من یک عدد گشنه خسته خواب الود هستم
با کلی کار سنگین
تازه فردا علاوه بر سرکارم باید بانکم برم🦦
همونجوری که زیر لب برای خودش اهنگ مورد علاقه شو زمزمه میکرد
تو تاریکی خونه که فقط یه نور هالوژن روشنش میکرد
لیوان خیلی قشنگشو که یکم گرد و خاک روش نشسته بود و از ته کابینت پیدا کرد
یه چای خوش رنگ برای خودش ریخت و کنارش یه شیرینی خوشگل هم گذاشت و
با احترام فراوان خودشو بعد مدت ها به یه چای دعوت کرد رو پله های حیاط کوچیک خونشون:)
"زیر نور ماه"
قانون اول به هیچکس اعتماد نکن تاکید میکنم هیچکس!
گفته بودم قبلا بهت
گوش نکردی بازم
"زیر نور ماه"
گفته بودم قبلا بهت گوش نکردی بازم
من باهات مثل قبل رفتار می کنم
که وقتی موضوع رو متوجه شدی
انقدر شرمنده شی که نتونی تو چشام نگاه کنی
ولی عمیقا متاسفم
نه برای تو برای خودم
اعتماد مثل یه گوی شیشه ای خیلی ظریف میمونه
وقتی میدیش دست کسی
با کلی وسواس و فکر و اورثینک و شب نخوابیدن
بعد میبینی اون خیلی راحت از دستش افتاده تیکه تیکه اش کرده
حس میکنی شیشه خورده های اون رفته تو قلبت
کی قراره تیکه های اون گوی و بهم بچسبونه وقتی هزار تیکه شده؟!
گاهی دلم برای تموم آدمایی که بارها قلبشون شکسته و بعد با همون تیکه های شکسته به عشق ورزیدن ادامه دادن
میسوزه قبل از همه خودم.
نادیده گرفتن آسیبی که بهت وارد شده و تو باید براش زمان و پول و انرژی بذاری تا ترمیمش کنی در حالی که طرف مقابل نه پشیمونه و نه تلاشی برای جبران میکنه
مقدس نیست...
واقعا مقدس نیست!
یه جوری شروع کن این ماه جدیدتو که بعدا بگی وای از اردیبهشت شروع کرده بودمااا
درسته امروز هیچکاری نکردم
ولی همین که جون یه مارمولک کوچولو که قلبش از ترس خیلییی تند تند میزد و نجات دادم
مفیده ، نیست؟!
برای اولین بار دارم یکم از محوطه محل زندگیم دور میشم تنهایی
و تو تاکسی جلو نشستم
خوشحالی زیاد:)
اون لحظه ای که با خستگی از در میای و رو مبل پخش میشی
اون لحظه ای چای میریزی برای خودت
برای خودت غذا گرم میکنی
اون لحظه ای که بعد حموم چند ثانیه میری زیر اب سرد
اون لحظه ای بعد تموم شدن کارات
شیرکاکائو داغ میخوری
اینا قشنگی های زندگیه به نظرم
لحظه های شیرینی ان نه؟