم