eitaa logo
‌"زیر نور ماه"
91 دنبال‌کننده
131 عکس
7 ویدیو
0 فایل
احتمالا محلی برای حرف های دختری رنگین کمانی که گاهی از روزمرگی های رنگی رنگیش تعریف میکنه گاهی ام روزاش بی رنگ و سیاه و سفید میشن بلخره زندگی همینه...
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی دارم بزرگ میشم و این واقعا ناراحتم میکنه
تو همه جا کنارمی و پیشمی، وقتی تو شلوغیم، فکر کردن بهت بهم ارامش میده.تو تصورم بهم لبخند میزنی، وقتی کنارمی به حرفام گوش میدی وقتی که ساکتم، صدامو میشونی و صداتو میشونم حتی اگه چیزی نگی، وقتی ناراحتم میفهمی، وقتی باهات حرف میزنم به حرفام گوش میدی، هر اتفاقی بیفته تنهام نمیزاری و برات مهم نیست میتونم چقدر مزخرف و بد باشم.مهم نیست پیشم باشی یا نه من حضورتو کنارم حس میکنم و وجودت تو زندگیم پر رنگ تر از هرکس دیگه ایه، و ازت میخوام همیشه تو ذهنم بمونی حتی اگه بری.
‌"زیر نور ماه"
از امروز به مدت یه هفته قراره تنهای تنها باشم تو خونه:))))
تا الان که واقعا دوست داشتنی بوده یعنی تو این ۶ روز کاملا خودِ خودم بودم و واقعا با این خود واقعیم خیلی حال کردم:)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Episode 1
بیایید باهم بریم به ۱۴۰۲/۱۱/۲ من
صبحش احساس کردم یکی اومد کنارم دراز کشید چشامو باز کردم دیدم مامانم‌ کنارم خوابیده حول حوش ساعت ۶:۳۰ اینا بود یکم بغلم کرد باهم حرف زدیم
بلند شدیم اون رفت وسایلشو جمع کنه منم رفتم خرید اینا کردم بعدشم براش واسه تو اتوبوس غذا درست کردم و خلاصه رفتیم محل حرکت و راهیش کردم
حالا قبل رفتنش رفته برام گل خریده میگه من تولدت نیستم خیلی ناراحتم مراقب دختر من باش وقتی بغلش کرده بودم که خدافظی کنیم انتظار داشتم از شدت گریه بمیرم ولی عجیبه که خیلی منطقی برخورد کردم و بچه بازی درنیاوردم
مامانم که سوار اتوبوس شد و رفت رفتم یکم قدم زدم تو شهر تاکسی گرفتم و اومدم خونه و با یه خونه کاملا منفجر شده روبه رو شدم
همین که رسیدم به غزل پیام دادم که پاشو بیا اینجا حوصله‌ ندارم بیا بشین من کارامو بکنم اول گفت نه ولی بعدش قبول کرد گفت دارم راه می‌افتم حالا من پخش زمین منتظر بودم غزل بیاد بلند شم
غزل رسید هی میگفت پاشو هی میگفتم الان بلخره بلند شدم اول یکم خونه رو جمع کردم رفتم سراغ ظرفا غزلم نشسته بود رو اپن باهم حرف میزدیم یهو یکی زد به در