هدایت شده از -پایین شهر-
سوار تاکسی شدم
از کنار یه ماشین دیگه رد شدیم ( لاین مخالف)
یه پسره جذاب و خوشگل پشت فرمون بود
تو فکر بودم داشتم همینطوری نگاه میکردم بهش
دستشو تکون داد لبخند زد
منم ناخودآگاه براش دست تکون دادم لبخند زدم
خیلی کیوت و سافت بود
"زیر نور ماه"
سوار تاکسی شدم از کنار یه ماشین دیگه رد شدیم ( لاین مخالف) یه پسره جذاب و خوشگل پشت فرمون بود تو فک
نشون دهنده قدرتم تو ارتباط چشمی برقرار کردنه✌️
جوری تمام گردنم کهیر زده و قرمز شده
که مودم اینه:
لعنتی اون فقط یه کیک با عصاره توت فرنگی بود لوس بازی در نیار
و خواهش میکنم کرم نریز چون من نهایتا بتونم بهت یه پماد بزنم و یه انتی هیستامین بخورم
پس خودت بچه خوبی باش و تا شب خوب شو🔪
"زیر نور ماه"
قول دادم بهتون برسم:)
مهرتو حرکت بده!
تا وقتی که خودت نخوای حرکت کنی، هیچی عوض نمیشه، همه چی همونجوریه که بوده، پس اگه نیاز به تغیرو تحول داری خودت ایجادش کن