اصلا دلم نمیخواست برم بیرون باهاشون
ولی غلبه کردم به اون بعد وجودم
و با لبخند تصنعی همراهیشون کردم
ولی آخراش واقعا دیگه میخندیدیم
"زیر نور ماه"
"مهم نیس بگی پشتم چی مهم نیست اگه مث همه دشمن شی فقط بهم قول بده اشتباه نکنی فقط بهم قول بده خوشبخ
"شب که شد اون چشمات ستاره هارو کور کرد
یه شب یه مستی با تو منو از دنیا دور کرد و
برد یه جای دور تو کهکشون
شب که شد اون چشمات یه جاده رو به ماه زد
یه راهزن به قلبم تو این شب سیاه زد ولی
تو دادی راه و بهم نشون "
-شب که شد-
"فدی"
"زیر نور ماه"
از اون شروع ها که کم آوردن نداشته باشه البته یه یار محکمم قراره تو طول این ۷ ماه داشته باشم
هنوزم اونجور که باید جدی نگرفتمش
هدایت شده از -پایین شهر-
اسکار تلخ ترین و غمگین ترین کار میرسه
به پاک کردن چت با کسی که واقعا دلت میخواد اون چت هارو تک تکشونو بنویسی تو دفتر تا برای همیشه یادت بمونن
"زیر نور ماه"
"شب که شد اون چشمات ستاره هارو کور کرد یه شب یه مستی با تو منو از دنیا دور کرد و برد یه جای دور تو
"روزا گذشت و فصل ها عوض شد
من دورتر از تو بهارم سرد شد
روزا گذشت و عقربه چرخید
فصل ها عوض شد تو برنگشتی..."
-بی نشونه-
"جیدال"
زندگی کردن درحالی که هنوز خودت ، خودت رو کامل نمیشناسی و هرروز چیز جدیدی در مورد خودت کشف میکنی و یکی میاد بهت میگه "من تورو خیلی خوب میشناسم" کمدی سیاهه :)